پرش به محتوا

جذبه

از ویکی ایران

جذبه، از اصطلاحات عرفانی. در لغت به معنای كشش است و در اصطلاح به اشتیاق و سرمستی‌ای گویند كه در اثر رؤیت ذات و صفات حق، ناگهان و بی‌هیچ كوشش و سلوكی به بنده دست می‌دهد. گاهی صوفیان در توضیح مفهوم جذب از تمثیل آهن‌ربا بهره برده‌اند[۱]. جذبه معلول به عنایت و لطف خداوند است و آن را به برخی از خداجویان تفضل می‌كند[۲]. هر چند برخی امكان جذبه را در گرو استعداد و قابلیت انسان نیز دانسته‌اند[۳]. جذبه (= كشش) در این معنا در مقابل سلوک(= كوشش) قرار می‌گیرد. از نظر صوفیه سیر باطنی به سوی حق به دو صورت ممكن است: سلوکیا جذبه. سلوک فعل انسان یعنی كوشش و سیر تدریجی سالک به سوی حق است.

اما جذبه كشش و سیر ناگهانی و غیر تدریجی و حاصل توجه خاص خدا به انسان است. گاه نیز جذبه به جنون عرفانی منجر می‌شود. عقلای مجانین یا مجانین عقلا عارفانی هستند كه به این جنون رسیده‌اند[۴]. همچنین ممكن است جذبه به تعطیل حواس بیانجامد[۵] و ممكن است در این حال، پاره‌ای از حواس و توانایی‌های باطنی برانگیخته شود، چنانكه گفته‌اند ابن‌فارض قصیده معروف تأئیه را بر اثر جذبه سروده است[۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. كاشانی، عزالدین محمود بن علی. مصباح الهدایه و مفتاح الكفایه. چاپ جلال‌الدین همایی، تهران: 1367ش، ص113.
  2. كاشی، عبدالرزاق. اصطلاحات الصوفیه. چاپ محمدكمال ابراهیم جعفر. مصر: 1981، 39.
  3. همو، شرح منازل السائرین. چاپ محسن بیدارفر، قم: 1372ش، ص17.
  4. جامی، عبدالرحمن. نفحات الانس. چاپ محمود عابدی، تهران: 1370، ص314- 475.
  5. جامی، عبدالرحمن. نفحات الانس. چاپ محمود عابدی، تهران ص401- 402، 497.
  6. جامی، عبدالرحمن. نفحات الانس. چاپ محمود عابدی، تهران  ص541.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

امیر حسین ساکن اف