پرش به محتوا

اشاعره

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۳۶ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

اشاعره، نامی كه بر پیروان مكتب كلامی ابوالحسن اشعری اطلاق می‌شود. اشاعره در معنای عام به سنّت‌گرایان یا اهل سنّت و جماعت گفته می‌شود، یعنی آنان كه در برابر خردگرایان معتزلی، بر نقل (= قرآن و سنت) تأكید می‌ورزند و نقل را بر عقل ترجیح می‌دهند[۱]. اشاعره كه در مقابل معتزله قرار دارند، ضمن پرهیز از جریان‌های افراطی عقل‌گرایانه و اجتناب از تفریط عقل‌ستیزانه، «اقتصاد در اعتقاد» را به‌عنوان راهی میانه و معتدل در اعتقاد اسلامی مطرح كردند[۲]. ابوالحسن اشعری در برابر دو جریان افراطی قرار داشت و می‌كوشید تا ضمن پرهیز از افراط و اجتناب از تفریط راهی میانه برگزیند، جریان‌های افراطی رویی در عقل‌گرایی داشت و رویی در عقل‌ستیزی یا نقل‌گرایی. معتزله بر عقل به عنوان یگانه‌ ابزار شناخت حقیقت تأكید می‌كردند و با نفی هر آن‌چه در نظر آنان خردپذیر نمی‌نمود و نیز با تكیه بر آیات نفی‌كننده تشبیه و با تأویل آیات دال بر تشبیه، نه فقط تشبیه و تجسیم را مردود دانستند، كه رؤیت را نیز نفی كردند، منكر صفات زاید بر ذات شدند و از خلق كلام خدا سخن گفتند. در برابر معتزله، اصحاب حدیث با تكیه بر نقل، شیوه‌ای عقل‌ستیزانه در پیش گرفتند، به تفسیر ظاهری آیات پرداختند، و از تأویل عقلانی قرآن سخت پرهیز كردند. اشعری و پیروان او كوشیدند تا در برابر این افراط‌ها و تفریط‌ها راهی میانه بیابند و «اقتصاد در اعتقاد» را متحقق سازند. ابن خلدون در مقدمه گزارشی از آن افراط‌ها و تفریط‌ها و از این میانه‌روی به دست داده است[۳].

اشعری و سپس اشاعره بر بنیاد شیوه میانه روانه اندیشیدند و نظریه‌های خود را بر همین اساس پرداختند. آنان گذشته از آن كه پیوسته در اندیشه‌های كلامی‌شان میانه‌روی را پیش چشم داشتند، جای از آن سخن می‌گفتند؛ چنان كه غزالی الاقتصاد فی الاعتقاد را عنوان كتابی مستقل ساخت. جلوه‌های این میانه‌روی را در تمام نظریه‌های اشعری و اشاعره، به ویژه در نظریه كلام نفسی و لفظی، در نظریه رؤیت، و در نظریه رابطه ذات و صفات باید بازجست.

روش عقلی ـ نقلی

گرچه جنبش اشعری با پرهیز از عقل‌گرایی و تأویل آغاز شد، اما از آن‌جا كه میان عقل‌گرایی افراطی و عقل‌ستیزی، گونه‌ای عقل‌گرایی معتدل هست، اشعری نه تنها عملاً كه نظراً نیز به مفهومی عقل‌گراست و این عقل‌گرایی كه میراث معتزلیان و فیلسوفان به شمار می‌آید، در آثار پیروان اشعری بیشتر می‌شود. گذشته از این، اشاعره در برابر فیلسوفان و معتزلیان خردگرا و به اصطلاح بدعت‌های آنان، از باورهای اصیل اسلامی، یعنی از داده‌های وحی (= نقل) به دفاع برخاستند و روشی عقلی ـ نقلی برگزیدند و با تكیه بر استدلال‌های منطقی عمل كردند. پس از اشعری پیروانش عقل‌گرایی را شدت بخشیدند. روشن‌ترین و مستندترین نمونه‌ای كه می‌توان برای عقل‌گرایی اشعری كرد، رساله استحسان الخوض علم الكلام اوست. اشعری در این رساله به كسانی كه تفكر و تعقل را در الهیات حرام می‌دانستند، سخت تاخته و استدلال‌های گوناگونی برای باطل ساختن عقایدی از این دست مطرح كرده است.

عقل‌گرایی و تأویل

مایه‌های عقل‌گرایی در آثار اشعری از یك سو و تأثیر میراث عقل‌گرایی در جامعه اسلامی از سوی دیگر، زمینه را برای بازگشت پیروان اشعری به عقل‌گرایی و به تأویل ـ كه نتیجه عقل‌گرایی است ـ فراهم ساخت و بزرگان مكتب اشعری، یعنی باقلانی، جوینی، غزالی و سرانجام فخرالدین رازی عقل‌گرایی را تجدید كردند و همانند معتزله در كار تأویل كوشیدند. در سده 6ق / 12م ابن رشد در كتاب فصل المقال آن‌جا كه از مدعیان فهم شریعت سخن می‌گوید و مشهورترین آنان را 4 گروه ـ اشعریه، معتزله، باطنیه و حشویه ـ می‌شمارد، آشكار از گرایش آنان به تأویل سخن به میان می‌آورد و تصریح می‌كند كه این گروه‌ها به تأویل الفاظ شرع می‌پردازند و الفاظ شرع را بر طبق باورهای خود تأویل می‌كنند[۴].

نیز نگاه کنید به

    مآخذ    

  1. ابن‌حزم، علی. الفصل. به كوشش محمد ابراهیم نصر، جده: مكتبات عكاظ، بی‌تا، تمام صفحات.
  2. شهرستانی. الملل و النحل. به كوشش محمد فتح‌الله بدران، قاهره: 1375ق، 1/94.
  3. ابن‌خلدون. مقدمه. ترجمه محمدپروین گنابادی، تهران: 1353، ج2، ص942- 947.
  4. ابن‌رشد. «فصل المقال» در فلسفه ابن رشد. بیروت: دارالآفاق، الجدیده، بی‌تا، ص46.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی دادبه

تلخیص سید حسن امین