پرش به محتوا

کورش

از ویکی ایران

كورش، ملقب به كبیر و ذوالقرنین، هفتمین شاه پارس و نخستین شاهنشاه و بنیانگذار امپراتوری هخامنشی* (حك 550-530 پ‌م)1. پدرش كمبوجیه و مادرش ماندانا، دختر آستیاگ (آژیدهاك) آخرین پادشاه ماد* بود كه برخی در صحت این موضوع تردید دارند.2 همزمان با ضعف آستیاگ، كورش به عنوان شاه پارس و انشان(559 پ.م) كه خراجگذار مادها بود، در سازش با نبونید پادشاه بابل و هارپاگ سردار مادی، با شورش علیه شاه ماد در دشت پاسارگاد* بر او چیره شد. (550 پ.م)3 پس از آن كرزوس پادشاه لیدیه با اتحاد با مصری‌ها، بابلی‌ها و یونانیان به قلمرو كورش حمله كرد اما به دلیل دریافت نكردن كمك‌های متحدانش عقب نشست. كورش در زمستان 546 پ.م در طی یورشی غافلگیركننده، شهر سارد پایتخت لیدیه را محاصره و تسخیر كرد و سارد یكی از ولایت‌های تابع امپراتوری پارس شد.4 كورش پس از آن به تسخیر و تحت فرمان در آوردن شهر دولت‌های یونانی ایونیه پرداخت و آنها را مجبور به پرداخت خراج و تأمین سرباز برای سپاه هخامنشی كرد و سپس با فرو نشاندن شورش‌های شرق ایران زمین (545-539 پ.م) در هیركانیا (گرگان)، پرثو، هریوه (هرات)، باختر، زرنگ، سغد، خوارزم و مرو شاهنشاهی هخامنشی را یكپارچه كرد.5 كورش در سال 539 پ.م به بهانة اتحاد نبونید با كرزوس بابل را فتح كرد و در این راستا از خشم كاهنان معبد خدای مردوك علیه نبونید یاری جست. كورش پس از فتح بابل در معبد مردوك تاجگذاری كرد و از سوی اقوام ساكن و تابع بابل به عنوان پادشاه شناخته شد.6 اقدامات مهم كورش در بابل عبارتند از بازگرداندن یهودیانی كه از زمان بخت النصر پادشاه بابل (587 پ.م) در این شهر اسیر بودند، به موطنشان در اورشلیم و تأمین هزینه بازسازی معبدشان در آنجا و نیز تدوین استوانة حقوق بشر به خط میخی در بابل.7 كورش از این پس خود را پادشاه چهارگوشة جهان خواند و سپس فرزند ارشدش كمبوجیه را در رأس سپاهی برای فتح مصر گسیل داشت. قلمرو كورش از مصر، سواحل مدیترانه و لیدیه در غرب تا سرزمین اربایا (عربایا) در جنوب دریای پارس و تا سواحل سند و سیر دریا (سیحون) در شرق امتداد داشت. او سرانجام در جنگ با اقوام ماساگتها در شرق كشته شد و جسد او در آرامگاهش در پاسارگاد قرار داده شد (530 پ.م). پس از او كمبوجیه به پادشاهی هخامنشیان رسید.8 آنچه كورش را به عنوان یك فرمانروا در دنیای باستان متمایز می‌سازد سیاست صلح و سازش او در مقابل اقوام مغلوب و تابع هخامنشیان بود. مطابق با این سیاست، كورش بر خلاف رسم آن دوران هرگز به سپاهیانش اجازة غارت و چپاول اقوام و شهرهای تسخیر شده را نمی‌داد. علاوه بر این اقوام مغلوب و تابعش را در انجام مناسك دینی و حفظ افكار و عقایدشان آزاد گذاشته و خود نیز نسبت به دیدگاه‌های آنان، به دیدة احترام می‌نگریست.9 این موضوع در استوانة حقوق بشر در بابل مشهود است. كورش در برخورد با حكمرانان مغلوب همیشه رعایت آنان را كرده و با آنان با لطف و احترام رفتار می‌كرد چنانكه این موضوع در رفتارش با آستیاگ، كرزوس و نبونید آشكار است. این رویه باعث شده بود كه اقوام و ملت‌ها به ایرانیان با دیدة احترام نگریسته و همواره از او به نیكی یاد كنند، در چند جای كتاب مقدس و در تفسیری از سورة كهف در قرآن كریم از وی به عنوان پادشاهی دادگر و نیكوكار و با لقب ذوالقرنین نام برده شده است.10 در دورة كورش هنرمندان آثار بسیاری از خود به جای گذاردند كه در روند یادمان‌های هنری ایران تأثیر فراوان داشت. پاسارگاد پایتخت وی از این دسته آثار ماندنی است.

نیزنك: هخامنشیان، مادها

مآخذ:

1-    زرین كوب، عبدالحسین. تاریخ مردم ایران. تهران: امیركبیر، 1364، ج 1، ص 114.

2-    هینتس، والتر. داریوش و پارس‌ها. ترجمة عبدالرحمن صدریه، تهران: امیركبیر، 1380، ص 105.

3-    بریان، پیر. امپراطوری هخامنشی. ترجمة ناهید فروغان، تهران: انتشارات فرزان، نشر قطره، 1381، ج 1، ص 48.

4-    یسرائیل، ژرار. كورش بزرگ. ترجمة مرتضی ثاقب‌فر، تهران: ققنوس، 1380، ص 135-132.

5-    پیرنیا مشیرالدوله، حسن. ایران باستان. تهران: مجلس، 1311، ج 1، ص 270-480.

6-    شاندور، آلبر. كورش. ترجمة محمد قاضی، تهران: زرین، 1375، ص 281.

7-    ارفعی، عبدالحمید. فرمان كورش بزرگ. تهران: فرهنگستان ادب و هنر ایران، 1356، ص 16.

8-    اومستد، ا. ت. تاریخ شاهنشاهی هخامنشی. ترجمة دكتر محمد مقدم، تهران: ابن سینا، 1340، ص 118.

9-    برای آگاهی بیشتر: شعبانی، رضا. كورش كبیر. (مجموعة از ایران چه می‌دانم؟/30) تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1381، ص 45.

10-  آزاد، مولانا ابوالكلام. كورش كبیر. ترجمة محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران: كتابخانة ابن سینا، 1344، ص 3.


مهرداد شباهنگ