آل بختیشوع
ظاهر
آل بختیشوع، شهرت خاندان ایرانی دانشور و دانش دوستی که هریک از اعضای آن از نامورترین پزشکان روزگار خود بودند. بختیشوع، سرسلسله این خاندان و فرزندش جبرئیل احتمالا در ربع نخست سده 1ق ریاست بیمارستان مشهور جندیشاپور (نزدیک اهواز کنونی) را بر عهده داشتند که از زندگی آن دو اطلاعی در دست نیست.1 دیگر نامداران این خاندان از این قرارند:
- جورجس فرزند جبرئیل (د پس از 152ق / 769م)، رئیس پزشکان جندی شاپور در میانه سده 2ق، برای درمان منصور عباسی، به اجبار به بغداد فراخوانده شد و 4 سال بعد، به جندیشاپور بازگشت و چندی بعد در آنجا درگذشت. وی به آیین مسیح و اصول اخلاقی سخت پایبند و از خدمت خلیفگان ناخشنود بود. به زبانهای پهلوی، یونانی و سریانی تسلط داشت و عربی نیز میدانست. دانشنامهای در پزشکی به سریانی نوشت و آثاری را از یونانی به عربی ترجمه کرد.2و3و4و5و6و7
- بختیشوع دوم فرزند جورجس (د پیش از 187ق / ؟م) که بر خلاف پدر در خدمت به خلفیگان بغداد شتاب داشت. پس از رفتن پدر به بغداد رئیس بیمارستان جندی شاپور شد. یک بار در فاصله 158-169ق و بار دوم به دعوت یحیی بن خالد برمکی و برای درمان هارون عباسی در 171ق به بغداد رفت. کتاب الکناش المختصر را نوشت.8و9و10
- جبرئیل دوم (د 213ق / ؟م) فرزند بختیشوع دوم از نظر جایگاه اجتماعی برجسته ترین فرد خاندان بختیشوع بود. اما از نظر اعتبار علمی هرگز به پای پدرانش نرسید.11 در 171ق / ؟م رئیس بیمارستان جندیشاپور شد. در 175ق به سفارش پدر به عنوان پزشک شخصی جعفر برمکی به بغداد فرا خوانده شد و از این پس خاندان بختیشوع ریاست این بیمارستان را رها کردند.12 جبرئیل پس از مرگ پدر، به خلیفه نیز خدمت کرد. بعدها در دربار هارون به مقامی والا دست یافت و پس از گذراندن فراز و نشیبهای بسیار سرانجام در 213ق در اوج قدرت و اعتبار درگذشت. جبرئیل بخشی از ثروت باورنکردنی خود را، که گویند همه را مدیون حرفه خود بود به حمایت از مترجمان، بویژه حنین بن اسحاق اختصاص داد.13و14و15
- بختیشوع سوم (د 256ق / ؟م) فرزند جبرئیل دوم در 213ق و پس از مرگ پدر، جانشین وی شد و همچون او از توجه ویژه خلیفگان عباسی برخوردار گشت. در این میان دو بار همه دارایی هنگفت او را مصادره کردند، اما باز آنها را به دست آورد. او نیز بخشی از ثروت خود را صرف حمایت از مترجمان کرد.16و17و18 پس از مرگش، دولتمردان دیگر با سوء استفاده از بحران سیاسی بغداد که به اوج خود رسیده بود همه دارایی افسانهای وی را تصاحب کردند و چیزی برای پسرش عبیدالله و دیگر فرزندان خردسالش نگذاشتند. عبیدالله بر خلاف نیاکانش، نتوانست به حرفه پزشکی وارد شود و بعدها به اعتبار شهرت پدر شغلی دیوانی بر عهده گرفت.19
- جبرئیل سوم (311-396ق / ؟م) پسر عبیدالله. پس از مرگ پدر و در نوجوانی به آموزش پزشکی پرداخت در دربار آل بویه* و دیگر فرمانروایان ایران شهرت بسیار یافت زیرا بر زبان فارسی تسلط داشت.20 ابوسعید عبیدالله (د حدود 455ق / ؟م) فرزند جبرئیل آخرین فرد نامدار این خاندان بود. وی آثار متعددی از خود برجای گذاشت که از جمله آنها میتوان به مناقب الاطباء (درباره تاریخ پزشکان) اشاره کرد که تاریخ نگاران بعدی از آن بهره بردهاند.21وی در 429ق / ؟م یا کمی پس از آن، در رد نظر کسانی که پزشکی را جدای از فلسفه میدانستند کتاب وجوب النظر علی الطبیب فی الأحداث النفسانیه و کون العشق مرضا، را نوشت.22که فلیکس کلاین ـ فرانکه [1]متن عربی آن را با عنوان رساله فی الطب و الاحداث النفسانیه به همراه آلمانی در بیروت به چاپ رسانده است.23
مآخذ:
- کرامتی، یونس. «پزشکی»، دایره المعارف بزرگ اسلامی. ج 13، ص 643.
- ابن ندیم. الفهرست. به کوشش رضا تجدد، تهران: 1350ش، ص 354.
- ابن مطران، اسعد. بستان الاطباء و روضه الالباء. چ تصویری، به کوشش مهدی محقق، تهران: 1368، ج 1، ص 65.
- قفطی، تاریخ الحکماء. اختصار زوزنی، به کوشش یولیوس لیپرت، لایپزیگ: 1903م، ص 158-160.
- ابن ابی اصیبعه، احمد، عیون الانباء فی طبقات الاطباء، به کوشش اگوست مولر، قاهره، 1299ق، ج 1، ص 123-125، 203.
- بیرونی، ابویحان محمد بن احمد، الصیدنه فی الطب، به کوشش عباس زریاب، تهران، 1370ش، ص 618؛
- رازی، محمد بن زکریا، الحاوی، حیدرآباد دکن، چ اول، صص 1/99، 11/293.
- Graf, G., Geschichte der christlichen arabischen Literatur, Vatican, 1947, Vol II, p 110.
- قفطی،100-101، 158-160؛ ابن ابی اصیبعه، 1/123-127.
- Graf, vol II , p 110.
- Ullmann, M., Die Medizin im Islam, Leiden,1970, p 109.
- کرامتی، «پزشکی»، ص 645.
- همانجا؛ قفطی، صص 383-384؛ ابن ابی اصیبعه، ج 1، ص 174.
- قفطی، ص 132-146، 158-160؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 127-138.
- جهشیاری، محمد، الوزراء و الکتاب، به کوشش مصطفی سقا و دیگران، قاهره، 1357ق، ص 176، 225-227.
- حنین بن اسحاق، رساله الی علی بن یحیی فی ذکر ماترجم من کتب جالینوس، به کوشش مهدی محقق، تهران، 1379ش، شمارههای 13، 17، 43، 108، 110.
- ابن قتیبه دینوری، عبدالله، عیون الاخبار، قاهره، 1343-1349ق/1925-1930م؛ ج 1ص 309، ج 2 صص103-104، ج4 ص 94.
- قفطی، ص 102-104؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 138-144؛ حنین شمارههای 2، 11، 14 و جز آن
- Leclerc, L., Histoire de la médecine Arabe, Paris, 1876, Vol. I. pp 102-103
- ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 144؛ کرامتی، «پزشکی»، ص 648.
- قفطی، صص 146-151؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 144-148.
- مثلا قفطی، ص 126، 127، 356؛ ابن ابی اصیبعه، ج1، صص 72، 75، 144.
- ابوسعید بن بختیشوع، رساله فی الطب و الاحداث النفسانیه، به کوشش فلیکس کلاین فرانکه، ص 22.
- Klein-Franke, Felix, tr. Über die Heilung der Krankheiten der Seele und des Körpers, Beirut.
[1]. Felix Klein - Franke
یونس کرامتی