امشاسپندان
امشاسپندان، موجوداتی مینوی که در نظام هستی در دین زرتشتی پس از اهورا مزدا قرار دارند.
امشاسپندان تجلیات اهورا مزدا به شمار میآیند و نماینده او در امر آفرینش و نگاهداری عالم و همچنین هدایت انسان و راهیابی او به سعادت جاودانی هستند.
امشاسپند از ریشه اوستایی اَمِشَه سْپِنْتَه(ameša spenta) است که آن نیز از دو بخش امشه به معنای جاودان و بیمرگ، و سپنته به معنای مقدس و افزونی بخش ترکیب شده است و به معنی «مقدس بی مرگ» یا «مقدس جاودان» است. در سرودهای گاثاهای زرتشت این وجودهای برتر مینوی عبارتاند از وَهُوَمَنه (بهمن)، اَشَه وَهیْشَته (اردیبهشت)، خِشَثْرَه وَیْرَیه (شهریور)، سْپِنْتَه آرمیتی (اسفند) هَئوْرَوتاتَه (خرداد)، اَمُرِتاتَه (مرداد)[۱]. این گروه در گاثاها گاه با هم، گاه برخی با یکدیگر و گاه به تنهایی نام برده شدهاند، اما در هیچ جای آن واژه «امشاسپند» ذکر نشده است؛ تنها پس از گاثاها، نخستین بار در یسنه هفت هاتی (3:39، 6:42) است که با این نام مواجه میشویم. در اوستا، امشاسپندان به دو گروه مؤنث و مذکر تقسیم شدهاند. وهومنه، اشه وخشتره و یرید در گروه امشاسپندان مذکر و آرمیتی، هئوروتاته و امرتاته در گروه امشاسپندان مؤنث قرار میگیرند[۲].
در این میان وهومنه بر سایر امشاسپندان برتری دارد و امشاسپندان دیگر همنشین وی هستند[۳]. با اینکه در جاهایی اهورا مزدا در کنار 6 امشاسپند جای داده شده و آنها یک مجموعه 7 عضوی را ساختهاند، اما در مرتبه پس از اهورا مزدا قرار دارند و از موجودات مادون خود برترند و بر آنها اشراف و غلبه دارند. از این رو آنان دارای صفات تیزبین، بسیار زورمند و دلیر هستند و چون اهورا مزدا از جنس نورند، راه امشاسپندان نیز درخشان خوانده شده است[۴]. در متون پهلوی امشاسپندان جایگاه برتر خود را همچنان حفظ کردهاند و در بندهش بر آفرینش آنان پیش از هر چیز دیگر تأکید شده است[۵]. همچنین در ایادگار جاماسپی نیز علاوه بر آنکه آنان نخستین آفریدگان هرمزد دانسته شدهاند، چگونگی آفرینش آنان به روشن شدن چراغی از چراغ دیگر تشبیه شده است[۶].
در گاثاها هر یک از امشاسپندان تجسم بخشی از صفات اهورا مزدا هستند، اما در متون متأخر مزدایی با آفرینش مادّی اهورا مزدا ارتباط یافتهاند: بهمن حامی حیوانات، اردیبهشت حامی آتش، شهریور حامی فلزات، سپندارمذ حامی زمین، خرداد حامی آب و امرداد حامی گیاهان شده است؛ سپندمینو را نیز موکل بر انسان کردهاند.