متعه
متعه، عقد زناشویی برای مدت معیّن.
متعه، در لغت، به معنی توشه اندک است[۱] و در معانی مختلف استفاده میشود: 1) نکاح منقطع، عقد زناشویی است که مدت آن معین[۲] و متصل به تاریخ عقد است و باید همراه با ذکر صداق باشد[۳]، در غیر این صورت، عقد، باطل است. در صورت عدم تعیین مدت، عقد، دائمی محسوب میشود؛ 2) متعه النکاح یا متعه النساء، همان نکاح منقطع است که نزد عوام، صیغه نامیده میشود[۴] و در برابر متعه الحج استفاده میشود[۵]؛ 3) متعه الحج، زمانی است میان عمره و حج که برای حج گذار محل میشود و التذاز و انتفاعی که به سبب احرام بر او ممنوع شده، خصوصاً لذت جنسی، برای او جایز میگردد[۶]؛ 4) متعه الطلاق یا مهرالمتعه، مالی است که مستحب است، زوج، موقع طلاق به زوجه هبه کند[۷]. مهرالمتعه در نزد علمای اهل سنت به دو گونه است: مهر المتعه واجب، که به زنی تعلق میگیرد که تعیین مهر را تفویض کرده و پیش از نزدیکی، طلاق داده شده و مهرالمتعه مستحب، برای زنی که بعد از نزدیکی، طلاق داده شده است[۸]. مهرالمتعه در فقه امامیه، حق زنی است که مهر او در هنگام عقد، ذکر نشده و پیش از نزدیکی و تعیین مهر، طلاق داده شده است[۹][۱۰]. ملاک اصلی در تعیین مهر المتعه، بنا بر رأی مشهور فقهای شیعه امامیه، وضعیت مالی زوج است[۱۱].
مآخذ:
1. یزدی، سیدمحمدکاظم. عروه الوثقی. ج2، ص655.
2. ماده 1075 و 1076 قانون مدنی.
3. ماده 1087 قانون مدنی.
4. تفسیر قرطبی. ج5، ص30- 35؛ همان. ج1، ص321/ 13؛ مجمعالبحرین. 42؛ همان. 333.
5. فرهنگنامه حج.
6. همان؛ تفسیر قرطبی. ج2، ص387- ج7، ص397؛ تهذیب اللغه. 2/85/2؛ ابناثیر. نهایه. ج4، ص292؛ مجمعالبحرین. ص333؛ شهید ثانی. الروضه البهیه فی شرح المعه الدمشقیه. قم: انتشارات حوزه علمیه، ج2، ص204.
7. ابناثیر. نهایه. 4/292؛ مجمعالبحرین. ص333.
8. الجزیری. الفقه علی المذاهب الخمسه. ج4، ص118 و 119.
9. نجفی، محمدحسن. جواهر الکلام. ج31، ص58؛ محقق حلی. شرایع الاسلام. ج2، ص547 و 548.
10. جواهرالکلام. ج31، ص54 و 55.
اسدالله معظمی گودرزی
- ↑ یزدی، سیدمحمدکاظم. عروه الوثقی. ج2، ص655.
- ↑ ماده 1075 و 1076 قانون مدنی.
- ↑ ماده 1087 قانون مدنی.
- ↑ تفسیر قرطبی. ج5، ص30- 35؛ همان. ج1، ص321/ 13؛ مجمعالبحرین. 42؛ همان. 333.
- ↑ فرهنگنامه حج.
- ↑ همان؛ تفسیر قرطبی. ج2، ص387- ج7، ص397؛ تهذیب اللغه. 2/85/2؛ ابناثیر. نهایه. ج4، ص292؛ مجمعالبحرین. ص333؛ شهید ثانی. الروضه البهیه فی شرح المعه الدمشقیه. قم: انتشارات حوزه علمیه، ج2، ص204.
- ↑ ابناثیر. نهایه. 4/292؛ مجمعالبحرین. ص333.
- ↑ الجزیری. الفقه علی المذاهب الخمسه. ج4، ص118 و 119.
- ↑ نجفی، محمدحسن. جواهر الکلام. ج31، ص58.
- ↑ محقق حلی. شرایع الاسلام. ج2، ص547 و 548.
- ↑ جواهرالکلام. ج31، ص54 و 55.