طِیْلَسان
طِیْلَسان، يا طاق نوعی عبا*یا ردای* چادر* مانند گشاد و بلند که آن را بر روي سر يا دوش ميانداختند.
طيلسان لباس رسمي و ویژة علما، قضات، صوفيان و بعدها بزرگان و رجال بود و اصطلاح طیلسانداران مترادف با عالمان و رهبران فکری و دینی شد.1
ایران باستان: در كتاب واژههای معرب شدة فارسی، نوشتة جواليقي در قرن پنجم هجري قمري، طيلسان را در اصل لباسی ایرانی دانسته است.2 ظاهراً این واژة عربي بر گرفته از طالش و تالشان، ناحيهاي در گیلان است كه بیشتر مردمان آن نواحی به سبب بارندگی و سرما چنين پوششي داشتند. در زمان خلافت ابوبکر، و در فتوحات اولیه مسلمین در ایران، خالدبن ولید در منطقة حیره، در مقابل دریافت وجوهی نقد و یک عدد طیلسان، صلح را پذیرفته است.3
ابتدای اسلام تا مغول: اعراب برای محافظت از گرما، سرما یا باد، گاه روی عمامة* خود پارچهای میانداختند که شانهها یا پایینتر از آنها را میپوشاند.4 عثمان خلیفة سوم به یکی از امیران طیلسانی به همراه جبّه*ای خز اهدا کرد.5 زنان نیز از طیلسان، بویژه طيلسان کبود رنگ استفاده میکردند.6 این پوشش بعدها ویژة علما و قضات شد و بيشتر نوع بلند و حاشیهدار آن را كه ساخت بم و از «رَفْرَف» دیبای نازک (سبز رنگ) بود، میپوشیدند.7 طیلسانها بیشتر به رنگهاي آبی، سیاه، سبز، کبود، زرد و قرمز بود، و اغلب نقوشی اسلیمی و مانند آن داشت. امیران رنگ سیاه و علما آبی آن را بیشتر میپوشیدند.8 طلبههای جوان طیلسان خود را نميپوشیدند و آن را تا ميکردند و بر شانه خود مینهادند.9 مردم طبرستان بویژه در زمستان از طیلسانهای بلند استفاده میکردند.10 برخی از خلفای عباسی مانند سفاح و امین و ظاهراً مُسترشد و نیز برخی از امرای صفاری، طیلسان سیاه یا سبز ميپوشيدند. سردار سپاه امین نیز طیلسانی بلند و سرمهای رنگ بر شانه ميافكند.11 وزیران و دیگر بزرگان از جمله جعفر برمکی، وزیر خلیفه عباسی نیز طیلسان داشتهاند.12 برغشی وزیر سامانی طیلسانی از مُلْحَم مرغزی داشت که تارش از ابریشم و پودش از کرباس یا پنبه بود.13 صاحب بن عبّاد وزیر آل بویه به هنگام تدریس، به هیات اهل علم در ميآمد و طیلسان بر سر ميانداخت و عمامة خود را نیز تحت الحَنَک میکرد.14 در منطقة فارس طیلسانپوشی چنان رواج یافته و همهگیر شده بود که نوشتهاند حتی گدایان و مستان نیز طیلسان داشتهاند و به این خاطر دبیران و کاتبان آنجا هرگز طیلسان نمیپوشیدهاند.15 کسانی را که طیلسان بر تن داشتند، برای دیدار وزیر شیراز راه نمیدادند مگر آن که آن را از تن درميآوردند و به جایش دُراعه* میپوشیدند.16 باخرزی در مورد لباس صوفیان* مینویسد: «صوفی اگر جامه وجود خود پاک کرده «فرجی» پیش گشاده درپوشد و فرجی پوشیدن مکروه است الا مشایخ را که فرجی به منزله طیلسان است».17 قومس، سُرﱢ درحوالی کاشان، آبسکون،18 و طبرستان،19 طیلسان تولید میکردهاند. ری نوع پشمین20 و بم نوع آهاردار و حاشیهدار ابریشمی نازک آن را تهیه میکردهاند.21
مغول تا عصر حاضر: بزرگان این دوره از نوعی از این پوشش، بویژه رنگ جگری یا قهوهای آن با نقوش سفید یا سبز استفاده ميکردهاند.22 ظاهراً از دورة صفوی به بعد استفاده از طيلسان رو به فراموشی گذاشته است. در قرون اخیر برخی از علما یا دراویش گاه به شيوة گذشتگان عبا یا ردای بر دوش افتادة خود را بالا ميآوردند و بر سر ميكشيدند.23
نک: کلاه، چادر
مآخذ:
1. چیتساز، محمدرضا. تاریخ پوشاک ایرانیان. تهران: سمت، 1379، ص 91؛ يوسفي، غلامحسين. «واژهنامة تاريخي پوشاك ايران»، پوشاك در ايران، دانشنامة ايرانيكا. ترجمة پيمان متين، تهران: اميركبير، 1382، ص 386.
2. جوالیقی، ابومنصور. کتاب المعرب من الکلام العجمی علی حروف المعجم. مطبعة دارالکتب المصریه، 1361ق، به نقل از دهخدا، ذیل طیلسان؛ شعوری حلبی، حسن. لسان العجم (فرهنگ فارسی به ترکی). بی تا، ج 2، ص 166؛ جاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر. البیان و التبیین. تصحیح حسن سندوبی، مصر: مطبعة الرحمانیه، ج 1، ص 128.
3. بلاذری، ابی العباس احمد بن یحیی. فتوح البلدان. حققه و شرح و حواشیه عبدالله انیس الطباع، عمر انیس الطباع، دار النشر للجامعین، 1377ق / 1957م، ص 342.
4. ابن رسته، احمد بن عمر اصفهانی. الاعلاق النفیسه، ترجمه حسین قره چانلو، تهران: امیرکبیر، 1365، ص 226؛ حسن ابراهیم، حسن. تاریخ السیاسی و الدینی و الثقافی و الاجتماعی. قاهره: الطبعة الثالثه، 1953م، ج 1، ص 495.
5. یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب. تاریخ. بیروت: دار صادر، 1960، ج 2، ص 141.
6. «الطیالسة الزرق» یعقوبی. 1960، ج 2، ص 135؛ نویری، شهابالدین احمد بن عبدالوهاب. نهایة الارب فی فنون الادب. قاهره: مطبعة دارالکتب، 1373ق / 1955م، ج 18، ص 174.
7. حسن، زکی محمد. تاریخ نقاشی در ایران. ترجمه ابوالقاسم سحاب، تهران: سحاب، 1372، ص 51؛
تصویری از رساله دعوت الاطباء
Lewis, B; C. Pellat; E. Bosworth. The world of Islam faith, people, culthre, London: 1976, P.106, no 20.
نقشی از کتاب مقامات حریری
8. Ibid, p.23, no 16; Papadopoulo, A; Mazenod. L’Islam et l’art musulman, Paris: 1969, P.131, no 29.
نقشی از کتاب مُختارالحکم، موزه توپکاپی سرای، استانبول؛ راوندی، محمد بن علی. راحة الصدور وآیة السرور. تصحیح محمد اقبال، لیدن: 1921م، صص 69-70؛ متز، آدام. الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع. نقله الی العربیة محمد عبدالهادی ابوریده، قاهره: لجنة التالیف و الترجمه، 1377ق/1957م، ج 2، ص 301.
9. مقدسی، ابوعبدالله محمد بن احمد. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. طبع دخویه، لیدن: بریل، 1906م، ص 328؛ مقایسه شود با شعر سنایی
آنکس که ردایی ز ریا بر کتف افکند آن نیست ردا آن بصفت دان طلسانست
سنایی غزنوی، ابوالمجد. دیوان. به اهتمام مدرس رضوی، تهران: کتابخانه ابن سینا، 1341، ص 84؛
Supuler, B. Iran in frǜh-Islamischer zeit, Wiesbadan, 1952, Pp.516-517.
10. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن. الکامل فی التاریخ. بیروت: دارصادر، داربیروت، 1385ق / 1965م، ج 5، ص 31؛ نویری. ج6، ص 275.
11. ابن اثیر. ج 5، ص 460؛ مسعودی، ابی الحسن علی. مروج الذهب و معادن الجوهرفی التاریخ. بتحقیق محمد محیی الدین عبدالحمید، الطبعة الثالث، قاهره: 1377ق / 1958م، ج 3، ص 420؛ ابن اثیر. ج 10، ص 608؛ تاریخ سیستان. مولف ناشناخته، تصحیح محمد تقی بهار، تهران: 1314، صص342، 352؛ یعقوبی. ج 3، ص 167.
12. تنوخی، قاضی ابوعلی محسن بن علی. الفرج بعد الشدة. قاهره: دارالطباعة المحمدیه، ترجمه و تالیف فارسی، حسین بن اسعد دهستانی، تصحیح اسماعیل حاکمی، تهران: اطلاعات، 1363-1364، ج 1، صص 251-252.
13. بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین. تاریخ بیهقی. به کوشش خلیل خطیب رهبر، تهران: سعدی، 1368، ج 2، ص 495، که در آنجا به جای طیلسان، از واژه طاقه استفاده شده است.
14. یاقوت حموی، شهابالدین. معجم الادباء (ارشاد الاریب الی معرفة الادیب). طبع احمد فرید رفاعی، قاهره: 1936-1938م، ج 2، ص 312؛ متز. ج 1، ص 298؛ برای تحت الحنک، نک: عمامه.
15. ابن حوقل. صورة الارض. الطبعة الثانیه، لیدن: بریل، 1938-1939م، ص 271؛ مقدسی. صص 7، 440، مقایسه شود با تصاویر
Lewis. B; C. Pellat; E. Bosworth. P.49, no 20.
16. مقدسی. صص 7، 440.
17. باخرزی، ابوالمفاخر یحیی. اوراد الاحباب و فصوص الآداب. به کوشش ایرج افشار، تهران: فرهنگ ایران زمین، 1358، (جلد دوم در فصوص الآداب )، ج2، صص 30-33.
18. همو، ص 367؛
Stilman. Y; N, Stilman; T, Majda; Libas. EI 2, Vol V, p.753;
باخزري، صص 395-396؛ همو، ص 367.
19. همو، ص 367؛ فقیهی، علی اصغر. آل بویه و اوضاع زمان ایشان. گیلان: صبا، 1357، ص 267؛ یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، کتاب البلدان. طبع دخویه، لیدن: 1891-1892م، ص 277؛ مقدسی. ص 367؛ ابن حوقل. ص 323؛ فقیهی. ص 267.
20. مقدسی. ص 391؛ حدود العالم من المشرق الی المغرب. مولف ناشناخته، مقدمه بارتولد، تعلیقات مینورسکی، ترجمه میرحسین شاه، تصحیح و حواشی مریم میراحمدی، غلامرضا ورهرام، تهران: دانشگاه الزهراء، 1372، ص 392.
21. ابن حوقل. صص 253، 271؛ راوندی. صص 69-70؛ متز. ج 2، ص 301؛ مقدسی. ص 470.
22. Gray, B. La peinture Persane. Genève: 1977, Pp. 50-53;
نسخه کتاب البلهان، بغداد. آکسفورد، بودلیان or.133 . ورقه29 ؛ سودآور، ابوالعلاء. هنر دربارهای ایران. ترجمه ناهید محمد شمیرانی، تهران: کارنگ، 1380، ص 30، ش 1، نقاشی روی ابریشم.
23. برای برخی از اصطلاحات فارسی در مورد طیلسان ، نک : دهخدا،علی اکبر،امثال و حکم،امیرکبیر،1363، ج 2 ، ص 1078
محمدرضا چیت ساز