پرش به محتوا

کرمان

از ویکی ایران

کرمان، مرکز استان و شهرستانی به همین نام، واقع در نیمه شرقی ـ جنوبی کشور.

شهرستان کرمان از غرب با شهرستان‌های زرند، رفسنجان و بردسیر، از جنوب با شهرستان‌های بم و جیرفت، از شمال غرب با شهرستان راور و از شمال شرق با شهرستان‌های بیرجند و نهبندان (در استان خراسان جنوبی) و از شرق با شهرستان زاهدان (در استان سیستان و بلوچستان)، همسایه است. این شهرستان برابر آخرین تقسیمات کشوری، دارای 6 بخش 13 شهر و 16 دهستان است.1 بخش عمده‌ای از شرق این شهرستان در کویر لوت قرار دارد.

شهر کرمان با مختصات جغرافیایی ً00 َ05 ْ57 طول شرقی و ً30 َ17 ْ30 عرض شمالی و ارتفاع 1755 متر از سطح دریا با آب و هوایی معتدل، خشک و کوهستانی و با میانگین بارندگی سالانه 136 میلی‌متر،2 در فاصله 980 کیلومتری تهران، از مسیر کاشان ـ یزد، واقع است.3 این شهر از طریق راه آهن نیز به تهران متصل است و در آینده نزدیک به زاهدان و شهر مرزی میرجاوه هم مرتبط خواهد شد.4 گرچه بخش اعظمی از شهرستان کرمان در کویر لوت واقع شده، اما شهر کرمان با دیواره کوهستان پلوار، از کویر مذکور جدا شده و بدین ترتیب عامل ارتفاع بر اقلیم آن تأثیرگذار شده است. این شهر در منطقه‌ای کم ارتفاع قرار دارد و توسط کوه‌های جوپار (4135 متر) در جنوب، پلوار (4233 متر)، سیرج (3520 متر) و جفتان (3957 متر) در شرق و کوه‌های باغ‌بالا (3775 متر) و بن در (3250 متر) در شمال و حاجی‌آباد (2943 متر) در غرب محصور شده است.5 با این حال رودخانه مهمی در شهر و اطراف آن جریان ندارد و تنها رود قابل ذکر رود شور بافق است که به عنوان مهم‌ترین رودخانه حوضه اردستان ـ یزد ـ کرمان و مانند دیگر رودخانه‌های این حوضه، تحت تأثیر بارندگی‌های نامنظم، حالت سیلابی داشته و در تمام فصل‌های سال، خشک و بی‌آب است.6 شهداد، جفتان، اندوهجرد، دهنه غار، حرجند و چترود نیز از دیگر رودخانه‌های کرمان هستند که بیشتر از کوهستان پلوار سرچشمه می‌گیرند.7

کرمان از شهرهای باستانی ایران است. تنها در کتاب حدودالعالم، شانزده بار از آن نام برده شده است.8 در کتاب مذکور در وصف این شهر آمده است: «کرمان ناحیتی است [که] مشرق وی حدود سندست و جنوب وی دریاء اعظم است، و مغرب وی ناحیت پارس است، و شمال وی بیابان سیستان است و این ناحیتیست که هر چه بسوی دریاست جایهای گرمسیر است و مردمانی‌اند اسمر [گندم‌گون] و جای بازرگانانست و اندر وی بیابان‌هاست و از وی زیره و خرما و نیل و نی‌شکر و پانیذ خیزد...»9 و در عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات از کرمان چنین یاد شده است: «ولایتیست بزرگ و مبارک اهل وی دین‌دار غالباً ملوک ایشان عادل‌اند... حد کرمان تا حد بحر فارس است و مفازه خراسان و مکران و تا طارم، متاع کرمان: رازیانه و خرما و زیره و ارزن و رکوه و نطعها و پردها و کرباس...»10 و لسترنج نیز می‌گوید: «یاقوت گوید کرمان در دوره سلاجقه از بهترین و آبادترین بلاد محسوب می‌شد، ولی در قرن هفتم که وی جغرافیای خود را می‌نوشت شهرهای آن ایالت خراب بود و کشت‌زارها بی‌حاصل و اهالی سرگردان و بیچاره بودند و بالاخره در پایان قرن هشتم جنگ‌های امیرتیمور ویرانی و خرابی کرمان را تکمیل کرد و آن ناحیه را سراسر به ورطه خرابی و بدبختی فرو برد. مقدسی در قرن چهارم کرمان را به پنج کوره، یعنی پنج ولایت، تقسیم کرده که هر ولایتی به اسم کرسی آن ولایت موسوم بوده است،...».11 کرمان و ایالت آن در طول حیات تاریخی خود با نام‌ها و لقب‌های بسیاری از جمله جرمانیا، ژرمانیا، کارمانیا، کرمانیه، کریمان، شهر کوران، دارالامان و... شهرت داشته است.12 نام دیگر این ناحیه برابر کتیبه‌های هخامنشی بوتیا بوده و جزو ساتراپی چهاردهم به شمار می‌رفته است و بعدها: کارامانیا نام گرفت و کم‌کم تبدیل به کرمان شده است.13 زمان صفویه دوره آرامش کرمان بوده است اما در زمان فتنه افغان این ناحیه غارت  شد و در زمان آقا محمدخان قاجار بزرگ‌ترین صدمات به شهر کرمان وارد آمد، زیرا اهالی این شهر از لطفعلی‌خان  زند طرفداری کرده بودند.14 با تأسیس استان کرمان در 1316ش و انتخاب کرمان به مرکزیت آن و احداث راه‌های مواصلاتی مختلف و نیز مراکز متعدد صنعتی، آموزشی و تجاری، کرمان به یکی از قطب‌های مهم جذب جمعیت و سرمایه در جنوب کشور تبدیل شده است؛ به گونه‌ای که جمعیت شهر از 62157 تن در نخستین سرشماری عمومی کشور در 1335ش به 384991 تن در سرشماری 1375ش15 و طبق برآوردهای انجام شده، در 1384ش جمعیت شهر کرمان به 529748 تن رسیده است.16 کرمان به لحاظ تولید انواع صنایع و هنرهای دستی از جمله قالی و انواع فرش و نیز داشتن جاذبه‌های طبیعی از جلوه‌های زیبای زندگی در انواع محیط‌های زیستی حاشیه کویر تا دامنه‌های کوه‌های اطراف شهر و نیز دارا بودن آثار تاریخی متعدد نظیر کاروان‌سراها، بازارها، موزه‌ها، مسجدها که مسجد جامع، مسجد امام، مجموعه بازار وکیل، حمام گنجعلی‌خان و ... از جمله آنهاست، مقصد گردشگران بسیاری از داخل و خارج از کشور است.17


مآخذ:

1.     دفتر تقسیمات کشوری. نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری. تهران: دفتر تقسیمات کشوری (وزارت کشور)، 1384.

2.     جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. ج 3، دایره‌المعارف جغرافیایی ایران، چ 1، تهران: گیتاشناسی، 1379، ص 992.

3.     سازمان حمل و نقل و پایانه‌های کشور (وزارت راه و ترابری). اطلس جاده‌های ایران (ویرایش دوم). تهران: همشهری، 1380، ص133 و 134.

4.    همان. صIV و 28 – 26.

5.    مؤسسه گیتاشناسی. اطلس گیتاشناسی استان‌های ایران. چ1، تهران: گیتاشناسی، 1383، ص156.

6.     جعفری، عباس. گیتاشناسی ایران. ج 2، رودها و رودنامه ایران، چ 2، تهران: گیتاشناسی، 1379، ص 59.

7.     جعفری. گیتاشناسی ایران. ج 3، دایره‌المعارف جغرافیایی ایران، همانجا.

8.     حدودالعالم من المشرق الی المغرب. به کوشش منوچهر ستوده، تهران: طهوری، 1362، ص 229.

9.    همان. ص126.

10.  طوسی، محمد. عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات. به کوشش منوچهر ستوده، چ2، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1345، ص 263 و 264.

11.  لسترنج، گای. جغرافیای تاریخی سرزمین‌های خلافت شرقی. ترجمه محمود عرفان. چ 6، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1383، ص 321.

Lestrange, G. The Lands of the Eastern Caliphate. Cambridge: University Press, 1905, P. 299.

12.  چکنگی، علیرضا. فرهنگنامه تطبیقی نام‌های قدیم و جدید مکان‌های جغرافیایی ایران و نواحی مجاور. چ 1، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1378، ص 240.

13.  کیهان، مسعود. جغرافیای مفصل ایران، ج 2: سیاسی. تهران: ابن‌سینا، 1311، ص244.

14.  همان. ص245.

15.  نورالهی، طه. توزیع و طبقه‌بندی جمعیت شهرهای ایران در سرشماری‌های 75-1335. تهران: مرکز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور)، 1382، ص 111 و 189.

16.  مرکز آمار ایران. بازسازی و برآورد جمعیت شهرستان‌های کشور. تهران: مرکز آمار ایران (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور)، 1382، ص172.

17.  سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی (وزارت آموزش و پرورش). جغرافیای استان کرمان. چ5، تهران: 1383، ص 80-84.

غلامحسین تکمیل همایون