ارگ بم
ارگ بم، بزرگترين قلعه و شهر كهنة خشتي به وسعت 200 هزار متر مربع در شمال شرق شهر بم.
ارگ بم را «قلعة بم»، «قلعة هفتواد» و «قلعة خداي آفرين»1 نيز خواندهاند. تاريخ بناي آن مشخص نيست، تپهگزاران (كجاران) در شمال غرب آن نخستين جايگاه بم بوده است.2 در شاهنامه و كارنامة اردشير بابكان3 از بناي دژي كه در نزديكي گزاران به دست هفتواد (هفتان بختان)، كه بر اثر بخت و اقبال از كرمي كه دختر او در سيبي يافته بود، قدرتمند شده ولي در نبرد با اردشير بابكان شكست خورده بود خبر داده شده كه همان ارگ بم است. اين داستان اهميت توليد و تجارت ابريشم را در حيات اقتصادي بم بر سر راه ادويه (شاخة جنوبي راه ابريشم) نشان ميدهد.4
در ارگ تا پيش از ويراني در اثر زلزله 1382ش هنوز بنايي بود كه آن را كد (لانه) كرم مينامند.5 برخي روايتها بهمن پسر اسفنديار6 را باني ارگ ميدانند و باستاني پاريزي آن را تبعيدگاه مجرمان دورة كورش مانند بنونيد شاه بابل مي داند.7 كشف سكة اشكاني و وجود خشتهاي ساساني در مرمت بنا، نشانگر بناي آن پيش از ساسانيان است.8
در 31ق / م، عبدالله بن عامر با لشكركشي به بم، در آنجا مسجدي بنا كرد.9 شهر كهنة بم در قرون نخستين اسلامي سه مسجد براي خوارج، اهل سنت و يكي در قلعه داشت، «اندر شهر حصاري محكم»10 و با چهار دروازه از جيرفت بزرگتر بود.11 ارگ بم را جزئي از شهر كهنة بم نيز دانستهاند.12
در دورة حكومت سلجوقيان، غزها و قراختاييان بر كرمان، ارگ بم موقعيت نظامي و تجاري ويژهاي داشت، يورشهاي مختلف را تجربه كرد و مأمن مناسبي براي مردم بود. كتبي در سدة 8ق / م مينويسد كه بم «از محكمي و حصانت به عمارت سليمان مشهور است»13 در همين زمان، شاه شجاع مظفري عمران و آباداني كرمان را منوط به آباداني بم دانست. در دورة تيمور ارگ بم به بركت شمسالدين و طاهرالدين عارفان بمي از تخريب و غارت در امان ماند.14 اگر چه در دورة صفوي در آنجا عمارتهاي عالي ساخته شد اما با هجوم محمود افغان از آنجا كه نتوانست كوتوال بم را تسليم كند به غارت و ويراني روستاهاي اطراف قلعه اكتفا كرد.15 در دورة افشاريان و زنديان خاندانهاي سيستاني در آنجا حكومت يافتند. لطفعلي خان زند پس از فرار از مقابل سپاهيان آقا محمدخان قاجار به ارگ بم رفت و در آنجا اسير شد. در مقابل ارگ به دستور آقا محمدخان، كله مناري بر پا كردند كه سالها بعد پاتينجر آن را ديده و توصيف كرده است.16
با شكست قيام آقاخان محلاتي در 1253ق / م ساكنان قلعه را به شهر كنوني بم انتقال دادند.17 از آن زمان تنها حكمران در ارگ سكونت داشت و پس از آن نيز متروك ماند. ارگ بم بارها بر اثر يورشها و يا حوادث طبيعي تخريب و دوباره مرمت شد. پس از متروك شدن، نخستين بار حسن درخشان معلم بمي در 1331ش و پس از آن توسط سازمانهاي مربوطه از 1348ش مورد مرمت قرار گرفت.18 زلزلة 5 دي ماه 1382ش بين 65% تا 80% آن را تخريب كرد19 و اكنون سازمانهاي جهاني در صدد بازسازي آن هستند.
مآخذ:
1- اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان. مرآة البلدان. به كوشش عبدالحسين نوايي و ميرهاشم محدث، تهران: دانشگاه تهران، 1367، ج 1، ص 470.
2- باستانيراد، حسن. «ارگ بم»، مجلة گزارش گفتوگو. س 2، ش 8، بهمن 1382، ص 138.
3- فردوسي، حكيم ابوالقاسم. شاهنامه. تصحيح ژول مُل، تهران: سخن، 1374، ص 1151 و فرهوشي، بهرام ]تصحيح[، كارنامة اردشير بابكان. تهران: دانشگاه تهران، 1354، ص 55.
4- باستانيراد، حسن. «بم در زير و بم تاريخ»، مجلة كتاب ماه تاريخ و جغرافيا. س 7، ش 76-75، دي و بهمن 1382، ص 18 و كريمي، اصغر. «معماري ارگ بم و صنعت ابريشم»، كنگرة معماري و شهرسازي، ارگ بم، سازمان ميراث فرهنگي. 1382، ج 1، ص 241-270.
5- Bastani Parizi, Mohammad Ebrahim, »Bam, Ruins of the Old Town«, Encyclopaedia Iranica, V, 3, 1989. P. 652.
6- محلاتي، محمدمهدي. جغرافياي شهر بم. تهران: انتشارات اسلامي، 1367، ص 100.
7- باستاني پاريزي، محمدابراهيم. وادي هفت واد. تهران: انجمن آثار ملي ايران، 1355، ص 6.
8- باستاني پاريزي، محمدابراهيم. «ارگ بم»، فصلنامة كرمان. ش 45، تابستان 1381، ص 126.
9- Pope, Arthur Upham. A Survey of Persian art. Tehran: Soroush, 1977. V.3, P.930.
10- حدود العالم من المشرق الي المغرب. چاپ ميرحسين شاه، مقدمه بارتولد، كابل، پوهنجي پوهنتون، 1342، ص 402.
11- ابن حوقل، صورة الأرض. ترجمة جعفر شعار، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1345، ص 77.
12- گوبه، هانيس. «ارگ بم»، ترجمة كرامتالله افسر، نظري اجمالي به شهرنشيني و شهرسازي در ايران. به كوشش محمديوسف كياني، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1364، ص 304.
13- كتبي، محمود. تاريخ آل مظفر. تصحيح عبدالحسين نوايي، تهران: اميركبير، 1364، ص 114.
14- ژان اوبن، ]تصحيح و چاپ[، «مقامات طاهرالدين محمد و شمسالدين ابراهيم بمي»، فرهنگ ايران زمين. 1333، ج 2، ص 192.
15- وزيري، احمدعلي خان. تاريخ كرمان. تصحيح محمدابراهيم باستاني پاريزي، تهران: علمي، 1364، ج 2، ص 644.
16- پاتينجر، هنري. سفرنامة سند و بلوچستان. ترجمة شاهپور گودرزي، تهران: دهخدا، 1348، ص 230.
17- سايكس، سرپرسي مولزورث. سفرنامه (ده هزار ميل در ايران). ترجمة حسين سعادت نوري، تهران: ابن سينا، 1336، ص 254.
18- توحيدي، محمود. ارگ نامه. كرمان: مركز كرمانشناسي، 1383، ص 60.
19- طياري، حسين. «بم، ارگ»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. تهران: بنياد دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1383، ج 12، ص 553.
حسن باستانی راد