اسماعیل صفوی
اسماعيل صفوي، مؤسس و نخستين پادشاه سلسلة صفوي، فرزند شيخ حيدر از نوادگان شيخ صفيالدين اردبيلي (حك930-907ق / ؟ م).
مادر شاه اسماعيل، مارتا مشهور به عالم شاه بيگم دختر اوزون حسن فرمانرواي آققوينلو و دسپينا خاتون همسر طرابوزاني او بود. از اينرو جزء اعظم خون اسماعيل غيرتركي بود.1 اسماعيل، مادرش و ديگر فرزندان شيخ حيدر با كشته شدن پدر توسط يعقوب آققوينلو، در قلعة استخر فارس زنداني شدند. چهار و نيم سال بعد او آزادي يافته راهي اردبيل و لاهيجان شد وبه همراه دويست نفر از مريدان در دربار كاركيا ميرزا علي حكمران محلي گيلان پناه گرفت.2 اسماعيل سالها در پرتو حمايتهاي كاركيا ميرزا بود.3 برخي منابع از رفتن او به وان و قراباغ4 وبرخي از آموزشهاي او در لاهيجان5 و تلاشهاي كاركيا ميرزا براي دور داشتن او از دست رستم ميرزاي قراقوينلو خبر دادهاند. بر خلاف نظر كاركياميرزا، اسماعيل بر اين باور كه «از عالم بالا مأمورم و در اين نهضت معذورم»6، به ديلمان، طارم و اردبيل رفت و از مريدان آسياي صغير و شام دعوت كرد در 906ق / ؟ م با هفت هزار قزلباش ارزنجان و پس از آن، شيروان و باكو را فتح و در نبرد شرور نخجوان الوندبيك را شكست داد. در 907ق در تبريز بر تخت پادشاهي نشست7 و تشيع را به عنوان مذهب رسمي ايران اعلام كرد. در 908ق عراق عجم و فارس را از سلطة مرادبيگ آققوينلو خارج كرده، خاندان ذوالقدر را از حكومت دياربكر و مشعشعيان را از خوزستان برانداخت، فارس و همدان را ضميمة قلمرو خود كرد. در 913ق / ؟ م آلبوكرك پرتغالي هرمز را اشغال و خراجگذار پرتغال كرده نفوذ استعمارگران را در درياهاي جنوب هموار ساخت.8 ضعف تيموريان در خراسان موجب گستاخي ازبكان در حمله به آنجا شد كه در حملة شاه اسماعيل، شيبكخان ازبك در مرو شكست خورد (916ق) و پوست سر او را پر از كاه كرده به دربار عثماني فرستاد و اين چنين قلمرو صفويان تا آمودريا، (جيحون) گسترش يافت. شاه اسماعيل ظهيرالدين بابر را در فتح دوبارة سمرقند ياري داد.9 اما پيروزيهاي او چندان دوام نيافت كه سلطان عثماني، سليم خان اول، علماي سني را واداشت كه بر كفر شيعيان و جهاد با آنان فرمان دهد، نامههاي توهينآميز او به شاه اسماعيل و كشتار شيعيان طرفدار صفوي موجبات جنگ چالدران (رجب 920ق / اوت 1514م) را فراهم ساخت كه به دليل عدم استفاده ايرانيان از سلاحگرم، توپ و تفنگ و اتكا به آئين جوانمردي مبني بر استفاده از شمشير و استفاده عثمانيان از توپخانه موجب شكست ايرانيان شد كه برخي مورخان آن را «اقتضاي چرخ فتنهگر»10 دانستهاند. تبريز در اشغال عثمانيان درآمد، ازبكان به خراسان يورش آوردند و اينگونه اروپاييان نيز از مهلكه و خطر حملة عثماني در امان ماندند، پس از 10سال، شاه اسماعيل در 930ق درگذشت. تلاشهاي او براي اتحاد با اروپائيان عليه عثماني عقيم ماند. و تهماسب به جاي پدر بر تخت نشست. اروپائيان شاه اسماعيل را صوفي ميخواندند و قزلباشان او را به سان معبود و خود را آمادة قرباني شدن در راه او ميدانستند.
مآخذ:
1. هينتس، والتر. تشكيل دولت ملي در ايران. ترجمة كيكاووس جهانداري، تهران: 1362،خوارزمي، ص89.
2. سيوري، راجر. ايران عصر صفوي. ترجمة كامبيز عزيزي، تهران: 1366، سحر، ص18.
3. واله قزوينياصفهاني. محمديوسف. خلد برين. تصحيح محمدرضا نصيري، تهران: 1380، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، ص4.
4. سفرنامههاي ونيزيان در ايران. ترجمة منوچهر اميري، تهران: 1349، خوارزمي، ص307،245و404.
5. اسكندر بيك منشيتركمان. تاريخ عالم آراي عباسي. چاپ ايرج افشار، تهران: 1334، اميركبير و كتابفروشي تاييد اصفهان، ج1، ص25.
6. عبدي بيكشيرازي (نويدي): تكملة الاخبار (تاريخ صفويه). تصحيح عبدالحسين نوايي، تهران: 1369، نشر ني، ص36.
7. مزاوي، ميشل. پيدايش دولت صفوي. ترجمة يعقوب آژند، تهران: 1368، نشر گستره، ص164.
8. والر، سيپيلاشوستر. ايران صفوي از ديدگاه سفرنامههاي اروپاييان. ترجمة غلامرضا ورهرام، اميركبير، 1364، ص14.
9. براي آگاهي بيشتر: تاريخ ايران دورة صفويان، پژوهش دانشگاه كمبريج. ترجمة يعقوب آژند، تهران: 1380، خوارزمي.
10. اميرمحمود بن خواندمير. ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه تهماسب صفوي. چاپ غلامرضا طباطباييمجد، تهران: بنياد موقوفات دكتر محمود افشار، بيتا، ص160.
مهدی ابوالحسنی ترقی