امام خمینی
خميني، سيد روحالله مصطفوي موسوي آيتالله (اول مهر 1281 / ؟ م ـ 14 خرداد 1368ش)، روحاني انقلابي و رهبر انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران.
سه ساله بود كه پدرش سيد مصطفي توسط اشرار به شهادت رسيد.1 تحصيلات ابتدايي را در زادگاه خود خمين فرا گرفت و در نوزده سالگي براي ادامة تحصيل عازم حوزة علمية اراك شد. پس از تأسيس حوزة علمية قم تحصيلات خود را در قم ادامه داد.2 استادان و مشايخ ايشان چهارده تن بودهاند كه از مشهورترين آنها ميتوان به آيتالله شيخ عبدالكريم حائري، مؤسس حوزة علمية قم و آيتالله شاه آبادي اشاره كرد.3 در 25 سالگي به اجتهاد رسيد4 و در 27 سالگي تدريس فلسفه و عرفان را در حوزة قم شروع كرد.5 در كنار تدريس به نگارش دهها جلد كتاب به عربي و فارسي دست يازيد، از آن ميان است؛ شرح دعاي سحر، شرح چهل حديث، آداب الصلوة، مصباح الهدايه الي الخلافة و الولاية، سرالصلوة، تحريرالوسيله، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس و....6
در 1322ش با نگارش كتاب كشفالاسرار با رد افكار و شبهات حكميزاده نويسندة كتاب اسرار هزار ساله از اوضاع زمان رضا شاه انتقاد كرد.7 در 1323 نخستين بيانية سياسي خود را مبني بر قيام عمومي عليه وضع موجود منتشر كرد.8
آيتالله بروجردي*، با آگاهي به مراتب علم، فضل و تقواي آيتالله خميني وي را جزو مشاوران نزديك خود قرار داد و در جلسات بررسي مسائل سياسي از وي نظرخواهي ميكرد.9
پس از رحلت آيتالله بروجردي (16 مهر ماه 1341) مجلس لايحة انجمنهاي ايالتي و ولايتي را تصويب كرد. آيتالله خميني با هماهنگي ساير مراجع با ارسال تلگراف به شاه و عَلَم (نخستوزير) خواستار لغو لايحه شدند. سرانجام در اثر پافشاري معظم له و مراجع ديگر لايحه را لغو كردند.10 در دي ماه 1341 شاه اصول ششگانه خود را اعلام و خواهان رفراندوم شد. آيتالله خميني اصول ششگانه و رفراندوم را تحريم كرد.11 رژيم بي اعتنا به مخالفتها در 6 بهمن رفراندوم را برگزار كرد. آيتالله خميني در واكنش به اقدام رژيم عيد نوروز سال 1342 را عزاي عمومي اعلام كرد.12 به دنبال حملة مأموران رژيم به مدرسة فيضيه، معظم له طي بيانيهاي سكوت و تقيه را حرام اعلام كرد.13
درماه محرم امام خميني از وعاظ و مبلغان خواست كه جنايتهاي رژيم را در مدرسة فيضيه و اعمال ضد اسلامي آن را در منابر بيان كنند. خود نيز در عصر عاشورا سخنراني انتقادآميزي نسبت به شخص شاه و سياستهاي رژيم ايراد و اقدامات آن را با رژيم بني اميه مقايسه كرد.14 در واكنش به اين سخنراني مأموران در شب 15 خرداد ايشان را دستگير كردند و به تهران بردند. انتشار خبر دستگيري آيتالله خميني موجب تظاهرات گستردهاي در قم، تهران و ساير شهرها شد و مأموران رژيم به جماعات تظاهركننده حمله كردند و عدة زيادي از مردم را به خاك و خون كشيدند و اين قيام نقطة عطفي در مبارزات ملت شد.15 سرانجام فشار افكار عمومي موجب شد آيتالله خميني آزاد شود.
در تاريخ 20 مهر 1343 مجلس براي مصونيت اتباع امريكايي لايحة مشهور به كاپيتولاسيون را مخفيانه تصويب كرد. آيتالله خميني، كه در آن زمان رهبري نهضت مردم را بر عهده داشت، با اطلاع از موضوع و علي رغم تهديدهاي رژيم شاه در 4 آبان 1343 عليه كاپيتولاسيون سخنراني كرد و همان روز نيز اعلاميهاي خطاب به ملت صادر كرد.16 رژيم شاه در واكنش به اين موضعگيري در 13 آبان ايشان را دستگير و از فرودگاه مهرآباد به تركيه تبعيد كرد. آيتالله خميني در طي 11 ماه تبعيد در تركيه به رغم فشارها و محدوديتها، كتاب تحريرالوسيله را براي بيان مسائل سياسي و اجتماعي اسلام به نگارش در آورد.17 فشار افكار عمومي بر رژيم شاه و دولت تركيه كه دامنة آنها حتي به مجامع بينالمللي نيز كشيده شده بود موجب شد كه دولت تركيه از رژيم شاه بخواهد كه ايشان را از تركيه خارج كند.18 رژيم شاه نيز طي يك نقشة كاملاً حساب شده ايشان را به نجف تبعيد كرد. تصور رژيم بر اين بود كه ايشان در آنجا با بودن مراجع تقليدي مثل آيتالله حكيم كه مرجع عام شيعيان بود سكوت خواهد كرد و فضاي علمي و غيرسياسي حوزة نجف به وي اجازة فعاليت نخواهد داد.19 ايشان ضمن تثبيت موقعيت در سال 1348ش در كلاس درس خود بحث حكومت اسلامي را مطرح كرد و با حفظ ارتباط خود با داخل كشور به وسيلة سخنراني، پيام، اعلاميه، مبارزات را رهبري كرد.20 آيتالله خميني به دليل شأن و منزلت معنوي والا و محبوبيت ويژهاي كه در ميان ملت ايران داشت، مردم او را از آبان 1356ش امام خميني خواندند. اوجگيري مبارزات در داخل كشور در سالهاي 56-57 موجب شد كه دولت عراق از رژيم شاه بخواهد به آيتالله خميني اجازة فعاليت ندهد. دولت عراق نيز منزل ايشان را محاصره كرد. آيتالله خميني در مقام رهبري كه به هيچ وجه حاضر به عقبنشيني از اهداف خود نبود نجف را ترك و به سوي مرز كويت حركت كرد. از آن جا كه دولت كويت به ايشان اجازة ورود به خاك خود را نداد به پاريس هجرت كرد.21 و مدت چهار ماه در دهكدة نوفل لوشاتو[1] در حومة پاريس اقامت گزيد و ديدگاههاي خود را در زمينة طرز حكومت اسلامي و هدفهاي آتي نهضت براي جهانيان بازگو كرد، و در آنجا بحرانيترين دوران نهضت را رهبري فرمود. بعد از گذشت چهار ماه تصميم به بازگشت به ميهن گرفت22 و در 12 بهمن 57 پس از 14 سال دوري از وطن، در ميان استقبال باشكوه ملت به خاك ميهن قدم گذاشتند. امام خميني در 15 بهمن ماه مهدي بازرگان* را به نخستوزيري منصوب كرد.23 در 22 بهمن ماه انقلاب به پيروزي رسيد و در 12 فروردين ماه 1358 نظام جمهوري اسلامي به تصويب ملّت رسيد. مهمترين مواضع ايشان پس از انقلاب عبارتند از: فرونشاندن حركتهاي مخالف داخلي، تثبيت نظام جمهوري اسلامي، اعلام جمعه آخر ماه رمضان به عنوان روز قدس، حمايت از حركت دانشجويان در تسخير سفارت آمريكا، استقبال از قطع رابطه با آمريكا و معرفي دولت آن به عنوان عامل اصلي جنگ تحميلي، ترسيم خطوط اصلي جنگ و نحوة ادارة كشور، عدم پذيرش منافقان به دليل حركتهاي مسلحانه و مخالفت آنان با جمهوري اسلامي، صدرو فرمان هشت مادهاي خطاب به قوة قضائيه و تمام ارگانهاي اجرايي در مورد اسلامي شدن قوانين و عملكردها، دستور تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام، پذيرش قطعنامة 598 مبني بر پايان جنگ، ترسيم خط مشي بازسازي پس از برقراري صلح نسبي در 9 بند خطاب به مسئولان، پيام به گورباچف مبني بر زوال كمونيسم و پايان عمر آن، حكم ارتداد و اعدام سلمان رشدي، اعلان استعفاي قائم مقام رهبري و دستور بازنگري قانون اساسي.24
پس از رحلت ايشان و مردم حقشناس ايران بزرگترين مراسم مذهبي خود را در تشييع و خاكسپاري پيشواي انقلاب به منصة ظهور رساند.
مآخذ:
1- ستوده، اميررضا. (گردآوري و تدوين)، پا به پاي آفتاب. ج 1، تهران: نشر پنجره، 1375، ص 28.
2- همان، ص 29.
3- استادي، رضا. «مشايخ امام خميني رضوانالله عليه و عليهم»، كيهان فرهنگي. سال ششم، خرداد 68، شمارة 3، ص 10-8.
4- كشوردوست، حسن. (تدوين) ماه تابان. تهران: مؤسسة تنظيم و نشر آثارامام خميني، چاپ و نشر علاج، 1381، ص 22.
5- اميري، ابراهيم. ماه شمار آفتاب، مروري بر تقويم زندگي حضرت امام خميني ـ دفتر اول: از غنچة جمادي تا خروش خرداد. پيام زن. ويژهنامة يكصدمين سالگرد حضرت امام خميني(س)، دفتر تبليغات اسلامي حوزة علمية قم، 1378، سال هشتم شماره 7، ص 216.
6- استادي، رضا. «كتابها و آثار علمي امام خميني»، كيهان انديشه. شمارة 29، فروردين و ارديبهشت 1369، ص 143-162.
7- سلسلة پهلوي و نيروهاي مذهبي به روايت تاريخ كمبريج. ترجمة عباس مخبر، تهران: طرح نو، 1372، ص 303.
8- صحيفة نور. تهيه و جمعآوري مركز مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، ج 1، انتشارات شركت سهامي چاپخانه وزارت ارشاد اسلامي، 1369، ص 4-3.
9- رجبي، محمدحسن. زندگينامة سياسي امام خميني. ج 1، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1371، ص 207-206.
10- منصوري، جواد. قيام 15 خرداد 1342. تهران: انتشارات سوره، 1376، ص 57-53.
11- صحيفة نور، ج 1، ص 36-35.
12- همان، ص 37.
13- صحيفة امام. ج 1، چ 1، تهران: مؤسسة تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1378، چ 1، ص 178.
14- صحيفة نور. ج 1، ص 57-54.
15- منصوري، جواد. قيام 15 خرداد 1342. ص 184-171.
16- صحيفة نور. ج 1، ص 113-102.
17- روحاني، سيد حميد. تحليل و بررسي از نهضت امام خميني. ج 2، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، 1364، ص 12.
18- همان، ص 95-19.
19- خاطرات حجتالاسلام و المسلمين سيدعلياكبر محتشميپور. دفتر ادبيات انقلاب اسلامي، نشر سوره، 1376، ص 502-501.
20- امام خميني، روحالله. ولايت فقيه. تهران: اميركبير، 1357، صفحات مختلف.
21- همان، ج 2، ص 29-21.
22- انصاري، حميد. حديث بيداري. تهران: مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1374، ص 101.
23- نجاتي، غلامرضا. تاريخ بيست و پنج ساله ايران. ج 2، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، 1371، ص 359.
24- براي آگاهي بيشتر: صحيفه نور. مجلدات مختلف.
اکبر فلاحی
[1]. Nofelloshatu