امام زاده
امامزاده، در عرف تشيع مراد از امامزاده فرزندان يا فرزند زادگان ائمةاطهار(ع) و بزرگان سادات و مقابر و مزار آنان در سراسر شهرها و روستاهاي ايران است.1 مهاجرت سادات حسني و حسيني به نقاط امن سرزمينهاي شرقي اسلامي از زمان امويان* آغاز شد. اين مهاجران به چهار گروه تقسيم ميشوند: گروه نخستين، كساني كه براي فرار از بيدادگريها و ستمهاي امويان و به خصوص حجاج بن يوسف ثقفي (؟ ق / ؟ م) راه مشرق را در پيش گرفتند؛2 گروه دوم، كساني كه در زمان ولايت عهدي امامرضا(ع) * (؟ ق / ؟ م) بدين سرزمين رسيدند؛3 گروه سوم، كساني كه در خروج برخي از نوادگان علي(ع) چون زيد بن علي (122ق / ؟ م)، نفسزكيه (145ق / ؟ م)، صاحب فخ (169ق / ؟ م) و ابن طباطبا (196ق / ؟ م) بر خلفاي عباسي* و اموي شركت داشتند و پس از شكست آنها بدين حدود گريختند؛4 گروه چهارم، كه نسبت به سه گروه فزوني داشتند، در زمان حكومت علويان زيدي مذهب در مازندران (؟ ق / ؟ م) روي به دربار ايشان نهادند.5 پراكندگي سادات در تمام نقاط ايران يكسان نبود. و بيشتر به مناطق كوهستاني و مركزي چون طبرستان و ري روي ميآوردند و در صورتي كه توسط مخالفان به شهادت نميرسيدند به تدريج صورت بوميان محلي به خود ميگرفتند و سادات امروزي مقيم در نقاط مخالف كشور از اعقاب آنان هستند.6
طبق آماري (1352ش) در سراسر ايران حدود 1059 امامزاده شمارش شده كه استان مركزي بيشتري امامزاده را دارد و در استان سيستان و بلوچستان نيز امامزادهاي وجود ندارد.7 آمار امامزادهها در برخي شهرهاي ايران اينگونه است: تهران و حومه و ري قديم112.
كاشان، 86؛ شيراز، 52، قم، 46؛ داراب، 30؛ فسا، 27؛ گروس، 27؛ گرگان، 26؛ جهرم، 25؛ نطنز 25؛ محلات، 24؛ قائمشهر، 21؛ ملاير و توسيركاني، 17؛ ساده، 16؛ خمين، 15؛ كرج، 15؛ اصفهان، 14؛ سبزوار، 14؛ اراك، 12؛ نايين، 12؛ بابل، 11؛ بوشهر، 11؛ بيرجند، 11؛ همدان، 11؛ دامغان،10؛ رفسنجان، 10؛ كرمان، 10.
انتساب همة امامزادهها به خاندان پيغمبر اسلام و امامان دوازدهگانه محقق نيست و تعدادي از اين بقعهها كه به امامزاده شهرت يافتهاند به پيروان تصوف و اقطاب اهل سلوك تعلق داشتهاند.9 ظاهراً نخستين بناي فرقة امامزادگان در همان زمان دفنشان به صورت سايباني ساده به وسيلة علاقهمندان به وجود ميآمد و به مرور با توجه زائران صورت زيارتگاهي به خود ميگرفتند. در زمان حكومتهاي شيعي مذهب علويان طبرستان، آلبويه10 (؟ ق / ؟ م) و صفويان (؟ ق / ؟ م) زيارت بقاع مقدس رونق گرفته و آباد كردن امامزادهها مورد توجه خاص قرار گرفت.11 در زمان شاه طهماسب صفوي (؟ ق / ؟ م) ظاهراً تمامي مرقدها و بقاع مقدس امامزادگان مورد مرمت و تعمير قرار گرفته است.12 فتحعليشاه و ناصرالدينشاه قاجار نيز به بقاع امامزادگان توجه داشتند.13 ولي در واقع اهتمام تمام در مرمت و تعمير و نگهداشت امامزادگان در يك سدة اخير به ويژه دورة جمهوري اسلامي انجام شده است كه متأسفانه براي توسعة اين اماكن گنبدهاي تاريخي برخي از آنان تخريب شده است. از مهمترين امامزادههاي ايران ميتوان، حضرت عبدالعظيم حسني در شهر ري، مرقد حضرت معصومه(س) در قم و مرقد حضرت شاه چراغ در شيراز نام برد.14 همچنين بسياري از دهكدههاي ايران به نام امامزادهاي كه در آن مدفون است خوانده ميشوند.15 مانند امامزاده قاسم، امامزاده علي، امامزاده احمد، محمديه.
مآخذ:
1. دايرةالمعارف تشيع. انتشارات سازمان دايرةالمعارف تشيع، ج2، 1368، ص392.
2. جعفريان، رسولي. تاريخ تشيع در ايران. قم: 1375، انصاريان، ج1، ص91.
3. آملي، مولانا اولياءالله. تاريخ رويان. به كوشش منوچهر ستوده، تهران: 1348، انتشارات بنياد فرهنگ ايران، ص77.
4. شكوة كرماني. تاريخ تشيع در ايران. تهران: هادي مشكوة، 1358.
5. ابناسفنديار، بهاءالدين محمد بن محمد بن حسن. تاريخ طبرستان. تصحيح عباس اقبال، تهران: 1366، پديده، ج1، ص224.
6. مرعشي، ظهيرالدين، تاريخ طبرستان، رويان و مازندران. تهران: نشر گستره، بيتا، ص67.
7. روزنامهي كيهان. شمارهي 9111 (دوشنبه 28/ آبان1352).
8. شعباني، علياكبر. تاريخچة وقف در اسلام. تهران: 1343، دانشگاه تهران، ص63، 81-135.
9. دهخدا، علياكبر. لغتنامه. تهران: دانشگاه تهران، 1342، ج8، ذيل امامزاده.
10. فقيهي، علياصغر. آلبويه و اوضاع زمان ايشان. تهران: 1366، صفا.
11. فلسفي، نصرالله. زندگاني شاه عباس اول. تهران: دانشگاه تهران، چاپ چهارم، 1374، ج2، ص354.
12. مشكوةكرماني، احمد. تاريخ تشيع در ايران. تهران: 1358، هادي مشكوة، ص928.
13. كريمان، حسين. قصران. تهران: 2536، انجمن آثار ملي.
14. براي آگاهي بيشتر: محمديجلالي، بحرالعلوم گيلاني، محمد مهدي فقيه. امامزادگان ري. قم: مؤسسة فرهنگي انتشاراتي گرگان، 1379 و اشتهاري، محمد محمدي. تاريخچة قم و حضرت معصومه. قم: بيتا، بينا.
15. معين، محمد. فرهنگ فارسي. تهران: 1371، اميركبير، چاپ هشتم، ج1، ص347.
حشمت اله عزیزی