انقلاب اسلامی ایران
انقلاب اسلامي ايران، سرنگوني نظام سلطنتي پهلوي در22 بهمن1357ش و اعلام نظام جمهوري اسلامي در ايران در12 فرودين 1358ش.
سلطنت پهلوي* از زمان شكلگيري به علت ماهيت استبداي، سياستهاي ضد مذهبي و وابستگي به قدرتهاي بيگانه با جنبشها و نهضتهاي مختلف مواجه شده بود1، اما طليعة انقلاب اسلامي از 1341ش آغاز شد. در اين زمان، دولت آمريكا به رياست جمهوري كندي به ايران فشار ميآورد تا اصلاحاتي در ساختار اقتصاد سنتي خود انجام دهد و از خطر انقلاب و تهاجم كمونيسم رهايي يابد.2
شاه تحت فشار متحد غربي خود، امير اسدالله علم* را به جاي اميني مأمور اجراي اصلاحات كرد. علم، انتخابات سراسري در كشور، برنامهاي زير عنوان اصلاحات ارضي و مبارزه با فساد و اجراي قانون انجمنهاي ايالتي و ولايتي را به عنوان برنامههاي اصلاحي دولت خود اعلام كرد.3 برنامههاي دولت علم براي اصلاحات با مذهب و اعتقادات مذهبي مردم تضاد داشت و به همين علت مورد مخالفت شديد روحانيان و در رأس آنها آيتالله خميني* (ره) قرار گرفت.
لايحة انجمنهاي ايالتي و ولايتي واژة اسلام را از شرايط شركت در انتخابات حذف ميكرد و مراسم تحليف را به جاي قرآنكريم با هر كتاب آسماني ديگر مقدور ميساخت، با مخالفت آيتالله خميني(ره) و علماي ديگر بنا به دلايل شرعي و اجتماعي لغو گرديد.4 و اصول ششگانه كه با عنوان انقلاب سفيد5 در 6 بهمن 1341ش به رفراندوم گذاشته شد از طرف روحانيان تحريم شد.6 اصرار رژيم به اجراي برنامههاي خود و تداوم مخالفت مردم به رهبري روحانيون به قيام15 خرداد 1342ش و تبعيد امام در 13 آبان 1343ش منجر شد.7
در طول سالهاي تبعيد آيتالله خميني(ره) تا 1357ش از يك طرف شاگردان او از قبيل مرتضي مطهري و دكتر بهشتي تعاليمش را اشاعه دادند و از طريق شبكهاي از انجمنها، مدارس، مساجد، هيأتها و حسينيهها شرايط لازم براي فعاليت آينده را پيريزي كردند.8 از طرف ديگر، سازمان و گروههايي مثل نهضت آزادي، جبهة ملي و احزاب وابسته به آن، بقاياي حزب توده و ديگر سازمانهاي سياسي در داخل و خارج از كشور به سازماندهي مخالفتها با رژيم پرداختند. در طول سالهاي مزبور، نارضايتيها به خاطر افزايش ظلم و استبداد، گرايش روزافزون رژيم به تمركز سياسي و اقتصادي و رشد مشكلات اقتصادي با وجود درآمد عظيم نفت، روند روزافزوني يافت9 و در 1356ش كه رژيم سياست فضاي باز را براي هماهنگي با سياستهاي كلي آمريكا در راستاي تحقق«حقوق بشر» مطرح كرد،10 مجالي براي بروز يافت.
در اول آبان 1356ش سيد مصطفي خميني به طرز مشكوكي درگذشت. مردم درگذشت وي را به مقامات امنيتي رژيم نسبت دادند و با برگزاري مجالس بزرگداشتي به اظهار همدردي با امام پرداختند. به اشارة رژيم، براي مقابله با افزايش محبوبيت آيتالله خميني(ره) در بين مردم در17دي، مقارن با سالروز انقلاب سفيد و آزادي زنان، مقالهاي موهن با عنوان «ايران و استعمار سرخ وسياه» به امضاي احمد رشيدي مطلق در روزنامة اطلاعات به چاپ رسيد. اين مقاله با توهين به امام خميني و روحانيت آنها را به همدستي با حزب توده متهم نموده و به عنوان عوامل استعمار سرخ وسياه محكوم كرده بود.11
در اعتراض به چاپ مقالة موهن در روزنامة رسمي، مردم قم در نوزدهم دي ماه قيام كردند و با سربازان و كماندوهاي رژيم درگير شدند كه در نتيجة آن عدهاي از مردم به شهادت رسيدند.12
اكثر نويسندگان و صاحبنظران داخلي و خارجي معتقدند كه قيام مردم قم، جرقة انقلاب اسلامي بود13 و منجر به آغاز قيامهاي متعددي شد كه شاه را تضعيف و نابود كرد.14 به طوري كه برگزاري مجالس ترحيم به مناسبت چهلم شهداي قم در 29 بهمن 1356ش در تبريز منجر به درگيري با نيروهاي نظامي و امنيتي رژيم و كشتار مردم گرديد و مراسم چهلم شهداي تبريز در 10 فرودين 1357ش در شهرهاي مشهد، يزد و جهرم نيز همين فاجعه را در پي داشت.15
تا اواخر مرداد 1357ش روزهاي نسبتاً آرامي سپري شد؛ ولي در 28 مرداد واقعة سينما ركس آبادان و كشته شدن تعدادي مردم در آتشسوزي پيش آمد. مردم رژيم را مسئول آن واقعه دانستند و چند روز بعد از آن واقعه مردم تهران پس از برگزاري نماز عيد فطر به امامت شهيد مفتح به راهپيمايي آرام دست زدند و جوّ خفقان و ارعاب را شكستند.16 راهپيمايي گستردة مردم تهران در 17 شهريور نيز تكرار شد؛ ولي اين بار سربازان رژيم مردم را در ميدان ژاله به گلوله بستند كه اين روز به «جمعة سياه» معروف شده است.17
در پائيز 1357ش، دولت عراق تحت فشار رژيم، امام خميني را وادار به ترك عراق كرد. امام پس از آنكه دولت كويت مرزهاي خود را به روي ايشان بست عازم فرانسه شد و در دهكدة نوفللوشاتو اقامت گزيد. در روزهاي تاسوعا و عاشوراي همان سال مصادف با 19 و 20 آذر، مردم تهران باز هم به تظاهرات ميليوني دست زدند. تظاهرات مكرر، اعتصابات پي در پي، به ويژه، اعتصابهاي شركت نفت و تعطيلي بازارها رژيم را در تنگناي اقتصادي قرار داد و شاه را مأيوس كرد، چنانچه او با تشكيل شوراي سلطنتي و معرفي شاهپور بختيار در 26 دي 1357ش به خارج از كشور گريخت.18
با فرار شاه از ايران امام خميني در12بهمن به كشور بازگشت و در هفدهم همان ماه مهدي بازرگان را مأمور تشكيل دولت موقت كرد. در واقع، تا پنج روز دو دولت در مركز وجود داشت. تا اينكه با پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357ش به عمر سلطنت پهلوي و نهادهاي وابسته به آن خاتمه داده شد.19 و در 12 فروردين 1358ش با رأي مردم نظام جمهوري اسلامي به رسميت شناخته شد و قانون اساسي جديد در نخستين مجلس خبرگان براي نظام جديد تدوين شد.20
مآخذ:
1. عميدزنجاني، عباسعلي. گزيده كتاب: انقلاب اسلامي و ريشههاي آن، تهران: 1357، كتاب طوبي، ص185 به بعد.
2. نجاتي، غلامرضا. تاريخ سياسي بيست و پنج سالة ايران (از كودتا تا انقلاب). تهران: 1371، رسا، ص3-132.
3. روزنامة مهر ايران. 1/5/1341.
4. خاطرات و مبارزات شهيد محلاتي. تهران: 1376، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص43.
5. ژان پير ديگار و ديگران. ايران در قرن بيستم. ترجمة عبدالرضا و هوشنگ مهدوي، تهران: 1378، نشر البرز، ص 7-164.
6. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفي. تهران: 1376، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص9-236.
7. رجبي، محمدحسن. زندگينامة سياسي امام خميني. تهران: 1377، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص338.
8. سلسلة پهلوي و نيروهاي مذهبي به روايت تاريخ كمبريج. ترجمة عباس مخبر، تهران: 1372، طرح نو، ص151.
9. كدي، نيكي.آر. ريشههاي انقلاب ايران. ترجمة عبدالرحيم گواهي، تهران: 1375، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ص395 به بعد.
10. مازندي، يوسف. ايران ابرقدرت قرن. ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوي، تهران: 1373، البرز، ص531 به بعد.
11. روزنامة اطلاعات. 17/10/56.
12. طالبيدارابي، ابراهيم. جايگاه قيام 19دي در پيروزي انقلاب اسلامي. تهران: 1378، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص 86.
13. طلوعي، محمود. داستان انقلاب. تهران: 1371، نشرعلم، ص179.
14. شوكراس، ويليام، آخرين سفر شاه. ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوي، تهران: 1370، البرز، ص136.
15. منصوري، جواد. سيرتكويني انقلاب اسلامي. تهران: 1375، مؤسسه چاپ و انتشارات وزرات امور خارجه، ص15-314.
16. پرهام، سيروس. انقلاب ايران و مباني رهبري امام خميني. تهران: 1357، اميركبير، ص42.
17. امامي، جواد (تدوين). خاطرات آيت الله مسعودي خميني. تهران: 1381، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص391.
18. لطفي، مهرعلي. مروري بر رويدادهاي معاصر ايران و پيدايش انقلاب اسلامي ايران. قم: 1381، انتشارات عالمه، ص151.
19. عميدزنجاني، عباسعلي. انقلاب اسلامي ايران (علل، مسائل و نظام سياسي). قم:1381، دفتر نشر معارف، ص34-230.
20. فوران، جان. مقاومت شكننده، تاريخ تحولات اجتماعي ايران از صفويه تا سالهاي پس از انقلاب اسلامي. ترجمة احمد تدين، تهران: 1377، رسا، ص586.
غلام علی پاشازاده