بیشاپور
بيشاپور، از شهرهاي مهم روزگار ساسانيان* در دهانة تنگة چوگان نزديك كازرون. نام بيشاپور كه در منابع به گونههاي بشاپور،1 به شاپور، و. ـ شاپور، شاور، بشاوور،2 سابور و بَي ـ شاپور در فارسي ميانه به معني خدايگان شاپور، آمده است به دومين شاه ساسانيان، شاپور*اول منتسب است3 كه مركز كوره (بخش ـ ولايت) شاپورخره (روشني) يكي از پنج بخش اصلي فارس در زمان ساسانيان بوده است كه در كنار رود شاپور4 در پايين تنگة چوگان از مهمترين مراكز شهرنشيني و باستاني ايران است كه بناي آن به احتمال در 266م پايان يافته است. گذشته از محلههاي مسكوني و برج و باروهاي عظيم اين شهر، معبد آناهيتا، تالار تشريفات، ايوان موسوم به ايوان موزائيك، مجراهاي ورود و خروج آب و ... از مهمترين سازههاي معماري آن ميباشند. معبد آناهيتا مكعبي 14×14 با عمق 6 متر از سطح زمين از طريق كانال آب به روخانه مرتبط بوده و ديوارهاي آن دو جداره با سنگهاي تراش داده بزرگ بنا شده است. ايوان موزاييك با گچبريها و موزاييكهاي مزين به نقوش گياهي و انساني در كف بنا و تالار تشريفات (پذيرايي) 4 ايوانه و برخوردار از گنبدي عظيم كه فرو ريخته است،5 هر يك از مهمترين نمونههاي معماري دورة ساسانيان ميباشند. در كنارة رودخانه و بدنة صخرهاي تنگة چوگان نقش نگارههايي با مضامين، تاجگذاري، پيروزي بر امپراتوران رم و رقيبان داخلي، باجگذاري اقوام تابعه و نقشهاي آئيني از شاپور اول، بهرام اول، بهرام دوم و شاپور دوم، حك شده است كه سبك طراحي پر تحرك برخي از اين كتيبهها (مانند نقش پيروزي شاپور اول بر روميان) با تأكيد بر جزئيات هنري با زيبايي ارائه شده است.6
در يك فرسنگي تنگة چوگان و مشرف بر آن در ديوارة بلند صخرة غار شاپور قرار گرفته است كه در دهانة آن مجسمة شاپور اول به ارتفاع 90/7 متر7 از سنگ يكپارچه تراشيده شده كه غير از مجسمة غولپيكر ياد شده در آثار جغرافيداناني مانند مقدسي و حمدالله مستوفي است.8
بيشاپور را مسلمانان در 23 (24ق) به صلح و در پي شورشي دوباره در 26ق به دست ابوموسي اشعري به جنگ گشودند.9 تا اوايل سدة 4 قمري آبادان و آتشكدههاي آن فروزان بود. جامههاي توليدي آن به نام سابوري (شاپوري) شهرت داشته است.10 مقدسي به وجود مسجد ارگ، جامع و مسجد خضر در بيشاپور اشاره ميكند11 كه آثاري از آنها به دست نيامده اما تزئينات اسلامي از سدة دوم قمري و گچبريهاي منتسب به «سبك سامره» دورة عباسي (سدة 3ق) نيز تخريب شدن قسمتهاي پائين كتيبهها بر اثر عبور دادن كانال آب از زمان آلبويه* نشان دهندة آن است كه تا سدة چهارم كه جغرافيدانان آن را تحتالشعاع كازرون كه رو به آباداني نهاده است ميدانند است.12 از اين زمان تا سدة ششم ق كه ابنبلخي آن را ويرانه ميخواند و در سدة هشتم كه حمدالله مستوفي از هواي گرم، نامناسب و ميوههاي گرمسيري آن ياد ميكند، و پس از آن؛ نام بيشاپور در پرتو كازرون در منابع ديده ميشود.
نخستين كاوشهاي باستانشناسي در بيشاپور از 1317ش به سرپرستي رومن گيرشمن، توسط هيأت باستانشناسي فرانسه در ايران و پس از آن موزة لوور آغاز شد و تا 1319ش ادامه يافت از آن زمان كاوشهاي پراكنده در اين محوطة باستاني انجام شده است كه آثار آن در موزههاي داخلي و خارجي قرار گرفتهاند.13
مآخذ:
1. حدود العالم من المشرق الي المغرب. چاپ ميرحسين شاه، با مقدمة بارتولد، كابل: يوهنجي پوهنتون، 1342، ص404.
2. ابنبلخي، فارسنامه. چاپ گاي لسترنج و رينولد آلن نيلكسبون، تهران: دنياي كتاب، 1363، ص63 و 142.
3. → Edward. J. keal "B i š ā P ū r" in Encyclopaedia Iranica, Vol IV, MazdpubLishers, 1999, p. 287- 289.
4. لسترنج، گي. جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي. ترجمة محمود عرفان، تهران: علمي و فرهنگي، 1377، ص283- 284.
5. سرفراز، علياكبر؛ فيروزمندي، بهمن. مجموعة دروس باستانشناسي و هنر دوران تاريخي، ماد، هخامنشي، اشكاني، ساساني. تهران: مارليك و جهاد دانشگاهي، 1375، ص397- 400.
6. هرمان، جورجينا. تجديد هنر و تمدن در ايران باستان. ترجمة مهرداد وحدتي، تهران: مركز نشر دانشگاهي، 1373، ص116.
7. The SPLendour of Iran, London, BoothcLibborn, 2001, Vol 1, p 304.
8. مقدسي، محمد بن احمد. احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم. ليدن: مطبعه بريل، 1906، ص444 و مستوفي، حمدالله. نزهةالقلوب. تصحيح محمددبير سياقي، تهران: طهوري، 1336، ص152.
9. بلاذري، احمد بن يحيي. فتوحالبلدان (بخش مربوط به ايران). ترجمة آذرتاش آذرنوش، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1346، ص259- 260.
10. ابنحوقل. سفرنامة ابن حوقل، ايران در صورةالارض. ترجمة جعفر شعار، تهران: اميركبير، 1366، ص34.
11. مقدسي، احسن التقاسيم في معرفة الأقاليم، ص433.
12. اصطخري، ابواسحق ابراهيم. مسالك و ممالك. به كوشش ايرج افشار، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1347، ص110.
13. كريمي، فاطمه. «باستانشناسي، پژوهشهاي باستانشناسي در ايران». دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، تهران، مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1381، ج11، ص172- 173.
حسن باستانی راد