پیشدادیان
پيشداديان[1]، نخستين سلسله پادشاهي در تاريخ روايي ايران، با بنيان اساطيري اما نيمه تاريخي.
در روايتهاي زردشتي كيومرث نخستين انسان است1 و در شاهنامة فردوسي نخستين پادشاه بود كه در كوهها مسكن داشت و بر انسانها و جانوران حكومت ميكرد، پسرش سيامك به دست ديوي كشته شد كه فرّة كيومرث، هوشنگ، انتقام پدر را ستاند.2
هوشنگ: ملقب به پيشداديان بود كه نام اين سلسله از لقب او گرفته شد. نخستين قانونگذار3 و دارندة ضرة ايزدي بود كه ديوان را رام كرد و به استخراج فلزات ، اهلي كردن جانوان و ساختن خانه پرداخت.
تهمورث: در شاهنامه پسر هوشنگ و در برخي منابع پسر ويونگهان نوة هوشنگ خوانده شده است.4 پارچهبافي، رام كردن ماكيان و شاهين و سگ از كارهاي او است. او ديوان را به اسارت گرفت و آنان نوشتن را به او آموختند، اهريمن را اسب خود كرد و با او دور دنيا را گشت.5
جمشيد: در شاهنامه پسر تهمورث و در روايتهاي ديني برادر او خوانده شده كه 600 سال بر انسانها و ديوان فرمان راند و به ساخت ابزار جنگ، برآوردن كانها، تقسيم مردم به چهار طبقه و برگزاري جشن سال نو (نوروز) پرداخت. در زمان او، پليدي، پيري، رشگ، سرما و گرما وجود نداشت. اما او به اغواي ديوان گمراه شد و دعوي خدايي كرد. از اين رو فرّة ايزدي از او گسست. ديوپيكري به نام اژديهاك (ضّحاك) بر او غالب شد، جمشيد گريخت و در كنار درياي چين گرفتار شد. ضحاك پسر مرداس كه عامل اهريمن بود 1000 سال به ستمگري حكومت كرد، مغز جوانان را به مارهاي روي شانههايش ميخوراندند تا اينكه بر اثر قيام كاوة آهنگر و در مقابل فريدون كه فره ايزدي داشت و در كوه البرز پنهان بود شكست خورد و در كوه دماوند دربند شد.6
فريدون: پسر آبتين، آباداني و امنيت را به جهان بازگرداند، از دختران جمشيد صاحب سه فرزند به نامهاي سلم، تور و ايرج شد. سرزمينهاي غرب را به سلم، چين و توران را به تور، و خوينرس (سرزمين مياني) را به ايرج داد، حسد سلم و تور به سهم ايرج با قتل او همراه شد كه منوچهر نوة ايرج انتقام نياي خود را با كشتن آنان بستاند.
منوچهر: پس از فريدون سرزمينها را يكپارچه كرد، افراسياب، فرمانرواي توران، در زمان او به ايران حمله آورد كه با تيراندازي آرش مرز ايران و توران مشخص و صلح برقرار شد.7
نوذر: پس از منوچهر بر تخت نشست و در حملة افراسياب به دست او اسير و كشته شد. در زمان او ايران به اشغال تورانيان درآمد تا آنكه زوتهماسب از سوي بزرگان به تخت نشت، افراسياب را بيرون و پنج سال حكومت كرد با درگذشت او سلسلة پيشداديان منقرض شد.
برخي شخصيتهاي پيشداديان در متون هندي باستان نيز آمده است كه نشانگر دورة همزيستي ايرانيان و هنديان است.8
مآخذ:
1. كريستينسن، آرتور. نخستين انسان و نخستين شهريار. ترجمة احمد تفضلي و ژاله آموزگار، تهران:1363، نشر نو، ج1، ص149-133.
2. فردوسي، حكيم ابوالقاسم. شاهنمامه. به كوشش، سعيد حميديان، تهران: 1376، نشر قطره، ج1، ص28.
3. عفيفي، رحيم، اساطير و فرهنگ ايران در نوشتههاي پهلوي. تهران: 1374، توس، ص472.
4. صفا، ذبيحالله. حماسهسرايي در ايران. تهران: 1363، اميركبير، ص420.
5. يارشاطر، احسان. «تاريخ ملي ايران»، تاريخ ايران پژوهش دانشگاه كمبريج. ترجمة حسن انوشه، تهران: 1368، اميركبير، ج3، ص483.
6. سعيدي سيرجاني، علياكبر. ضحاك ماردوش.
7. تفضلي، احمد، «آرش»، دانشنامة اسلام و ايران. تهران: 1354، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ج1، ص85-77.
8. پروشاني،ايرج. «پيشداديان»، دانشنامة جهان اسلام. تهران: 1379، بنياد دايرة المعارف بزرگ اسلامي، ج5، ص944.
حسین شیخ
[1]. Pishdādis (dids)