پرش به محتوا

خوان نوروزی

از ویکی ایران

خوان نوروزی، یا سفره نوروزی، دستمالی پارچه‌ای بزرگ كه در پیش از تحویل سال كهنه به نو در نوروز*، آغاز فصل بهار می‌گسترند و روی آن انواع خوردنی‌ها و چیزهای نمادین آئینی نوروز را می‌نهند. خوان نوروزی را به سبب نهادن 7 نوع خوراكی كه نام هر یك با حرف «س» شروع می‌شود، در تداول عام «سفره هفت سین» گویند.1

گستردن خوان نوروزی و آراستن آن با 7 جور خوراكی از آئین‌های كهن ایرانیان بوده است. بنابر روایات تاریخی، در دوره ساسانی (224-652م) در پگاه نوروز مردی با خوانی نقره، كه روی آن از گندم و جو و باقلا و ماش و كنجد و برنج هر یك 7 خوشه و 7 دانه، و نیز پاره‌ای شكر و دینار و درهم درست گذاشته بودند، به مجلس نوروزی پادشاه وارد می‌شد و آن را پیشاپیش پادشاه می‌گذاشت.2 امروزه نیز ایرانیان سفره نوروزی را، بنابر اوضاع اقلیمی، اجتماعی و فرهنگی بوم ـ زیستی خود با 7 نوع خوراكی می‌آرایند كه متداول‌ترین آن‌ها «سفره هفت سین»، شامل سیب سرخ، سنجد، سمنو، سركه، سماق، سنبل، سیر یا سیاه‌دانه می‌باشد.3

برخی هفت سین را كوتاه شده هفت سینی (= چینی) منقش می‌دانند كه در قدیم مائده‌های تازه و خشك زمینی را در آنها می‌چیدند و در نوروز به حضور شاه می‌بردند. هر یك از این مائده‌های هفتگانه نمونه یكی از محصولاتی بود كه در سرزمین ایران به دست می‌آمد.4

روی سفره نوروزی افزون بر 7 خوراكی؛ آینه، لاله، شمع، اوستا (در خوان زردشتی)، قرآن (در خوان مسلمانان)، جامی پر از آب – كه در آن چند برگ سبز و شمشاد و نارنج انداخته‌اند – یك جام با ماهی‌های قرمز؛ نرگس و سنبل؛ چند تخم‌مرغ پخته رنگین و نقاشی شده؛ انار سرخ؛ نان سنگك یا تافتون؛ یك بشقاب سبزی‌پلو با كوكو و ماهی؛ سكه نقره ـ كه در میان شیعیان سكه صاحب زمان است، اسفند رنگ شده، و شیر و ماست و پنیر و سبزی خوردن و شیرینی و سبزه‌هایی كه با دانه‌های گندم یا جو یا عدس یا تخم‌ ترتیزك و... رویانده‌اند، می‌گذارند.5 

آرایه‌های خوان نوروزی هر یك معنا و مفهومی نمادی دارد و رمز و نشانه بینش‌ها و برداشت‌های مردم ایران از جهان و كائنات است. مثلاً، آینه مظهر پاكی و یك‌رنگی و بازتابنده هستی ازلی و بخت و سرنوشت؛ شمع نشانه فروزش و روشنایی و زداینده تاریكی و سیاهی؛ تخم مرغ نماد آفرینش و زایندگی؛ ماهی و شمشاد مظهر ناهید، فرشته آب و زندگی؛ سبزه نشانه رویش و حیات؛ انار مظهر باروری و فراوانی؛ نان نماد بركت و فزونی و اسپند و سیر رماننده هوام و ارواح زیانكار.6 سبزه‌های رویانده خوان نوروزی را در روز سیزده فروردین* به آب می‌دهند.

زرتشتیان ایران خوان نوروزی را با سه سینی، هر یك حاوی 7 گونه شیرینی و میوه تازه و خشك به نشانه هفت فرشته امشاسپند می‌آرایند و باور دارند كه فرورهای این فرشتگان در فروردگان (10 روزی كه از 26 اسفند آغاز می‌شود و تا 5 فروردین ادامه دارد) از جهان مینوی به جهان خاكی فرود می‌آیند و بر سر خوان نوروزی با آنان می‌نشینند. این دوره را مردم با یاد مردگان خود می‌گذرانند و با روشن نگهداشتن چراغ‌ها، رستاخیز مردگان و بازگشت روان آنها از جهان مردگان به جهان خاكی و پیوستن به زندگان و نشستن با هم بر سر خوان نوروزی را جشن می‌گیرند.7

در واقع خوان نوروزی سفره ضیافتی روحانی است كه ایرانیان به قصد فراخوانی و پذیرایی فرورها و روان ایزدان و درگذشتگان خود در آغاز سال نو و در ایام فروردگان می‌گسترده‌اند. خوان نوروزی نقش و كاركردی كم و بیش مشابه با خوان شب یلدا* و سفره نذری* داشته است.8 سفره نوروزی وظیفه‌ای بس مهم در گردآوردن افراد خانواده و روان درگذشتگان به دور هم و زدودن گَردِ دوری و نفاق و كدورت میان اعضای خانواده و ایجاد صلح و آشتی و دوستی و همبستگی میان مردم و روان نیاكان و فرورهای ایزدان ایفا می‌كند. ایرانیان هر جا كه باشند، در سفر و حضر و در راه دور و نزدیك، می‌كوشند تا خود را پیش از تحویل سال به خانه‌های خود برسانند و با اعضای خانواده خود بر سر سفره نوروزی، این خوان بزرگ روحانی،حضور داشته باشند. چون باور دارند كه اگر كسی در سر سال تحویل* در خانه و بر سر سفره هفت‌سین نباشد، تا آخر سال از خانه و خانواده دور و آواره و از یاری ایزدان و فرورهای درگذشتگان محروم خواهد بود.9 (← نوروز، آئین).

مآخذ:

1-     بلوكباشی، علی. نوروز: جشن نوزایی آفرینش. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380، ص 69-270.

2-     دمشقی، شمس‌الدین‌محمد. نخبهالدهر فی عجائب البرّ و البحر. ترجمه سید حمید طبیبیان، تهران: فرهنگستان ادب و هنر ایران، 1357، ص 472.

3-     بلوكباشی، علی. نوروز: جشن نوزایی آفرینش. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، 1380، ص 69.

4-     فره‌وشی، بهرام. جهان فروری. تهران: كاریان، 1364، ص 58.

5-     مأخذ ش 1، ص 51، 70.

6-     همان. ص 108.

7-     همان. ص 52، 70 و 107.

8-     بلوكباشی، علی. «ضیافتی روحانی بر سر خوان نوروزی»، حافظ. ش 12، اسفند 1383، ص .

9-     مأخذ ش 1، ص 70-71، 107-108.


علی بلوکباشی