پرش به محتوا

تیموریان

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۶:۳۳ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''تيموريان،''' يا گوركانيان سلسله‌اي از حكمرانان مغول ايران با مركزيت خراسان (771-911ق / ؟ م). تيمور (آهن)، بنيانگذار اين سلسله فرزند اميرتراغاي از ايل بُرُلاس از اقوام مغولي- تركي (قرا اوناس)، در شهر كِش (سبز) نزديك سمرقند به دنيا آمد (736ق / ؟ م) و در ج...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

تيموريان، يا گوركانيان سلسله‌اي از حكمرانان مغول ايران با مركزيت خراسان (771-911ق / ؟ م).

تيمور (آهن)، بنيانگذار اين سلسله فرزند اميرتراغاي از ايل بُرُلاس از اقوام مغولي- تركي (قرا اوناس)، در شهر كِش (سبز) نزديك سمرقند به دنيا آمد (736ق / ؟ م) و در جواني با عنوان حكمران آن شهر با خواهر امير حسين سردار الوس جغتاي ازدواج كرد و لقب گوركان (داماد) يافت و از آنجا كه در نبردي پاي او جراحت برداشت به تيمور لنگ و در ميان اروپائيان به «تمرلين» [1]مشهور شد.1

او در 771ق در بلخ با لقب صاحب ‌قران سلطنت خود را اعلام كرد و براي گسترش قلمرو خود سه يورش بزرگ را به غرب، براي يكپارچه كردن حكومتش در ايران تا كرانه درياي مديترانه و جنوب شرقي و شرق در حمله به هند و چين، آغاز كرد. يورش سه ساله (790-788ق / ؟م)، يورش پنج ساله (799-794ق / ؟م)، و يورش هفت ساله (807-800ق / ؟ م) كه با فوت او در راه تسخير هند يورش‌هاي او پايان يافت. او توانست حكومت‌هاي محلي در ايران، مانند آل‌كرت در هرات، سربداران در خراسان، طغا تيموريان در گرگان و غرب خراسان، چوپانيان در غرب ايران، جلايريان در عراق عرب و مظفريان در جنوب و مركز، را برچيند.2

تيمور در جنگ با عثماني‌ها، سلطان ايلدرم بايزيد را اسير كرد و اين‌گونه اروپائيان تا نيم قرن بعد از خطر سقوط قسطنطنيه پايتخت بيزانس توسط عثمانيان در امان ماندند و خود را نيازمند برقراري ارتباط با او دانستند. در نتيجه هيأت‌هايي به نزد وي فرستادند كه از آن ميان هيأت سفارت كلاويخو[2] با او مدت‌ها مذاكره كرد زيرا كشور‌هاي اروپايي با علاقه‌مندي پيشرفت‌هاي تيمور را زير نظر داشتند3 از آن پس مماليك مصر نيز به اطاعت او درآمدند. هند در نفوذ تيمور در آمد و چين در معرض حمله‌هاي او قرار گرفت.4 اگر چه اين يورش‌ها در ايران ويراني‌هايي به بار آورد اما ايران را از يك سو در معرض ارتباط با اروپائيان مانند شارل ششم[3] شاه فرانسه و هانري سوم[4] شاه كاستيل[5] (اسپانيا) قرار داد كه نامه‌نگاري‌هاي بسياري با تيمور داشتند5 و از ديگر سو زمينه را براي دوره‌اي درخشان از فرهنگ و تمدن ايراني در دورة جانشينان او فراهم ساخت.

پس از تيمور، خليل سلطان پسر ميرانشاه و نوة تيمور جانشين او شد. اما فرزندان و نوادگان او هر كدام در بخشي از ايران حكومت داشتند. دوران سلطنت شاهرخ پسر تيمور دورة عمراني و آباداني و فرهنگ‌پروري را پس از يورش‌هاي ويران‌گر تيمور به همراه داشت. سمرقند كه در دورة تيمور شكوه فراواني را بدست آورده بود، ار آن پس هرات، بلخ و ديگر شهرهاي خراسان نيز آباداني بسيار يافتند. فرزندان او به ويژه ابراهيم سلطان بايسنقر و الغ بيگ در ترويج دانش و هنر كوشيدند كه آخرين شاهنامة بايسنقري، شاهكاري از هنر ايراني، مربوط به اين دوره است. الغ بيگ پس از پدر جانشين او شد اما به دست پسرش عبداللطيف به قتل رسيد.6 مدعيان متعدد قدرت در جاي جاي ايران بر سر كار آمدند، تا اين‌كه ابوسعيد به پادشاهي رسيد و قلمرو حكومتي را يكپارچه كرده اما در جنگ با اوزون حسن آق‌قوينلو دستگير شد. پس از وي حسين بايقرا و ظهيرالدين بابر در حكمراني تيموريان به مقام‌هاي بالايي دست يافتند. بابر پايه‌گذار سلسلة تيموريان هند شد كه به تيموريان هند (گوركانيان) يا مغولان كبير شناخته مي‌شود و دوره‌اي است از اعتلاي هنر و فرهنگ ايراني و زبان و ادبيات فارسي در شبه قارة هند كه جلوه‌هاي بسياري از فرهنگ و تمدن ايراني در آنجا پر دوام ماند. همايون، اكبرشاه، جهانگير، شاه جهان و اورنگ‌زيب از مشهورترين پادشاهان گوركاني هند بودند و بناي مجلل و با شكوه تاج محلي در آگره از آن دوره است.7

دورة سلطان حسين بايقرا نيز از مهم‌ترين دوره‌هاي شكوفايي و رونق ادب و فرهنگ ايران و زبان و ادبيات فارسي است كه امير عليشير نوايي وزير دانشمند او در اين راه تلاش فراوان كرد.8

پس از بايقرا مدت‌ها فرزندان او بر حكومت بودند تا اين‌كه حملات متعدد شيبك‌خان ازبك و قدرت فزايندة شاه اسماعيل، تيموريان را از ميان برچيد.9

تيموريان بر مبناي بنيان‌هايي كه تيمور گذاشت و با تأكيد بر فرهنگ‌مداري كشور را اداره مي‌كردند. سياست‌هاي حكومتي تيمور كه در «تزوكات تيمور» تبلور يافته است10 مبتني بر قهر و غلبه بود اما فرزندان و نوادگان او با استفاده از وزيران دانشمند، فرهنگ ايراني- اسلامي را بر فرهنگ تركي- مغولي ترجيح دادند و دوراني از شكوفايي فرهنگي- تمدني را رقم زدند. وزارت‌خانه‌هاي ولايات. سرحدّات (مرزها)، داخله، اموال بدون مالك، دربار، عامه و سپاه از نها‌دهاي مهم اداري تيموريان و اميرعليشير نوايي، پير احمد خوافي و مجدالدين محمدخوافي از وزيران و ديوان‌سالاران برجستة اين دوره بودند كه البته مورد سوءظن‌هاي بسيار نيز قرار گرفتند.11

جامعة ايران در دورة تيمور آسيب‌هاي فراواني ديد اما به زودي با رشد اقتصادي ناشي از آباداني و برقراري روابط تجاري مواجه شد. هر چند در نابساماني دامنه‌داري آشفتگي‌هايي داشت. اقتصاد روستايي به ويژه در خراسان رونق يافت و سيورغال به جاي اقطاع رواج يافت. و در مجموع اقتصاد ايران در دوران تيموري به نسبت شكوفايي قابل قبولي داشت.12

تيموريان به شرايع دين اسلام پاينده بودند. اهل سنت در شهرهاي بزرگ و شيعيان در شهرهاي كوچك به سر مي‌بردند. اگر چه تيمور سعي داشت از شريعت براي توجيه حكومت خود استفاده كند اما اقدامات مذهبي او در شام و عتبات تا آن‌جا تأثيرگذار بوده كه برخي او را شيعه و برخي سني و حنفي مذهب دانسته‌اند.13 جانشينان وي به ويژه، شاهرخ الغ‌بيگ‌ و بايقرا در گسترش اسلام كوشا بودند14 و از منابع بر مي‌آيد كه در خراسان به آرامگاه امام رضا(ع) توجه خاصي داشتند كه نمونة آن بناي مسجد گوهرشاد همسر شاهرخ مي‌باشد. فرقه‌هاي مذهبي حروفيه (پايه‌گذار فضل‌الله استرآبادي(نعيمي)، نعمت اللهيه كه نام آن از شاه نعمت‌الله ولي كرماني، عارف بزرگ دوران تيموري گرفته شده، مشعشعه (پايه‌گذار، محمد بن فلاح در جنوب ايران)15، نوربخشيه (محمد نوربخش) از فرقه‌هاي بزرگ اين دوره و نشانة گسترش مسلك‌هاي عرفاني و صوفيه در نقاط مختلف ايران دورة تيموري مي‌باشند.

بدون ترديد از مهم‌ترين جنبه‌هاي تأثيرگذار دورة تيموريان در ايران، هنر اين دوره است كه در نگارگري، خوشنويسي، كتاب آرايي، هنرهاي دستي، معماري، موسيقي و ... به شكوفايي كم نظيري رسيد. كمال‌الدين بهزاد نگارگر معروف ايراني در مكتب هرات و كتابخانة سلطنتي دورة صفويه مشهور به نادر دوران16، سلطانعلي، جعفر تبريزي و معروف بغدادي خوشنويسان بنام از اين دوره بودند. بناي مسجد گوهرشاد و مدرسه‌هاي پريزاد و دودر در مشهد، مدرسة غياثية خرگرد، مجموعة امير چخماق در يزد، مدرسة الغ‌بيگ در سمرقند، مصلي و بناهاي بايقرا در هرات از مهم‌ترين نمونه‌هاي معماري آن دوره‌اند.17

در حوزة دانش و ادبيات و علوم مختلف18 دانشمندان بسياري مانند غياث‌الدين جمشيد كاشاني رياضي‌دان، عبدالرحمن جامي، اديب بزرگ پارسي‌گوي و ميرسيدشريف جرجاني و تفتازاني از مفسران و عالمان شرع اين دوره بوده‌اند. به مانند تيمور كه از ديدار دانشمنداني مانند ابن‌خلدون- در زمان انقياد مماليك- خرسند بود19 جانشينان او نيز در بزرگداشت عالمان و دانشمندان كوشا بودند.


مآخذ:

1.    رويمر، هانس‌روبرت. «تيمور در ايران»، تاريخ ايران دوره تيموريان، پژوهش كمبريج. ترجمة يعقوب آژند، تهران: 1379، جامي، ص53.

2.    واله اصفهاني‌قزويني، محمد يوسف. خُلدبرين (تاريخ تيموريان و تركمانان). به كوشش ميرهاشم محدث، تهران: 1379، نشر ميراث مكتوب، ص192.

3.    كلاويخو، گنزاله‌دو. سفرنامه كلاويخو. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: 1344، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص19.

4.    گروسه، رنه. امپراتوري صحرانوردان. ترجمة عبدالحسين ميكده، تهران: 1353، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص741.

5.    نوايي، عبدالحسين. اسناد و مكاتبات تاريخي ايران از تيمور تا شاه اسماعيل. تهران: 1356، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص100-50.

6.    تقوي‌قزويني، احمد،‌ (آصف‌خان). تاريخ الفي. به كوشش سيدعلي آل‌داود، تهران: 1378، فكر روز، ص100-90.

7.    كخ، ابا. معماري هند در دوره گوركانيان. ترجمة حسين سلطان‌زاده، تهران: 1373، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، صفخات مختلف.

8.    بارتولد، ولاديميرواسيلوويچ. زندگاني سياسي ميرعلي‌شيرنوايي. ترجمة ميرحسين شاه، كابل: 1346، انجمن تاريخ، صفحات مختلف.

9.    اميرخاني، غلامرضا. تيموريان، (از ايران چه مي‌دانم؟/48). تهران: 1383، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي، ص22.

10. [تزوكات تيموري] تحرير ابوطالب حسيني تربتي، تهران: 1342، كتاب‌فروشي اسدي، افست از نسخه اكسفورد(1773م)، صفحات مختلف.

11.  خواندمير، غياث‌الدين بن همام الدين. حبيب السير. به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: 1362، خيام، ج3، ص410.

12.  فرانگنر، برت. «اوضاع اجتماعي و اقتصاد در داخل»، تاريخ ايران دورة تيموريان. پژوهش كمبريج، ترجمة يعقوب آژند. تهران: 1379، جامي، ص270-209.

13.  شيبي، كامل‌مصطفي. تشيع و تصوف تا آغاز سدة دوازدهم هجري. ترجمة علي‌رضا ذكاوتي قراگوزلو، تهران: 1359، اميركبير، ص160.

14.  ميرجعفري، حسين. تاريخ تيموريان و تركمانان. اصفهان: 1375، دانشگاه اصفهان و تهران، سمت، ص196.

15.  رنجبر، محمدعلي. مشعشعيان. تهران: 1382، آگه، صفحات مختلف.

16.  كوركيان، آن‌ماري. باغ‌هاي خيال، هفت فرن مينياتور ايران. ترجمة پرويز مرزبان، تهران: 1377، فرزان‌روز، ص39.

17.  ويلسن، پيندر. «معماري دوره تيموري»، تاريخ ايران دورة تيموريان پژوهش كمبريج. ترجمة يعقوب آژند، تهران: 1379، جامي، ص374-316.

18.  صفا، ذبيح‌الله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: 1368، فردوسي، ج4،ص160.

19.  والتر، ج فيشل. ابن‌خلدون و تيمور لنگ. ترجمة سعيد نفيسي و نوشين‌دخت نفيسي، تهران: زوار، فرانكلين. بي‌تا.

حسن باستانی راد


[1]. Tamerlane

[2]. Ruy Gonzales de Clavijo

[3]. Charles VI

[4]. Henri III

[5]. Castille