داریوش
داريوش، نهمين شاه پارس، سومين شاهنشاه هخامنشي* (حك 486-522پ.م) نوة آريارمنه هخامنشي و فرزند ويشتاسپ(1). داريوش در آغاز با غلبه بر گئومات مغ (بردياي دروغين) كه خود را فرزند كورش* ميخواند به پادشاهي رسيد. (522 پ.م). پس از آن با فرو نشاندن شورشهاي پارس، ماد، بابل، ليدي و مصر و مجازات رهبرانشان قدرت خود را تثبيت كرد(2) و براي سركوب سكاهاي بالكان به دهانة دانوب لشگركشي كرد كه آنها از مقابل سپاه هخامنشي گريختند و دايوش از تعقيبشان نتيجهاي نگرفت.(3) سركوب شورشهاي دولت شهرهاي ايونيه در آسياي صغير (494-499 پ.م) و جنگ ناموفق با يونانيان (490 پ.م) اقدامات نظامي بعدي او بودند. در اواخر پادشاهيش شورشي عليه او در مصر و به رهبري يكي از نوادگان فراعنه اين كشور روي داد كه مرگ داريوش (486 پ.م) در سن 64 سالگي فرصت دفع آن شورش را از وي گرفت و خشايارشا فرزندش از آتوسا دختر كورش جانشين او شد.(4) داريوش بزرگترين سازماندهنده امپراتوري است كه از شرق تا سند، از شمال شرق تا آمودريا و از غرب تا آسياي صغير و قلب آفريقا امتداد مييافت. او براي ادارة اين شاهنشاهي آن را به ساتراپ نشينهايي تقسيم كرد و قدرت ساتراپها را از طريق قرار دادن مأموران اداري، مالي و نظامي در كنارشان كاهش داد.(5) وجود مأموراني به عنوان چشم و گوش شاه او را از نزديك در جريان امور ساتراپها ميگذاشت. علاوه بر اين، با احداث جاده شاهي و نيز سيستم مراسلات سريع (چاپار) ارسال اخبار و پيام در سراسر قلمرو هخامنشي به سرعت انجام ميشد. او به سازماندهي و اصلاح ساختار ارتش و تشكيل سپاه جاويدان پرداخت.(6) داريوش براي تسريع امر تجارت، پول واحدي از سكههاي طلا و نقره وضع كرد و در زمينه ماليات نيز خود به دقت نظارت داشت او به كشاورزي و ساخت و ساز نيز بسيار علاقهمند بود و در پنج پايتخت اداري، سياسي و آييني بابل، هگمتانه، شوش، پرسپوليس و پاسارگاد و شهرهاي بزرگ امپراتوري با به كارگيري صنعتگران و هنرمندان اقوام تابع هخامنشيان بناهاي چشمگيري ساخت كه پارسه (تخت جمشيد*)، شاهكار معماري ايران از جمله آنهاست، حفر كانال سوئز نيز بنا بر كتيبة آن، نخستين بار به فرمان او انجام شد.(8) داريوش از خود كتيبههايي به خط ميخي و زبانهاي فارسي باستان، بابلي عيلامي و آرامي به جاي گذاشته است كه مهمترين آنها كتيبة بيستون* است. او در آنها به قدرت رسيدن، كشورگشاييها، ساخت و سازها و ذكر نام اقوام تابع هخامنشيان را شرح داده است.(9) ابداع خط ميخي را نيز منسوب به داريوش ميدانند.(10)
مآخذ:
1- شعباني، رضا. داريوش بزرگ. از ايران چه ميدانم؟، تهران: دفتر پژوهشهاي فرهنگي، 1382، ص 10.
2- زرين كوب، عبدالحسين. تاريخ مردم ايران. تهران: اميركبير، ج 1، ص 144.
3- Shahbazi, Shapour. A, “Dariūsh” Encyclopeadia Iranica, New York and London, Routladge, 1996. V. 4. P. 43.
4- بريان، پير. امپراطوري هخامنشي. ترجمة ناهيد فروغان، تهران: انتشارات فرزان، نشر قطره، ص 248.
5- زرين كوب، همان، ص 150.
6- Shahbazi, Shapour. Ibid, P. 44.
7- هينتس، والتر. داريوش و پارسها. ترجمة عبدالرحمن صدريه، تهران: اميركبير، 1380، ص 244.
8- كخ، هايدماري. از زبان داريوش. ترجمة پيروز رجبي، تهران: كارنامگ، 1376، ص 185.
9- ابوالقاسمي، محسن. تاريخ مختصر زبان فارسي. تهران: كتابخانة طهوري، 1378، ص 20.
10- هينتس، والتر. همان، ص 24.
مهرداد شباهنگ