زندیه
زنديه، سلسلة حكمرانان ايران (حك1209-1163ق ؟ م).
زنديه، از طوايف لك و مؤسس اين سلسله كريمخان* ميباشد. آنان احياناً در زمان شاه عباس اول از دامنههاي كوههاي زاگرس به حوالي پري و کمازان در نزديكي ملاير كوچ داده شدند. اين طايفه به سه تيرة زند بگله و زند هزاره از يك تبار و زند خراجي از تبار ديگر تقسيم ميشد.1 با سقوط صفويان توسط افغانها، زندها به سرداري مهديخان به راهزني ميپرداختند، اما با روي كار آمدن نادرشاه توسط وي سركوب و به خراسان كوچ داده شدند.2
با مرگ نادر طايفة زند به رهبري كريمخان به خاستگاه خود پري و كمازان بازگشت و شروع به دست اندازي نواحي اطراف كرد و سرانجام توانست در 1172ق / ؟م با حذف رقيباني چون ابوالفتحخان، عليمردانخان، آزادخان و محمدحسنخان قاجار قدرت را در دست گيرد.3 اقدامهاي بعدي كريمخان پس از تثبيت قدرت عبارت بودند از پايان غائلة ميرمهنا راهزن دريائي در خليجفارس (1182ق / ؟ م)،4 حمله به عمان (1185ق / ؟ م)5 و فتح بصره (1190ق / ؟ م).6
با فوت كريمخان در 1193ق دورهاي از آشوب ايران را فرا گرفت. ابوالفتحخان پسر كريمخان با حمايت عمومي خود زكيخان از ميان رقيبان به تاج و تخت رسيد، اما در مقابل ديگر عموي خود صادقخان از سلطنت خلع شد (9شعبان 1193ق) هر چند خود او را از بصره به شيراز دعوت كرده بود.7 رقيب اصلي صادقخان علي مرادخان بود كه با فتح شيراز صادقخان را به همراه فرزندانش به قتل رساند (ربيعالاول 1196ق).8 وي پس از برقراري نظم به شيراز رفت و در آنجا به ساماندهي امور پرداخت. اما از همين زمان فعاليتهاي نظامي آقامحمدخان در مازندران آغاز شد و به زودي در مقابل خان زند قرار گرفت. با مرگ عليمراد خان حكومت به جعفرخان رسيد. وي با دو مشكل شورش آقا محمدخان و شورشهاي ديگر ايلات و عشاير روبرو بود. اين روند تا زمان قتل جعفرخان توسط سيد مراد خان در ربيعالثاني 1303ق / ؟ م ادامه داشت.9
جعفرخان پيش از مرگ، پسرش لطفعليخان را به نيابت منصوب كرد. اما در زمان مرگ جعفرخان وي جهت سركوب شورشي، در لار به سر ميبرد. از اين رو سيدمرادخان يكي از اعضاي خاندان زند از فرصت استفاده كرد و حكومت را به دست گرفت. حكومت وي چند ماه بيشتر طول نكشيد (تا شعبان1203ق / ؟ م) زيرا توسط لطفعليخان دستگير شد. لطفعليخان در آغاز حكومت خود با حمله به آقا محمدخان مواجه شد. وي پس از دفع اين حمله جهت برقراري نظم به كرمان رفت، اما در بازگشت با خيانت كلانتر شهر شيراز از حاجابراهيم كلانتر مواجه شد كه دروازة شهر را به روي وي بست.10 به دعوت حاجابراهيم آقامحمدخان در شوال 1206ق وارد شيراز شد. لطفعليخان به طبس و كرمان رفت. آقامحمدخان كرمان را مورد محاصره قرار داد و پس از چند ماه شهر را تصرف و مردم آن را قتل و عام كرد (1209ق). لطفعليخان توانست به بم بگريزد. اما توسط جهانگير خان حاكم بم دستگير و به آقا محمد خان تحويل داده شد. آقامحمدخان هم پس از شكنجه و كور كردن، وي را روانة تهران كرد و در آنجا به قتل رساند. جنازة لطفعليخان در امامزاده زيد مدفون گرديد (1209ق) و بدين ترتيب سلسلة زند منقرض شد.11
تشكيلات اداري زنديان همانند صفويان و افشارها بود با اين تفاوت كه آنان خود را شاه نميناميدند. در سيستمي كه كريمخان براي ادارة مناطق تحت سلطة خود ايجاد كرد در هر شهر از سوي خان عوامل اداري، شامل، وزير، مستوفي، وكيلالرعايا، كلانتر، نقيب و محتسب تعيين ميشدند.12
به لحاظ اجتماعي مردم ايران در زمان كريمخان دورة آرامي را پشت سر گذاشتند. ايجاد ارتش دائمي و سيستم مالياتگيري منظم از سوي كريمخان به اين امر كمك كرد.13 اما با مرگ كريمخان هرج و مرج ناشي از جنگهاي جانشيني موجبات ادبار ايران و مردم آن را فراهم آورد.
در اين دوران ايران و اروپا از طريق خليجفارس روابط تجاري داشتند. در واقع اين امر در زمان كريمخان به اوج رونق خود رسيد هر چند كه وي نسبت به تجار اروپائي بدبين بود و آنان را از خروج پول از ايران منع كرد.14
زنديان شيعيان دوازده امامي بودند. اما همانند صفويان متعصب نبودند. آنان نسبت به پيروان ساير مذاهب تساهل نشان ميدادند.15 در دورة كريمخان اقدامهاي عمراني متعددي صورت گرفت از جمله، بناي ارگ سلطنتي، ساختمان ديوانخانه، عمارت كلاهفرنگي، برج و باروي شيراز، مسجد وكيل، بازار وكيل، بقعههاي هفت تنان و چهل تنان، و آرامگاههاي سعدي، حافظ در شيراز. علاوه بر شيراز در تهران، كرمان، بوشهر، و ديگر شهرها نيز بناهائي از جانب كريمخان و جانشينان او بنا گرديد كه نشان از توجه آنان به امور رفاه عمومي است.
مآخذ:
1. نوائي، عبدالحسين. كريمخان زند. تهران: 1365، فراز، ص37.
2. گلستانه، ابوالحسن بن محمدامين. مجملالتواريخ. چاپ مدرس رضوي، تهران: 1356، ابنسينا، ص147-145.
3. رجبي، پرويز. كريمخان زند و زمان او. تهران: 1352، گروه فرهنگي مرجان با همكاري انتشارات اميركبير، ص74-70.
4. نامياصفهاني، ميرزا محمدصادق موسوي. تاريخ گيتي گشا. چاپ سعيد نفيسي، تهران: 1317، اقبال، ص167.
5. شعباني، رضا. تاريخ تحولات سياسي- اجتماعي ايران در دورة افشاريه و زنديه. تهران: 1377، سمت، ص149-148.
6. غفاري، كاشاني. ابوالحسن. گلشان مراد. چاپ غلامرضا طباطبائيمجد، تهران: 1369، زرين، ص187.
7. ميرزا محمد. روزنامة ميرزا محمد كلانتر فارس. چاپ عباس اقبال، تهران: طهوري، 1362، ص74-72.
8. فسائي شيرازي، ميرزا حسن. فارسنامة ناصري. تهران: 1340، بينا، ج2، ص223.
9. شيرازي، محمدرضا. ذيل تاريخ گيتيگشا. چاپ سعيد نفيسي، تهران: بينا، 1317، اقبال، ص312.
10. جونز، سر هاردفورد. آخرين روزهاي لطفعليخان زند. ترجمة هما ناطق و جانگري، تهران: 1365، بينا، ص28.
11. شميم، علياصغر. ايران در دورة سلطنت قاجار. تهران: 1342، كتابخانه ابنسينا، ص22-20.
12. آصف، محمدهاشم. رستمالتواريخ. چاپ محمد مشيري، تهران: 1352، اميركبير، ص307.
13. فوران، جان. مقاومت شكننده. ترجمة احمد تدين، تهران: 1380، رسا، چاپ سوم، ص139-138.
14. هوشنگ مهدوي، عبدالرضا. تاريخ روابط خارجي ايران. تهران: 1364، اميركبير، ص184، 183.
15. ورهرام، غلامرضا. تاريخ سياسي اجتماعي ايران در عصر زند. تهران: 1348، معين، ص112-117.
سید حسن شجاعی دیو کلائی