عباس یکم صفوی
عباس يكم صفوي، شاه عباس پنجمين پادشاه صفوي (حك996 – 1038ق / ؟ م) شاه عباس، پسر و جانشین سلطان محمدشاه خدابنده.
محمد خدابنده كه مردي درويش خصلت و ضعيفالنفس بود در حالي تاج پادشاهي را به پسر نوجوان خويش، عباسميرزا داد كه1 اعيان و بزرگان كشور سركشي ميكردند و شورشهاي داخلي و سلطة بيگانگان شرق و غرب كشور را ناآرام كرده بود.2 شهر يزد در اشغال عثمانيان و قزوين در معرض يورش آنان بود. در زماني كه ميان سران قزلباش نزاع و كشمكش بود ساماندهي اوضاع داخلي صلح با عثمانيان و تار و مار كردن ازبكان در شرق نخستين اقدامات شاه جوان در آغاز سلطنت بود. به موجب عهدنامة صلح استانبول به ناچار تسلط تركان بر سرزمينهاي ايراني، تبريز، قراباغ، گنجه، تفليس، نرور، لرستان و نهاوند را به رسميت شناخت.3
كاستن قدرت قزلباشان كه در آغاز پادشاهي او هرج و مرج آفريده بودند و با تشكيل لشكري مجهز از اقوام گرجي و چركس وفادار به شاه، زمينة شكست ازبكان را فراهم كرد4 و آنگاه براي نبرد با عثمانيان و اخراج آنان از سرزمينهاي شمالغربي ايران اقدامات پيروزمندانهاي انجام داد (1016ق / ؟ م) شاهعباس در 1006ق / ؟ م، اصفهان را به پايتختي برگزيد. از آن زمان اصفهان دستخوش طرحهاي نوين هنري و معماري قرار گرفت و به زيباترين شهر ايراني به منزلة «نصف جهان» تبديل شد كه بازرگانان آسيا و اروپا به آن آمد و شد ميكردند. ميدان شاه (نقش جهان)، مساجد شاه و شيخ لطف ا... كاخ عاليقاپو، چهارباغ، تفرجگاههاي زيبا در آن بنا شد. تاورنيه، مغرضانه آن را قريهاي بزرگ ميخواند5 در حالي كه به گفتة شاردن رونق و شكوفايي و جمعيتي مانند شهر لندن داشت.6 شاه عباس با ايجاد هنگهاي جديد غلامان، ارتشي به وجود آورد كه هميشه در دسترس بود و به هيچ كس جز شخص شاه وفاداري نداشت. سواره نظام مسلح به تفنگ بود و توپخانه و قراولان سلطنتي مجهز به سلاحهاي نوين بودند. حقوق نظاميان از درآمد املاك خاصة (سلطنتي) پرداخته ميشد كه در دراز مدت به كاهش توليدات كشاورزي و ضعف اقتصادي كشور انجاميد.7 شاه عباس با اروپائيان روابط سياسي- اقتصادي گستردهاي به ويژه عليه عثماني برقرار كرد. برادران شرلي معروفترين اروپائياني بودند كه به ايران آمدند و به سفارت او به اروپا سفر كردند. در دورة او عثمانيان تعرضهاي بينتيجهاي به بغداد و عتبات ميكردند و ازبكان نيز قندهار را مورد هجوم قرار ميدادند. امام قليخان سردار و حكمران فارس با ياري ناوگان انگليس پرتَغاليها را خليجفارس شكست داد و هرمز را آزاد كرد.8
دوران شاهعباس اوج هنرهاي ظريف و صنايع دستي ايران، توليد و تجارت ابريشم، دانشها و آموزههاي فرهنگ ايراني- اسلامي بود. دربار او محل آمد و شد عالمان، اديبان و دانشمنداني مانند شيخبهايي، ملاصدرا شيرازي، ميرداماد و ....بود. هر چند بسياري نيز راهي هند شدند اما در آنجا به گسترش فرهنگ ايراني و زبان فارسي پرداختند.
مآخذ:
1. اسكندر بيكمنشي(تركمان). عالم آراي عباسي. تهران: 1334، اميركبير و كتابفروشي تائيد اصفهان، چاپ ايرج افشار، ص281.
2. طاهري، ابوالقاسم، تاريخ سياسي و اجتماعي ايران از مرگ تيمور تا مرگ شاهعباس. تهران: 1349، كتابهاي جيبي، ص255.
3. نوايي، عبدالحسين. روابط سياسي و اقتصادي ايران در دورة صفويه. تهران: 1377،سمت، ص28.
4. فلسفي، نصرالله. زندگاني شاه عباس اول. تهران: 1346، دانشگاه تهران، ص134 و افوشتهاي نطنزي، محمود بن هدايت الله، ثقاوة الآثار في ذكرالاخيار. تصحيح احسان اشراقي. تهران: 1373، علمي و فرهنگي، ص586.
5. تاورنيه. سفرنامه. ترجمة ابوتراب نوري، تجديد نظر حميد شيرازي، كتابخانة تأييد اصفهان، 1336، ص381.
6. شاردن. سفرنامه. (بخش شهر اصفهان)، ترجمة حسين عريضي، با مقدمة علي دهباشي، تهران: 1362، نگاه، ص34.
7. لكهارت، لارنس. انقراض سلسلة صفويه و ايام استيلاي افاغنه در ايران. ترجمة مصطفي قليعماد، تهران: 1368، مرواريد، ص540.
8. سيوري، راجر. ايران عصر صفوي. ترجمة كامبيز عزيزي. تهران: 1366، بحر، ص.102
مهدی ابوالحسنی ترقی