آگهی
آگهي[1]. در اصطلاح مطالب خبري و تبليغي كه از جانب فردي يا دستگاهي براي آگاه كردن عموم مردم به صورت نوشته بر ديوار، روزنامه و مجله يا به صورت گفتار از راديو و تلويزيون و فيلم پخش شود.2و3 استفاده از آگهي در ايران به عهد باستان باز ميگردد. از نخستين ابزارهاي آگهيرساني، ميتوان به تابلوها و جارچيها اشاره كرد. پيشينة آگهي در ايران به ترتيب شامل ديواركوب، نشرية ادواري، كتاب، سينما، راديو، تلويزيون، و جز آن بوده است. آگهي در عهد قاجار، نامهاي متفاوتي چون اعلامنامه، اعلان، اعلاننامه، اشتهارنامه، انتشارنامه، اعلانات تجارتي، و اعلان دولتي داشته كه هيچ يك به جز «اعلان» قبول عام نيافته است.
عباس ميرزا نايبالسلطنه نخستين فرد ايراني بود كه پيش از انتشار نشريه در ايران به مطبوعات اروپا آگهي داد،4و6 اما پيشينة آگهي در مطبوعات ايران را بايد متعلق به عهد ناصرالدين شاه قاجار دانست. نخستين آگهي كه در مطبوعات فارسي عهد ناصري درج شد، به سفارش تاجري فرنگي به نام «موسيو روجياري» است. اولين قيمتگذار آگهي نيز در ايران «ديوان اعلي» بوده است.4و6
در دهة 1310ش نخستين كانون تبليغاتي در ايران توسط دو نفر به نامهاي شريفي و صفايي تأسيس شد. پس از آن با تأسيس كانون تبليغاتي «هاوانس» به مديريت اسحقفنزي در دهة 1320ش شكل نويني از تبليغ در ايران مرسوم گرديد.
به دنبال تشكيل فرهنگستان ايران در 1314ش واژة «آگاهي»، جايگزين اعلان شد. اما سرپاس مختاري، رئيس وقت ادارة كل شهرباني، طي نامهاي از «رياست وزرا» در خواست كرد كه «چون كلمة آگاهي جهت تأمينات ادارة كل شهرباني تعيين شده است، مستدعي است امر فرمايند به كلية وزارتخانهها و دواير دولتي دستور صادر گردد از استعمال كلمة آگاهي به جاي اعلان خودداري نمايند».2 پس از اين نامه و دستور نخستوزير وقت، واژة «آگهي» به جاي آگاهي تعيين شد. اين واژه به سرعت رواج يافت و به واژگان مطبوعاتي ـ و به بيان گستردهتر رسانهاي ـ ايران راه يافت.
مآخذ:
- ادارة كل شهرباني به رياست الوزرا. 5982/48380 مورخ 12/7/1315.
- دهخدا، علياكبر. لغتنامه. ج1، ذيل «آگهي».
- معين، محمد. فرهنگ فارسي. ج1، ذيل «آگهي».
- وقايعالاتفاقيه. س اول، نمرة 6، (10 جماديالاول 1267ق).
تلخيص و بازنگاري از داكا [2] [1]. Advertisement
2. دايرةالمعارف كتابداري و اطلاعرساني.
فرید قاسمی