مسجد جامع
مسجد جامع. مكاني مقدس براي تجمع مردم آباديها و شهرها جهت انجام امور عبادي سياسي، اجتماعي و فرهنگي به ويژه در روز جمعه.
لفظ مسجد به معناي محل سجده، جايي كه پيشاني را بر زمين آرند و در لغت به معناي سجدهگاه است و جمع آن را مساجد گويند كه برگرفته از لغت آرامي مزكت به معناي نمازخانه و مسجد است.1 از اين مكان در كتب مرجع به نامهاي خانه خدا، بيت الله، مزكت و مژكت، مزگت ياد شده است2، به معني خانهاي كه براي پرستش پروردگار سازند و هركس خواهد در آن بندگي و عبادت كند و آن، خانه را حرمت گذارند و معرب آن، مسجد به فتح جيم است يعني مكان سجده.
جامع، اسم فاعل از جمع به معناي گردآرنده و فراهم آورنده است و جمع آن جوامع است.3 مسجد به تنهايي محلي براي نماز يوميه و عبادت است، اما مسجد جامع مكاني است كه تمام فعاليتها و امور مهم سياسي، فرهنگي، عبادي، اجتماعي در آن انجام ميگيرد. هر آبادي جامعي داشته كه در آن مسلمين براي انجام امور خود جمع ميشدند و به تناسب بزرگي و شهرت شهرها و آباديها، مساجد جامع آن شهرها و آباديها از شوكت خاصي برخوردار بودهاند مثل مسجد جامع اصفهان، الازهر مصر، بعلبك.4 مسجد تنهاه نشان ويژه بناهاي نخستين اسلامي است و تاريخ تكامل معماري اسلامي به شماره ميرود5 كه توسط اعراب مسلمان در مناطق ديگر نيز ساخته و توسعه پيدا كرد. از قرن پنجم هجري، نظام جديدي براي استفاده در مناطق ديگر از مساجد جامع متداول شد و آن ايجاد مدارس در مساجد بود و از اين زمان تدريس مذهب و مسكن دادن به طالبان علم بر كاركرد مساجد اضافه شد.6
با گسترش شهر، مساجد ديگري به موازات مسجد بزرگ شهر ساخته شد كه مخصوص برگزاري نماز جمعه بود و اصطلاحاً مسجد جامع ناميده ميشد. بعدها به دليل وسعت شهرها، هر شهر داراي چند مسجد جامع شد و در برخي از روستاها كه جمعيت زيادي داشت مسجد جامع ساخته شد.7
مساجد جامع براي ايراد خطبه و نماز جمعه منبر خاصي داشتند و اصولاًّ كاربرد مساجد موجب نامگذاري متفاوت آن ميشود و كاربرد اصلي مساجد جامع، گردهماييهاي عمومي مسلمين را شامل ميشد از جمله نماز جمعه، نماز عيدين. مساجد اوليه مسلمين عبارت بود از قطعه زميني وسيع و مربعي شكل كه به واسطه چهارديواري محفوظ ميشده است و سمت قبله را با سقفي كوچك كه از تنه نخل بود استوار ميكردند و اين نقشه تمام مساجد اسلامي بود كه در طول زمان از نظر معماري توسعه پيدا كرد.8 بعدها ساختمان مساجد داراي رواق براي قبله كه محراب در آنجا قرار داشت شدند و در كل مساجد در طول زمان از نظر معماري چه در ساخت و چه در مراحل تزئين و... تحولات و تغييرات فراواني در حوزه جغرافيايي و فرهنگي جهان اسلام و سرزمينهاي خارج از حوزه جهان اسلام داشته كه متأثر از افكار و عقايد آن منطقه بوده است. در ايران دو نوع مسجد از نظر معماري وجود دارد كه يكي به واسطه معماري خاصي است كه فاتحان مسلمان در ساخت مسجد اجرا ميكردند از جمله، مسجد خليفه مهدي در روي و ديگري سنت معماري ايراني كه با برداشت از معماري ساساني بود و از قرن پنجم به بعد رواج يافت مثل مسجد جامع تبريز و مسجدكبود تبريز.9
پيشينه مسجد جامع: در عربستان بيش از اسلام هر قبليهاي براي گردآوردن مردم و بزرگان به مناسبتي و يا براي مشورت در مكاني مانند سقيفه و دارالندوه مكه جمع ميشدند. با ظهور اسلام و هنگام هجرت، مكان مسجد معين و مسجد النبي ساخته شده و با گسترش مدينه براي راحتي مسلمين، مساجد ديگري نيز ساخته شد و بدين صورت دو نوع مسجد ايجاد شد، مسجد اصلي شهر كه مقر حاكم بود و مساجد قبايل ديگر.10
اجزاي مهم مساجد جامع عبارت بودند از صحن، رواق، منبر، مقصوره، محراب و قبه بيتالمال و ساخت مناره و مقصوره به سده نخست هجري بر ميگردد.11
خليفه پس از انتصاب، نخستين خطبه را در مسجد جامع قرائت ميكرد و مردم در آنجا با وي بيعت ميكردند و مراكز ارتباطات مردمي و مقر حكومت بود.12 از جمله مساجد جامعي كه در طول تاريخ جهان اسلام باقي ماندهاند عبارتند از مسجد اقصي، مسجد النقوي، مسجدالحرام، مسجدالنبي، مسجد جامع اصفهان، تبريز، دامغان، دمشق، قزوين، يزد، كاشان، قم و...13
مسجدجامع اصفهان مسجدي قديمي و بزرگ است كه توسط ملكشاه سلجوقي و به كوشش خواجه نظامالملك ساخته شده و صفهاي بدان متصل است كه باني آن عمربنعبدالعزيز ميباشد.14 در سال 481 تاجالملك گنبدي بر آن اضافه كرد و در سال 515 م توسط باطنيه آتش گرفت15 و در سال 710 م سلطان محمدخدابنده محراب آنرا ساخت و بعدها در دوران صفويه تعمير شد.16
مسجد جامع يزد: به فرمان يكي از سلاطين صفوي تعمير و توسعه يافت و باني آن، عمروليث صفاري بوده است17 و مسجد فعلي، تركيب شده سه مسجد در دوره قاجاريه است كه در دوره ناصرالدين شاه تعمير شد.18
مسجد جامع ورامين: در سال 722 ه بنا شده و در دوره تيموريان تعميرشد. اين مسجد يك بار در سال 1444 به واسطه سيل تخريب شد.19
مسجد جامع دامغان: دومسجد جامع در دامغان است كه يكي قديميتر و معروف به تاري خانه است كه گويا به امر علي(ع) ساخته شده است شده است و مسجد ديگر كه توسط مامون ساخته شده است.20
مآخذ:
1- دهخدا علي اكبر، لغت نامه، تهران: دانشگاه تهران. 1377، ج13، ص 20853.
2- حدودالعالم منالمشرق اليالمغرب، به كوشش و. مينورسكي، ترجمه ميرحسين شاه، كابل: پوهنجي، پوهنتون. 1342، ص 452.
3- ابن دريد، جمهرهاللغه چاب رمزي منير بعلبكي، بيروت 1987- 1988، ذيل «حج»، فراهتي، عباسعلي، مسجد و تأثيرات علمي و اجتماعي آن در جامع اسلامي، تهران: ستادعالي هماهنگي كانونهاي فرهنگي هنري مساجد، 1382 ص 31- 34.
4- كاشاني، ابوبكربن مسعود، بدايعالصنايع في ترتيب الشرائع، بيروت 1402/ 1982، ج2، ص 19 و 113.
5- ابن اثير، عزالدينبن الاثير، تاريخ بزرگ اسلام و ايران، ترجمه ابوالقاسم حالت، تهران: علمي/ ج 19/ ص 15-14.
6- ارنست گروبه و سايرين، معماري جهان اسلام، ترجمه يعقوب آژند، تهران: مولي، 1380، ص 40- 38.
7- قاسمي محمدجمالالدين، اصلاح المساجد منالبدع و العوائد، بيروت 1390، ص 53- 52.
8- نميري ابن شيه، تاريخ المدينه المنوره، چاپ فهيم محمد شلتوت، بيروت 1410/ 1990، ج 1، ص 57- 75.
9- فراي زن، تاريخ ايران (كمبريج)، ترجمه حسن انوشه، تهران: اميركبير، 1381، ج 4، ص 297- 295.
10- ابن شيه نميري، ص 75- 57، مقريزي احمدبن علي، السلوكلمعرفه دول الملوك، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بيروت، 1418/ 1997، ج2، ص 246- 248.
11- يعقوبي، احمدبن اسحاق، تاريخ يعقوبي، ترجمه محمد ابراهيم آيتي، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب 1343، ج2، ص 468.
12- يعقوبي، ج 2، ص 214، مسعودي، ج 4، ص 94.
13- حموي ياقوت، معجمالبلدان، چاپ، فردينانند ووستفلد، لايپزيك 1866- 1873 و تهران: چاپ افست، 1965، ج3، ص 17- 20.
14- مرآتالبلدان، به كوشش عبدالحسين نوايي، ميرهاشم محدث، تهران: دانشگاه تهران 1368. ج 4، ص 97.
15- تاريخ ايران كمبريج، ج 5، ص 594.
16- گنجنامه مساجد جامع، زير نظر كامبيز حاجي قاسمي، تهران: دانشگاه شهيد بهشتي، 1383، ج 7، ص 55.
17- افشار ايرج، يادگارهاي يزد، تهران: انجمن آثار ملي 1354، ج 2، ص 131، گنجنامه ج8، ص 168.
18- گلشني صديقه، بناهاي اوليه مسجد جامع يزد، نشريه معماري و شهرسازي، سال 8 ش 26، 1377، صص 9- 1.
19- مرآت البلدان، ج 4، ص 39- 40.
20- گنجنامه، ج 8، ص 122.
محمدرضا تیموری