نادرشاه افشار
نادرشاه افشار، سردار معروف ايراني، مؤسس سلسلة افشاريه و فاتح هند در سدة دروازدهمق (حك1148-1160ق/1736-1747م).
نادرقلي (نَدِرقلي- نَذِرقلي)[1] كه به نام جدش ندرقلي موسوم شد، فرزند امام قلي از طايفة قرقلو (قرخلو) ايل افشار در ابيورد خراسان بود1 كه به دليل هجومهاي پي در پي ازبكان به آنجا دوران كودكي و نوجواني را به سختي گذراند اما جنگجو و جسور بار آمد و در جواني به خدمت بابا علي كوسه احمدلو رئيس ايل افشار و حاكم ابيورد در آمد و با دو دختر او- يكي پس از مرگ ديگري- ازدواج كرد2 و پس از او به حكومت ابيورد رسيد و قلمرو خود را تا نيشابور توسعه داد. اقدامات نظامي نادر مورد توجه تهماسب ميرزا صفوي (شاه تهماسب دوم) كه همچنان پس از سقوط صفويان* مدعي پادشاهي بود، قرار گرفت. به دعوت او با ملك محمود سيستاني جنگيد و از فتحعليخان قاجار نيز پيشي گرفت.3 با اين پيروزيها شاه تهماسب نيز او را ملقب به تهماسب قليخان كرد. نادر پسر خود رضاقلي ميرزا را به حكومت ارگ مشهد گمارد و در سه نبرد پي در پي مهماندوست دامغان، مورچهخورت اصفهان و زرقان فارس (1142ق/1730م) افغانها را به رهبري اشرف افغان، شكست داد، شاه تهماسب را در اصفهان به قصر سلطنتي برد و به حكومت 7 سالة افغانها پايان داد. فرونشاندن شورشهاي غرب و جنوب ايران مانند شورش ناصر بن حميدان شيخ عرب در خوزستان،4 بيرون راندن عثمانيها از آذربيجان5 و فتح هرات با شكست دادن فتنة اللهيارخان ابدالي از اقدامات بعدي نادر بود. اگر چه نادر، خواهر خود را به ازدواج شاه تهماسب درآورد اما به بهانة لشكركشي او به عثماني بدون حضور و اجازة نادر، به جاي او عباس ميرزا را كه چند ماهه بود به نام شاه عباس سوم به سلطنت گمارد.6 نادر به زودي در شوراي دشت مغان رسماً خود تاج بر سر گذاشت و پادشاهي خود را اعلام كرد (1148ق).7
نادرشاه پس از فتح قندهار و غزنه پسر خود رضاقلي ميرزا را نايبالسلطنه كرد و به فتوحاتش به سوي هند از مسير تنگة خيبر ادامه داد كه با فتح لاهور و در نبرد كرنال (1151ق / ؟م) بر محمدشاه گوركاني، سلطان روشناختر،8 پيروزي يافت و دهلي را فتح كرده، محمدشاه را در سلطنتش بر هند ابقاء كرد و عازم فتح سرزمينهاي شمال شرقي ايران در تركستان و ماوراءالنهر شد. لشكركشي به داغستان براي انتقال خون برادرش ابراهيمخان ظهيرالدوله اقدام بعدي او بود. از آنجا كه در سوادكوه مازندران به او سوء قصد شد و او نيز به پسرش رضاقلي ميرزا بدگمان بود او را كور كرد.9 نادر شورشهاي داغستان، كرمان، فارس و سيستان را به شدت منكوب كرد10 و پس از شكست عثمانيان در (1159ق / ؟م) در قرارداد صلح فيمابين سرنوشت مرزهاي ايران و عثماني را مشخص كرد. ظلم و تعدي نادر در سالهاي آخر عمر پيامدهاي ناگواري داشت و متأثر از بدبينيها و تغيير حالات رواني او بود. به همين دليل سران مشهور به قزلباش پيش از آنكه به دست نادر كشته شوند او را به قتل رساندند. توسعه و يكپارچه كردن قلمرو ايران، ناديده گرفتن تعصبات و خرافات مذهبي دوران صفويان، اقتدار ايران در زماني كه استعمارگان غربي دستاندازي به آسيا را هدف خود قرار داده بودند از مهمترين مشخصههاي دورة سلطنت نادرشاه و نبوغ نظامي، جسارت و خستگيناپذيري از ويژگيهاي فرماندهي اوست.11
مآخذ:
1. استرآبادي، ميرزا مهديخان. جهانگشاي نادري. تصحيح عبدالله انوار، تهران: 1341، انجمن آثار ملي، ص123.
2. لكهارت، لارنس. نادرشاه. ترجمة مشفق همداني، تهران: 1331، صفيعليشاه، ص31.
3. perry. J. R. "AFsharids".in Encyclopaedia Iranica, New yourk Columbia university. 1985. VoL, 1. p 587.
4. كسروي، احمد. تاريخ پانصد سالة خوزستان. تهران: 1362، خواجو، ص127.
5. هنوي، جونس. زندگي نادرشاه. ترجمة اسماعيل دولتشاهي، تهران: 1346، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ص124.
6. وزيرمرو، محمدكاظم. عالمآراي نادري. تصحيح محمدامين رياحي، تهران: 1369، علم، ج1، ص233.
7. شعباني، رضا. تاريخ اجتماعي ايران در عصر افشاريه. تهران: 1373، قومس، ص67.
8. تهراني(وارد)، محمدشفيع. تاريخ نادرشاهي. به اهتمام رضا شعباني، تهران: 1349، بنياد فرهنگ ايران، ص 29.
9. شعباني، رضا. نادرشاه (از ايران چه ميدانم؟ /7). تهران: 1381، دفتر پژوهشهاي فرهنگي، ص 89.
10. آرونوا، م.ز و اشرافيان، ك.ز. دولت نادرشاه افشار. ترجمة حميد مؤمني، تهران: 2536(1356)، شبگير، ص 205-211.
11. فريزر، جيمسبيلي. نادرشاه افشار.ترجمة ابوالقاسم ناصرالملك. به كوشش محمدتقي دانيا، تهران: توس، 1363، ص 95.
حسن باستانی راد
[1]. Nazerqoli