قابوس نامه
قابوسنامه، كتابي به فارسي دربارة راه و رسم زندگاني از عنصرالمعالي كيكاوس* امير آل زياري.
عنصرالمعالي اين كتاب را در نصيحت به فرزند خويش گيلانشاه در 475 ق / ؟م و در 44 باب نوشته است.1 عنصرالمعالي در نگارش اين كتاب از شيوة نثر مرسل فارسي بهره جسته است.2 فكر روشن، نكتههاي عبرتآموز و نثر شيوا و ساده و روان نويسندة قابوسنامه چندان ستودني است كه ضعف او در كار شعر و شاعري را از ياد ميبرد.3 يكي از دلايل ارزش معاني و لطف شيوة بيان قابوسنامه توجه شاعران و نويسندگان ادب فارسي به آن در طول دورههاي گوناگون بوده است. چنان كه برخي از جمله سنايي غزنوي* در حديقةالحقيقه*، محمد عوفي* در جوامعالحكايات*، قاضي احمد غفاري در نگارستان، نظامي گنجوي* در خسرو و شيرين*، عطار نيشابوري* در اسرارنامه* و جامي* در سلسلةالذهب به نقل حكايت يا مطالبي از آن پرداختهاند.4 اين كتاب اطلاعات سودمندي در ارتباط با مسائل فرهنگ، آداب و عادات ايرانيان در سدة 5ق/ 11م به دست ميدهد.5 قابوسنامه تا كنون به چند زبان دنيا ترجمه شده است. چاپهاي متعددي از متن قابوسنامه در دست است. در آن ميان چاپ ر. لوي[1] در 1951م در لندن6 و چاپ منقح غلامحسين يوسفي در تهران.
مآخذ:
1ـ مصاحب، غلامحسين. دايرةالمعارف فارسي، تهران: جيبي، چ 2، 1381 ش، ج 2، ب 1، ص 1982، 1983.
2ـ صفا، ذبيحالله. تاريخ ادبيات در ايران، تهران: ابن سينا، چ 4، 1347 ش، ج 2، ص 900.
3ـ عنصرالمعالي كيكاوس. قابوسنامه، به اهتمام و تصحيح غلامحسين يوسفي، تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چ 7، 1373 ش، ص 19 (مقدمة مصحح).
4ـ همان جا.
5ـ صفا، ذبيحالله. همان جا.
6ـ عنصرالمعالي، كيكاوس. قابوسنامه، به كوشش امين عبدالمجيد بدوي، با مقدمة محمد معين، تهران: ابن سينا، چ 1، 1335 ش، ص 1 (مقدمة معين).
و نيز نگ: يوسفي، غلامحسين. ديداري با اهل قلم، تهران: علمي، چ 5، 1375 ش، ج 1، ص 92.
[1]. R. Levy
ابوالقاسم رادفر