پرش به محتوا

سنایی غزنوی

از ویکی ایران

سنایی غزنوی (ح 473ـ 532 ق) شاعر، عارف.

حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی، ‌شاعر و عارف بزرگ ایران در سده 6 ق است. عوفی در لباب الالباب نامش را مجدالدین بن آدم و حاجی خلیفه در کشف الظنون نام او را محمد بن آدم ضبط کرده‌اند[۱]. پدرش از نژاد بزرگان و آزادگان بود، اما از مکنت بهره‌ای نداشت. خاندانش با آنکه مذهب حنفی داشتند، به پیامبر (ص) و خاندانش ارادت می‌ورزیدند. مجدود در غزنین به دنیا آمد و همان جا به تحصیل پرداخت. پس از آشنایی با معارف آن عهد به عنوان شاعر به دربار راه یافت. سپس به بلخ رفت و از احسان و انعام خواجه اصیل‌الملک حسن هروی از بزرگان آنجا برخوردار شد. اما چندی بعد کار آن دو به کدورت کشید و سنایی او را هجو گفت. با این همه شاعر به سبب آزار دشمنان و به ویژه تحریک و تحقیر خواجه مذکور از بلخ رهسپار سرخس شد. در آنجا بد زبانی و بینوایی سنایی او را به عزلت کشاند. پس از آن مدتی در نیشابور و خوارزم و بلخ به سر برد. سپس از بلخ به مکه رفت. در بازگشت از سفر حج آثار تحول و انقلاب فکری در وی ظاهر شد و به زهد گروید. از بلخ بار دیگر عازم سرخس شد و این بار در آنجا با آرامش زیست و با احترام وزرا و بزرگان شهر روبه رو گردید. در این هنگام قوام الدین درگزینی وزیر مشهور عراق که در دستگاه سلاجقه نفوذ بسیار داشت، در سرخس خواستار دیدار سنایی شد، اما وی با ارسال دو نامه و یک شعر به آن وزیر با این درخواست مخالفت کرد. پس از آن به شهرهای خراسان رفت و سال‌های پایانی عمرش را نیز در غزنین سپری کرد[۲]. آرامگاه سنایی در غزنین زیارتگاه خاص و عام است. او را از شاعرانی دانسته‌اند که در تغییر سبک شعر فارسی و ایجاد تنوع و تجدد در آن مؤثر بوده‌اند[۳].

سنایی در میان بزرگان صوفیه و غیر صوفیه مقام پیشوایی یافته، ‌علما و حکما او را حکیم و صوفیه و عرفا وی را شیخ خوانده‌اند. عرفایی چون مولوی، ‌احمد غزالی و شاعرانی مانند عارف زرگر، مختاری غزنوی، ‌خاقانی شروانی، ابوالعلا گنجوی و جز آنان او را ستوده‌اند[۴]. از شعرای معاصر او به جز عثمان مختاری که رابطه مستحکم و صمیمانه‌ای با او داشت، می‌توان از سید حسن غزنوی، معزی، انوری و سوزنی نام برد. سلطان مسعود بن ابراهیم غزنوی (حک 492ـ 508 ق) سلطان سنجر سلجوقی (حک 511ـ 552ق) و سلطان ابراهیم بن مسعود غزنوی (حک 450ـ 492 ق) از معاصران و ممدوحان سنایی بودند[۵]. در آثار سنایی دو شیوه مختلف از دو دوره متفاوت حیات او دیده می‌شود. یکی اشعاری در ارتباط با مرحله نخستین زندگانی وی که شاعری درباری و مدیحه‌سرا بود و دیگر اشعار مرحله دوم زندگی او که محتوای اخلاقی و عرفانی دارد و سبک اصیل سنایی را در این گونه اشعار باید جست. همین شیوه او بعدها مورد عنایت خاقانی شروانی و جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی قرار گرفت. در شاعری به ویژه در اوایل آن از شیوه عنصری، ‌مسعود سعد سلمان و بیش از همه فرخی پیروی می‌کرد[۶]. آثارش عبارتند از:

کلیات دیوان شامل مدایح، زهدیات، ‌قلندریات، ترکیبات، ترجیعات، ‌غزلیات، قطعات و رباعیات و در 13780 بیت،

حدیقه الحقیقه* که آن را الهی‌نامه و فخری‌نامه هم خوانده‌اند. عدد ابیات آن 10000 بیت است،

3ـ مثنوی طریق التحقیق که ابیات آن حدود 896 بیت و تاریخ نظم آن 528 ق است،

4ـ مثنوی سیرالعباد الی المعاد* بر وزن حدیقه که شمار ابیانش بیش از 770 بیت است،

5ـ مثنوی کارنامه بلخ (مطایبه‌نامه) با 497 بیت که بر وزن حدیقه سروده شده است،

‌6ـ مثنوی عقل‌نامه که کوچکترین مثنوی او به شمار می‌رود،

7ـ مثنوی عشق‌نامه در 576 بیت و در پند و موعظه،

سنائی آباد که در صفات خداوند و نعت رسول و دیگر مسائل عرفان و شامل 596 بیت است،

تحریمه القلم (تجربه العلم) در 202 بیت،

10ـ ‌رساله مقدمه نثری در فضیلت سخن و سخندان و حسرت نداشتن فرزند،

11ـ انتخاب منتخب حدیقه که گویا انتخابی از کتاب حدیقه الحقیقه او توسط یکی از دوستانش بوده است،

12ـ مجموعه نامه‌های سنایی، شامل 17 نامه او به بزرگان، امرا و سلاطین جز آنها آثار دیگری را به نام‌های کنزالرموز، رموزالانبیاء و کنوزالاولیا، زادالسالکین و بهرام و بهروز نیز به وی نسبت داده‌اند[۷].

گویا سنایی یکبار دیوان مسعود سعد را گردآوری و تدوین کرد و برخی از اشعار دیگران را هم به اشتباه به آن افزود و به همین سبب بعدها از مسعود سعد پوزش خواست[۸][۹].

مآخذ

  1. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 552.
  2. زرین‌کوب، ‌عبدالحسین. با کاروان حلهّ. ‌تهران: آریا، 1343، ص 128ـ132.
  3. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، چ 4، 1347، ج 2، ص 559 و 565.
  4. مدرس رضوی، محمدتقی. دیوان سنایی غزنوی. تهران: ابن سینا، ‌1341 (تاریخ مقدمه)، ص نه ـ نح (مقدمه).
  5. فروزانفر، ‌بدیع‌الزمان. سخن و سخنوران. ‌تهران: خوارزمی، ‌چ 2، 1350، ص 260.
  6. سادات ناصری، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی. ‌تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، 1353، ص 486.
  7. مدرس رضوی، محمدتقی. دیوان سنایی غزنوی. تهران: ابن سینا، 1341 (تاریخ مقدمه)‌، ص فب ـ صا (مقدمه).
  8. زرین‌کوب، عبدالحسین. با کاروان حلهّ. تهران: آریا، ‌1343، ص 133. و نیز نگ: انصاری، محمدشفیع. فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی‌های سنائی. قزوین: ‌دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، 1378.

ابوالقاسم رادفر

  1. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 552.
  2. زرین‌کوب، ‌عبدالحسین. با کاروان حلهّ. ‌تهران: آریا، 1343، ص 128ـ132.
  3. صفا، ذبیح‌الله. تاریخ ادبیات در ایران. تهران: ابن سینا، 1347، ج 2، ص 559 و 565.
  4. مدرس رضوی، محمدتقی. دیوان سنایی غزنوی. تهران: ابن سینا، ‌1341 (تاریخ مقدمه)، ص نه ـ نح (مقدمه).
  5. فروزانفر، ‌بدیع‌الزمان. سخن و سخنوران. ‌تهران: خوارزمی، 1350، ج. 2، ص 260.
  6. سادات ناصری، حسن. سرآمدان فرهنگ و تاریخ ایران در دوره اسلامی. ‌تهران: شورای عالی فرهنگ و هنر، 1353، ص 486.
  7. مدرس رضوی، محمدتقی. دیوان سنایی غزنوی. تهران: ابن سینا، 1341 (تاریخ مقدمه)‌، ص فب ـ صا (مقدمه).
  8. زرین‌کوب، عبدالحسین. با کاروان حلهّ. تهران: آریا، ‌1343، ص 133.
  9. انصاری، محمدشفیع. فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی‌های سنائی. قزوین: ‌دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، 1378.