پرش به محتوا

فلات پهناور ایران

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۸:۱۱ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''فلات پهناور ايران،''' سرزميني كوهستاني و بلند است كه در جنوب باختري قارة آسيا قرار دارد. اين سرزمين فلات ارمنستان و آسياي صغير [آناتولي] را در شمال باختري به فلات‌هاي پامير و تبت در خاور مرتبط مي‌سازد. از نظر موقعيت طبيعي، يكي از ويژگي‌هاي اس...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

فلات پهناور ايران، سرزميني كوهستاني و بلند است كه در جنوب باختري قارة آسيا قرار دارد. اين سرزمين فلات ارمنستان و آسياي صغير [آناتولي] را در شمال باختري به فلات‌هاي پامير و تبت در خاور مرتبط مي‌سازد. از نظر موقعيت طبيعي، يكي از ويژگي‌هاي اساسي فلات ايران تعلق آن به سيستم بزرگ كوه‌هاي چين‌خوردة اورآسيا است. ديوارة عظيم البرز در شمال و رشته كوه زاگرس در باختر و جنوب باختري مؤيد اين ادعا است.1

فلات ايران، يك واحد مستقل، به هم پيوسته و داراي تشخص طبيعي در قارة آسيا است به گونه‌اي كه اين وحدت جغرافيايي در زمينه‌هاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي نيز موجب ايجاد نوعي هويت يگانة تاريخي شده است. وجود درياها و چاله‌هاي پست و هموار در حاشية فلات ايران، مانند درياي خزر و بيابان تركمنستان در شمال، خليج فارس و درياي عمان در جنوب، جلگة دجله و فرات در باختر و جلگة سند و پنجاب در خاور، استقلال اين واحد جغرافيايي را معنايي خاص بخشيده است.2

فلات ايران، سرزميني است كه تقريباً در مركز كمربند خشك و بزرگ دنياي قديم [اورآسيا] قرار گرفته و در فاصله‌اي يكسان از نواحي بياباني و استپي داراي زمستان سرد آسياي مركزي و مناطق خشك و هميشه گرم شمال آفريقا سر برافراشته است. اين تودة مرتفع كه به طور متوسط 800 تا 1000 متر ارتفاع دارد و از نظر همبستگي ناهمواري‌ها و شبكة آبها، بخش وسيعي از همساية شرقي يعني كشور افغانستان را نيز در بر مي‌گيرد، از تمام جهات به وسيلة رشته كوه‌هاي مرتفعي احاطه شده است.3

اگر فلات ايران را به صورت مثلثي تقريباً متساوي‌الساقين فرض كنيم، قاعدة آن از شرق افغانستان تا ساحل درياي عمان و محل تلاقي دو ساق آن در مرز تركيه قرار دارد. فلات ايران افزون بر ايران و افغانستان، قسمتي از غرب پاكستان را نيز در بر مي‌گيرد، اما محدوة جغرافيايي كنوني ايران تقريباً 90 درصد آن را پوشانده است. در داخل فلات ايران سرزمين‌هاي پست و كم ارتفاع بسياري نيز ديده مي‌شوند كه دشت كوير، كوير لوت و دشت‌هاي ديگري در افغانستان و پاكستان از آن جمله‌اند. مرتفع‌ترين نقطة فلات ايران قلة دماوند به بلندي 5610 متر است كه در شمال شرقي تهران و در جنوب استان مازندران واقع است.4

در امتداد سه ضلع مثلث فلات ايران، سه رشته كوه عظيم قرار دارد كه در واقع لبه‌هاي فلات هستند. رشته كوه البرز كه از آذربايجان تا شمال خراسان كشيده شده است، با قله‌هاي متعدد، لبة شمالي فلات ايران را تشكيل مي‌دهد كه در جبهة شمالي به جلگه و سواحل درياي خزر (از مغان تا مرز تركمنستان) متصل مي‌شود. امتداد لبة شمالي فلات ايران پس از عبور از ايران به كوه‌هاي هندوكش در افغانستان مي‌رسد. رشته كوه سليمان در غرب پاكستان (در غرب جلگة سند و پنجاب)، ضلع شرقي فلات ايران را تشكيل داده و در امتداد غرب تا جنوب شرقي نيز رشته كوه زاگروس قرار دارد. به طو خلاصه مي‌توان گفت كه فلات ايران «فلاتي وسيع و نسبتاً مرتفع در آسياي غربي است كه از غرب به شرق از دره‌هاي دجله و فرات تا درّة رود سند و پامير و از شمال به جنوب از درياي خزر و بيابان توران تا خليج فارس و اقيانوس هند ممتد است...».5

اصولاً «كوه‌هاي زاگروس در جنوب غرب و جنوب با ارتفاعي در حدود 4550 متر (زردكوه) و نيز امتداد آن يعني كوه‌هاي ساحلي جنوب شرق ايران (كوه‌هاي مكران)، تا به امروز نيز مانع بزرگي براي ارتباط با فلات داخلي ايران به شمار مي‌آيند. مشكلات ارتباطي ناشي از وضع كوهستاني فلات داخلي ايران همواره به عنوان مانعي اساسي در راه نفوذ اثرات بسيار زياد طبيعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي از خارج خود نمايي كرده است. اين مشكل ارتباطي بدون ترديد در شكل‌گيري برخي روندهاي تكاملي و ويژگي‌هاي ايران در مقايسه با سرزمين‌هاي مجاور، تأثير به‌سزايي داشته است».6

جغرافي‌دانان متقدم نيز در آثار خود به نوعي به حدود فلات ايران اشاراتي داشته‌اند، از جمله: «ايران زمين در ميان و ديگرها (شش اقليم) پيرامون آن و حد زمين ايران كه ميان جهان است، از ميان رود بلخ است از كنار جيحون (= ماوراءالنهر) تا آذرآبادگان و ارمنيه (= قفقاز) تا به قادسيه و فرات (= بين‌النهرين يا ميان‌رودان) و بحريمن و درياي فارس و مكران (= سند) تا به كابل و طخارستان...».7

دربارة پيوستگي و همگرايي فلات ايران، اكارت‌ اهلرز، جغرافيدان آلماني همچون بسياري ديگر از جغرافي‌دانان و مورخان عقيده دارد كه: «در دوره‌هاي ضعف سياسي يا نظامي سلسله‌هاي ايراني و تسلط بيگانگان نيز، فلات ايران پيوسته يكپارچگي سياسي و فرهنگي خود را حفظ كرده است. به ديگر سخن چه در دوره‌هاي توسعه و شكوفايي قدرت حكومتي و چه در مراحل فروپاشي سياسي كشور، فلات ايران به عنوان كانون تبلور و مركز هويت اقوام ايراني و حاكميت ارضي آنان محسوب مي‌شده است».8

گرچه در حال حاضر بخش وسيعي از فلات ايران را بيابان‌ها و كويرهاي خشك و نمكزارهاي متعدد و وسيعي فرا گرفته است، امّا اين فلات با وسعت تقريبي 2600000 كمـ (با احتساب ايران، افغانستان و بخشي از پاكستان)، در روزگاري نه چندان دور، سرزميني پوشيده از جنگل بوده است كه به مرور و بر اثر عوامل طبيعي و استاني يا به كلي نابود شده و يا به كم‌ترين حد از وسعت خود رسيده است. براي نمونه «كينت كرس» [*]كه حوادث و لشكركشي‌هاي اسكندر مقدوني را به رشتة تحرير در آورده است در كوه‌هاي زاگرس، منطقة بين اصفهان و دزفول را يك منطقة كاملاً جنگلي توصيف كرده است.9

هرودت تاريخ‌نويس يوناني نيز از جنگلي بودن سرزمين ماد شمالي و نيز منطقة شمال غرب آذربايجان سخن به ميان آورده است.10 بر پاية پژوهش‌هاي جغرافيايي و شناسايي تاريخ جغرافياي طبيعي «در درون اين سرزمين وسيع [فلات ايران] درياچه‌ها و رودخانه‌هاي عريض و طويل وجود داشته است. همچنين در كل منطقه، از درياهايي در دورة سوم زمين‌شناسي سخن رفته است كه اكنون خشك شده‌اند (= كوير)، اما يادگارهاي آن‌ها چون درياچه‌هاي اورميه [شهرآب]، قم، ني‌ريز، همان وجراين‌ها باقي مانده است».11


مآخذ:

1.   سازمان نقشه‌برداري كشور (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور). اطلس‌ زمين‌شناسي (اطلس ملي ايران). چ1، تهران: 1382، سازمان نقشه‌برداري كشور، ص1.

2.  همان. همان‌جا.

3.  اهلرز، اكارت. ايران: مباني يك كشورشناسي جغرافيايي. ج1، جغرافياي طبيعي. چ1، تهران: 1365، مؤسسة جغرافيايي و كاتوگرافي سحاب. ص33.

4.   جعفري، عباس. گيتا‌شناسي ايران. ج1، كوه‌ها و كوهنامة ايران. چ2، تهران: 1379، گيتا‌شناسي، ص256.

5.   جعفري، عباس. گيتاشناسي. ج3، دايرةالمعارف جغرافيايي ايران. چ1، تهران: 1379، گيتاشناسي، ص885..

6.  منبع 3. ص34.

7.  مجمل‌التواريخ و القصص. به اهتمام ملك‌الشعراي بهار، تهران: 1318، رمضاني، ص478.

8.  منبع 3. ص40 و 41.

9.  دوپلانول، گزاويه. «انهدام پوشش جنگلي ايران». فصلنامة تحقيقات جغرافيايي. ترجمة دكتر علي‌اصغر نظريان، مشهد: زمستان1365، آستان قدس رضوي، شماره مسلسل 3، ص80.

10.                 همان. ص81.

11.                 تكميل‌همايون، ناصر. گسترة فرهنگي و مرزهاي تاريخي ايران زمين. چ1، تهران: 1379، دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي. ص17.


کبری حکیمیان


[*] Quinte_ curce