بامداد خُمار
بامدادِ خُمار، اين داستان سرگذشت دو دلداده از دو طبقة اجتماعي مختلف و پيامدهاي اندوه زاي حاصل از پيمان نادرست آنان را به تصوير ميكشد.1 فتانه حاج سيدجوادي (متولد 1324ش / 1942م) رمان نويس و مترجم معاصر اين رمان را كه در شمار كتابهاي پر فروش قرار گرفته و در تيراژهاي وسيع چندين بار به چاپ رسيده، نوشته است.2 بامداد خمار را ميتوان از جمله داستانهايي دانست كه بر مثلثي عشقي بنا ميشوند. با اين حال نميتوان پرداخت خوب و لحن اصيل اين رمان را انكار كرد. حاج سيدجوادي بر خلاف بيشتر نويسندگان اين نوع داستانها، نثري با هويت دارد و كتابش عاري از صحنههاي گيرا نيست: احساسات زنانة دختر عاشق را به شكلي طبيعي و تب و تاب نخستين عشق را با شور و سرخوشي توصيف كرده است. محبوبه دختر جوان از روياهاي عاشقانه جدا ميشود تا با واقعيتهاي تلخ روبه رو شود و دريابد كه او و رحيم «دو خطّ موازياند كه اگر بخواهند به هم برسند، ميشكنند»، محبوبه ميشكند.3 اي كاش نثر يكدست و شفاف نويسنده ره به فضاها، رويدادها و تصويرهايي ميبرد كه با ساختار زندگي انسانهاي سال دو هزار يگانهتر، ملموستر و صميميتر ميبود.4 بامداد خمار نخستين بار در 1374ش منتشر شد. در 1376ش نيز در تهران توسط انتشارات البرز به چاپ دهم رسيد.
مآخذ:
1. ادبيات داستاني در ايران زمين. از سري مقالات دانشنامة ايرانيكا، زير نظر احسان يار شاطر، ترجمة پيمان متين، با مقدمة ابراهيم يونسي، تهران: اميركبير، 1382، ص 79.
2. فرخزاد، پوران. دانشنامة زنان فرهنگساز ايران و جهان. تهران: زرياب، چ 1، 1378، ج 1، ص 735.
3. مير عابديني، حسن. صد سال داستان نويسي ايران. تهران: نشر چشمه، 1383، ج 4، ص 1274، 1275 و 1276.
4. كبيري، ناهيد. «فئوداليزم و بامداد خمار»، زنان. س 5، ش 29 (تير 1375)، ص 63.
و نيز نك: «گفتوگو با فتانة حاج سيد جوادي»، زنان. س 6 (فروردين 1376)، ص 26و 31؛ آدينه. ش 108ـ 109 (نوروز 1375)، ص 42 ؛ مهر (حوزة هنري). ش 35 (2 دي 1376)، ص 21؛ جهان كتاب. س 1، ش 5 (نيمة دوم آذر 1374)، ص 8؛ دست غيب، عبدالعلي. «بامداد خمار»، بررسي كتاب. س 7، ش 2 (1997م)، ص 274ـ292؛ فردوسي، ع. «حديث انقلاب در بامداد خمار»، ايران نامه. س 16، ش 4 (1377ش/ 1998م) ص 641ـ678.
ابوالقاسم رادفر