پرش به محتوا

بدیع

از ویکی ایران

بدیع، فنی در چگونگی آرایش‌های لفظی و معنوی سخن پس از رعایت اصول علم بلاغت. بدیع را در لغت، سخن تازه، نوظهور و نوآیین تعریف كرده‌اند.1 هر اثر بكر و بدیع حاصل نوآوری و ابداع نویسنده یا سرایندة آن است و جوهر اصالت دارد.2 اما فن بدیع پس از معانی و بیان سومین فن از علوم بلاغت* است كه گاه به هر سه و گاهی به دو فن آخر اطلاق می‌گردد. این فنون سه گانه كه پس از اسلام پدید آمد، در ابتدا به هم آمیخته بود، ولی به مرور زمان ـ بیشتر در تألیفات عربی ـ از یكدیگر تفكیك گردید و هر یك به عنوان فنی خاص شناخته شد.3 نخستین بار در سدة 5 ق / 11م، ابن سنان خفاجی (د 466 ق) مؤلف سرّ الفصاحه، صناعات بدیعی را به سه دسته: 1- صناعات لفظی 2- صناعات معنوی، 3- صناعات لفظی و معنوی بخش كرد.4 بدیع پژوهی و بدیع‌نویسی در سدة 2ق / 8 م با توجه علما به جنبه‌های اعجاز قرآن و تلاش راویان برای گردآوری امثال، ‌اشعار و اخبار قبایل عرب شكل گرفت و به تدوین كتاب‌هایی در علم لغت، صرف و نحو و انواع دیگری از علوم ادبی عرب انجامید.5 كهن‌ترین آثاری كه به فارسی در فن بدیع نگارش یافته عبارتند از: 1- ترجمان البلاغه* تألیف محمد بن عمر رادویانی (سدة 5ق)، 2- حدائق السحر فی دقائق الشعر اثر رشید وطواط* (سدة 6ق)، 3- المعجم فی معاییر اشعار العجم تألیف شمس قیس رازی (سدة 7ق).6


مآخذ:

1.     همایی ، جلال‌الدین. فنون بلاغت و صناعات ادبی. ‌تهران: توس ، چ 2، 1363، ج 1، ص.

2.     داد، سیما. فرهنگ اصطلاحات ادبی. ‌تهران: مروارید ،‌چ 1، ]ویرایش جدید[، 1382، ص 79.

3.     همایی، همان. 1361، ص8.

4.     اسفندیارپور،‌ هوشمند. عروسان سخن. تهران: فردوس، چ1، 1383، ص55، ‌56.

5.     عطاری. «بدیع»، فرهنگنامة‌ ادبی، ‌دانشنامة ادب فارسی (2). به سرپرستی حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، چ1، 1376، ص229.

6.     علوی‌مقدم، محمد؛ اشرف‌زاده، رضا. معانی و بیان. تهران: سمت، چ1، 1376، ص 15، 16، 19.

و نیز نگ: میرصادقی (ذوالقدر)، میمنت. واژه نامة هنر شاعری، تهران: كتاب مهناز، چ2، 1376، ص38 ـ 39.

ابوالقاسم رادفر