مرثیه 2
مرثیه، سخنان یا اشعاری كه در عزای از دست دادن كسی همراه با ذكر صفات و محاسن او گفته شود، مانند آنچه در عزای امام حسین (ع) و دیگر بزرگان دین گویند.1 در ادب فارسی، مرثیه از نظر ماهیت بخشی از ادب غنایی است، زیرا شاعر در آن به بیان احساسات و عواطف خویش میپردازد. مرثیهسرایی در ادبیات فارسی غالباً منظوم بوده و در انواع قالبهای مثنوی چون قصیده، قطعه، ترجیعبند، تركیببند و گاه غزل، رباعی و مثنوی صورت گرفته است.2 در آثار شاعران فارسی زبان از قدیمترین دوران تاریخ ادبیات ایران تا كنون، مرثیههای فراوانی دیده میشود كه گویندگان آنها را درسوگ فرزند یا دوست و یا ممدوح خویش سرودهاند.3 اما به طور كلی مرثیهها را میتوان به چند دسته تقسیم كرد: 1ـ مرثیههای درباری، مانند اشعار اثیرالدین اخسیكتی (شاعر سدة 6ق) در مرگ مادر سلطان ارسلان بن طغرل، 2ـ مرثیههای شخصی، نظیر مرثیة كمالالدین اسمعیل* (د. 635ق) در مرگ پدرش، 3ـ مرثیههای مذهبی، مانند قصیدة قوامی رازی دربارة وقایع كربلا و شهادت امامان و بزرگان دین، 4ـ مرثیههای فلسفی، نظیر اشعار خیام در تأسف از مسئلة مرگ، 5ـ مرثیههای اجتماعی، مانند قصیدة معروف انوری دربارة فتنة غُزان.4 شاید بتوان محتشم كاشانی* شاعر دربار شاه طهماسب را بزرگترین مرثیه گوی مذهبی ایران خواند. پس از او صباحی بیدگلی، صبا كاشانی*، وصال شیرازی*، سروش اصفهانی*، قاآنی* و دیگران در رثای سیدالشهدا (ع) اشعاری سرودند.5
مآخذ:
1ـ فرهنگ بزرگ سخن، به سرپرستی حسن انوری، تهران: سخن، 1381 ش، ج 7، ص 6857.
2ـ شمیسا، سیروس. انواع ادبی، ویرایش سوم، تهران: فردوس، چ 9، 1381 ش، ص 236.
3ـ رزمجو، حسین. انواع ادبی و آثار آن در زبان فارسی، مشهد: آستان قدس رضوی، چ 1، 1370 ش، ص 99.
4ـ امامی، نصرالله. مرثیه سرایی در ادبیات فارسی (تا پایان قرن هشتم)، اهواز: جهاد دانشگاهی، چ 1، 1369 ش، ص 36، 47، 54، 61، 66 (به اختصار).
5ـ افسری كرمانی، عبدالرضا. نگرشی بر مرثیه سرایی در ایران، تهران: اطلاعات، چ 1، 1381 ش، ص 110، 112.
ابوالقاسم رادفر