پرش به محتوا

اندرز نامه

از ویکی ایران
نسخهٔ تاریخ ‏۷ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۱۱ توسط Samei (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی « اندرزنامه، پندنامه يا نصيحت‌نامه: رساله‌ها و نوشته‌هايي در حكمت، موعظه و دستورهاي تربيتي، اخلاقي، ديني و كشوري. اين دسته از كتاب‌ها بخشي از ادبيات تعليمي هستند كه در آنها به موضوع اخلاق‌، راه و رسم آميزش با مردم و راهنمايي‌هاي ديني انسا...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)


اندرزنامه، پندنامه يا نصيحت‌نامه: رساله‌ها و نوشته‌هايي در حكمت، موعظه و دستورهاي تربيتي، اخلاقي، ديني و كشوري.

اين دسته از كتاب‌ها بخشي از ادبيات تعليمي هستند كه در آنها به موضوع اخلاق‌، راه و رسم آميزش با مردم و راهنمايي‌هاي ديني انسان‌ها پرداخته شده است.1 به عبارت ديگر، اندرزنامه‌ها و پندنامه‌ها شامل كتاب‌هايي مي‌شوند كه در آن‌ها رهبران ديني با پيروان خويش، بزرگان كشوري (مانند شاهان و امرا) با ملت، فلاسفه و دانشمندان با اهل علم و تودة مردم و يا پدران با فرزندان خود سخن گفته‌اند و آنان را از پاره‌اي رفتارهاي ناپسند و غيراخلاقي برحذر داشته‌اند.2 از آنجا كه پند و اندرز در اخلاق ريشه دارد و اخلاق خود قسمتي از حكمت  علمي و تجربي را تشكيل مي‌دهد، مي‌توان اندرزنامه‌ها را در شمار آثار حكمت علمي و ادبيات آورد كه همراه با تغييراتي از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته‌اند.3 اندرزنامه‌ها چند گروه‌اند: 1- آنها كه اخلاقي ـ مذهبي هستند و صرفاً جنبة‌ تعليمي دارند نظير صحيفة سجّاديه از امام زين العابدين(ع)، ‌اربعين‌ها، ‌كلمات قصار و سخنان امامان و بزرگان دين، 2- پندنامه‌هايي كه اخلاقي ـ‌ عرفاني هستند مانند نصايح خواجه عبدالله انصاري* (د 481 ق / ؟م)، 3- آن‌ها كه مضموني دستوري ـ‌ تعليمي دارند نظير اخلاق ناصري اثر خواجه نصيرالدين طوسي* (د 672 ق / ؟م)، 4- اندرزنامه‌هايي كه دستوري ـ تجربي هستند نظير نصيحت‌الملوكتأليف امام محمد غزالي* (د 465 ق / ؟م). جز اين آثار، اندرزنامه‌هاي ديگري وجود دارد كه نويسندگان آن‌ها افزون بر ذكر مطالب اخلاقي از رفتارهاي خردمندان الهام گرفته‌اند. سيرالملوك / سياست‌نامه* تأليف خواجه نظام‌الملك طوسي* (د 485 ق / ؟م) از اين دسته است. همين‌طور كليله و دمنه* و سندبادنامه* كه به شيوة داستاني نوشته شده‌اند و مُحَجَّةالبيضا اثر فيض كاشاني كه اندرزهاي آن به روش منطقي و عقلي است.4 همچنين اندرزنامه‌ها را از نظر قالب به سه دسته تقسيم كرده‌اند: الف) اندرزنامه‌هاي منثور مانند قابوس‌نامه* تأليف عنصرالمعالي كيكاووس بن اسكندر،* ب) اندرزنامه‌هاي منظوم نظير پندنامة انوشيروان سرودة بدايعي بلخي، ج) اندرزنامه‌هاي منثور آميخته به نظم مانند نصيحت الملوك سعدي شيرازي* (د 691 / 694 ق / ؟م).5 بهترين شيوه براي بيان اندرز را كلمات قصار دانسته‌اند كه از كهن‌ترين نمونه‌هاي آن مي‌توان كتاب جاويدان ِخرد تأليف ابن مُسكويه (د 421ق / ؟م) به زبان عربي و با ترجمة فارسي تقي‌الدين شوشتري را نام برد.6 گفتني است كه سبك نگارش اندرزنامه‌ها با هم تفاوت دارد. پاره‌اي از آن‌ها داراي ساختاري منسجم، جملاتي كوتاه و يكدست و شيوه‌اي زيبا هستند، بعضي هم از نثري دشوار و جمله‌هايي كوتاه و مبهم برخوردارند. برخي با جمله‌هايي سست و بدون آرايه‌هاي هنري نوشته  شده‌اند، اما گروهي داراي سلاست و گاه وزن و قافيه اند.7 همچنين پاره‌اي از اندرزنامه‌ها به شكل طنز، ‌كنايه، ‌مطايبه و هزل تدوين شده‌اند كه اخلاق الاشراف سرودة عبيدزاكاني* و اوصاف الاوباش سرودة رفيعاي نقاش اصفهاني از اين دسته‌اند. افزون بر آن‌ها، ‌هجوهاي پراكنده‌اي نيز در ديوان شاعراني چون سعدي، سيف الدين فرغاني، خواجوي كرماني*، و اوحدي مراغه اي* مشهود است.8

اندرزنامه‌هاي پهلوي: مهم‌ترين بخش ادبيات پهلوي به اندرزنامه‌ها اختصاص يافته است. اگرچه اندرزنامه‌هاي پهلوي بعدها بر كتاب‌هاي ادب و اخلاق عربي و فارسي تأثير بسيار گذاشت، ‌اما آثار برجاي مانده از آن‌ها اندك است و بيشتر به شكل ترجمه در كتاب‌هاي دوران اسلامي ديده مي‌شوند.9 اين نوع اندرزنامه‌ها كه در اواخر عهد ساساني و سده‌هاي نخستين اسلام با نام اندرز/ پندنامك تأليف و تدوين شد، بر اساس اخلاق نوشته شده‌اند و در واقع بايد از آن‌ها به عنوان حكمت عملي آن عهد درخشان ياد كرد. بسياري از اندرزنامه‌ها به شاهان و امرا و بعضي به مؤبدان و دستوران زردشتي منسوب است.10 اندرزآذرپادمهر اسپندان، اندرزاوشنرداناك، اندرزبخت آفريد، اندرز بزرگمهر/ پند بزرگمهر، اندرز آذرفَرنْبَغ، اندرز دانايي به مَزديَسنان و اندرز پيشينيان برخي از اندرزنامه‌هاي مشهور پهلوي هستند.11 به اين آثار مي‌توان اياتَكارِزَريران، كارنامة اردشير پاپكان* و اندرز خسرو كواتان* را نيز افزود.12 بيشتر اندرزنامه‌هاي پهلوي شيوه‌اي ساده و روان و جمله‌هاي كوتاهي دارند و مشحون از صنعت تشبيه، كنايه و تمثيل‌اند.13

اندرزنامه‌هاي دوران اسلامي: توجه و اشتياق ايرانيان به مضمون‌هاي اخلاقي و اندرزنامه‌ها كه از دوران ساساني زبانزد بود، در آثار مؤلفان اسلامي تجلي پيدا كرد.14 نويسندگان اين دوره كتاب‌هاي فراواني به فارسي و عربي نگاشتند كه با عنوان‌هايي مانند: اندرزنامه، ‌نصايح، نصيحت، ‌وصيت، اخلاق و آداب  شناخته شده‌اند.15 از ميان اين نوشته‌ها مي‌توان به وصاياي امام علي (ع)، وصيت لقمان، وصيت‌نامة استرآبادي، ‌اخلاق‌الاشراف و اخلاق محتشمي از ابن مقفع (د 142 ق / ؟م) اشاره كرد.16 جز آن‌ها آثار ديگري در اين دوره پديد آمد، كه ظفرنامه اثر ابن سينا* (د 428 ق / ؟م)، ‌قابوس‌نامه از عنصرالمعالي،  مرزبان نامه*، ‌كليله و دمنه، ‌بختيارنامه از دقايقي مروزي، كيمياي سعادت و نصيحت‌الملوك اثر محمد غزالي، گلستان از سعدي، آداب‌الملوك و كفايةالملوك/ آداب‌الحرب و الشجاعه اثر مباركشاه مشهور به فخر مُدبّر (د پيش از 633 ق / ؟م) از آن جمله‌اند.17 اندرزنامه‌هاي بزرگاني چون لقمان، فيثاغورس، ‌جاماسب، بُقراط، ‌سُقراط، ‌افلاطون، ‌ارسطو، جالينوس و اسكندر نيز در آثار دوران اسلامي جايگاه خاصي كسب كرد.18 اما شاخص‌ترين اثر اين دوره جاويدان خرد / جاودان خرد نام دارد كه توسط ابن مسكويه از پهلوي به عربي برگردانيده شده است.19 در ديوان اشعار اكثر سرايندگان دورة اسلامي از جمله شاعران فارسي گوي ايران نيز مضاميني از پند و اندرز و موعظه ديده مي‌شود كه به طور نمونه مي‌توان از اشعار حكمي ناصرخسرو قبادياني،* سنايي،* عطار نيشابوري،* مولوي،*‌ نظامي گنجوي،* فردوسي،* خيام نيشابوري،* ابن يمين فريومدي،* صائب تبريزي* و سعدي* ياد كرد. اما بايد افزود كه در ميان اشعار اين شاعران، پندها و مواعظ سعدي جايگاه ويژه‌اي دارند.20 نوشته‌هاي عارفان و صوفيان دوران اسلامي هم آكنده از موعظه‌ها، پندها و اندرزهاي بسياري در اخلاق و تعليم و تربيت است. كشف‌المحجوب* تأليف هجويري،* ‌اسرارالتوحيد* في مقامات الشيخ ابي سعيد از محمد بن منور، نفحاتالانس اثر نورالدين عبدالرحمان جامي،* رشحات عين‌الحيات تأليف فخرالدين علي صفي و ملفوظات بسياري كه در شبه قاره هند تأليف و تدوين شده‌اند، از نمونه‌هاي درخشان اين آثار به شمار مي‌روند. مضامين اين موعظه‌ها و اندرزها از كمال‌جويي، ‌تزكيه و تهذيب نفس، وارستگي، ‌تقويت ايمان، شرافت نفس و مناعت، خدمت به ديگران، سخاوت و نيكوكاري تشكيل يافته است.21

مآخذ:

1.    مهدوي، مليحه. «پندنامه»، دايرةالمعارف بزرگ اسلامي. زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، چ 1، 1383، ج13، ص728.

2.    ابن مسكويه، احمد بن محمد. جاويدان خرد. ترجمة تقي‌الدين محمد شوشتري، به اهتمام بهروز ثروتيان، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك گيل كانادا و دانشگاه تهران، 2535 (1355)، ‌ص 32 (مقدمه مصحح).

3.    تفضلي، احمد. تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام. به كوشش ژاله آموزگار، تهران: سخن، 1376، ص180، 181.

4.    شيرواني، محمد. «پندنامه ـ اندرزنامه‌ها»، ‌مجموعه سخنراني‌هاي دومين كنگرة تحقيقات ايراني. به كوشش حميد زرين‌كوب، مشهد: دانشكدة ادبيات و علوم انساني، 1352، ص555.

5.    مهدوي، مليحه. همان، ص729.

6.    ابن مسكويه. همان، ص 35 (مقدمة مصحح).

7.    برزگر، منصور. «اندرزنامه»، فرهنگنامة ادبي؛ ادب فارسي در شبه قاره (2). به سرپرستي حسن انوشه، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، چ1، 1376، ص165.

8.    شيرواني، محمد. همان. ص561.

9.    تفضلي، احمد. همان‌جا.

10. معين، محمد. «اندرز يا حكمت عملي در ادبيات پهلوي»، پيام نو. ش12 (شهريور 1325)، ص57.

11. محمدي، محمد. ادب و اخلاق در ايران پيش از اسلام. تهران: ادارة كل نگارش وزارت فرهنگ و هنر، 1352، ص19، 20.

12. صفا، ذبيح الله. حماسه‌سرايي در ايران. تهران: اميركبير، چ3، 1352، ص 42، 44، 49 (به اختصار).

13. تفضلي، احمد. همان. ص199.

14. محمدي، محمد. همان. ص16، 17.

15. ابن مسكويه، همان. ص سي و دو (مقدمة مصحح).

16. شيرواني، محمد. همان. ص560.

17. برزگر، منصور. همان. ص168، 169 (به اختصار).

18. مهدوي، ‌مليحه، همان. ص730.

19. محمدي، محمد. همان. ص35.

20. ابن مسكويه. همان. ص 34 (مقدمة مصحح).

21. برزگر، منصور. همان. ص170.

ابوالقاسم رادفر