پرش به محتوا

بهشت

از ویکی ایران

بهشت، اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت. برای به‌دست‌آوردن تصویر اجمالی از بهشت، لازم است که آیات ذیربط سوره‌های مختلف قرآن کنار هم گذارده شود: بهشت یا جنـه‌المأوی در آسمان نزدیک سدره‌المنتهی‌ست[۱]. پهنای بهشت به قدر همـه آسمان‌ها و زمین است[۲] و در آن‌ها خانه‌هایی نیکو (مساکن طیّبه) برای بهشتیان آماده است[۳] و حوریانی که مستور در خیمه‌ها هستند (منتظر ایشان‌اند)[۴] .

در آن‌جا باغ‌هایی عالی‌است[۵] و در آن چشمه‌سارها روان باشد و شرابی که آشامندگان از آن لذت می‌برند و نهرهایی از عسل مصفی[۶]. چشمه‌سارانی که رایحـه کافور و زنجبیل دارند[۷]. بهشتیان در آن‌جا بر تخت‌ها تکیه زده‌اند، نه هیچ آفتابی می‌بینند و نه سرمایی. سایه‌های درختان بر سرشان افتاده و میوه‌ها به فرمان‌شان باشد[۸]، بر چهره‌هاشان طراوت نعمت را بشناسی؛ از شرابی خالص که بر سر آن مهر نهاده‌اند، سیراب می‌شوند، مهر آن از مشک است و پیشدستی‌کنندگان در آن بر یک‌دیگر پیشدستی می‌کنند[۹]. به پاداش کارهایی که کرده‌اند، می‌خورند و می‌آشامند و بر آن تخت‌های کنار هم چیده تکیه می‌زنند. حوریان را همسرشان می‌گردانیم، کسانی که خود ایمان آورده‌اند و فرزندان‌شان در ایمان پیروی‌شان کردند، فرزندان‌شان را به آن‌ها ملحق می‌کنیم و از پاداش عمل‌شان هیچ نمی‌کاهیم. پیوسته از هرگونه که بخواهند میوه و گوشت عطایشان می‌کنیم. در آن‌جا جام می‌دهند و جام می‌ستانند که در آن نه سخن بیهوده باشد نه ارتکاب گناه. غلامان چون مروارید پنهان در صدف، به گردشان می‌چرخند، پرسش‌کنان روی به یک‌دیگر می‌کنند...[۱۰].

بر بسترهایی که آسترشان از استبرق (دیبای ضخیم) است، تکیه زده‌اند. از زیر پاهاشان نهرها جاری‌ست. بهشتیان را به دستنبدهای زر می‌آرایند و جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبز می‌پوشند[۱۱]. در آن‌جا زنانی‌ست که جز به شوهر خویش ننگرند و پیش از بهشتیان هیچ آدمی و جنّی به آن‌ها دست نزده است، همانند یاقوت و مرجان[۱۲]. بهشتیان «ازواج مطهره» (همسران پاکیزه) دارند، حوریانی که چشم فروهشته (قاصرات الطرف) هستند و چشمانی درشت و زیبا دارند[۱۳].

خمر بهشتی سفید است و نوشندگانش را لذت‌بخش. نه عقل از آن تباهی گیرد و نه نوشنده مست شود. آنان شاد و شاکرند، و می‌گویند سپاس خدایی را که اندوه از ما دور کرد. آن خدایی که ما را به فضل خویش بدین سرای جاویدان درآورد که در آن‌جا نه رنجی به ما می‌رسد و نه خستگی[۱۴]. هر کینه‌یی از دل‌شان برکنده شده است، همه برادرند، بر تخت‌ها روبه‌روی هم‌اند، هیچ رنجی به آن‌ها نمی‌رسد و کسی از آن‌جا بیرون‌شان نراند[۱۵] و با هم دوستانه و همدلانه به گفت‌وگو می‌پردازند و از گذشته یاد می‌کنند[۱۶]. در آن‌جا دعایشان این است: سبحانک اللهم (بارخدایا تو منزّهی) و به هنگام درود، سلام می‌گویند و پایان دعایشان این است: سپاس خدای را، آن پروردگار جهانیان[۱۷]. بهشتیان حیات طیّبه‌یی را بدون اندوه و بیم و نگرانی می‌گذرانند و هر خواسته و آرزوشان ـ هرچه دل بخواهد و دیده بپسندد ـ برآورده است[۱۸].

علاوه بر این‌ها از نعمتی «مزید»[۱۹] و «زیاده» (سوره یونس، آیـه 26) برخوردارند که همانا رضوان الهی‌ست[۲۰]. چنان‌که می‌فرماید: خداوند به مردان مؤمن و زنان مؤمن، بهشت‌هایی را وعده داده است که جوی‌ها در آن جاری‌ست و بهشتیان همواره (جاودانه) در آنجایند. نیز خانه‌هایی نیکو در بهشت جاوید. ولی خشنودی رضا (رضوان‌الله) از همه برتر است که پیروزی بزرگ (فوز عظیم) خشنودی خداوند است[۲۱]. در نتیجه، این رضوان بهشتیان در جایگاهی پسندیده نزد فرمانروایی توانا (خداوند) هستند[۲۲]. در آن روز چهره‌هایی هست زیبا و درخشان که سوی پروردگارشان نظر می‌کنند[۲۳].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. سوره الذاریات، آیـه 22؛ سوره نجم، آیـه‌های 14ـ15
  2. سوره آل‌عمران، آیـه 133؛ سوره حدید، آیـه 21
  3. سوره توبه، آیـه 72.
  4. سوره الرحمن، آیـه 72.
  5. سوره غاشیه، آیـه 10.
  6. سوره محمد، آیـه 15.
  7. سوره انسان، آیـه‌های 5 و 17.
  8. سوره انسان، آیـه‌های 13ـ14.
  9. سوره مطففین، آیـه‌های 24ـ26.
  10. سوره طور، آیه‌های 19ـ25.
  11. سوره کهف، آیـه 31.
  12. سوره الرحمن، آیه‌های 54 ـ 58.
  13. سوره آل‌عمران، آیـه 15؛ سوره صافات، آیـه 48.
  14. سوره فاطر، آیه‌های 33ـ35.
  15. سوره حجر، آیه‌های 47ـ48.
  16. سوره طور، آیه‌های 25ـ27.
  17. سوره یونس، آیـه 10.
  18. سوره نحل، آیـه 31؛ سوره زخرف، آیـه 71؛ سوره ق، آیـه 35.
  19. سوره ق آیـه 35.
  20. سوره آل‌عمران، آیـه 15.
  21. سوره توبه، آیـه 72.
  22. سوره قمر، آیه‌های 54 ـ 55.
  23. سوره قیامت، آیه‌های 22ـ23.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

سیدحسن امین

تلخیص از: دایره المعارف تشیّع