پرش به محتوا

مُغان

از ویکی ایران

مُغان، (جمع مُغ)، پيشوايان ديني زرتشتي كه منصب پيشوايي در ميان ايشان به طور موروثي منتقل مي‌شد. واژة مُغ در اوستايي به صورت (Moghu) ثبت شده و بعدها به شكل مجوس از طريق آرامي به زبان‌هاي عربي و فارسي نو رسيده است.1

مغان در اصل يكي از شش طايفة تشكيل‌دهندة قوم ماد بوده‌اند،2 و در جايگاه رهبري دين يك طبقة كاملاً بستة اجتماعي را تشكيل مي‌دادند و بيگانه به جمع آنان راه نداشت.3 مُغان كه در دربار شاهان دودمان ماد نفوذي قاطع داشتند4 و بر آمدن پارس‌ها را بر نمي‌تافتند،5 لذا پس از زوال دولت ماد به دست كورش بزرگ*، در نخستين فرصت به رهبري گئوماته قيام كردند.6 هر چند قيام گئوماتة مغ، با بردياي دروغين، به رغم محبوبيت مردمي و قدرت معنوي‌اش7 به دست داريوش هخامنشي سركوب شد8 و پس از آن فر و شكوه دستگاه مغان كاستي گرفت،9 ولي مغان رياست بر دين اجدادي را همچنان حفظ كردند.10 مغان در طول زمان و با در دست داشتن رياست بر دين به تدريج اصلاحات زرتشت را كه مخالف بسياري از بينش‌هاي ديرين بود به نفع باورهاي كهن خود تغيير دادند.11 در زبان پهلوي كلمه مگوك پت[1] همان است كه بعدها در فارسي «موبد» شد كه به روحانيان زرتشتي اطلاق مي‌شد.12 موبدان در دربار ساساني و قدرتي عظيم داشتند.

در روايات مسيحي، مغاني كه پي جوي ستارة نوطالع عيسي بودند، بر گهوارة او حاضر مي‌شوند،13 و در ادب كهن پارسي مغان نه در هيئت پاسداران متعصب آتش و آئين، بلكه در جامة ”مغبچگان“ باده فروش و ساقيان مهربان ”مي مُغانه“ جلوه مي‌كنند.14

مآخذ:

1-    فره‌وشي، بهرام، جهان فروري. تهران: كاريان، 1364، ص 142؛ پورداود، ابراهيم. يادداشت‌هاي گاثاها. به كوشش بهرام فره‌وشي، تهران: دانشگاه تهران، 1353، ص 60.

2-    فره‌وشي. همان. ص 141.

3-    رضي، هاشم. آئين مغان. تهران: 1382، ص 104-105.

4-    رضي، هاشم. مقدمة ونديداد. تهران: 1376، ص 69.

5-    هرودت. تاريخ هرودت. ج 1، ترجمة هادي هدايتي، تهران: دانشگاه تهران، 1336، ص 206.

6-    همان. ج 3، ص 160.

7-    همان. ج 3، ص 168.

8-             Kent, R.G. Old Persian. American Oriental Society, 1953.

9-    هرودت. همان. ج 3، ص 176؛ مقدمه ونديداد. ص 73-74.

10-  فره‌وشي. همان. ص 141-142.

11-  مقدمه ونديداد. ص 69.

12-  فره‌وشي. همان. ص 142.

13-  فره‌وشي. همان. ص 117-118.

14-  معين، محمد. مزديسنا و تأثير آن در ادب پارسي. تهران: دانشگاه تهران، 1326، ص 276-282.


[1] . magok pat