پرش به محتوا

باباطاهر همدانی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:
بابا طاهر همدانی، سده 5ق / 11م عارف ، شاعر.
بابا طاهر همدانی، سده 5ق / 11م عارف ، شاعر.


بابا طاهر همدانی مشهور و ملقب به باباطاهر عریان، در [[همدان]] زاده شد<ref>صفا، ذبيح الله. '''''تاريخ ادبيات در ايران'''''. تهران: ابن سينا، چ 4، 1347، ج2، ص383.</ref>.بعضی نام پدرش را فریدون نوشته‌اند. برخی به اشتباه باباطاهر را از معاصران عین‌القضاه همدانی<sup>*</sup> (حـ . 525ق / ؟م) و یا [[خواجه نصیرالدین طوسی]] (د 672ق / ؟م) دانسته‌اند، حال آن‌که وی در دوران سلاجقه می‌زیست و با سلطان طغرل سلجوقی (حک 429 ـ 455ق / ؟م) در 447 / 450ق / ؟م در زادگاهش دیدار داشته است. چون به قیود مادی و دنیاوی و ظاهر خویش اعتنایی نداشت، به عریان شهرت گرفت. از کیفیت معاش، تحصیلات و مسلک عارفانه وی آگاهی چندانی در دست نیست. درویشی و عزلت‌نشینی باباطاهر در ابتدای حال و نیز حکایات افسانه‌وار و کرامات گونه‌هایی که به او نسبت داده‌اند، بیشتر شخصیت وی را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است<ref>رحیمیان ،‌هرمز. '''«باباطاهر» ''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ‌تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ1، 1380، ج10، ص 751 ـ 752 (ذیل باباطاهر).</ref>. محبوبیت و شهرت باباطاهر بیشتر مرهون سادگی افکار، نزدیکی لهجه‌اش به فارسی صحیح، ‌روانی کلام و آهنگ دلنشین الفاظ و سرانجام سادگی وزن است<ref>براون، ادوارد. '''''تاریخ ادبی ایران'' (1).''' ترجمه علی پاشا صالح، تهران: امیرکبیر، چ 3، 2536 (1356)، ص130 ـ 131.</ref>.دو بیتی‌های منسوب به وی با همه سادگی و روانی مملو از معانی عرفانی است، اگرچه بسیاری از آن‌ها را در واقع می‌توان سروده شاعران دیگر دانست<ref>زرین‌کوب، عبدالحسین'''''. ارزش میراث صوفیه'''''. تهران: امیرکبیر، چ4، 2536 (1356)، ص143.</ref>. سخنان کوتاه باباطاهر که به زبان عربی در کلمات قصار آمده از آشنایی او با نظریه‌پردازی‌های تصوف در سده‌های 9 و 10 م / 3 و 4ق حکایت دارد<ref>برتلس، یوگنی ادواردویچ. '''''تاریخ ادبیات فارسی'''''. ترجمه سیروس ایزدی، تهران: هیرمند ، چ1، 1378، ج2، ص 340 ـ 341.</ref>.پیروان آیین پارسان / اهل حق، وی را در شمار یاران هم عقیده و هم راز شاه خویشتن لُرستانی (406 ـ 467ق / ؟م) از بزرگان اهل حق آورده‌اند<ref>رحیمیان ،‌هرمز. '''«باباطاهر» ''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ‌تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ1، 1380، ج10، ص753.(ذیل باباطاهر).</ref>. از آثارش افزون بر دو بیتی‌ها به لهجه لُری رساله‌ای عرفانی به زبان عربی و با عنوان کلمات قصار است. دوبیتی‌های باباطاهر به چند زبان از جمله به فرانسه توسط هوار [Huart]و به انگلیسی توسط آلن[Allen] و کریستن[C.Brenton] برنتن برگردان شده است<ref>رحیمیان ،‌هرمز. '''«باباطاهر» ''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ‌تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ1، 1380، ج10، ص754.(ذیل باباطاهر).</ref>.
بابا طاهر همدانی مشهور و ملقب به باباطاهر عریان، در [[همدان]] زاده شد<ref>صفا، ذبيح الله. '''''تاريخ ادبيات در ايران'''''. تهران: ابن سينا، چ 4، 1347، ج2، ص383.</ref>.بعضی نام پدرش را فریدون نوشته‌اند. برخی به اشتباه باباطاهر را از معاصران [[عین القضاة همدانی|عین‌القضاه همدانی]] (حـ . 525ق / ؟م) و یا [[خواجه نصیرالدین طوسی]] (د 672ق / ؟م) دانسته‌اند، حال آن‌که وی در دوران سلاجقه می‌زیست و با سلطان طغرل سلجوقی (حک 429 ـ 455ق / ؟م) در 447 / 450ق / ؟م در زادگاهش دیدار داشته است. چون به قیود مادی و دنیاوی و ظاهر خویش اعتنایی نداشت، به عریان شهرت گرفت. از کیفیت معاش، تحصیلات و مسلک عارفانه وی آگاهی چندانی در دست نیست. درویشی و عزلت‌نشینی باباطاهر در ابتدای حال و نیز حکایات افسانه‌وار و کرامات گونه‌هایی که به او نسبت داده‌اند، بیشتر شخصیت وی را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است<ref>رحیمیان ،‌هرمز. '''«باباطاهر» ''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ‌تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ1، 1380، ج10، ص 751 ـ 752 (ذیل باباطاهر).</ref>. محبوبیت و شهرت باباطاهر بیشتر مرهون سادگی افکار، نزدیکی لهجه‌اش به [[فارسی]] صحیح، ‌روانی کلام و آهنگ دلنشین الفاظ و سرانجام سادگی وزن است<ref>براون، ادوارد. '''''تاریخ ادبی ایران'' (1).''' ترجمه علی پاشا صالح، تهران: امیرکبیر، چ 3، 2536 (1356)، ص130 ـ 131.</ref>.دو بیتی‌های منسوب به وی با همه سادگی و روانی مملو از معانی عرفانی است، اگرچه بسیاری از آن‌ها را در واقع می‌توان سروده شاعران دیگر دانست<ref>زرین‌کوب، عبدالحسین'''''. ارزش میراث صوفیه'''''. تهران: امیرکبیر، چ4، 2536 (1356)، ص143.</ref>. سخنان کوتاه باباطاهر که به زبان عربی در کلمات قصار آمده از آشنایی او با نظریه‌پردازی‌های تصوف در سده‌های 9 و 10 م / 3 و 4ق حکایت دارد<ref>برتلس، یوگنی ادواردویچ. '''''تاریخ ادبیات فارسی'''''. ترجمه سیروس ایزدی، تهران: هیرمند ، چ1، 1378، ج2، ص 340 ـ 341.</ref>. پیروان آیین پارسان / اهل حق، وی را در شمار یاران هم عقیده و هم راز شاه خویشتن لُرستانی (406 ـ 467ق / ؟م) از بزرگان اهل حق آورده‌اند<ref>رحیمیان ،‌هرمز. '''«باباطاهر» ''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ‌تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ1، 1380، ج10، ص753.(ذیل باباطاهر).</ref>. از آثارش افزون بر دو بیتی‌ها به لهجه لُری رساله‌ای عرفانی به [[عربی|زبان عربی]] و با عنوان کلمات قصار است. دوبیتی‌های باباطاهر به چند زبان از جمله به [https://dmelal.ir/index.php?title=%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%87 فرانسه] توسط هوار [Huart]و به انگلیسی توسط آلن[Allen] و کریستن[C.Brenton] برنتن برگردان شده است<ref>رحیمیان ،‌هرمز. '''«باباطاهر» ''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ‌تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ1، 1380، ج10، ص754.(ذیل باباطاهر).</ref><ref>مقصود، جواد. '''''باباطاهر عریان همدانی'''''. تهران: انجمن آثار ملی، 1355، ص4.</ref>.
 
2.    مقصود، جواد. '''''باباطاهر عریان همدانی'''''. تهران: انجمن آثار ملی، 1355، ص4.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[خواجه نصیرالدین طوسی]]
* [[خواجه نصیرالدین طوسی]]
* [[عین القضاة همدانی]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ ژوئن ۲۰۲۵، ساعت ۲۰:۵۲

بابا طاهرهمدانی ، قابل بازیابی از https://www.beytoote.com/art/artist/baba1-tahir-biography1.html

بابا طاهر همدانی، سده 5ق / 11م عارف ، شاعر.

بابا طاهر همدانی مشهور و ملقب به باباطاهر عریان، در همدان زاده شد[۱].بعضی نام پدرش را فریدون نوشته‌اند. برخی به اشتباه باباطاهر را از معاصران عین‌القضاه همدانی (حـ . 525ق / ؟م) و یا خواجه نصیرالدین طوسی (د 672ق / ؟م) دانسته‌اند، حال آن‌که وی در دوران سلاجقه می‌زیست و با سلطان طغرل سلجوقی (حک 429 ـ 455ق / ؟م) در 447 / 450ق / ؟م در زادگاهش دیدار داشته است. چون به قیود مادی و دنیاوی و ظاهر خویش اعتنایی نداشت، به عریان شهرت گرفت. از کیفیت معاش، تحصیلات و مسلک عارفانه وی آگاهی چندانی در دست نیست. درویشی و عزلت‌نشینی باباطاهر در ابتدای حال و نیز حکایات افسانه‌وار و کرامات گونه‌هایی که به او نسبت داده‌اند، بیشتر شخصیت وی را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است[۲]. محبوبیت و شهرت باباطاهر بیشتر مرهون سادگی افکار، نزدیکی لهجه‌اش به فارسی صحیح، ‌روانی کلام و آهنگ دلنشین الفاظ و سرانجام سادگی وزن است[۳].دو بیتی‌های منسوب به وی با همه سادگی و روانی مملو از معانی عرفانی است، اگرچه بسیاری از آن‌ها را در واقع می‌توان سروده شاعران دیگر دانست[۴]. سخنان کوتاه باباطاهر که به زبان عربی در کلمات قصار آمده از آشنایی او با نظریه‌پردازی‌های تصوف در سده‌های 9 و 10 م / 3 و 4ق حکایت دارد[۵]. پیروان آیین پارسان / اهل حق، وی را در شمار یاران هم عقیده و هم راز شاه خویشتن لُرستانی (406 ـ 467ق / ؟م) از بزرگان اهل حق آورده‌اند[۶]. از آثارش افزون بر دو بیتی‌ها به لهجه لُری رساله‌ای عرفانی به زبان عربی و با عنوان کلمات قصار است. دوبیتی‌های باباطاهر به چند زبان از جمله به فرانسه توسط هوار [Huart]و به انگلیسی توسط آلن[Allen] و کریستن[C.Brenton] برنتن برگردان شده است[۷][۸].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. صفا، ذبيح الله. تاريخ ادبيات در ايران. تهران: ابن سينا، چ 4، 1347، ج2، ص383.
  2. رحیمیان ،‌هرمز. «باباطاهر» دایره المعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ‌تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ1، 1380، ج10، ص 751 ـ 752 (ذیل باباطاهر).
  3. براون، ادوارد. تاریخ ادبی ایران (1). ترجمه علی پاشا صالح، تهران: امیرکبیر، چ 3، 2536 (1356)، ص130 ـ 131.
  4. زرین‌کوب، عبدالحسین. ارزش میراث صوفیه. تهران: امیرکبیر، چ4، 2536 (1356)، ص143.
  5. برتلس، یوگنی ادواردویچ. تاریخ ادبیات فارسی. ترجمه سیروس ایزدی، تهران: هیرمند ، چ1، 1378، ج2، ص 340 ـ 341.
  6. رحیمیان ،‌هرمز. «باباطاهر» دایره المعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ‌تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ1، 1380، ج10، ص753.(ذیل باباطاهر).
  7. رحیمیان ،‌هرمز. «باباطاهر» دایره المعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ‌تهران: مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، چ1، 1380، ج10، ص754.(ذیل باباطاهر).
  8. مقصود، جواد. باباطاهر عریان همدانی. تهران: انجمن آثار ملی، 1355، ص4.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

ابوالقاسم رادفر