پرش به محتوا

عید نوروز در زمان خلفای عباسی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «عباسیان مانند پادشاهان ایران در تالاری با جامه‌های فاخر می‌نشستند و هدیه‌ها را خود می‌پذیرفتند. گفته‌اند که متوکل از بامداد تا {| class="wikitable" |۱- مناظر احسن، یادشده، همان جا. | |- | |۲- هندوشاه نخجوانی، تجارب السلف، ص ۱۰۲. |} ۱۱۶ آداب و رسوم نوروز...» ایجاد کرد
 
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
عباسیان مانند پادشاهان ایران در تالاری با جامه‌های فاخر می‌نشستند و هدیه‌ها را خود می‌پذیرفتند. گفته‌اند که متوکل از بامداد تا
عباسیان مانند پادشاهان [[کشور ایران|ایران]] در تالاری با جامه‌های فاخر می‌نشستند و هدیه‌ها را خود می‌پذیرفتند. گفته‌اند که متوکل از بامداد تانماز ظهر می‌نشست و به پذیرفتن پیشکشهایی که از سوی بلند پایگان و دیگر بزرگان تقدیم می‌شد می‌پرداخت. خلفا در واقع در چنین روز خُجسته حق دریافت هدیه از رعایای خویش را داشتند پس مردم همه طبقات به تقدیم پیشکشی به خلیفه می‌پرداختند و نیز وزیران و بلندپایگان دیوان و توانگران عطر و گوهر و مروارید و بازرگانان کالاهای مرغوب مانند فرش و جامه وکنیز و شاعران نیز قصیده و مردم عادی گل و میوه نثار می‌کردند. دیدار خلیفه در ایام نوروزی بی‌تقدیم پیشکشی نامیمون بود. خلفاگاهی از پیشکشهای مهمانان خویش جویا می‌شدند و بنا به گفته منابع پرسش خلفا عبارت ویژه‌ای بود که «کجاست پیشکش امروز شما؟» دادن پیشکشیهای بسیار به خلیفه موجب شد دفتری فراهم شود تا نام بازدیدکنندگان کاخ و پیشکش ایشان در آن ثبت شود. در برابر، خلیفه هم هدایای پرارجی بدیشان ارزانی می‌داشت. مردم عادی در نوروز خانه‌های خود را با تکه‌های پنبه (حبّ القطن) و بخوردانهای گلین (المجامیرالطین) چراغانی می‌کردند. کاخهای سلطنتی هم با قطعات پارچه‌های ارزنده مانند زهری خیس‌شده در روغن بلسان «هن البلسان» و دیگر مایعات خوشبو و پربها که در بخوردانهای سنگی «المجامیرالبرام» نهاده شده بود چراغانی می‌شد.
{| class="wikitable"
|۱- مناظر احسن، یادشده، همان جا.
|
|-
|
|۲- هندوشاه نخجوانی، تجارب السلف، ص ۱۰۲.
|}


در طی شش روز جشن [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] مردم در گذرگاهها گرد می‌آمدند و آتش می‌افروختند. شور و دلبستگی مردم در برپایی [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] چنان بود که کوشش معتضد خلیفه در سال ۲۸۴ ه ق.برای جلوگیری از شادیهای زیاده از حد درگذرگاهها در هوای تابستان سودمند نیفتاد و پس از دو روز مردم را آزادگذاشت تا هرگونه که بخواهند شادمانی کنند. ابن حوقل‌گوید که در سده دهم میلادی / چهارم هجری در جبال، نوروز را به مدّت هفت روز برپا داشتند با خوشی و شادی فراوان خوراکیهای لذیذ پختند و جامه‌های فاخر دوختند و پول بسیاری بدین جشن صرف کردند ضمناً مهمانیهایی با رسته‌های مُنظم نوازنده برپا کردند و حتّی بر بام خانه‌های خود جشن گرفتند<ref name=":4">مناظر احسن، محمد، '''''زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان'''''، ترجمه مسعود رجب نیا، [https://elmifarhangipub.com/ انتشارات علمی و فرهنگی]، تهران: ۱۳۶۹، ص ۳۴۷ تا ۳۵۰.</ref>.


۱۱۶
پرفسور تریتون بخشی از کتاب الهفواه صابی را درباره برگذاری [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] ذمیان بغداد در قرن چهارم نقل کرده است. صابی گوید که بعضی از ذمیان آشپزی مخصوص به خدمت‌گرفتند تا خوراکیها را شبانه فراهم کند که با مواد تازه باشد و مهمانیهایی برای خود شان و دوستان دادند که در آنها خربزه و آلو و هلو و خرما بر خوانها نهاده بودند. زنان می‌کوشیدند تا برای آن روز عطریات بخرند و سنگ‌پشتها را برای راندن شیطانها از خانه‌ها می‌آوردند، و تخم‌مرغ رنگ می‌کردند. پاشیدن عطر به روی فرد و هفت گام به سوی او رفتن به مفهوم آن بود که چشم بد و تنبلی و تب از او دور می‌شود. توتیا با سلاب و سورمه را برای افزایش نور چشم در سال آینده به چشم می‌کشیدند و روز فرخنده‌ای بود برای مصرف دارو، مدرسه‌ها بسته می‌شد و دانش‌آموزان به بازی می‌پرداختند. اگر استادی به مدرسه می‌آمد با او با احترام رفتار نمی‌کردند و ای بسا که او را به آبگیر می‌انداختند مگر آنکه وجهی می‌داد که صرف خرید خوراکی می‌کردند. صابی ضمناً گوید که مسلمانان در این شادمانی شرکت می‌کردند و حتّی در انظار عموم شراب می‌نوشیدند و مانند ذمیان به خوردن عدس پاک کرده می‌پرداختند و در آب پاشیدن به روی مردم با ذمیان همبازی می‌شدند. کسان محترم یکدیگر را با مشک آب می‌زدند یا پیرامون خانه‌ها و باغهای خود را آبپاشی می‌کردند و مردم عادی هم بدین کار در گذرگاهها و شوارع عام می‌پرداختند<ref name=":4" />.


آداب و رسوم نوروز
از دولتهای ایرانی در عهد اسلامی، بیش و پیش از همه، [[صفاریان]]، به احیای زبان [[فارسی]] و آئینهای ایرانی همت گماشتند، پس از آن دولت ایرانی مقتدری چون سامانیان در بخش کهن و زادبوم فرهنگ اصیل ایرانی، خراسان روی کار آمدند که بسیاری از آئینهای باستانی را احیاء کردند و به جای آوردند تنها آثاری‌که در باب [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] از شاعران و ادیبان آن روزگار به جای مانده، خود قسمت مهمی از ادبیات نوروزی را در سبک خراسانی تشکیل می‌دهند. لیکن کوشش بویهیان در نگهداری آداب و رسوم و جشنهای ایرانی، بخصوص [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] و مهرگان و سده چشمگیرتر و مؤثرتر از همه بوده است. چنانکه «مافروخی» بیان کرده است: «و بازاری بود بر دروازه جور که آن را بازار جورین گفته‌اند، در فصل [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] هر سال تمامت اهل اصفهان از صغیر و کبیر و وضیع و شریف و خاص و عام و اطفال و عورات هر کس به حسب حال طبقات و درجات بالوان اسباب مأکول و مشروب و انواع ضروب عدت و آلت مطلوب مرغوب مدت یک دو ماه بدانجا نقل کرده‌اند و از استیضاح و لذات و استمتاع عیش و عشرت از لهو و لعب و نشاط و طرب حظی وافی و ذوقی وافر از زندگانی برداشته چون روز [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] رسیده چندین بازار ساخته طوافان و بازاریان گوناگون نعمتها در آنجا پرداخته و عوام در میان آنجا چون دریا بر دریا در تموج و خواص از دور و نزدیک و بالا در نشیب در تفرج و پیوسته آن مدت را گذرانیده به فکاهت و خوشی و عیش و افسانه و خلیع العذار دیوانه‌وار آشنا و بیگانه مشتغل بکأس و پیمانه...<ref name=":8">مافروخی، محاسن اصفهان، ص ۱۷ به نقل: اذکائی، پرویز، '''''تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز'''''، ص۱۷-۱۶.</ref>».


نماز ظهر می‌نشست و به پذیرفتن پیشکشهایی که از سوی بلند پایگان و دیگر بزرگان تقدیم می‌شد می‌پرداخت. خلفا در واقع در چنین روز خُجسته حق دریافت هدیه از رعایای خویش را داشتند پس مردم همه طبقات به تقدیم پیشکشی به خلیفه می‌پرداختند و نیز وزیران و بلندپایگان دیوان و توانگران عطر و گوهر و مروارید و بازرگانان کالاهای مرغوب مانند فرش و جامه وکنیز و شاعران نیز قصیده و مردم عادی گل و میوه نثار می‌کردند. دیدار خلیفه در ایام نوروزی بی‌تقدیم پیشکشی نامیمون بود. خلفاگاهی از پیشکشهای مهمانان خویش جویا می‌شدند و بنا به گفته منابع پرسش خلفا عبارت ویژه‌ای بود که «کجاست پیشکش امروز شما؟» دادن پیشکشیهای بسیار به خلیفه موجب شد دفتری فراهم شود تا نام بازدیدکنندگان کاخ و پیشکش ایشان در آن ثبت شود. در برابر، خلیفه هم هدایای پرارجی بدیشان ارزانی می‌داشت. مردم عادی در نوروز خانه‌های خود را با تکه‌های پنبه (حبّ القطن) و بخوردانهای گلین (المجامیرالطین) چراغانی می‌کردند. کاخهای سلطنتی هم با قطعات پارچه‌های ارزنده مانند زهری خیس‌شده در روغن بلسان «هن البلسان» و دیگر مایعات خوشبو و پربها که در بخوردانهای سنگی «المجامیرالبرام» نهاده شده بود چراغانی می‌شد.
== نیز نگاه کنید به ==


در طی شش روز جشن نوروز مردم در گذرگاهها گرد می‌آمدند و آتش می‌افروختند. شور و دلبستگی مردم در برپایی نوروز چنان بود که کوشش معتضد خلیفه در سال ۲۸۴ ه ق.برای جلوگیری از شادیهای زیاده از حد درگذرگاهها در هوای تابستان سودمند نیفتاد و پس از دو روز مردم را آزادگذاشت تا هرگونه که بخواهند شادمانی کنند. ابن حوقل‌گوید
* [[سیر تاریخی نوروز]]
* [[نوروز در ایران باستان]]
* [[نوروز در دوران هخامنشیان]]
* [[نوروز در زمان اشکانیان]]


== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.]


سیر تاریخی نوروز
== نویسنده مقاله ==
 
رضا شعبانی
۱۱۷
[[رده:فرهنگ و نظام فرهنگی]]
 
که در سده دهم میلادی / چهارم هجری در جبال، نوروز را به مدّت هفت روز برپا داشتند با خوشی و شادی فراوان خوراکیهای لذیذ پختند و جامه‌های فاخر دوختند و پول بسیاری بدین جشن صرف کردند ضمناً مهمانیهایی با رسته‌های مُنظم نوازنده برپا کردند و حتّی بر بام خانه‌های خود جشن گرفتند.^{۱}
 
پرفسور تریتون بخشی از کتاب الهفواه صابی را درباره برگذاری نوروز ذمیان بغداد در قرن چهارم نقل کرده است. صابی گوید که بعضی از ذمیان آشپزی مخصوص به خدمت‌گرفتند تا خوراکیها را شبانه فراهم کند که با مواد تازه باشد و مهمانیهایی برای خود شان و دوستان دادند که در آنها خربزه و آلو و هلو و خرما بر خوانها نهاده بودند. زنان می‌کوشیدند تا برای آن روز عطریات بخرند و سنگ‌پشتها را برای راندن شیطانها از خانه‌ها می‌آوردند، و تخم‌مرغ رنگ می‌کردند. پاشیدن عطر به روی فرد و هفت گام به سوی او رفتن به مفهوم آن بود که چشم بد و تنبلی و تب از او دور می‌شود. توتیا با سلاب و سورمه را برای افزایش نور چشم در سال آینده به چشم می‌کشیدند و روز فرخنده‌ای بود برای مصرف دارو، مدرسه‌ها بسته می‌شد و دانش‌آموزان به بازی می‌پرداختند. اگر استادی به مدرسه می‌آمد با او با احترام رفتار نمی‌کردند و ای بسا که او را به آبگیر می‌انداختند مگر آنکه وجهی می‌داد که صرف خرید خوراکی می‌کردند. صابی ضمناً گوید که مسلمانان در این شادمانی شرکت می‌کردند و حتّی در انظار عموم شراب می‌نوشیدند و مانند ذمیان به خوردن عدس پاک کرده می‌پرداختند و در آب پاشیدن به روی مردم با ذمیان همبازی ۱- زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، یادشده، صص ۳۴۷ تا ۳۵۰.
 
 
۱۱۸
 
آداب و رسوم نوروز
 
می‌شدند. کسان محترم یکدیگر را با مشک آب می‌زدند یا پیرامون خانه‌ها و باغهای خود را آبپاشی می‌کردند و مردم عادی هم بدین کار در گذرگاهها و شوارع عام می‌پرداختند.^{۱}
 
از دولتهای ایرانی در عهد اسلامی، بیش و پیش از همه، صفاریان، به احیای زبان فارسی و آئینهای ایرانی همت گماشتند، پس از آن دولت ایرانی مقتدری چون سامانیان در بخش کهن و زادبوم فرهنگ اصیل ایرانی، خراسان روی کار آمدند که بسیاری از آئینهای باستانی را احیاء کردند و به جای آوردند تنها آثاری‌که در باب نوروز از شاعران و ادیبان آن روزگار به جای مانده، خود قسمت مهمی از ادبیات نوروزی را در سبک خراسانی تشکیل می‌دهند. لیکن کوشش بویهیان در نگهداری آداب و رسوم و جشنهای ایرانی، بخصوص نوروز و مهرگان و سده چشمگیرتر و مؤثرتر از همه بوده است. چنانکه «مافروخی» بیان کرده است: «و بازاری بود بر دروازه جور که آن را بازار جورین گفته‌اند، در فصل نوروز هر سال تمامت اهل اصفهان از صغیر و کبیر و وضیع و شریف و خاص و عام و اطفال و عورات هر کس به حسب حال طبقات و درجات بالوان اسباب مأکول و مشروب و انواع ضروب عدت و آلت مطلوب مرغوب مدت یک دو ماه بدانجا نقل کرده‌اند و از استیضاح و لذات و استمتاع عیش و عشرت از لهو و لعب و نشاط و طرب حظی وافی و ذوقی وافر از زندگانی برداشته چون روز نوروز رسیده چندین بازار ساخته طوافان و بازاریان گوناگون نعمتها در آنجا پرداخته و عوام در میان آنجا چون دریا بر دریا در تموج و خواص از دور و نزدیک و بالا در نشیب در تفرج و پیوسته آن ۱- همان کتاب، همان جا.
 
 
سیر تاریخی نوروز
 
۱۱۹
 
مدت را گذرانیده به فکاهت و خوشی و عیش و افسانه و خلیع العذار دیوانه‌وار آشنا و بیگانه مشتغل بکأس و پیمانه...». نوروز در زمان دیلمیان
 
«ابن‌مسکویه» در مورد افتتاح خراج در زمان عضدالدوله دیلمی اشاراتی بس مهم به نوروز معتضدی دارد بدین قرار: «عضدالدوله افتتاح خراج را به نوروز معتضدی عقب انداخت. در گذشته پیش از رسیدن، غلات گرفته می‌شد. برای رعیت رسوم صحیحی را بجا داشت و از آن زیادات و تأویلات را حذف کرده و بر مظالم متظلمین وقف کرده و بر تعدیل عمل کردند و اخذ از قوافل حاجیان را برداشت و آنچه برایشان مقرر شده بود از قبالح و ضروب عسف... زایل کرد.»^{۲}
 
هم او در حاشیه گوید: ابوهلال عسکری در کتاب الاوائل (نسخه خطی) درباره تأخیر خراج گوید: «نخستین کسی که نوروز را عقب انداخت متوکل بود، که او دید زیان می‌بیند و مردمان به افتتاح خراج و زرع، ایشان را مقروض و تلف می‌کنند.
 
ابراهیم بن عباس صولی را خواست و تصمیم گرفت بر عقب‌انداختن نوروز به بیست و هفت روز از حزیران، پس نامه‌ها در این باره نوشته شد و آن‌کتابی مشهور است در رسائل ابراهیم (بن عباس)... و متوکل پیش از دخول سال جدید به قتل آمد. والمنتصر بجایش آمد و انیازمند به مال بود پس مردمان مورد مطالبه قرار گرفتند طبق رسم اوّل و ۱- مافروخی، محاسن اصفهان، ص ۱۷ به نقل: اذکائی، پرویز، تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، صص ۱۷-۱۶.
 
۲- ابن مسکویه، ابوعلی، تجارب الامم و تعاقب الهمم، جلد 2، ص ۴۰7.
 
 
۱۲۰
 
آداب و رسوم نوروز
 
آنچه متوکل رسم کرده بود، از بین رفت و مورد عمل واقع نشد تا زمان معتضد. پس وی حسابش را در روز یازدهم از حزیران قرار داد و فرمان داد در دیوانها ثبت کنند. تنها آنچه معتضد کرد این بود که مدّت را کوتاه کرد در یازده روز از حزیران».

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۲۹

عباسیان مانند پادشاهان ایران در تالاری با جامه‌های فاخر می‌نشستند و هدیه‌ها را خود می‌پذیرفتند. گفته‌اند که متوکل از بامداد تانماز ظهر می‌نشست و به پذیرفتن پیشکشهایی که از سوی بلند پایگان و دیگر بزرگان تقدیم می‌شد می‌پرداخت. خلفا در واقع در چنین روز خُجسته حق دریافت هدیه از رعایای خویش را داشتند پس مردم همه طبقات به تقدیم پیشکشی به خلیفه می‌پرداختند و نیز وزیران و بلندپایگان دیوان و توانگران عطر و گوهر و مروارید و بازرگانان کالاهای مرغوب مانند فرش و جامه وکنیز و شاعران نیز قصیده و مردم عادی گل و میوه نثار می‌کردند. دیدار خلیفه در ایام نوروزی بی‌تقدیم پیشکشی نامیمون بود. خلفاگاهی از پیشکشهای مهمانان خویش جویا می‌شدند و بنا به گفته منابع پرسش خلفا عبارت ویژه‌ای بود که «کجاست پیشکش امروز شما؟» دادن پیشکشیهای بسیار به خلیفه موجب شد دفتری فراهم شود تا نام بازدیدکنندگان کاخ و پیشکش ایشان در آن ثبت شود. در برابر، خلیفه هم هدایای پرارجی بدیشان ارزانی می‌داشت. مردم عادی در نوروز خانه‌های خود را با تکه‌های پنبه (حبّ القطن) و بخوردانهای گلین (المجامیرالطین) چراغانی می‌کردند. کاخهای سلطنتی هم با قطعات پارچه‌های ارزنده مانند زهری خیس‌شده در روغن بلسان «هن البلسان» و دیگر مایعات خوشبو و پربها که در بخوردانهای سنگی «المجامیرالبرام» نهاده شده بود چراغانی می‌شد.

در طی شش روز جشن نوروز مردم در گذرگاهها گرد می‌آمدند و آتش می‌افروختند. شور و دلبستگی مردم در برپایی نوروز چنان بود که کوشش معتضد خلیفه در سال ۲۸۴ ه ق.برای جلوگیری از شادیهای زیاده از حد درگذرگاهها در هوای تابستان سودمند نیفتاد و پس از دو روز مردم را آزادگذاشت تا هرگونه که بخواهند شادمانی کنند. ابن حوقل‌گوید که در سده دهم میلادی / چهارم هجری در جبال، نوروز را به مدّت هفت روز برپا داشتند با خوشی و شادی فراوان خوراکیهای لذیذ پختند و جامه‌های فاخر دوختند و پول بسیاری بدین جشن صرف کردند ضمناً مهمانیهایی با رسته‌های مُنظم نوازنده برپا کردند و حتّی بر بام خانه‌های خود جشن گرفتند[۱].

پرفسور تریتون بخشی از کتاب الهفواه صابی را درباره برگذاری نوروز ذمیان بغداد در قرن چهارم نقل کرده است. صابی گوید که بعضی از ذمیان آشپزی مخصوص به خدمت‌گرفتند تا خوراکیها را شبانه فراهم کند که با مواد تازه باشد و مهمانیهایی برای خود شان و دوستان دادند که در آنها خربزه و آلو و هلو و خرما بر خوانها نهاده بودند. زنان می‌کوشیدند تا برای آن روز عطریات بخرند و سنگ‌پشتها را برای راندن شیطانها از خانه‌ها می‌آوردند، و تخم‌مرغ رنگ می‌کردند. پاشیدن عطر به روی فرد و هفت گام به سوی او رفتن به مفهوم آن بود که چشم بد و تنبلی و تب از او دور می‌شود. توتیا با سلاب و سورمه را برای افزایش نور چشم در سال آینده به چشم می‌کشیدند و روز فرخنده‌ای بود برای مصرف دارو، مدرسه‌ها بسته می‌شد و دانش‌آموزان به بازی می‌پرداختند. اگر استادی به مدرسه می‌آمد با او با احترام رفتار نمی‌کردند و ای بسا که او را به آبگیر می‌انداختند مگر آنکه وجهی می‌داد که صرف خرید خوراکی می‌کردند. صابی ضمناً گوید که مسلمانان در این شادمانی شرکت می‌کردند و حتّی در انظار عموم شراب می‌نوشیدند و مانند ذمیان به خوردن عدس پاک کرده می‌پرداختند و در آب پاشیدن به روی مردم با ذمیان همبازی می‌شدند. کسان محترم یکدیگر را با مشک آب می‌زدند یا پیرامون خانه‌ها و باغهای خود را آبپاشی می‌کردند و مردم عادی هم بدین کار در گذرگاهها و شوارع عام می‌پرداختند[۱].

از دولتهای ایرانی در عهد اسلامی، بیش و پیش از همه، صفاریان، به احیای زبان فارسی و آئینهای ایرانی همت گماشتند، پس از آن دولت ایرانی مقتدری چون سامانیان در بخش کهن و زادبوم فرهنگ اصیل ایرانی، خراسان روی کار آمدند که بسیاری از آئینهای باستانی را احیاء کردند و به جای آوردند تنها آثاری‌که در باب نوروز از شاعران و ادیبان آن روزگار به جای مانده، خود قسمت مهمی از ادبیات نوروزی را در سبک خراسانی تشکیل می‌دهند. لیکن کوشش بویهیان در نگهداری آداب و رسوم و جشنهای ایرانی، بخصوص نوروز و مهرگان و سده چشمگیرتر و مؤثرتر از همه بوده است. چنانکه «مافروخی» بیان کرده است: «و بازاری بود بر دروازه جور که آن را بازار جورین گفته‌اند، در فصل نوروز هر سال تمامت اهل اصفهان از صغیر و کبیر و وضیع و شریف و خاص و عام و اطفال و عورات هر کس به حسب حال طبقات و درجات بالوان اسباب مأکول و مشروب و انواع ضروب عدت و آلت مطلوب مرغوب مدت یک دو ماه بدانجا نقل کرده‌اند و از استیضاح و لذات و استمتاع عیش و عشرت از لهو و لعب و نشاط و طرب حظی وافی و ذوقی وافر از زندگانی برداشته چون روز نوروز رسیده چندین بازار ساخته طوافان و بازاریان گوناگون نعمتها در آنجا پرداخته و عوام در میان آنجا چون دریا بر دریا در تموج و خواص از دور و نزدیک و بالا در نشیب در تفرج و پیوسته آن مدت را گذرانیده به فکاهت و خوشی و عیش و افسانه و خلیع العذار دیوانه‌وار آشنا و بیگانه مشتغل بکأس و پیمانه...[۲]».

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ مناظر احسن، محمد، زندگی اجتماعی در حکومت عباسیان، ترجمه مسعود رجب نیا، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران: ۱۳۶۹، ص ۳۴۷ تا ۳۵۰.
  2. مافروخی، محاسن اصفهان، ص ۱۷ به نقل: اذکائی، پرویز، تاریخچه و مرجع‌شناسی نوروز، ص۱۷-۱۶.

منبع اصلی

شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.

نویسنده مقاله

رضا شعبانی