پرش به محتوا

حُكْم: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Nazli (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
   
   
'''حُكْم،''' فرمان و دستور<ref>شاد، محمد پادشاه بن غلام محيي‌الدين. '''''فرهنگ جامع فارسي''''' '''''[آنندراج].''''' ج1. ذيل «حكم و توقيع»، «واژه».</ref> و در اصطلاح منشيان و اهل ترسّل به فرمان‌هايي اطلاق مي‌شده كه از جانب سلطان براي حكومت شاهزادگان و امرا فراهم مي‌آمده يا به مناسبت انتصاب ناظر اوقاف، مجريان امر احتساب و شحنگي، نصب شيوخ خانقاه‌هاي دولتي، و ديگر امور ديواني صادر مي‌گرديده است<ref>منشي، محمد بن علي. '''''همايون‌نامه'''''. به اهتمام ركن الدين همايون فرخ، تهران: دانشگاه ملي ايران، 1356، ص 213-238.</ref><ref>نظامي باخرزي، عبدالواسع بن جمال‌الدين. '''''منشاء الانشاء'''''. به اهتمام ركن‌الدين همايون فرخ، تهران: دانشگاه ملي ايران، 1357، ج 1، ص 12، 107.</ref>.   
'''حُکْم،''' فرمان و دستور<ref>شاد، محمد پادشاه بن غلام محيی الدين. '''''فرهنگ جامع فارسی''''' '''''[آنندراج].''''' ج1. ذيل «حكم و توقيع»، «واژه».</ref> و در اصطلاح منشیان و اهل ترسّل به فرمان‌هایی اطلاق می شده که از جانب سلطان برای حکومت شاهزادگان و امرا فراهم می آمده یا به مناسبت انتصاب ناظر اوقاف، مجریان امر احتساب و شحنگی، نصب شیوخ خانقاه‌های دولتی، و دیگر امور دیوانی صادر می گردیده است<ref>منشی، محمد بن علی. '''''همايون‌نامه'''''. به اهتمام ركن الدين همايون فرخ، تهران: دانشگاه ملی ايران، 1356، ص 213-238.</ref><ref>نظامی باخرزی، عبدالواسع بن جمال‌الدين. '''''منشاء الانشاء'''''. به اهتمام ركن‌الدين همايون فرخ، تهران: دانشگاه ملی ايران، 1357، ج 1، ص 12، 107.</ref>.   


احكام، ساختاري همانند ساختار ديگر نامه‌هاي رسمي و ديواني داشته و داراي امضا يا مهر سلطان بوده و، در آماده‌سازي آن، مراتبي همچون مراتب توقيع<sup>*</sup> طي مي‌شده است. متون و اسناد ديواني عصر صفوي حاكي از آن است كه، تا روزگار شاه عباس اول، حكم را «وكيل ديوان اعلي» ـ كه مُهر شاه را بر گردن مي‌آويخته- مي‌نوشته و مهر مي‌كرده است<ref>'''''القاب و مواجب دورة سلاطين صفويه'''''. تصحيح يوسف رحيم‌لو، مشهد: دانشگاه فردوسي(مشهد)، 1371، ص 32.</ref>.<sup>4</sup> در دورة شاه طهماسب، اين شغل را «امير ديوان» بر عهده داشته و در روزگار ديگر سلاطين صفوي، «امير مُهر» حكم  را توسط پروانه‌چيان و دوات‌داران مي‌نوشته و خود مهر مي‌كرده است<ref name=":0">'''''القاب و مواجب دورة سلاطين صفويه'''''. تصحيح يوسف رحيم‌لو، مشهد: دانشگاه فردوسي(مشهد)، 1371، ص 33-34.</ref>.<sup>5</sup>
احکام، ساختاری همانند ساختار دیگر نامه‌های رسمی و دیوانی داشته و دارای امضا یا مهر سلطان بوده و، در آماده‌سازی آن، مراتبی همچون مراتب توقیع طی می شده است. متون و اسناد دیوانی [[صفویان|عصر صفوی]] حاکی از آن است که، تا روزگار شاه عباس اول، حکم را «وکیل دیوان اعلی» ـ که مُهر شاه را بر گردن می آویخته- مینوشته و مهر می کرده است<ref>'''''القاب و مواجب دوره سلاطين صفويه'''''. تصحيح يوسف رحيم‌لو، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد، 1371، ص 32.</ref>. در دوره شاه طهماسب، این شغل را «امیر دیوان» بر عهده داشته و در روزگار دیگر سلاطین [[صفویان|صفوی]]، «امیر مُهر» حکم  را توسط پروانه‌چیان و دوات‌داران می نوشته و خود مهر می کرده است<ref name=":0">'''''القاب و مواجب دوره سلاطين صفويه'''''. تصحيح يوسف رحيم‌لو، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد، 1371، ص 33-34.</ref>.


در ايران عصر مغول و صفوي، دو نوع حكم وجود داشته است: نوعي از آن را حكم بياضي مي‌ناميده‌اند كه نشانه و محتواي اين‌گونه حكم در دفتر‌هاي ديواني ضبط و ثبت نمي‌شده و محرمانه بوده و نوع ديگر را، كه حكم دفتري مي‌خوانده‌اند، ظاهراً بر اساس قالب‌هاي معيني كه نمونه‌هاي آن در دفترهاي ديواني ثبت  بوده است مي‌نوشته و به مُهر يا امضاي سلطان مي‌رسانده و سپس محتواي آن را قابل اجرا مي‌دانسته‌اند<ref name=":0" />.<sup>5</sup>
در [[ایران]] [[مغول ها|عصر مغول]] و [[صفویان|صفوی]]، دو نوع حکم وجود داشته است: نوعی از آن را حکم بیاضی می نامیده‌اند که نشانه و محتوای این‌گونه حکم در دفتر‌های دیوانی ضبط و ثبت نمی شده و محرمانه بوده و نوع دیگر را، که حکم دفتری می خوانده‌اند، ظاهراً بر اساس قالب‌های معینی که نمونه‌های آن در دفترهای دیوانی ثبت بوده است می نوشته و به مُهر یا امضای سلطان می رسانده و سپس محتوای آن را قابل اجرا می دانسته‌اند<ref name=":0" />. در فارسی امروز، حکم را به معنای نظر شفاهی و مکتوب محکمه، و نیز به معنای نامه‌ای که جایگاه سازمانی و موقعیت اداری، شغلی، و اقتصادی کارکنان دولت  را تبیین و تثبیت میکند به کار می برند.


در فارسي امروز، حكم را به معناي نظر شفاهي و مكتوب محكمه، و نيز به معناي نامه‌اي كه جايگاه سازماني و موقعيت اداري، شغلي، و اقتصادي كاركنان دولت  را تبيين و تثبيت مي‌كند به كار مي‌برند.
== نیز نگاه کنید به ==


== نیز نگاه کنید به ==
* [[کتاب]]
* [[کاغذ]]
* [[مُلَطّفه]]


== مآخذ ==
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
نجیب مایل هروی
نجیب مایل هروی
[[رده:رسانه ها و ارتباطات]]
[[رده:ارتباطات]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۳

حُکْم، فرمان و دستور[۱] و در اصطلاح منشیان و اهل ترسّل به فرمان‌هایی اطلاق می شده که از جانب سلطان برای حکومت شاهزادگان و امرا فراهم می آمده یا به مناسبت انتصاب ناظر اوقاف، مجریان امر احتساب و شحنگی، نصب شیوخ خانقاه‌های دولتی، و دیگر امور دیوانی صادر می گردیده است[۲][۳].

احکام، ساختاری همانند ساختار دیگر نامه‌های رسمی و دیوانی داشته و دارای امضا یا مهر سلطان بوده و، در آماده‌سازی آن، مراتبی همچون مراتب توقیع طی می شده است. متون و اسناد دیوانی عصر صفوی حاکی از آن است که، تا روزگار شاه عباس اول، حکم را «وکیل دیوان اعلی» ـ که مُهر شاه را بر گردن می آویخته- مینوشته و مهر می کرده است[۴]. در دوره شاه طهماسب، این شغل را «امیر دیوان» بر عهده داشته و در روزگار دیگر سلاطین صفوی، «امیر مُهر» حکم  را توسط پروانه‌چیان و دوات‌داران می نوشته و خود مهر می کرده است[۵].

در ایران عصر مغول و صفوی، دو نوع حکم وجود داشته است: نوعی از آن را حکم بیاضی می نامیده‌اند که نشانه و محتوای این‌گونه حکم در دفتر‌های دیوانی ضبط و ثبت نمی شده و محرمانه بوده و نوع دیگر را، که حکم دفتری می خوانده‌اند، ظاهراً بر اساس قالب‌های معینی که نمونه‌های آن در دفترهای دیوانی ثبت بوده است می نوشته و به مُهر یا امضای سلطان می رسانده و سپس محتوای آن را قابل اجرا می دانسته‌اند[۵]. در فارسی امروز، حکم را به معنای نظر شفاهی و مکتوب محکمه، و نیز به معنای نامه‌ای که جایگاه سازمانی و موقعیت اداری، شغلی، و اقتصادی کارکنان دولت  را تبیین و تثبیت میکند به کار می برند.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. شاد، محمد پادشاه بن غلام محيی الدين. فرهنگ جامع فارسی [آنندراج]. ج1. ذيل «حكم و توقيع»، «واژه».
  2. منشی، محمد بن علی. همايون‌نامه. به اهتمام ركن الدين همايون فرخ، تهران: دانشگاه ملی ايران، 1356، ص 213-238.
  3. نظامی باخرزی، عبدالواسع بن جمال‌الدين. منشاء الانشاء. به اهتمام ركن‌الدين همايون فرخ، تهران: دانشگاه ملی ايران، 1357، ج 1، ص 12، 107.
  4. القاب و مواجب دوره سلاطين صفويه. تصحيح يوسف رحيم‌لو، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد، 1371، ص 32.
  5. ۵٫۰ ۵٫۱ القاب و مواجب دوره سلاطين صفويه. تصحيح يوسف رحيم‌لو، مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد، 1371، ص 33-34.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

نجیب مایل هروی