پرش به محتوا

استواء: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''استواء'''، در لغت به معني نشستن، برابري و چيرگي است. استواء در نه آيه از قرآن ذكر شده كه مشهورتر از همه آية «الرّحمنُ علي العرشِ استوي» (طه/5) است. اين اصطلاح در طول تاريخ كلام و فرق از دو ديدگاه ظاهري و باطني تفسير شده است: 1) تفاسير ظاهري: استواء...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''استواء'''، در لغت به معني نشستن، برابري و چيرگي است. استواء در نه آيه از قرآن ذكر شده كه مشهورتر از همه آية «الرّحمنُ علي العرشِ استوي» (طه/5) است. اين اصطلاح در طول تاريخ كلام و فرق از دو ديدگاه ظاهري و باطني تفسير شده است: 1) تفاسير ظاهري: استواء از ديدگاه ظاهري داراي سه تفسير است:
'''[[استواء]]'''، در لغت به معنی نشستن، برابری و چیرگی است. استواء در نه آیه از [[قرآن]] ذكر شده كه مشهورتر از همه آیه «الرّحمنُ علی العرشِ استوی» (طه/5) است. این اصطلاح در طول تاریخ كلام و فرق از دو دیدگاه ظاهری و باطنی تفسیر شده است:


الف) '''نشستن خدا بر عرش'''، كه درست مثل نشستن پادشاه است بر تخت پادشاهي (ديدگاه كراميه)؛<sup>1</sup> ب) '''راستي قامت خداوند'''، يعني خدا مثل انسان داراي قد و قامت است و استوا به معني راستي قامت اوست (ديدگاه برخي از پيروان ابن‌كُلاّب)،<sup>2</sup> ج''') استقرار بلاكيف خداوند بر عرش''' يعني اين‌كه خدا بر عرش نشسته است، اما چگونگي اين نشستن بر بشر روشن نيست (ديدگاه اشاعره و اصحاب حديث)؛<sup>3</sup> 2) تفاسير باطني: از ديدگاه باطني، استواء داراي چهار تفسير است: الف) '''قصد آفرينش آسمان‌ها'''، يعني در برخي از آيه‌هاي قرآن كه «استواء» با حروف «الي» آمده است به اين معناست كه خداوند قصد كرد تا آسمان‌ها را خلق كند. (ديدگاه برخي از اماميه و اشاعره)،<sup>4</sup> ب) '''تساوي نسبت خداوند''' در علم و قدرت و قهر و لطف نسبت به موجودات، يعني كه علم و قدرت و ... خداوند به موجودات يكسان و مساوي است (ديدگاه برخي از اماميه)؛<sup>5</sup> ج) '''استيلا و قهر خداوند بر عرش'''، يعني در صورتي كه استواء با حرف «علي» به كار رود به معني استيلا و تسلط است و استواري بر عرش هم به معني استيلا و تسلط خداوند بر عرش است (ديدگاه معتزله، جهميه، برخي از اماميه و غزالي)،<sup>6</sup> د) '''پايان كار آفرينش جهان با آفرينش عرش''' يعني استوا در برخي از آيات بدين معناست كه خداوند با آفرينش عرش، كار آفرينش جهان را به پايان رساند (ديدگاه برخي از متكلمان و ابن حزم).<sup>7</sup>
==== 1) تفاسیر ظاهری ====
استواء از دیدگاه ظاهری دارای سه تفسیر است:  


الف) '''نشستن خدا بر عرش'''، كه درست مثل نشستن پادشاه است بر تخت پادشاهی (دیدگاه كرامیه)<ref>بغدادی، عبدالقاهر. '''''الفرق بین الفرق'''''. تحقیق محمد محی‌الدین عبدالحمید، قاهره: مكتبه محمدعلی صبیح و اولاده، بی‌تا، ص 216-217. </ref><ref>شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالكریم بن ابی بكر احمد. '''''الملل و النحل.''''' تحقیق سید محمد  گیلانی، بیروت: دارالمعرفه، 1395ق / 1975م، ص 1/108-109.</ref>؛


'''مآخذ:'''  
ب) '''راستی قامت خداوند'''، یعنی خدا مثل انسان دارای قد و قامت است و استوا به معنی راستی قامت اوست (دیدگاه برخی از پیروان ابن‌كُلاّب)،<ref>  ابن حزم. '''''الفصل فی الملل و الاهواء و النحل'''''. بیروت: دارالمعرفه، 1975م، ص 2/123.</ref>


1-    بغدادي، عبدالقاهر. '''''الفرق بين الفرق'''''. تحقيق محمد محي‌الدين عبدالحميد، قاهره: مكتبة محمدعلي صبيح و اولاده، بي‌تا، ص 216-217؛ شهرستاني، ابوالفتح محمد بن عبدالكريم بن ابي بكر احمد. '''''الملل و النحل.''''' تحقيق سيد محمد  گيلاني، بيروت: دارالمعرفة، 1395ق / 1975م، ص 1/108-109.  
ج''') استقرار بلاكیف خداوند بر عرش''' یعنی این‌كه خدا بر عرش نشسته است، اما چگونگی این نشستن بر بشر روشن نیست (دیدگاه اشاعره و اصحاب حدیث)<ref>اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل. '''''مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین'''''. تحقیق محمد محی‌الدین عبدالحمید، مصر: مكتبه النهضه المصریه، 1389ق/1969م، 1/285.</ref><ref>غزالی، ابوحامد محمد. '''''الاقتصاد فی الاعتقاد'''''. تحقیق الشیخ محمد مصطفی ابوالعلاء، مصر: مكتبه الجندی، 1973م/1392ق، ص 52-56.</ref><ref>فخر رازی. '''''البراهین در علم كلام'''''. تصحیح سید محمدباقر سبزواری، تهران: دانشگاه تهران، 1341، 1/89-95.</ref>.


2-    ابن حزم. '''''الفصل في الملل و الاهواء و النحل'''''. بيروت: دارالمعرفة، 1975م، ص 2/123.
==== 2) تفاسیر باطنی ====
از دیدگاه باطنی، استواء دارای چهار تفسیر است:  


3-    اشعري، ابوالحسن علي بن اسماعيل. '''''مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين'''''. تحقيق محمد محي‌الدين عبدالحميد، مصر: مكتبة النهضة المصريه، 1389ق/1969م، 1/285؛ غزالي، ابوحامد محمد. '''''الاقتصاد في الاعتقاد'''''. تحقيق الشيخ محمد مصطفي ابوالعلاء، مصر: مكتبة الجندي، 1973م/1392ق، ص 52-56؛ فخر رازي. '''''البراهين در علم كلام'''''. تصحيح سيد محمدباقر سبزواري، تهران: دانشگاه تهران، 1341، 1/89-95.
الف) '''قصد آفرینش آسمان‌ها'''، یعنی در برخی از آیه‌های قرآن كه «استواء» با حروف «الی» آمده است به این معناست كه خداوند قصد كرد تا آسمان‌ها را خلق كند. (دیدگاه برخی از امامیه و اشاعره)<ref>  رازی، ابوالفتوح. '''''روح (= روض) الجنان و روح الجنان'''''. تصحیح حاجی میرزا ابوالحسن شعرانی، تهران: كتابفروشی اسلامیه، بی تا، ص 1/121-122.</ref><ref>غزالی، ابوحامد محمد. '''''الاقتصاد فی الاعتقاد'''''. ص 56.</ref>؛


4-    رازي، ابوالفتوح. '''''روح (= روض) الجنان و روح الجنان'''''. تصحيح حاجي ميرزا ابوالحسن شعراني، تهران: كتابفروشي اسلاميه، بي تا، ص 1/121-122؛ غزالي، ابوحامد محمد. '''''الاقتصاد في الاعتقاد'''''. ص 56.
ب) '''تساوی نسبت خداوند''' در علم و قدرت و قهر و لطف نسبت به موجودات، یعنی كه علم و قدرت و ... خداوند به موجودات یكسان و مساوی است (دیدگاه برخی از امامیه)<ref>ابن بابویه (صدوق). '''''كتاب‌التوحید'''''. تهران: مكتبه الصدوق، 1398ق، ص 315-317. </ref>؛


5-    ابن بابويه (صدوق). '''''كتاب‌التوحيد'''''. تهران: مكتبة الصدوق، 1398ق، ص 315-317.  
ج) '''استیلا و قهر خداوند بر عرش'''، یعنی در صورتی كه استواء با حرف «علی» به كار رود به معنی استیلا و تسلط است و استواری بر عرش هم به معنی استیلا و تسلط خداوند بر عرش است (دیدگاه معتزله، جهمیه، برخی از امامیه و غزالی)<ref>اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل. '''''مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین'''''. ص 1/285.</ref><ref>ابن حزم. '''''الفصل فی الملل و الاهواء و النحل'''''. ص 2/123.</ref>؛


6-    اشعري، ابوالحسن علي بن اسماعيل. '''''مقالات الاسلاميين و اختلاف المصلين'''''. ص 1/285؛ ابن حزم. '''''الفصل في الملل و الاهواء و النحل'''''. ص 2/123.
د) '''پایان كار [[آفرینش(در اسلام)|آفرینش جهان]] با [[آفرینش(در اسلام)|آفرینش عرش]]''' یعنی استوا در برخی از آیات بدین معناست كه خداوند با [[آفرینش(در اسلام)|آفرینش عرش]]، كار [[آفرینش(در اسلام)|آفرینش]] جهان را به پایان رساند (دیدگاه برخی از متكلمان و ابن حزم)<ref>  ابن حزم. '''''الفصل فی الملل و الاهواء و النحل'''''. ص 2/125.</ref>.


7-    ابن حزم. '''''الفصل في الملل و الاهواء و النحل'''''. ص 2/125.
== نیز نگاه کنید به ==


* [[اسلام]]
* [[امامت]]
* [[آفرینش(در اسلام)]]<br />
== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۲۸

استواء، در لغت به معنی نشستن، برابری و چیرگی است. استواء در نه آیه از قرآن ذكر شده كه مشهورتر از همه آیه «الرّحمنُ علی العرشِ استوی» (طه/5) است. این اصطلاح در طول تاریخ كلام و فرق از دو دیدگاه ظاهری و باطنی تفسیر شده است:

1) تفاسیر ظاهری

استواء از دیدگاه ظاهری دارای سه تفسیر است:

الف) نشستن خدا بر عرش، كه درست مثل نشستن پادشاه است بر تخت پادشاهی (دیدگاه كرامیه)[۱][۲]؛

ب) راستی قامت خداوند، یعنی خدا مثل انسان دارای قد و قامت است و استوا به معنی راستی قامت اوست (دیدگاه برخی از پیروان ابن‌كُلاّب)،[۳]

ج) استقرار بلاكیف خداوند بر عرش یعنی این‌كه خدا بر عرش نشسته است، اما چگونگی این نشستن بر بشر روشن نیست (دیدگاه اشاعره و اصحاب حدیث)[۴][۵][۶].

2) تفاسیر باطنی

از دیدگاه باطنی، استواء دارای چهار تفسیر است:

الف) قصد آفرینش آسمان‌ها، یعنی در برخی از آیه‌های قرآن كه «استواء» با حروف «الی» آمده است به این معناست كه خداوند قصد كرد تا آسمان‌ها را خلق كند. (دیدگاه برخی از امامیه و اشاعره)[۷][۸]؛

ب) تساوی نسبت خداوند در علم و قدرت و قهر و لطف نسبت به موجودات، یعنی كه علم و قدرت و ... خداوند به موجودات یكسان و مساوی است (دیدگاه برخی از امامیه)[۹]؛

ج) استیلا و قهر خداوند بر عرش، یعنی در صورتی كه استواء با حرف «علی» به كار رود به معنی استیلا و تسلط است و استواری بر عرش هم به معنی استیلا و تسلط خداوند بر عرش است (دیدگاه معتزله، جهمیه، برخی از امامیه و غزالی)[۱۰][۱۱]؛

د) پایان كار آفرینش جهان با آفرینش عرش یعنی استوا در برخی از آیات بدین معناست كه خداوند با آفرینش عرش، كار آفرینش جهان را به پایان رساند (دیدگاه برخی از متكلمان و ابن حزم)[۱۲].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. بغدادی، عبدالقاهر. الفرق بین الفرق. تحقیق محمد محی‌الدین عبدالحمید، قاهره: مكتبه محمدعلی صبیح و اولاده، بی‌تا، ص 216-217.
  2. شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالكریم بن ابی بكر احمد. الملل و النحل. تحقیق سید محمد  گیلانی، بیروت: دارالمعرفه، 1395ق / 1975م، ص 1/108-109.
  3.   ابن حزم. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل. بیروت: دارالمعرفه، 1975م، ص 2/123.
  4. اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل. مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین. تحقیق محمد محی‌الدین عبدالحمید، مصر: مكتبه النهضه المصریه، 1389ق/1969م، 1/285.
  5. غزالی، ابوحامد محمد. الاقتصاد فی الاعتقاد. تحقیق الشیخ محمد مصطفی ابوالعلاء، مصر: مكتبه الجندی، 1973م/1392ق، ص 52-56.
  6. فخر رازی. البراهین در علم كلام. تصحیح سید محمدباقر سبزواری، تهران: دانشگاه تهران، 1341، 1/89-95.
  7.   رازی، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. تصحیح حاجی میرزا ابوالحسن شعرانی، تهران: كتابفروشی اسلامیه، بی تا، ص 1/121-122.
  8. غزالی، ابوحامد محمد. الاقتصاد فی الاعتقاد. ص 56.
  9. ابن بابویه (صدوق). كتاب‌التوحید. تهران: مكتبه الصدوق، 1398ق، ص 315-317.
  10. اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل. مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین. ص 1/285.
  11. ابن حزم. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل. ص 2/123.
  12.   ابن حزم. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل. ص 2/125.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه