پرش به محتوا

اطمینان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱: خط ۱:
'''[[اطمینان]]، طمأنینه،''' در لغت به معنی آرامش و آسودگی خاطر است و در اصطلاح صوفیه، اطمینان، حالت اعتماد دل سالک به حق تعالی است که بهترین وکیل است و مؤمنان او را برترین تکیه گاه و بهترین وکیل می‌شمارند: «...قالوُا حَسْبُنا الله وَ نِعْمَ الْوَکیلُ (ال‌عمران/ 3/173)»، و اعتماد بدین حقیقت که اگر سزاوار فضل و کرم و عنایت خداوندی گردد، ان‌چه حکمت الهی اقتضا می‌کند بدو خواهد رسید و ان‌چه بدو می‌رسد، بی‌گمان خیر و صلاح او را در بردارد، چرا که حق تعالی خیر مطلق است و از خیر جز خیر نیاید. [ ← نظام احسن] از اطمینان آرامش به بار می‌اید، چرا که چون سالک خدا را بهترین وکیل می‌داند و در پهنه هستی جز خیر و نیکی نمی‌بیند، به هیچ روی هراسان و مشوّش نمی‌گردد و به سکون و آرامش دست می‌یابد.
'''[[اطمینان]]، طمأنینه،''' در لغت به معنی آرامش و آسودگی خاطر است و در اصطلاح [[صوفیه]]، اطمینان، حالت اعتماد دل سالک به حق تعالی است که بهترین وکیل است و مؤمنان او را برترین تکیه گاه و بهترین وکیل می‌شمارند: «...قالوُا حَسْبُنا الله وَ نِعْمَ الْوَکیلُ (ال‌عمران/ 3/173)»، و اعتماد بدین حقیقت که اگر سزاوار فضل و کرم و عنایت خداوندی گردد، ان‌چه حکمت الهی اقتضا می‌کند بدو خواهد رسید و ان‌چه بدو می‌رسد، بی‌گمان خیر و صلاح او را در بردارد، چرا که [[حق]] تعالی خیر مطلق است و از خیر جز خیر نیاید. [ ← نظام احسن] از اطمینان آرامش به بار می‌اید، چرا که چون سالک خدا را بهترین وکیل می‌داند و در پهنه هستی جز خیر و نیکی نمی‌بیند، به هیچ روی هراسان و مشوّش نمی‌گردد و به سکون و آرامش دست می‌یابد.


اطمینان نتیجه [[ذکر]] است [← [[ذکر]]] و اهل [[تصوف|تصوّف]] ان را به سه قسم تقسیم کرده‌اند:
اطمینان نتیجه [[ذکر]] است [← [[ذکر]]] و اهل [[تصوف|تصوّف]] ان را به سه قسم تقسیم کرده‌اند:
خط ۵: خط ۵:
# اطمینان عوام: اعتماد به اجابت دعا، دفع بلا و رسیدنِ روزی است، یعنی عوام چون به [[ذکر]] پردازند، اطمینان حاصل می‌کنند که دعایشان به اجابت می‌رسد، بلا از آن‌ها دور می‌گردد و روزی ان‌ها بریده نمی‌شود.
# اطمینان عوام: اعتماد به اجابت دعا، دفع بلا و رسیدنِ روزی است، یعنی عوام چون به [[ذکر]] پردازند، اطمینان حاصل می‌کنند که دعایشان به اجابت می‌رسد، بلا از آن‌ها دور می‌گردد و روزی ان‌ها بریده نمی‌شود.
# اطمینان خواص: اعتقاد به حق: شکیبایی در بلا، [[رضا]]<nowiki/>ی به قضا و در نتیجه آرامش باطنی است. یعنی خواص، به حق اعتماد می‌کنند، به فرمان و خواست و ارادهاو خشنودند و همان که خواست خدای است، همان می‌خواهند و بدین‌سان «جانشان شادمان» است و دلشان ارام.
# اطمینان خواص: اعتقاد به حق: شکیبایی در بلا، [[رضا]]<nowiki/>ی به قضا و در نتیجه آرامش باطنی است. یعنی خواص، به حق اعتماد می‌کنند، به فرمان و خواست و ارادهاو خشنودند و همان که خواست خدای است، همان می‌خواهند و بدین‌سان «جانشان شادمان» است و دلشان ارام.
# اطمینان اخصّ خواص: اخصّ خواص، با ان‌که جانی شادمان دارند، در اتش تمنّا می‌سوزند و در وادی حیرت سرگردان‌اند و نغمه«رَبِّ زِدْنی فیکَ تَحَیُّراً = خدایا بر حیرتم در باب خود (خدا) بیفزای» می‌سرایند<ref>   نیشابوری، سراج. '''''اللمع فی التصوف.''''' به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص66- 68.</ref>.
# اطمینان اخصّ خواص: اخصّ خواص، با آذن‌که جانی شادمان دارند، در اتش تمنّا می‌سوزند و در وادی حیرت سرگردان‌اند و نغمه«رَبِّ زِدْنی فیکَ تَحَیُّراً = خدایا بر حیرتم در باب خود (خدا) بیفزای» می‌سرایند<ref>   نیشابوری، سراج. '''''اللمع فی التصوف.''''' به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص66- 68.</ref>.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==
خط ۲۰: خط ۲۰:
== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۴۴

اطمینان، طمأنینه، در لغت به معنی آرامش و آسودگی خاطر است و در اصطلاح صوفیه، اطمینان، حالت اعتماد دل سالک به حق تعالی است که بهترین وکیل است و مؤمنان او را برترین تکیه گاه و بهترین وکیل می‌شمارند: «...قالوُا حَسْبُنا الله وَ نِعْمَ الْوَکیلُ (ال‌عمران/ 3/173)»، و اعتماد بدین حقیقت که اگر سزاوار فضل و کرم و عنایت خداوندی گردد، ان‌چه حکمت الهی اقتضا می‌کند بدو خواهد رسید و ان‌چه بدو می‌رسد، بی‌گمان خیر و صلاح او را در بردارد، چرا که حق تعالی خیر مطلق است و از خیر جز خیر نیاید. [ ← نظام احسن] از اطمینان آرامش به بار می‌اید، چرا که چون سالک خدا را بهترین وکیل می‌داند و در پهنه هستی جز خیر و نیکی نمی‌بیند، به هیچ روی هراسان و مشوّش نمی‌گردد و به سکون و آرامش دست می‌یابد.

اطمینان نتیجه ذکر است [← ذکر] و اهل تصوّف ان را به سه قسم تقسیم کرده‌اند:

  1. اطمینان عوام: اعتماد به اجابت دعا، دفع بلا و رسیدنِ روزی است، یعنی عوام چون به ذکر پردازند، اطمینان حاصل می‌کنند که دعایشان به اجابت می‌رسد، بلا از آن‌ها دور می‌گردد و روزی ان‌ها بریده نمی‌شود.
  2. اطمینان خواص: اعتقاد به حق: شکیبایی در بلا، رضای به قضا و در نتیجه آرامش باطنی است. یعنی خواص، به حق اعتماد می‌کنند، به فرمان و خواست و ارادهاو خشنودند و همان که خواست خدای است، همان می‌خواهند و بدین‌سان «جانشان شادمان» است و دلشان ارام.
  3. اطمینان اخصّ خواص: اخصّ خواص، با آذن‌که جانی شادمان دارند، در اتش تمنّا می‌سوزند و در وادی حیرت سرگردان‌اند و نغمه«رَبِّ زِدْنی فیکَ تَحَیُّراً = خدایا بر حیرتم در باب خود (خدا) بیفزای» می‌سرایند[۱].

نیز نگاه کنید به

ماخذ

  1.    نیشابوری، سراج. اللمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص66- 68.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه