پرش به محتوا

فقر: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''فقر،''' در لغت به معني بي‌چيزي و تنگدستي است و در تصوّف، چهارمين مقام در طريقت به شمار مي‌آيد و مراد از آن، آن است كه سالك، از ماسوي الله بي‌نياز گردد و خود را تنها به حق (خدا) نيازمند بيند. اين نيازمندي، عينِ بي‌نيازي است و اين فقر، عينِ فنا<sup...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''فقر،''' در لغت به معني بي‌چيزي و تنگدستي است و در تصوّف، چهارمين مقام در طريقت به شمار مي‌آيد و مراد از آن، آن است كه سالك، از ماسوي الله بي‌نياز گردد و خود را تنها به حق (خدا) نيازمند بيند. اين نيازمندي، عينِ بي‌نيازي است و اين فقر، عينِ فنا<sup>*</sup>ست. فقر در تصوّف اسلامي شامل دو مرحله است:
'''[[فقر|فقر،]]''' در لغت به معنی بی‌چیزی و تنگدستی است و در [[تصوف|تصوّف]]، چهارمین مقام در طریقت به شمار می‌آید و مراد از آن، آن است که سالک، از ماسوی الله بی‌نیاز گردد و خود را تنها به [[حق]] (خدا) نیازمند بیند. این نیازمندی، عینِ بی‌نیازی است و این فقر، عینِ [[فنا]]<sup>*</sup>ست. فقر در [[تصوف|تصوّف]] اسلامی شامل دو مرحله است:


الف) '''فقر مادّي:''' در آغاز، صوفيه به فقر مادّي توجه داشتند. زاهد (صوفي) نه تنها از لذت‌ها و نعمت‌هاي نامشروع پرهيز مي‌كرد، بلكه از نِعَم و لذايذ مشروع نيز دوري مي‌جُست، چرا كه به گفتة شقيق بلخي (در گذشتة 174ق / ؟م) «سه چيز قرين فقر است: فراغتِ دل و سبكيِ حساب و راحتِ نَفْس؛ و سه چيز لازمة توانگري است: رنجِ تن و شغلِ دل و سختيِ حساب».  
=== الف) فقر مادّی ===
در آغاز، صوفیه به فقر مادّی توجه داشتند. زاهد (صوفی) نه تنها از لذت‌ها و نعمت‌های نامشروع پرهیز می‌کرد، بلکه از نِعَم و لذایذ مشروع نیز دوری می‌جُست، چرا که به گفته شقیق بلخی (در گذشته174ق / ؟م) «سه چیز قرین فقر است: فراغتِ دل و سبکیِ حساب و راحتِ [[نفس|نَفْس]]؛ و سه چیز لازمه توانگری است: رنجِ تن و شغلِ دل و سختیِ حساب».  


ب) '''فقر معنوي:''' رفته رفته، فقر معناي باطني يافت و به صورت فقر معنوي درآمد؛ به طوري كه صوفيانِ دوره‌هاي بعد، نه بي‌چيزي و تهيدستي، كه بي‌ميلي و عدم رغبت نسبت به مال را فقر واقعي شمردند و اعلام داشتند كه فقير واقعي آن كس است كه هم از دنيا دل بركَنَد، هم از آخرت، و جز معشوق را نخواهد و خود را جز بدو نيازمند نبيند. چنين فقري الزاماً با تهيدستي همراه نيست. چه بسا كه فقير معنوي، صاحب ثروت و جاه و مقام نيز باشد<sup>1</sup> و به گفتة لاهيجي اين «فقر عبارت از فناء في الله است و اتحاد قطره با دريا»<sup>2</sup> و اين كه عطار در روش‌شناسي عاشقانة خود «فقر و فنا» را با هم آورده و آخرين وادي قرار داده است نيز بيانگر همين معناست.<sup>3</sup> صوفيه برآنند فقري كه پيامبر اكرم(ص) بدان مي‌باليد (الفَقْرُ فَخْري)<sup>4</sup> جز فقر معنوي نتواند بود.
=== ب) فقر معنوی ===
رفته رفته، فقر معنای باطنی یافت و به صورت فقر معنوی درآمد؛ به طوری که صوفیانِ دوره‌های بعد، نه بی‌چیزی و تهیدستی، که بی‌میلی و عدم رغبت نسبت به مال را فقر واقعی شمردند و اعلام داشتند که فقیر واقعی آن کس است که هم از دنیا دل برکَنَد، هم از [[آخرت]]، و جز معشوق را نخواهد و خود را جز بدو نیازمند نبیند. چنین فقری الزاماً با تهیدستی همراه نیست. چه بسا که فقیر معنوی، صاحب ثروت و جاه و مقام نیز باشد<ref>نیشابوری، سراج. '''''اللّمع فی التصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص47- 48.</ref> و به گفته [[عبدالرزاق لاهیجی|لاهیجی]] این «فقر عبارت از فناء فی الله است و اتحاد قطره با دریا»<ref>لاهیجی. '''''مفاتیح الاعجاز'''''. چاپ زوّار، تهران: 1317، ص87.</ref> و این که عطار در روش‌شناسی عاشقانه خود «فقر و فنا» را با هم آورده و آخرین وادی قرار داده است نیز بیانگر همین معناست.<ref>  عطار نیشابوری،. '''''منطق‌الطیر'''''.</ref> صوفیه برآنند فقری که پیامبر اکرم(ص) بدان می‌بالید (الفَقْرُ فَخْری)<ref>فروزانفر. '''''احادیث مثنوی'''''. چاپ دانشگاه تهران، ص23.</ref> جز فقر معنوی نتواند بود.


== نیز نگاه کنید به ==


'''مآخذ:'''
* [[تصوف]]
* [[فنا]]
* [[آخرت]]<br />


1.    نيشابوري، سراج. '''''اللّمع في التصوف'''''. به كوشش نيكلسن، ليدن: 1914م، ص47- 48.
== مآخذ ==
 
<references />
2.    لاهيجي. '''''مفاتيح الاعجاز'''''. چاپ زوّار، تهران: 1317، ص87.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
3.    عطار نيشابوري،. '''''منطق‌الطير'''''.
 
4.    فروزانفر. '''''احاديث مثنوي'''''. چاپ دانشگاه تهران، ص23.


== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۲۸

فقر، در لغت به معنی بی‌چیزی و تنگدستی است و در تصوّف، چهارمین مقام در طریقت به شمار می‌آید و مراد از آن، آن است که سالک، از ماسوی الله بی‌نیاز گردد و خود را تنها به حق (خدا) نیازمند بیند. این نیازمندی، عینِ بی‌نیازی است و این فقر، عینِ فنا*ست. فقر در تصوّف اسلامی شامل دو مرحله است:

الف) فقر مادّی

در آغاز، صوفیه به فقر مادّی توجه داشتند. زاهد (صوفی) نه تنها از لذت‌ها و نعمت‌های نامشروع پرهیز می‌کرد، بلکه از نِعَم و لذایذ مشروع نیز دوری می‌جُست، چرا که به گفته شقیق بلخی (در گذشته174ق / ؟م) «سه چیز قرین فقر است: فراغتِ دل و سبکیِ حساب و راحتِ نَفْس؛ و سه چیز لازمه توانگری است: رنجِ تن و شغلِ دل و سختیِ حساب».  

ب) فقر معنوی

رفته رفته، فقر معنای باطنی یافت و به صورت فقر معنوی درآمد؛ به طوری که صوفیانِ دوره‌های بعد، نه بی‌چیزی و تهیدستی، که بی‌میلی و عدم رغبت نسبت به مال را فقر واقعی شمردند و اعلام داشتند که فقیر واقعی آن کس است که هم از دنیا دل برکَنَد، هم از آخرت، و جز معشوق را نخواهد و خود را جز بدو نیازمند نبیند. چنین فقری الزاماً با تهیدستی همراه نیست. چه بسا که فقیر معنوی، صاحب ثروت و جاه و مقام نیز باشد[۱] و به گفته لاهیجی این «فقر عبارت از فناء فی الله است و اتحاد قطره با دریا»[۲] و این که عطار در روش‌شناسی عاشقانه خود «فقر و فنا» را با هم آورده و آخرین وادی قرار داده است نیز بیانگر همین معناست.[۳] صوفیه برآنند فقری که پیامبر اکرم(ص) بدان می‌بالید (الفَقْرُ فَخْری)[۴] جز فقر معنوی نتواند بود.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. نیشابوری، سراج. اللّمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن: 1914م، ص47- 48.
  2. لاهیجی. مفاتیح الاعجاز. چاپ زوّار، تهران: 1317، ص87.
  3.   عطار نیشابوری،. منطق‌الطیر.
  4. فروزانفر. احادیث مثنوی. چاپ دانشگاه تهران، ص23.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه