پرش به محتوا

جهیزیه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۳: خط ۳:
از دیرباز معمول بود که خانواده عروس به‌هنگام فرستادن عروس به خانه داماد، هدیه‌هایی برای داماد بفرستند. این امر اندک‌اندک در عرف خانواده‌های ایرانی و غیرایرانی به حالت یک ضرورت اجتماعی در آمد. چنان‌که قوانین حمورابی (2123ـ2081 پیش از میلاد) که بخشی از آن‌ها در حوالی 1100 پیش از میلاد به‌عنوان غنیمت جنگی از بابل به عیلام منتقل شده و سرانجام در قرن اخیر در حفریات شوش کشف شده است، مقرر می‌دارد که مرد تنها در صورتی می‌تواند زنش را طلاق بدهد که زن نازا و سترون باشد و در این صورت هم باید تمام جهیزیه او را به وی برگرداند.
از دیرباز معمول بود که خانواده عروس به‌هنگام فرستادن عروس به خانه داماد، هدیه‌هایی برای داماد بفرستند. این امر اندک‌اندک در عرف خانواده‌های ایرانی و غیرایرانی به حالت یک ضرورت اجتماعی در آمد. چنان‌که قوانین حمورابی (2123ـ2081 پیش از میلاد) که بخشی از آن‌ها در حوالی 1100 پیش از میلاد به‌عنوان غنیمت جنگی از بابل به عیلام منتقل شده و سرانجام در قرن اخیر در حفریات شوش کشف شده است، مقرر می‌دارد که مرد تنها در صورتی می‌تواند زنش را طلاق بدهد که زن نازا و سترون باشد و در این صورت هم باید تمام جهیزیه او را به وی برگرداند.


سنت جهیزیه ظاهراً از فرهنگ دیگری به فرهنگ ایرانی وارد شده است، چنان‌که در فرهنگ اساطیری آریایی، وقتی سه پسر فریدون با سه دختر «سرو» پادشاه یمن ازدواج می‌کنند، شاه یمن دختران خود را با جهیزیه مناسب به ایران می‌فرستد و به قول فردوسی:
سنت جهیزیه ظاهراً از فرهنگ دیگری به فرهنگ ایرانی وارد شده است، چنان‌که در فرهنگ اساطیری آریایی، وقتی سه پسر فریدون با سه دختر «سرو» پادشاه یمن ازدواج می‌کنند، شاه یمن دختران خود را با جهیزیه مناسب به ایران می‌فرستد و به قول فردوسی:<blockquote>سه خـورشیـد رخ را چو باغ بهشت               که دهقان چو ایشان صنوبر نکشت


سه خـورشیـد رخ را چو باغ بهشت               که دهقان چو ایشان صنوبر نکشت
ابـا تـاج و بـا گـنـج نـادیـده رنـج                مـگـر زلـف‌شـان دیده رنج شکنج


ابـا تـاج و بـا گـنـج نـادیـده رنـج                مـگـر زلـف‌شـان دیده رنج شکنج
بـیـاورد و هـر سـه بـدیشان سپرد                 کـه سـه مـاه نو بود و سه شاه‌گرد</blockquote>اما در شرع [[اسلام]] ـ و متعاقب آن حتا در [[قانون]] [[حقوق مدنی|مدنی]] ایران ـ ذکری از جهیزیه به میان نیامده است. از نظر حقوقی، جهیزیه در مالکیت زوجه می‌ماند و به همین دلیل، ریز جهیزیه ـ معمولاً ـ به امضای داماد می‌رسیده است، تا آن‌که در صورت طلاق، زن بتواند آن را از شوهر مسترد دارد و باز به همین دلیل است که صورت اقلام جهیزیه به‌طور ریز مذکور و بهای آن‌ها نیز قید می‌شده است تا در صورتی‌که این اشیاء در اثر استفاده از بین برود و یا مستهلک شود، شوهر به وقت طلاق از عهده غرامت برآید.
 
امروز، بیش‌ترین اهمیت صورت ریز اسناد جهیزیه از جهت تاریخ و مردم‌شناسی، در شناسایی انواع اثاثیه و ملزومات زندگی خانوادگی یک تازه‌عروس و تازه‌داماد و نیز قیمت و ارزش تک‌تک آن اجناس و اقلام زمان‌های گذشته است. با چنین مطالعاتی‌ست که محقق، مسایل تاریخی را به‌جای آن‌که از بالا (فرمان‌های پادشاهان، فتح‌نامه‌های نظامیان و لشکرنویسان و مداحی‌های مورخان قلم به مزد) بررسی کند، از پایین (در سطح عادی جامعه و با مطالعه رفتار اجتماعی و داد و ستدهای عامه مردم) مطالعه می‌کند. نمونه جالبی از این اسناد، صورت ریز جهیزیه عفت امین (متولد 1326 قمری، یعنی دو سال پس از مشروطیت) دختر امین‌الشریعه سبزواری‌ست که در حدود 1340 قمری برابر 1300 شمسی، به عقد ازدواج پسر عمویش سید یحیی نظام‌زاده (وکیل پایه یکم دادگستری) در آمد. صورت ریز جهیزیه او را در بخش تعلیقات کتاب '''تاریخ سبزوار''' تألیف استاد سیدعلینقی امین نقل شده است. این جهیزیه در مجموع شامل 138 قلم جنس بزرگ و کوچک بود و قیمت آن جمعاً بیش از یک هزار تومان می‌شد، مبلغی که در آن تاریخ برای یک خانواده متوسط شهرنشین کلان بوده است، چرا که اشخاص با این مبلغ در آن زمان می‌توانستند خانه وسیع آبرومندی در [[استان تهران|تهران]] خریداری کنند.


بـیـاورد و هـر سـه بـدیشان سپرد                 کـه سـه مـاه نو بود و سه شاه‌گرد
این نوع اسناد نشان می‌دهد که خانواده دختر از همان زمان سخاوتمندی بلکه اسراف در دادن جهیزیه را نوعی وسیله اعتبار و احترام دختر در خانه داماد می‌دانسته‌اند و اصطلاح «عروس که جهاز نداره، این همه ناز نداره» که در لغت‌نامه [[علی اکبر دهخدا|دهخدا]] ضبط شده است، نشان‌دهنده همین پیش‌فرض در ذهن و زبان مردم ایران از روزگاران گذشته تا امروز است، به این معنی که امروز هم وقتی کلمه جهیزیه بر زبان می‌آید، ناخودآگاه یک زندگی کامل و مجهز در نظر شنونده مجسّم می‌شود. به‌طوری که به گفته یکی از نویسندگان مجله '''همسر'''، معنی و هدف واقعی از جهیزیه‌بردن به‌کلی از میان رفته است و وقتی از خانواده‌ای در مورد این موضوع سؤال می‌شود که چه میزان جهیزیه به دخترتان داده‌اید و آیا توانسته‌اید از عهده مخارج آن برآیید؟ صورتی از انواع اجناس و کالاهای ضروری و غیرضروری را نام می‌برند که قیمت آن‌ها سر به فلک می‌گذارد و اکثر خانواده‌های ایرانی معتقدند که برای آبرومندی دخترشان باید جهیزیه‌ای به او بدهند که در مقابل خانواده شوهر سرافکنده نباشد.


اما در شرع اسلام ـ و متعاقب آن حتا در قانون مدنی ایران ـ ذکری از جهیزیه به میان نیامده است. از نظر حقوقی، جهیزیه در مالکیت زوجه می‌ماند و به همین دلیل، ریز جهیزیه ـ معمولاً ـ به امضای داماد می‌رسیده است، تا آن‌که در صورت طلاق، زن بتواند آن را از شوهر مسترد دارد و باز به همین دلیل است که صورت اقلام جهیزیه به‌طور ریز مذکور و بهای آن‌ها نیز قید می‌شده است تا در صورتی‌که این اشیاء در اثر استفاده از بین برود و یا مستهلک شود، شوهر به وقت طلاق از عهده غرامت برآید.
'''درحال به روز رسانی و ویرایش'''


امروز، بیش‌ترین اهمیت صورت ریز اسناد جهیزیه از جهت تاریخ و مردم‌شناسی، در شناسایی انواع اثاثیه و ملزومات زندگی خانوادگی یک تازه‌عروس و تازه‌داماد و نیز قیمت و ارزش تک‌تک آن اجناس و اقلام زمان‌های گذشته است. با چنین مطالعاتی‌ست که محقق، مسایل تاریخی را به‌جای آن‌که از بالا (فرمان‌های پادشاهان، فتح‌نامه‌های نظامیان و لشکرنویسان و مداحی‌های مورخان قلم به مزد) بررسی کند، از پایین (در سطح عادی جامعه و با مطالعه رفتار اجتماعی و داد و ستدهای عامه مردم) مطالعه می‌کند. نمونه جالبی از این اسناد، صورت ریز جهیزیه عفت امین (متولد 1326 قمری، یعنی دو سال پس از مشروطیت) دختر امین‌الشریعه سبزواری‌ست که در حدود 1340 قمری برابر 1300 شمسی، به عقد ازدواج پسر عمویش سید یحیی نظام‌زاده (وکیل پایه یکم دادگستری) در آمد. صورت ریز جهیزیه او را در بخش تعلیقات کتاب '''تاریخ سبزوار''' تألیف استاد سیدعلینقی امین نقل شده است. این جهیزیه در مجموع شامل 138 قلم جنس بزرگ و کوچک بود و قیمت آن جمعاً بیش از یک هزار تومان می‌شد، مبلغی که در آن تاریخ برای یک خانواده متوسط شهرنشین کلان بوده است، چرا که اشخاص با این مبلغ در آن زمان می‌توانستند خانه وسیع آبرومندی در تهران خریداری کنند.
== نیز نگاه کنید به ==


این نوع اسناد نشان می‌دهد که خانواده دختر از همان زمان سخاوتمندی بلکه اسراف در دادن جهیزیه را نوعی وسیله اعتبار و احترام دختر در خانه داماد می‌دانسته‌اند و اصطلاح «عروس که جهاز نداره، این همه ناز نداره» که در لغت‌نامه دهخدا ضبط شده است، نشان‌دهنده همین پیش‌فرض در ذهن و زبان مردم ایران از روزگاران گذشته تا امروز است، به این معنی که امروز هم وقتی کلمه جهیزیه بر زبان می‌آید، ناخودآگاه یک زندگی کامل و مجهز در نظر شنونده مجسّم می‌شود. به‌طوری که به گفته یکی از نویسندگان مجله '''همسر'''، معنی و هدف واقعی از جهیزیه‌بردن به‌کلی از میان رفته است و وقتی از خانواده‌ای در مورد این موضوع سؤال می‌شود که چه میزان جهیزیه به دخترتان داده‌اید و آیا توانسته‌اید از عهده مخارج آن برآیید؟ صورتی از انواع اجناس و کالاهای ضروری و غیرضروری را نام می‌برند که قیمت آن‌ها سر به فلک می‌گذارد و اکثر خانواده‌های ایرانی معتقدند که برای آبرومندی دخترشان باید جهیزیه‌ای به او بدهند که در مقابل خانواده شوهر سرافکنده نباشد.
* [[اسلام]]
* [[قانون]]
* [[حقوق مدنی]]


نیز نگاه کنید به
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
دانشنامه ایران  
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
تلخیص از: سید حسن امین
تلخیص از: سید حسن امین
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۲۰

جهیزیه، «جهاز» در لغت یعنی «آن‌چه از اثاث و ملک که عروس به خانه داماد برد» چنان‌که گفته‌اند «زنی که جهاز نداره، این همه ناز نداره». با این‌که ضبط صحیح این واژه عربی برابر فرهنگ‌های معتبر، همان «جهاز» است، در فارسی، جهیز و جهیزیه هم ـ مخصوصاً در زبان معیار فارسی معاصر ـ گفته و نوشته می‌شود.

از دیرباز معمول بود که خانواده عروس به‌هنگام فرستادن عروس به خانه داماد، هدیه‌هایی برای داماد بفرستند. این امر اندک‌اندک در عرف خانواده‌های ایرانی و غیرایرانی به حالت یک ضرورت اجتماعی در آمد. چنان‌که قوانین حمورابی (2123ـ2081 پیش از میلاد) که بخشی از آن‌ها در حوالی 1100 پیش از میلاد به‌عنوان غنیمت جنگی از بابل به عیلام منتقل شده و سرانجام در قرن اخیر در حفریات شوش کشف شده است، مقرر می‌دارد که مرد تنها در صورتی می‌تواند زنش را طلاق بدهد که زن نازا و سترون باشد و در این صورت هم باید تمام جهیزیه او را به وی برگرداند.

سنت جهیزیه ظاهراً از فرهنگ دیگری به فرهنگ ایرانی وارد شده است، چنان‌که در فرهنگ اساطیری آریایی، وقتی سه پسر فریدون با سه دختر «سرو» پادشاه یمن ازدواج می‌کنند، شاه یمن دختران خود را با جهیزیه مناسب به ایران می‌فرستد و به قول فردوسی:

سه خـورشیـد رخ را چو باغ بهشت               که دهقان چو ایشان صنوبر نکشت

ابـا تـاج و بـا گـنـج نـادیـده رنـج                مـگـر زلـف‌شـان دیده رنج شکنج

بـیـاورد و هـر سـه بـدیشان سپرد                 کـه سـه مـاه نو بود و سه شاه‌گرد

اما در شرع اسلام ـ و متعاقب آن حتا در قانون مدنی ایران ـ ذکری از جهیزیه به میان نیامده است. از نظر حقوقی، جهیزیه در مالکیت زوجه می‌ماند و به همین دلیل، ریز جهیزیه ـ معمولاً ـ به امضای داماد می‌رسیده است، تا آن‌که در صورت طلاق، زن بتواند آن را از شوهر مسترد دارد و باز به همین دلیل است که صورت اقلام جهیزیه به‌طور ریز مذکور و بهای آن‌ها نیز قید می‌شده است تا در صورتی‌که این اشیاء در اثر استفاده از بین برود و یا مستهلک شود، شوهر به وقت طلاق از عهده غرامت برآید.

امروز، بیش‌ترین اهمیت صورت ریز اسناد جهیزیه از جهت تاریخ و مردم‌شناسی، در شناسایی انواع اثاثیه و ملزومات زندگی خانوادگی یک تازه‌عروس و تازه‌داماد و نیز قیمت و ارزش تک‌تک آن اجناس و اقلام زمان‌های گذشته است. با چنین مطالعاتی‌ست که محقق، مسایل تاریخی را به‌جای آن‌که از بالا (فرمان‌های پادشاهان، فتح‌نامه‌های نظامیان و لشکرنویسان و مداحی‌های مورخان قلم به مزد) بررسی کند، از پایین (در سطح عادی جامعه و با مطالعه رفتار اجتماعی و داد و ستدهای عامه مردم) مطالعه می‌کند. نمونه جالبی از این اسناد، صورت ریز جهیزیه عفت امین (متولد 1326 قمری، یعنی دو سال پس از مشروطیت) دختر امین‌الشریعه سبزواری‌ست که در حدود 1340 قمری برابر 1300 شمسی، به عقد ازدواج پسر عمویش سید یحیی نظام‌زاده (وکیل پایه یکم دادگستری) در آمد. صورت ریز جهیزیه او را در بخش تعلیقات کتاب تاریخ سبزوار تألیف استاد سیدعلینقی امین نقل شده است. این جهیزیه در مجموع شامل 138 قلم جنس بزرگ و کوچک بود و قیمت آن جمعاً بیش از یک هزار تومان می‌شد، مبلغی که در آن تاریخ برای یک خانواده متوسط شهرنشین کلان بوده است، چرا که اشخاص با این مبلغ در آن زمان می‌توانستند خانه وسیع آبرومندی در تهران خریداری کنند.

این نوع اسناد نشان می‌دهد که خانواده دختر از همان زمان سخاوتمندی بلکه اسراف در دادن جهیزیه را نوعی وسیله اعتبار و احترام دختر در خانه داماد می‌دانسته‌اند و اصطلاح «عروس که جهاز نداره، این همه ناز نداره» که در لغت‌نامه دهخدا ضبط شده است، نشان‌دهنده همین پیش‌فرض در ذهن و زبان مردم ایران از روزگاران گذشته تا امروز است، به این معنی که امروز هم وقتی کلمه جهیزیه بر زبان می‌آید، ناخودآگاه یک زندگی کامل و مجهز در نظر شنونده مجسّم می‌شود. به‌طوری که به گفته یکی از نویسندگان مجله همسر، معنی و هدف واقعی از جهیزیه‌بردن به‌کلی از میان رفته است و وقتی از خانواده‌ای در مورد این موضوع سؤال می‌شود که چه میزان جهیزیه به دخترتان داده‌اید و آیا توانسته‌اید از عهده مخارج آن برآیید؟ صورتی از انواع اجناس و کالاهای ضروری و غیرضروری را نام می‌برند که قیمت آن‌ها سر به فلک می‌گذارد و اکثر خانواده‌های ایرانی معتقدند که برای آبرومندی دخترشان باید جهیزیه‌ای به او بدهند که در مقابل خانواده شوهر سرافکنده نباشد.

درحال به روز رسانی و ویرایش

نیز نگاه کنید به

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

تلخیص از: سید حسن امین