ابن ماسویه: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «'''ابن ماسويه،''' يوحنا (يحيي) پزشك پرآوازة مسيحي و سرياني زبان ايراني كه برخي محققان اروپايي وي را با ماسرجويه (ديگر پزشك سرياني زبان ايراني كه يهودي و اهل بصره بود، فعال در اواخر سدة 1ق) اشتباه گرفته اند. يوحنا در حدود 163ق (يا شايد 172ق) در جندي شاپو...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
ابن ماسویه، یوحنا (یحیی) پزشک پرآوازه [[مسیحی، دین|مسیحی]] و سریانی زبان ایرانی که برخی محققان اروپایی وی را با ماسرجویه (دیگر پزشک سریانی زبان ایرانی که [[دین یهودی|یهودی]] و اهل بصره بود، فعال در اواخر سده 1ق) اشتباه گرفتهاند. یوحنا در حدود 163ق (یا شاید 172ق) در [[گندی شاپور|جندی شاپور]] (یا بغداد) زاده شد. پدرش ماسویه خوزی (=خوزستانی، [[گندی شاپور|جندی شاپوری]])، داروساز و [[چشم پزشکی]] بود که سالها در بیمارستان این شهر زیر نظر پزشکان برجسته خاندان ایرانی [[آل بختیشوع|بختیشوع]] و بهویژه جبرئیل بن بختیشوع کار میکرد و ظاهراً در پی رشک بردن به مقام جبرئیل نزد هارون عباسی(حک170-193ق) از این بیمارستان اخراج شد. به بغداد رفت و خیلی زود نزد فضل بن ربیع و سپس هارون منزلتی برابر با جبرئیل یافت<ref name=":0">کرامتی، یونس، '''''مقالات «نهضت ترجمه و نگارش آثار اصیل» و «تاریخ پزشکی»'''''،در تاریخ ایران، (مجموعه 12 جلدی در دست چاپ).</ref><ref>رهاوی، اسحاق بن علی، '''''ادب الطبیب''''' (چاپ نسخه عکسی)، صص 167-169.</ref><ref name=":1">قفطی، علی بن یوسف، '''''تاریخ الحکماء'''''، به کوشش لیپرت، لایپزیک، 1903م؛ ص328-329، 383-387.</ref><ref name=":2">ابن ابی اصیعبه، '''''عیون الأنباء'''''، به کوشش آگوست مولر، قاهره، 1299ق؛ ج1، ص171-183.</ref>. خود جبرئیل، ظاهراً به دروغ و از سر دشمنی، یوحنا را حاصل ازدواج کنیزی اسلاونژاد با ماسویه که به زعم وی داروسازی تجربی اما بیسواد بود دانسته است<ref name=":2" /><ref name=":1" />. | |||
به هر حال | به هر حال یوحنا از همان جوانی تا هنگام مرگ در 243ق همواره از پزشکان برجسته روزگار خود، و دارای جایگاهی ممتاز در دربار خلفای عباسی و وزیران ایرانی دانشدوست آنان بود. پزشکانی برجسته، از جمله حنین بن اسحاق، برجسته ترین مترجم دوره اسلامی از جمله شاگردانش بودند. | ||
ابن | ابن ماسویه به رغم زندگی طولانی در بغداد و نیز نگارش اغلب آثار خود به عربی، همچون دیگر جندیشاپوریان تسلط چندانی بر این زبان نداشت. زیرا حنین و شاگردش حبیش اَعصَم به درخواست وی، 4 کتاب جالینوس را که پیشتر توسط خود حنین به عربی ترجمه (یا ترجمه عربی آن مقابله و اصلاح) شده بود به سریانی برگرداندند. بسیاری از مترجمان آن روزگار از حمایت ابن ماسویه برخوردار بودند و آثاری را برای وی غالبا از یونانی به سریانی ترجمه کردند<ref name=":0" /><ref>حنین بن اسحاق، '''''رساله الی علی بن یحیی'''''، به کوشش مهدی محقق، تهران، 1380ش.</ref>. | ||
=== آثار === | |||
ابن ماسویه آثار برجستهای در مورد چشم پزشکی، ساختمان چشم، داروشناسی، تشریح، جنین شناسی، تأثیر آب و هوا در بهداشت، بیماری و درمان، و نیز تک نگاریهایی در مورد انواع تبها، بسیاری از بیماریهای مشهور مانند جذام و به ویژه بیماریهای عصبی و روانی همچون سرگیجه و مالیخولیا نوشته که متأسفانه بیشتر آنها از میان رفتهاند اما از طریق نزدیک به 1000 مورد استناد رازی در الحاوی<ref>رازی، الحاوی، '''''حیدرآباد دکن'''''، 1/57-60، 11/229.</ref> و استنادات مکرر پزشکان و داروشناسان دیگر میتوان بخش قابل توجهی از آثار از بین رفته وی را بازسازی کرد. از این نقل قولها میتوان به چیره دستی ابن ماسویه در زمینه بیماریهای روانی پی برد<ref>کرامتی، یونس، '''''«بخار»''''' (بخش 2)، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج 11؛ص426-428).</ref>. دو اثر از بین رفته وی در زمینه تشریح نیز احتمالاً نکاتی قابل توجه دربر داشته است؛ زیرا وی به رغم ممنوع بودن تشریح در میان مسلمانان، به تشریح میمونهای بزرگ (احتمالاً اورانگوتان) میپرداخته و حتی وی را متهم کردهاند که عمدا موجب مرگ فرزند کند ذهن خود شده و قصد داشته بدن وی را نیز تشریح کند<ref name=":2" /><ref name=":1" /><ref name=":0" />. اما شهرت کنونی ابن ماسویه نزد محققان اروپایی بیشتر به واسطه آثار چشم پزشکی و نیز داروسازی اوست. وی درکتاب مشهور دَغَل العین به رغم آگاهی از نظریات جالینوس، بر خلاف دیگر پزشکان دوره اسلامی از سنت جالینوسی پیروی نکرده است<ref>Prufer Prufer, C. & M. Meyerhof , '''''"Die Augenheilkunde des Juhanna b. Masawaih (777-857 n. Chr.)"''''' , Der Islam, Vol VI (1915-16), pp 220-221, 241, 256.</ref><ref>Meyerhof, M., "'''''Die Augenheilkunde in der von Budge herausgegebenen syrischen arztlichen Handschrift"''''' , Der Islam, Vol VI (1915-16), p. 258</ref><ref name=":0" />. | |||
برخی آثار وی در سدههای میانه به زبانهای لاتینی و عبری و در سده 20م به زبانهای فرانسه و انگلیسی ترجمه و منتشر شده است. جالب آن که کنستانتین آفریقایی (درگذشت 1087م)، بزرگترین سارق ادبی آثار دوره اسلامی، رساله ابن ماسویه خطاب به حنین بن اسحاق (حاوی 132 اندرز طبی) را به لاتینی ترجمه و به خود منسوب ساخته است. متن عربی این کتاب نخست در 1934م و بار دیگر به همراه ترجمه فرانسه آن در 1980م منتشر شده است. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[مسیحی، دین|مسیحی]] | |||
* [[دین یهودی]] | |||
* [[گندی شاپور|جندی شاپوری]] | |||
* [[چشم پزشکی]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
یونس كرامتی | |||
[[رده:علوم و فنون]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۸ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۰۰:۵۴
ابن ماسویه، یوحنا (یحیی) پزشک پرآوازه مسیحی و سریانی زبان ایرانی که برخی محققان اروپایی وی را با ماسرجویه (دیگر پزشک سریانی زبان ایرانی که یهودی و اهل بصره بود، فعال در اواخر سده 1ق) اشتباه گرفتهاند. یوحنا در حدود 163ق (یا شاید 172ق) در جندی شاپور (یا بغداد) زاده شد. پدرش ماسویه خوزی (=خوزستانی، جندی شاپوری)، داروساز و چشم پزشکی بود که سالها در بیمارستان این شهر زیر نظر پزشکان برجسته خاندان ایرانی بختیشوع و بهویژه جبرئیل بن بختیشوع کار میکرد و ظاهراً در پی رشک بردن به مقام جبرئیل نزد هارون عباسی(حک170-193ق) از این بیمارستان اخراج شد. به بغداد رفت و خیلی زود نزد فضل بن ربیع و سپس هارون منزلتی برابر با جبرئیل یافت[۱][۲][۳][۴]. خود جبرئیل، ظاهراً به دروغ و از سر دشمنی، یوحنا را حاصل ازدواج کنیزی اسلاونژاد با ماسویه که به زعم وی داروسازی تجربی اما بیسواد بود دانسته است[۴][۳].
به هر حال یوحنا از همان جوانی تا هنگام مرگ در 243ق همواره از پزشکان برجسته روزگار خود، و دارای جایگاهی ممتاز در دربار خلفای عباسی و وزیران ایرانی دانشدوست آنان بود. پزشکانی برجسته، از جمله حنین بن اسحاق، برجسته ترین مترجم دوره اسلامی از جمله شاگردانش بودند.
ابن ماسویه به رغم زندگی طولانی در بغداد و نیز نگارش اغلب آثار خود به عربی، همچون دیگر جندیشاپوریان تسلط چندانی بر این زبان نداشت. زیرا حنین و شاگردش حبیش اَعصَم به درخواست وی، 4 کتاب جالینوس را که پیشتر توسط خود حنین به عربی ترجمه (یا ترجمه عربی آن مقابله و اصلاح) شده بود به سریانی برگرداندند. بسیاری از مترجمان آن روزگار از حمایت ابن ماسویه برخوردار بودند و آثاری را برای وی غالبا از یونانی به سریانی ترجمه کردند[۱][۵].
آثار
ابن ماسویه آثار برجستهای در مورد چشم پزشکی، ساختمان چشم، داروشناسی، تشریح، جنین شناسی، تأثیر آب و هوا در بهداشت، بیماری و درمان، و نیز تک نگاریهایی در مورد انواع تبها، بسیاری از بیماریهای مشهور مانند جذام و به ویژه بیماریهای عصبی و روانی همچون سرگیجه و مالیخولیا نوشته که متأسفانه بیشتر آنها از میان رفتهاند اما از طریق نزدیک به 1000 مورد استناد رازی در الحاوی[۶] و استنادات مکرر پزشکان و داروشناسان دیگر میتوان بخش قابل توجهی از آثار از بین رفته وی را بازسازی کرد. از این نقل قولها میتوان به چیره دستی ابن ماسویه در زمینه بیماریهای روانی پی برد[۷]. دو اثر از بین رفته وی در زمینه تشریح نیز احتمالاً نکاتی قابل توجه دربر داشته است؛ زیرا وی به رغم ممنوع بودن تشریح در میان مسلمانان، به تشریح میمونهای بزرگ (احتمالاً اورانگوتان) میپرداخته و حتی وی را متهم کردهاند که عمدا موجب مرگ فرزند کند ذهن خود شده و قصد داشته بدن وی را نیز تشریح کند[۴][۳][۱]. اما شهرت کنونی ابن ماسویه نزد محققان اروپایی بیشتر به واسطه آثار چشم پزشکی و نیز داروسازی اوست. وی درکتاب مشهور دَغَل العین به رغم آگاهی از نظریات جالینوس، بر خلاف دیگر پزشکان دوره اسلامی از سنت جالینوسی پیروی نکرده است[۸][۹][۱].
برخی آثار وی در سدههای میانه به زبانهای لاتینی و عبری و در سده 20م به زبانهای فرانسه و انگلیسی ترجمه و منتشر شده است. جالب آن که کنستانتین آفریقایی (درگذشت 1087م)، بزرگترین سارق ادبی آثار دوره اسلامی، رساله ابن ماسویه خطاب به حنین بن اسحاق (حاوی 132 اندرز طبی) را به لاتینی ترجمه و به خود منسوب ساخته است. متن عربی این کتاب نخست در 1934م و بار دیگر به همراه ترجمه فرانسه آن در 1980م منتشر شده است.
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ کرامتی، یونس، مقالات «نهضت ترجمه و نگارش آثار اصیل» و «تاریخ پزشکی»،در تاریخ ایران، (مجموعه 12 جلدی در دست چاپ).
- ↑ رهاوی، اسحاق بن علی، ادب الطبیب (چاپ نسخه عکسی)، صص 167-169.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ قفطی، علی بن یوسف، تاریخ الحکماء، به کوشش لیپرت، لایپزیک، 1903م؛ ص328-329، 383-387.
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ابن ابی اصیعبه، عیون الأنباء، به کوشش آگوست مولر، قاهره، 1299ق؛ ج1، ص171-183.
- ↑ حنین بن اسحاق، رساله الی علی بن یحیی، به کوشش مهدی محقق، تهران، 1380ش.
- ↑ رازی، الحاوی، حیدرآباد دکن، 1/57-60، 11/229.
- ↑ کرامتی، یونس، «بخار» (بخش 2)، دایره المعارف بزرگ اسلامی، ج 11؛ص426-428).
- ↑ Prufer Prufer, C. & M. Meyerhof , "Die Augenheilkunde des Juhanna b. Masawaih (777-857 n. Chr.)" , Der Islam, Vol VI (1915-16), pp 220-221, 241, 256.
- ↑ Meyerhof, M., "Die Augenheilkunde in der von Budge herausgegebenen syrischen arztlichen Handschrift" , Der Islam, Vol VI (1915-16), p. 258
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
یونس كرامتی