پرش به محتوا

قشقایی: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''قشقايي'''/qæšqayi/، از گويش‌هاي آذربايجاني<sup>1</sup> گروه اغوز شاخة تركيك از خانواده زبان‌هاي آلتايي.<sup>2</sup> برخي آن را از گويش‌هاي تركي افشاري مي‌دانند<sup>3</sup> و نه آذربايجاني.<sup>4</sup> به نظر مي‌رسد گويش طايفة قليچ، شاخه‌اي از ايل قشقايي از ساير...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:منطقه کوچ ایل قشقایی در ایران.png|بندانگشتی|منطقه کوچ ایل قشقایی در ایران، برگرفته از سایت، قابل بازیابی از [https://fa.wikipedia.org/wiki/قشقایی https://fa.wikipedia.org]]]
'''قشقايي'''/qæšqayi/، از گويش‌هاي آذربايجاني<sup>1</sup> گروه اغوز شاخة تركيك از خانواده زبان‌هاي آلتايي.<sup>2</sup> برخي آن را از گويش‌هاي تركي افشاري مي‌دانند<sup>3</sup> و نه آذربايجاني.<sup>4</sup> به نظر مي‌رسد گويش طايفة قليچ، شاخه‌اي از ايل قشقايي از ساير گويش‌هاي مرتبط، متفاوت باشد.<sup>5</sup> كلمة «قشقايي» تركي است<sup>6</sup> و از ريشه «قاشقا» آمده كه معاني مختلفي دارد. مثلاً «قاشقا آتلاري» يعني اسب‌هايي با لكة سفيد در پيشاني.<sup>7</sup> «قاش» به محل نگهداري اسب و گوسفند نيز گفته مي‌شود و «قايي» به معني غير قابل فتح و محكم است و «قاشقايي» به معناي غير قابل فتح است.<sup>8</sup> البته وجوه تسمية ديگري نيز براي نام قشقايي ذكر شده است.<sup>9</sup> از قديمي‌ترين متون فارسي كه نام قشقايي را به عنوان يك عشيره در بر دارد، كتاب جامع التواريخ حسني تأليف تاج‌الدين حسن ابن شهاب يزدي حدود 855 تا 857ق / ؟م است.<sup>10</sup> در فارس علاوه بر قشقايي سه ايل ترك زبان ديگر يعني اينالّو، بهارلو و نفر وجود دارد كه با دو ايل عرب زبان<sup>11</sup> ـ و در برخي منابع با يك ايل فارس زبان  به نام باصري و يك ايل عرب زبان<sup>12</sup> ـ ايلات خمسة فارس را تشكيل مي‌دهند. قشقايي و خمسه از مهم‌ترين قبايل ترك زبان در استان فارس و جنوب غربي ايران هستند.<sup>13</sup> قشقايي‌ها در مقايسه با گونه‌هايي مانند اينالّو، بهارلو، مقدم، نفر، قجر، قره‌گزلو و شاهسوني بخش قابل توجهي از جمعيت ترك زبان ايران را شامل مي‌شود.<sup>14</sup> به عبارت ديگر احتمالاً پس از گويش‌ اصلي آذربايجاني، تركمني و تركي خراساني بيشترين گويشور ترك زبان را در ايران دارد.<sup>15</sup> قشقايي‌ها اصلاً ترك زبان هستند اما تعدادي از لُرها و لك‌ها نيز مانند تيره‌هاي بيگدلي و گشتاسبي با آنان آميخته شده‌اند.<sup>16</sup> تاريخچة اين ايل كاملاً روشن نيست و به درستي معلوم نشده كه دقيقاً از چه زماني و از كجا و بر اثر چه عواملي به فارس كوچ كرده‌اند.<sup>17</sup> اما تقريباً مسلم است كه اين ايل به طور يك جا و در يك زمان به صورت ايلي واحد و يكپارچه به فارس نيامده است، بلكه به تدريج از گردهم آمدن تيره‌ها و طوايف ترك زبان ـ كه ضرورتاً منشاء واحد هم نداشته‌اند ـ تشكيل شده است.<sup>18</sup> اين ايل احتمالاً در سدة 11م/ 5ق با سلجوقيان به فارس آمده و البته قبل از آن مدتي هم در آذربايجان به سر برده‌اند،<sup>19</sup> زيرا در بين آن‌ها تيره‌هايي مانند بيگدلي، افشار، بيات و قره‌گزلو وجود دارد.<sup>20</sup> امروزه ايل قشقايي از اتحاد حدود 200 تيره از ترك و لُر و كرد و عرب كه همگي به تركي سخن مي‌گويند، تشكيل شده است.<sup>21</sup> در ميان گونه‌هاي تركي رايج در ايران، قشقايي و اينالّو به طور قابل ملاحظه‌اي تحت تأثير فارسي بوده‌اند.<sup>23</sup> بسياري از افراد قشقايي دو زبانه فارسي و قشقايي‌اند و به خوبي به فارسي سخن مي‌گويند.<sup>23</sup> تركي قشقايي ضمن حفظ ويژگي‌هاي آذربايجاني و شباهت فراوان با آن،<sup>24</sup> داراي بعضي خصوصيات تركي آناتولي نيز هست؛ بنابراين تا حدي با آذربايجاني متفاوت شده است.<sup>25</sup> اين تفاوت‌ها معمولاً در سطح واژگان يا آوايي است.<sup>26</sup> در قشقايي واكة كشيده وجود دارد<sup>27</sup> ولي هماهنگي واكه‌اي ضعيف عمل مي‌كند. مثلاً كاربردِ /varimuš/ «بوده است» به جاي / varimiš/.<sup>28</sup> اين قوم از خط عربي ـ‌ فارسي رايج در ايران استفاده مي‌كند.<sup>29</sup> در ميان قشقايي‌ها از ديرباز ادبيات شفاهي به ويژه اشعار غنايي رونق داشته است و گاه به رشتة تحرير درآمده است.<sup>30</sup> اشعار عاشقانه، توصيف دلاوري‌ها و افسانة كوروغلي از مهم‌ترين اشعار اين سرزمين است.<sup>31</sup> ابراهيم، حسينعلي بيگ‌بيات، علي شاهلو و يوسف علي بيك از مهم‌ترين شاعران قشقايي هستند.<sup>32</sup>
'''[[قشقایی]]'''/qæšqayi/، از گویش‌های [[آذربایجانی]]<ref name=":1">برگرفته از https://www.ethnologue.com/.</ref><ref>Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, fascicle 3, p 246</ref> گروه اغوز شاخه ترکیک از خانواده زبان‌های آلتایی<ref>Campbell. G. L. "Turkic languages", '''''Compendium of the world’s Languages.''''' London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1687.</ref>. برخی آن را از گویش‌های [[ترکی]] افشاری می‌دانند<ref>"Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, fascicle 3, p 245.</ref> و نه [[آذربایجانی]]<ref>Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", '''''Encyclopeadia''''' '''''Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, New  York: Routledg & kegan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 248.</ref>. به نظر می‌رسد گویش طایفه قلیچ، شاخه‌ای از ایل [[قشقایی]] از سایر گویش‌های مرتبط، متفاوت باشد<ref>رضایی‌ باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، '''''دایرهالمعارف بزرگ اسلامی'''''. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص552.</ref>. کلمه «[[قشقایی]]» [[ترکی]] است<ref>دهخدا، علی‌اکبر. '''''لغت‌نامه'''''. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج11، ص15508 و معین، محمد. '''''فرهنگ''''' '''''فارسی'''''. تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1382، ج6، ص1465.</ref> و از ریشه «قاشقا» آمده که معانی مختلفی دارد. مثلاً «قاشقا آتلاری» یعنی اسب‌هایی با لکه سفید در پیشانی<ref name=":0">هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی'''''. تهران: نشر نو، 1365، ص321.</ref>. «قاش» به محل نگهداری اسب و گوسفند نیز گفته می‌شود و «قایی» به معنی غیر قابل فتح و محکم است و «قاشقایی» به معنای غیر قابل فتح است<ref name=":0" />. البته وجوه تسمیه دیگری نیز برای نام قشقایی ذکر شده است<ref>پرهام، سیروس. «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟، '''''«ایلات و عشایر'''''». تهران: آگاه، 1362، ص261و 247.</ref><ref name=":2">Sumer, F. "kashkāy". '''''Encyclopeadia of Islam''''', Leiden: Brill, 1978, vol IV, p. 706.</ref>.  


از قدیمی‌ترین متون فارسی که نام [[قشقایی]] را به عنوان یک عشیره در بر دارد، کتاب جامع التواریخ حسنی تألیف تاج‌الدین حسن ابن شهاب یزدی حدود 855 تا 857ق / ؟م است<ref>افشار، ایرج. «کُنیه، لقب، نسبت عشایر و ذکر آن‌ها در متون فارسی»، '''''ایلات و عشایر'''''. تهران: آگاه، 1362، ص244.</ref>. در [[استان فارس|فارس]] علاوه بر قشقایی سه ایل ترک زبان دیگر یعنی اینالّو، بهارلو و نفر وجود دارد که با دو ایل عرب زبان<ref name=":3">هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی'''''. تهران: نشر نو، 1365، ص323.</ref> ـ و در برخی منابع با یک ایل فارس زبان  به نام باصری و یک ایل عرب زبان<ref>Lambton, A. K. S. "Īlāt", '''''Encyclopeadia of Islam''''', Leiden: Brill. 1971, vol III, p. 1106.</ref> ـ ایلات خمسه فارس را تشکیل می‌دهند. قشقایی و خمسه از مهم‌ترین قبایل ترک زبان در [[استان فارس]] و جنوب غربی [[کشور ایران|ایران]] هستند<ref>Oberling, p. "Ethnography" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. New York: Bibliotheca persica press. 1999, vol  IX, p. 360</ref><ref>Ingham, B, "Iran: Language Situation", The '''''Encyclopeadia of'''''  Language and Linguistics. Ed. R. E. Asher, Oxford: pergamon press, 1994, vol 4, p. 1773</ref><ref>Asher, R. E. " Languages of South Asia from Iran to Bangladesh.  '''''Atlas of the world’s Languages'''''. London: Routledge, 1994, p. 216</ref>. قشقایی‌ها در مقایسه با گونه‌هایی مانند اینالّو، [[بهارلو]]، مقدم، نفر، قجر، قره‌گزلو و شاهسونی بخش قابل توجهی از جمعیت ترک زبان ایران را شامل می‌شود<ref name=":1" /><ref>Kornfilt, J. "Turkish", '''''International Encyclopeadia of  Linguistics''''', ed. W. Bright, New york: OUP, 1992, vol 4, p. 190 </ref>. به عبارت دیگر احتمالاً پس از گویش‌ اصلی [[آذربایجانی]]، [[ترکمنی]] و [[ترکی]] خراسانی بیشترین گویشور ترک زبان را در ایران دارد<ref>Asher, R. E. " Languages of South Asia from Iran to Bangladesh.  '''''Atlas of the world’s Languages'''''. London: Routledge, 1994, p. 205</ref>. قشقایی‌ها اصلاً ترک زبان هستند اما تعدادی از لُرها و لک‌ها نیز مانند تیره‌های بیگدلی و گشتاسبی با آنان آمیخته شده‌اند<ref>کیانی، منوچهر. '''''کوچ با عشق شقایق'''''. شیراز: کیان نشر، 1377، ص14؛ «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، '''''ایلات و عشایر'''''. ص257.</ref>. تاریخچه این ایل کاملاً روشن نیست و به درستی معلوم نشده که دقیقاً از چه زمانی و از کجا و بر اثر چه عواملی به فارس کوچ کرده‌اند<ref>کیانی، منوچهر. '''''کوچ با عشق شقایق'''''. شیراز: کیان نشر، 1377، ص13؛ «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، '''''ایلات و عشایر'''''. ص246.</ref>. اما تقریباً مسلم است که این ایل به طور یک جا و در یک زمان به صورت ایلی واحد و یکپارچه به [[استان فارس|فارس]] نیامده است<ref>"Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, .fascicle 3, P. 360</ref>، بلکه به تدریج از گردهم آمدن تیره‌ها و طوایف ترک زبان ـ که ضرورتاً منشاء واحد هم نداشته‌اند ـ تشکیل شده است. این ایل احتمالاً در سده 11م/ 5ق با سلجوقیان به فارس آمده و البته قبل از آن مدتی هم در آذربایجان به سر برده‌اند، زیرا در بین آن‌ها تیره‌هایی مانند بیگدلی، افشار، بیات و قره‌گزلو وجود دارد<ref>هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی'''''. تهران: نشر نو، 1365، ص320.  </ref>. امروزه ایل قشقایی از اتحاد حدود 200 تیره از ترک و لُر و کرد و عرب که همگی به ترکی سخن می‌گویند، تشکیل شده است<ref>  فیروزان، ت. «درباره ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران»، '''''ایلات و عشایر'''''. تهران: آگاه، 1362، ص27.</ref>. در میان گونه‌های ترکی رایج در [[کشور ایران|ایران]]، قشقایی و اینالّو به طور قابل ملاحظه‌ای تحت تأثیر فارسی بوده‌اند<ref>"Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", '''''Encyclopeadia''''' '''''Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, New  York: Routledg & kegan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, pp. 248, 249</ref>. بسیاری از افراد [[قشقایی]] دو زبانه [[فارسی]] و قشقایی‌اند و به خوبی به [[فارسی]] سخن می‌گویند<ref name=":1" /><ref name=":4">برگرفته از https://www.Wikipedia.com</ref>. [[ترکی]] [[قشقایی]] ضمن حفظ ویژگی‌های [[آذربایجانی]] و شباهت فراوان با آن،<ref name=":0" /><ref name=":1" /> دارای بعضی خصوصیات [[ترکی]] آناتولی نیز هست؛ بنابراین تا حدی با [[آذربایجانی]] متفاوت شده است<ref name=":0" />. این تفاوت‌ها معمولاً در سطح واژگان یا آوایی است<ref name=":5">هیئت، جواد. '''''سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی'''''. تهران: نشر نو، 1365، ص322.</ref>. در [[قشقایی]] واکه کشیده وجود دارد<ref name=":5" /> ولی هماهنگی واکه‌ای ضعیف عمل می‌کند. مثلاً کاربردِ /varimuš/ «بوده است» به جای / varimiš/.<ref name=":3" /> این قوم از خط عربی ـ‌ فارسی رایج در [[کشور ایران|ایران]] استفاده می‌کند<ref name=":4" /><ref name=":1" />. در میان قشقایی‌ها از دیرباز ادبیات شفاهی به ویژه اشعار غنایی رونق داشته است و گاه به رشته تحریر درآمده است<ref name=":5" />. اشعار عاشقانه، توصیف دلاوری‌ها و افسانه کوروغلی از مهم‌ترین اشعار این سرزمین است<ref name=":2" />. ابراهیم، حسینعلی بیگ‌بیات، علی شاهلو و یوسف علی بیک از مهم‌ترین شاعران [[قشقایی]] هستند<ref name=":5" />.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.    Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, fascicle 3, p 246; www.Ethnologue.com .
* [[تاتی]]


2.    Campbell. G. L. "Turkic languages", '''''Compendium of the world’s Languages.''''' London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1687.
* [[تالشی]]


3.    "Azeri Turkish" '''''Encyclopeadia''''' '''''Iranica'''''. p. 245.
* [[ترکمنی]]


4.     Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", '''''Encyclopeadia''''' '''''Iranica'''''. ed. Ehsan Yarshater, New  York: Routledg & kegan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 248.
* [[ترکی]]


5.  رضايي‌ باغ‌بيدي، حسن. «زبان‌هاي غير ايراني»، '''''دايرةالمعارف بزرگ اسلامي'''''. زير نظر كاظم موسوي بجنوردي، تهران: مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامي، 1380، ج10، ص552.
* [[آذربایجانی]]


6.  دهخدا، علي‌اكبر. '''''لغت‌نامه'''''. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج11، ص15508 و معين، محمد. '''''فرهنگ''''' '''''فارسي'''''. تهران: مؤسسه انتشارات اميركبير، 1382، ج6، ص1465.
* [[شاهسوند]]


7.  هيئت، جواد. '''''سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي'''''. تهران: نشر نو، 1365، ص321.
* [[دری]]


8.  همان‌جا.
* [[تاجیکی]]


9.  پرهام، سيروس. «ايل قشقايي كي و از كجا به فارس آمده است؟، '''''«ايلات و عشاير'''''». تهران: آگاه، 1362، ص261و 247 و
* [[عربی]]


Sumer, F. "kashkāy". '''''Encyclopeadia of Islam''''', Leiden: Brill, 1978, vol IV, p. 706.
== '''مآخذ''' ==
 
<references />
10.  افشار، ايرج. «كُنيه، لقب، نسبت عشاير و ذكر آن‌ها در متون فارسي»، '''''ايلات و عشاير'''''. تهران: آگاه، 1362، ص244.
 
11.  '''''سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي'''''. ص323.
 
12.  Lambton, A. K. S. "Īlāt", '''''Encyclopeadia of Islam''''', Leiden: Brill. 1971, vol III, p. 1106.
 
13.  Ingham, B, "Iran: Language Situation", The '''''Encyclopeadia of'''''  Language and Linguistics. Ed. R. E. Asher, Oxford: pergamon press, 1994, vol 4, p. 1773.
 
و
 
Oberling, p. "Ethnography" '''''Encyclopeadia Iranica'''''. New York: Bibliotheca persica press. 1999, vol  IX, p. 360.
 
Asher, R. E. " Languages of South Asia from Iran to Bangladesh. "
 
'''''Atlas of the world’s Languages'''''. London: Routledge, 1994, p. 216.
 
14.  Kornfilt, J. "Turkish", '''''International Encyclopeadia of  Linguistics''''', ed. W. Bright, New york: OUP, 1992, vol 4, p. 190.
 
و
 
   www. Ethnologue. Com.
 
15.  '''''Atlas of the world’s Languages'''''. p. 205.
 
16.                 كياني، منوچهر. '''''كوچ با عشق شقايق'''''. شيراز: كيان نشر، 1377، ص14؛ «ايل قشقايي كي و از كجا به فارس آمده است؟»، '''''ايلات و عشاير'''''. ص257.
 
17.                 '''''كوچ با عشق شقايق'''''. ص13؛ «ايل قشقايي كي و از كجا به فارس آمده است؟»، '''''ايلات و عشاير'''''. ص246.
 
18.                 «ايل قشقايي كي و از كجا به فارس آمده است؟»، '''''ايلات و عشاير'''''. ص261.
 
19.  "Ethnography". '''''Encyclopeadia Iranica'''''. P. 360.
 
20.                 '''''سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي'''''. ص320.
 
21.                 فيروزان، ت. «دربارة تركيب و سازمان ايلات و عشاير ايران»، '''''ايلات و عشاير'''''. تهران: آگاه، 1362، ص27.
 
22.  "Iranian Elements in Azeri Turkish", '''''Encyclopeadia Iranica''''', pp. 248, 249.
 
23.  www.Ethnologue.com                                                                                              و
 
  www.Wikipedia.com
 
24.  '''''سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي'''''. ص321.
 
  www.Ethnologue.com و                                                                                          
 
25.                 ''''' سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي'''''. ص321.
 
26.  همان. ص322.
 
27.  همان‌جا.
 
28.  همان. ص323.
 
29.   www.Ethnologue.com و  www.Wikipedia.com .
 
30.                 ''''' سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي'''''. ص322.
 
31.      "Kashkāy". '''''Encyclopeadia of Islam'''''. P. 706.
 
32.                 '''''سيري در تاريخ زبان و لهجه‌هاي تركي'''''. ص322.


== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
فرزین فهیم نیا
فرزین فهیم نیا
[[رده:ادبیات و زبان شناسی]]
[[رده:زبان شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۹:۵۰

منطقه کوچ ایل قشقایی در ایران، برگرفته از سایت، قابل بازیابی از https://fa.wikipedia.org

قشقایی/qæšqayi/، از گویش‌های آذربایجانی[۱][۲] گروه اغوز شاخه ترکیک از خانواده زبان‌های آلتایی[۳]. برخی آن را از گویش‌های ترکی افشاری می‌دانند[۴] و نه آذربایجانی[۵]. به نظر می‌رسد گویش طایفه قلیچ، شاخه‌ای از ایل قشقایی از سایر گویش‌های مرتبط، متفاوت باشد[۶]. کلمه «قشقایی» ترکی است[۷] و از ریشه «قاشقا» آمده که معانی مختلفی دارد. مثلاً «قاشقا آتلاری» یعنی اسب‌هایی با لکه سفید در پیشانی[۸]. «قاش» به محل نگهداری اسب و گوسفند نیز گفته می‌شود و «قایی» به معنی غیر قابل فتح و محکم است و «قاشقایی» به معنای غیر قابل فتح است[۸]. البته وجوه تسمیه دیگری نیز برای نام قشقایی ذکر شده است[۹][۱۰].

از قدیمی‌ترین متون فارسی که نام قشقایی را به عنوان یک عشیره در بر دارد، کتاب جامع التواریخ حسنی تألیف تاج‌الدین حسن ابن شهاب یزدی حدود 855 تا 857ق / ؟م است[۱۱]. در فارس علاوه بر قشقایی سه ایل ترک زبان دیگر یعنی اینالّو، بهارلو و نفر وجود دارد که با دو ایل عرب زبان[۱۲] ـ و در برخی منابع با یک ایل فارس زبان  به نام باصری و یک ایل عرب زبان[۱۳] ـ ایلات خمسه فارس را تشکیل می‌دهند. قشقایی و خمسه از مهم‌ترین قبایل ترک زبان در استان فارس و جنوب غربی ایران هستند[۱۴][۱۵][۱۶]. قشقایی‌ها در مقایسه با گونه‌هایی مانند اینالّو، بهارلو، مقدم، نفر، قجر، قره‌گزلو و شاهسونی بخش قابل توجهی از جمعیت ترک زبان ایران را شامل می‌شود[۱][۱۷]. به عبارت دیگر احتمالاً پس از گویش‌ اصلی آذربایجانی، ترکمنی و ترکی خراسانی بیشترین گویشور ترک زبان را در ایران دارد[۱۸]. قشقایی‌ها اصلاً ترک زبان هستند اما تعدادی از لُرها و لک‌ها نیز مانند تیره‌های بیگدلی و گشتاسبی با آنان آمیخته شده‌اند[۱۹]. تاریخچه این ایل کاملاً روشن نیست و به درستی معلوم نشده که دقیقاً از چه زمانی و از کجا و بر اثر چه عواملی به فارس کوچ کرده‌اند[۲۰]. اما تقریباً مسلم است که این ایل به طور یک جا و در یک زمان به صورت ایلی واحد و یکپارچه به فارس نیامده است[۲۱]، بلکه به تدریج از گردهم آمدن تیره‌ها و طوایف ترک زبان ـ که ضرورتاً منشاء واحد هم نداشته‌اند ـ تشکیل شده است. این ایل احتمالاً در سده 11م/ 5ق با سلجوقیان به فارس آمده و البته قبل از آن مدتی هم در آذربایجان به سر برده‌اند، زیرا در بین آن‌ها تیره‌هایی مانند بیگدلی، افشار، بیات و قره‌گزلو وجود دارد[۲۲]. امروزه ایل قشقایی از اتحاد حدود 200 تیره از ترک و لُر و کرد و عرب که همگی به ترکی سخن می‌گویند، تشکیل شده است[۲۳]. در میان گونه‌های ترکی رایج در ایران، قشقایی و اینالّو به طور قابل ملاحظه‌ای تحت تأثیر فارسی بوده‌اند[۲۴]. بسیاری از افراد قشقایی دو زبانه فارسی و قشقایی‌اند و به خوبی به فارسی سخن می‌گویند[۱][۲۵]. ترکی قشقایی ضمن حفظ ویژگی‌های آذربایجانی و شباهت فراوان با آن،[۸][۱] دارای بعضی خصوصیات ترکی آناتولی نیز هست؛ بنابراین تا حدی با آذربایجانی متفاوت شده است[۸]. این تفاوت‌ها معمولاً در سطح واژگان یا آوایی است[۲۶]. در قشقایی واکه کشیده وجود دارد[۲۶] ولی هماهنگی واکه‌ای ضعیف عمل می‌کند. مثلاً کاربردِ /varimuš/ «بوده است» به جای / varimiš/.[۱۲] این قوم از خط عربی ـ‌ فارسی رایج در ایران استفاده می‌کند[۲۵][۱]. در میان قشقایی‌ها از دیرباز ادبیات شفاهی به ویژه اشعار غنایی رونق داشته است و گاه به رشته تحریر درآمده است[۲۶]. اشعار عاشقانه، توصیف دلاوری‌ها و افسانه کوروغلی از مهم‌ترین اشعار این سرزمین است[۱۰]. ابراهیم، حسینعلی بیگ‌بیات، علی شاهلو و یوسف علی بیک از مهم‌ترین شاعران قشقایی هستند[۲۶].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ برگرفته از https://www.ethnologue.com/.
  2. Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, fascicle 3, p 246
  3. Campbell. G. L. "Turkic languages", Compendium of the world’s Languages. London: Routledge. (2000), 2nd ed. Vol II, p 1687.
  4. "Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, fascicle 3, p 245.
  5. Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, New York: Routledg & kegan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, p. 248.
  6. رضایی‌ باغ‌بیدی، حسن. «زبان‌های غیر ایرانی»، دایرهالمعارف بزرگ اسلامی. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران: مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، 1380، ج10، ص552.
  7. دهخدا، علی‌اکبر. لغت‌نامه. تهران: مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1373، ج11، ص15508 و معین، محمد. فرهنگ فارسی. تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، 1382، ج6، ص1465.
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص321.
  9. پرهام، سیروس. «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟، «ایلات و عشایر». تهران: آگاه، 1362، ص261و 247.
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ Sumer, F. "kashkāy". Encyclopeadia of Islam, Leiden: Brill, 1978, vol IV, p. 706.
  11. افشار، ایرج. «کُنیه، لقب، نسبت عشایر و ذکر آن‌ها در متون فارسی»، ایلات و عشایر. تهران: آگاه، 1362، ص244.
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص323.
  13. Lambton, A. K. S. "Īlāt", Encyclopeadia of Islam, Leiden: Brill. 1971, vol III, p. 1106.
  14. Oberling, p. "Ethnography" Encyclopeadia Iranica. New York: Bibliotheca persica press. 1999, vol  IX, p. 360
  15. Ingham, B, "Iran: Language Situation", The Encyclopeadia of  Language and Linguistics. Ed. R. E. Asher, Oxford: pergamon press, 1994, vol 4, p. 1773
  16. Asher, R. E. " Languages of South Asia from Iran to Bangladesh. Atlas of the world’s Languages. London: Routledge, 1994, p. 216
  17. Kornfilt, J. "Turkish", International Encyclopeadia of  Linguistics, ed. W. Bright, New york: OUP, 1992, vol 4, p. 190
  18. Asher, R. E. " Languages of South Asia from Iran to Bangladesh. Atlas of the world’s Languages. London: Routledge, 1994, p. 205
  19. کیانی، منوچهر. کوچ با عشق شقایق. شیراز: کیان نشر، 1377، ص14؛ «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، ایلات و عشایر. ص257.
  20. کیانی، منوچهر. کوچ با عشق شقایق. شیراز: کیان نشر، 1377، ص13؛ «ایل قشقایی کی و از کجا به فارس آمده است؟»، ایلات و عشایر. ص246.
  21. "Doerfer. G. "Azeri (Ādarī) Turkish" Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, NEW YORK: Routledge & kegan paul lnc. (1988) vol III, .fascicle 3, P. 360
  22. هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص320.  
  23.   فیروزان، ت. «درباره ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران»، ایلات و عشایر. تهران: آگاه، 1362، ص27.
  24. "Johanson. L, "Iranian Elements in Azeri Turkish", Encyclopeadia Iranica. ed. Ehsan Yarshater, New York: Routledg & kegan paul lnc. 1988, vol III, fascicle 3, pp. 248, 249
  25. ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ برگرفته از https://www.Wikipedia.com
  26. ۲۶٫۰ ۲۶٫۱ ۲۶٫۲ ۲۶٫۳ هیئت، جواد. سیری در تاریخ زبان و لهجه‌های ترکی. تهران: نشر نو، 1365، ص322.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

فرزین فهیم نیا