اکبر سرشار: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
سرشار، اکبر 1326ق/ 1908م- 1354 ش، تقلیدچی، نویسنده، بازیگر، کارگردان نمایشهای روحوضی (نمایشهای شادیآور سنّتی) در 1304ش در سن 17 سالگی بازی در نمایشهای سنّتی را رد دسته [[احمد مؤيد|احمد مؤید]]<sup>*</sup> یکی از بزرگان این هنر در ایران، در محل تماشاخانه ناصریه آغاز کرد<ref name=":0">'''''تماشا''''': سال پنجم، شماره 206، 23 فروردین 1354، ص 74.</ref>. پس از بسته شدن تماشاخانه ناصریه، مدتها در دسته احمد مؤید و سپس دسته عباس مؤسس در نقش سلطانی بازی میکرد و تقلید در میآورد بعدها یک دسته نمایشی مستقل را در محلی نرسیده به سرچشمه و در بالای تکیهی رضاقلیخان تأسیس کرد. بنابر روایتی در 1314ش تماشاخانه آفتاب را در گلوبندک و در 1320 و با همراهی و شرکت جلیلوند، یکی از دستاندرکاران نمایشهای سنّتی<ref name=":1">بیضایی، بهرام: '''''نمایش در ایران'''''، تهران: روشنگران، 1383، 179.</ref><ref name=":2">شهریاری، خسرو: '''''افسانه شب زندهداران'''''، تهران، انتشارات کاوشگر، چاپ اول 1377، ص 49.</ref> و با همکاری غلامحسین ملت، پیرمرادی، ورشوچی، عسجدی و شمسی غفاری (همسر اولش)، دسته تئاتر مینا را در چهارراه گمرک تأسیس کرد<ref name=":2" /><ref name=":1" />. نمایشهای هارونالرشید، یوسف زلیخا که با راهنماییهای او روی صحنه میآمد. هر شب تماشاگران بیشماری را به این تماشاخانه میکشاند<ref name=":0" />. پس از تعطیلی تئاتر مینا در سرپل امیر بهادر و در حوالی معزالسلطان تماشاخانه کسری را و در 1323ش تماشاخانه سعدی را در توقفگاهی واقع در خیابان گمرک روبروی پمپبنزین امیریه با همکاری بازماندگان احمد مؤید راه انداخت<ref name=":0" /><ref>بیضایی، بهرام: '''''نمایش در ایران'''''، تهران: روشنگران، 1383، 179-180.</ref>. چون کارش نگرفت پی آمد آن تئاتر باستان را در چهار راه ولی عصر (پهلوی سابق) و روبروی دبیرستان دخترانه هدف تأسیس کرد. سرانجام نیز تئاتر دیگری به نام تئاتر زیبا را پاتوق خود قرار داد<ref name=":0" />. | |||
سرشار با شاهنامه فردوسی و مثنوی مولوی آشنایی داشت و برای تدوین نمایشهایش از فرهنگ و ادب عوام | سرشار با شاهنامه فردوسی و مثنوی مولوی آشنایی داشت و برای تدوین نمایشهایش از فرهنگ و ادب عوام بهره فراوان میبد او صایی گیرا و خوش داشت در این سالها، او در کنار هنرمندانی چون ذبیحالله ماهری، [[مهدی مصری|مهدی مسری]]<sup>*</sup> (مصری)، سیدحسین یوسفی، سعدی افشار و چند تن دیگر در نقشهای جوانپوش، مردان حق و معرفت (درویش) به ایفای نقش میپرداخت. | ||
در سالهای پایان زندگی، زمانی چند برای امرار معاش در خیابان سیروس، | در سالهای پایان زندگی، زمانی چند برای امرار معاش در خیابان سیروس، [[بنگاه شادمانی]]<sup>*</sup> راه انداخت و در مجالس عروسی با دستههای خود در خانهها برای اجرای نمایش شرکت میکرد. سرانجام به سبب تنگدستی بنگاه شادمانیاش را تعطیل کرد و [[صندوق کابلی|صندوق کابلی]]<nowiki/>اش را با همه ابزارها و ادواتش فروخت و در سال آخر عمر را دور از مردم و هنرمندان در تنهایی و فقر به سر میبرد و در 12 فروردین 1354 در گذشت<ref name=":0" />. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[احمد مؤيد]] | |||
* [[مهدی مصری]] | |||
* [[بنگاه شادمانی]] | |||
* [[صندوق کابلی]] | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | |||
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | |||
== نویسنده مقاله == | |||
محمود عزیزی و کاظم شهبازی | محمود عزیزی و کاظم شهبازی | ||
[[رده:هنر]] | |||
[[رده:تئاتر]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۰۶
سرشار، اکبر 1326ق/ 1908م- 1354 ش، تقلیدچی، نویسنده، بازیگر، کارگردان نمایشهای روحوضی (نمایشهای شادیآور سنّتی) در 1304ش در سن 17 سالگی بازی در نمایشهای سنّتی را رد دسته احمد مؤید* یکی از بزرگان این هنر در ایران، در محل تماشاخانه ناصریه آغاز کرد[۱]. پس از بسته شدن تماشاخانه ناصریه، مدتها در دسته احمد مؤید و سپس دسته عباس مؤسس در نقش سلطانی بازی میکرد و تقلید در میآورد بعدها یک دسته نمایشی مستقل را در محلی نرسیده به سرچشمه و در بالای تکیهی رضاقلیخان تأسیس کرد. بنابر روایتی در 1314ش تماشاخانه آفتاب را در گلوبندک و در 1320 و با همراهی و شرکت جلیلوند، یکی از دستاندرکاران نمایشهای سنّتی[۲][۳] و با همکاری غلامحسین ملت، پیرمرادی، ورشوچی، عسجدی و شمسی غفاری (همسر اولش)، دسته تئاتر مینا را در چهارراه گمرک تأسیس کرد[۳][۲]. نمایشهای هارونالرشید، یوسف زلیخا که با راهنماییهای او روی صحنه میآمد. هر شب تماشاگران بیشماری را به این تماشاخانه میکشاند[۱]. پس از تعطیلی تئاتر مینا در سرپل امیر بهادر و در حوالی معزالسلطان تماشاخانه کسری را و در 1323ش تماشاخانه سعدی را در توقفگاهی واقع در خیابان گمرک روبروی پمپبنزین امیریه با همکاری بازماندگان احمد مؤید راه انداخت[۱][۴]. چون کارش نگرفت پی آمد آن تئاتر باستان را در چهار راه ولی عصر (پهلوی سابق) و روبروی دبیرستان دخترانه هدف تأسیس کرد. سرانجام نیز تئاتر دیگری به نام تئاتر زیبا را پاتوق خود قرار داد[۱].
سرشار با شاهنامه فردوسی و مثنوی مولوی آشنایی داشت و برای تدوین نمایشهایش از فرهنگ و ادب عوام بهره فراوان میبد او صایی گیرا و خوش داشت در این سالها، او در کنار هنرمندانی چون ذبیحالله ماهری، مهدی مسری* (مصری)، سیدحسین یوسفی، سعدی افشار و چند تن دیگر در نقشهای جوانپوش، مردان حق و معرفت (درویش) به ایفای نقش میپرداخت.
در سالهای پایان زندگی، زمانی چند برای امرار معاش در خیابان سیروس، بنگاه شادمانی* راه انداخت و در مجالس عروسی با دستههای خود در خانهها برای اجرای نمایش شرکت میکرد. سرانجام به سبب تنگدستی بنگاه شادمانیاش را تعطیل کرد و صندوق کابلیاش را با همه ابزارها و ادواتش فروخت و در سال آخر عمر را دور از مردم و هنرمندان در تنهایی و فقر به سر میبرد و در 12 فروردین 1354 در گذشت[۱].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
محمود عزیزی و کاظم شهبازی