مراسم سیزده بدر: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «اندیشه والا و انسانی ایرانی هر عزیزی و هر بزرگی و هر میهمانی را به نیکویی میپذیرد و پیشواز میکند، آنگاه به نیکویی مینوازد و گرامی میدارد و سرانجام آنکه وی را به نیکویی هم بدرقه میکند. نوروز بزرگ را هم با چهارشنبه سوری استقبال مینماید...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
اندیشه والا و انسانی ایرانی هر عزیزی و هر بزرگی و هر میهمانی را به نیکویی میپذیرد و پیشواز میکند، آنگاه به نیکویی مینوازد و گرامی میدارد و سرانجام آنکه وی را به نیکویی هم بدرقه میکند. نوروز بزرگ را هم با چهارشنبه سوری استقبال مینماید و آنگاه با سیزده بدر که آخرین روز جشنهای نوروزی است بدرود میگوید. در این روز غم و غصه و رنج و خمودی حرام است و همه میخواهند که سیزده نوروز بگذرد و زندگی عادیشان را آغاز کنند. در این زمینه هرگاه که روز سیزدهم فروردین ماه بهاری با سیزدهم ماه قمری برابر میافتاد منجمان آن روز را بسیار نحس میشماردند. زیرا ستارهشناسان روزی را که ماه و خورشید روبروی هم قرار میگرفتند نحس میدانستند و معتقد بودند که باید در این روز دست از کار کشید و از خانه بیرون شد. هماکنون نیز در بعضی از نقاط کشور آنقدر از عدد سیزده وحشت دارند که به هنگام شمارش واژه «زیاده» را بکار میبرند گروهی اعتقاد دارند که اگر کودکی | [[پرونده:مراسم سیزده بدر.jpg|بندانگشتی|مراسم سیزده بدر ، قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.yjc.ir/fa/news/8397658/%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%AC%D8%B4%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2]] | ||
اندیشه والا و انسانی ایرانی هر عزیزی و هر بزرگی و هر میهمانی را به نیکویی میپذیرد و پیشواز میکند، آنگاه به نیکویی مینوازد و گرامی میدارد و سرانجام آنکه وی را به نیکویی هم بدرقه میکند. [[نوروز بزرگ]] را هم با [[مراسم چهارشنبه سوری|چهارشنبه سوری]] استقبال مینماید و آنگاه با سیزده بدر که آخرین روز جشنهای نوروزی است بدرود میگوید. در این روز غم و غصه و رنج و خمودی حرام است و همه میخواهند که سیزده نوروز بگذرد و زندگی عادیشان را آغاز کنند. در این زمینه هرگاه که روز سیزدهم فروردین ماه بهاری با سیزدهم ماه قمری برابر میافتاد منجمان آن روز را بسیار نحس میشماردند. زیرا ستارهشناسان روزی را که ماه و خورشید روبروی هم قرار میگرفتند نحس میدانستند و معتقد بودند که باید در این روز دست از کار کشید و از خانه بیرون شد. هماکنون نیز در بعضی از نقاط کشور آنقدر از عدد سیزده وحشت دارند که به هنگام شمارش واژه «زیاده» را بکار میبرند گروهی اعتقاد دارند که اگر کودکی در روز سیزده نوروز متولد شود همیشه بیمار است و اگر دختری در این روز شوهر کند هوو بر سرش میآید. سیزدهبدر از مهمترین وجوه اشتراک فرهنگی سرتاسر [[کشور ایران|ایران]] زمین است و با تفاوتی اندک در همه جا و در همه شهرها و روستاها یکسان برگذار میشود. اصل بر این است که در این روز همه مردم از خانه بیرون بروند و سر به دامان کوه و دشت بگذارند و نحوست سیزده را به صحرا بیندازند. به همین جهت در روز [[سیزده بدر|سیزدهبدر]]، خانهها،کوچهها، خیابانها، روستاها و شهرها همه خالی است و مردم رو به باغستانها، گلزارها، کنار رودها و چشمهها مینهند. در روز سیزده بدر هر کس بر خود میهمان است. از روز دوازدهم که دید و بازدیدهای نوروزی پایان مییابد، همگان به تهیه مقدمات سیزده، مشغول میشوند. چه فردا را باید در صحرا بگذرانند و صبحانه و ناهارشان را بیرون از خانه بخورند. بر طبق عادت هر ساله، چند خانواده نزدیک با هم به [[سیزده بدر|سیزدهبدر]] میروند. آنان در ایام [[نوروز جشن طبیعت|نوروز]] که یکدیگر را ملاقات میکنند قرار و مدارهای روز سیزدهشان را میگذارند. معمولاً غذا را از روز و شب قبل در خانه درست میکنند و با خود برمیدارند فقط آش رشته را که حتماً باید بر سر سفره [[سیزده بدر|سیزدهبدر]] باشد در صحرا میپزند و این امر معلوم میکند که از هر خانه چه وسایلی را باید با خود بردارند. ناهار ظهر سبزی پلو با کوکو وقورمهسبزی است. | |||
شب [[سیزده بدر|سیزدهبدر]] تنورها داغ است و اجاقها گرم در روستاهای خراسان و [[یزد]] و خور که قلیفپختن (نان ضخیمی از آرد سمنو و روغن و کنجد) معمول است برای[[سیزده بدر|سیزدهبدر]] هم درست میکنند. دختران شیرازی از شب قبل یک نخ تابیده هفت رنگ ابریشمی را به کمر میبندند و صبح روز سیزده پیش از طلوع آفتاب، پسربچه نابالغی را وادار میکنند کهگره از کمرشان باز کند، تابختشان گشوده شود. | |||
در ساری دختران صبح سحر از خواب برمیخیزند و به نزدیکترین جوی کنار خانه میروند، هفت بار از جوی آب میپرند و هر بار با خود نیت میکنند که سال دگر، در خانه شوهر باشند مادرها همیشه به فرزندانشان سفارش میکنند که صبح روز [[سیزده بدر]] بعد از بیدارشدن به آسمان نگاه کنند تا زندگیشان مثل آسمان درخشان و عمیق و زیبا گردد. در [[اهواز]] دختران برای بختگشایی صبح زود یک کوزه سفالین پر از آب شب مانده را پای در میشکنند. بعضی از مردم عقیده دارند که اگر زنی نازا باشد روز سیزدهبدر باید به سر چشمهای که آسمان را نبیند برود و چند جام از آن آب به سر بریزد. سپس غسل کند دو رکعت نماز بخواند تاگره از مشکلش گشوده شود. صبح روز سیزده بدر جادهها و کوچهباغم هیجان زده و شلوغ است. مردم از هر شهر و روستا، دستهدسته گروهگروه به بیرون از محدودهی دیوارها میروند. با ماشین با اسب با الاغ و یا شتر و بعضی هم با پای پیاده به دامن طبیعت پناه میبرند. در روستای حسن لنگی، بندرعباس، با شتر به [[سیزده بدر|سیزدهبدر]] میروند. مردم از سحرگاهان برمیخیزند و شترهای جوان را زینت میبندند. منگولههایی از ابریشم هفت رنگ به نام گل گلوم نپگ به شتر میآویزند و زنگ به گردنش میبندند. زنها و بچهها بر شترها سوار میشوند. آنان در راه سیزده بدر هم لحظهای آرام ندارند صدای سازهای محلی به آسمان میرسد همه میزنند و میخوانند. بعد از رسیدن به جایی که قصد کردهاند، سماورها را روشن میکنند. زنان دیگها را برای پختن آش رشته روی آتش میگذارند، و شیرینیها و [[آجیل|آجیل]]<nowiki/>های مانده از نوروز را میآورند. بازار رقص و آواز داغ است و از هر گوشه فریادهای شادی به گوش میرسد. جوانان بر دو درخت نزدیک به هم با طناب تاب میبندند و تاب میخورند. | |||
به هنگام تاب بازی ترانه میخوانند و دست میزنند. دخترها و پسرهای جوان به نوبت در تاب مینشینند و معتقدند که با تاب خوردن نحوست و خستگیها دور ریخته میشود. در خراسان و نواحی مرکزی [[کشور ایران|ایران]] مانند خور تاببازی را باد خوردن مینامند و دختران خراسانی به هنگام تاب خوردن این ترانهها را میخوانند.<blockquote>ای بادبه نوم برارم (ای باد به نام برادرم) | |||
شکر به کوم برارم (شِکر به کام برادرم) | |||
خودم غلام برارم | |||
همه دخترا بگردن به دور برارم | |||
ای باد به نوم پدرم | |||
دنیا به کوم پدرم | |||
کسی بشه غلامش | |||
هم دخترک مهربونش</blockquote>به هنگام ظهر بعد از آنکه همه ناهار خوردند،باز رقص و آواز شروع میشود و همان نشاط و شادی تا عصر، ادامه مییابد دخترها برای بختگشایی [[سبزه نوروزی|سبزه]]<nowiki/>های نورسته بهاری یا شاخههای تازه دمیده درختان را به همگره میزنند با این امید که زندگیشان به دلخواهشان پیوند یابد. دختران خراسانی به هنگام سبزهگرهزدن رو به قبله مینشینند و میگویند: «سیزدهبدر، چارده به تو سال دگه خَنهِی شوهاکوت کوتوهاکوت کوتو» سپس مقداری شیرینی در پای سبزهایکهگره زدهاند میریزند و از آن جا دور میشوند. در گناباد رسم است که در روز سیزده بدر دختران دمبخت ملکهای برای خود انتخاب میکنند و به رقص و پایکوبی میپردازند و هر کس که از راه برسد او را به رقص وامیدارند. به جز تاب بازی در مناطقی هم به چوب بازی و کشتی گرفتن میپردازند، الکدولک،گرگم به هوا و الاغ سواری از سرگرمیهای رایج بچهها در روز سیزدهبدر است. | |||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[سیزده به در چارده به جا]] | |||
* [[سبزههای نوروزی و به آبافکندن آنها در مراسم سیزده]] | |||
* [[سیر تاریخی نوروز]] | |||
* [[نوروز در ایران باستان]] | |||
== منبع اصلی == | |||
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: [https://alhodapub.com/ موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.] | |||
== نویسنده مقاله == | |||
رضا شعبانی | |||
[[رده:فرهنگ و نظام فرهنگی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۰۸:۲۹

اندیشه والا و انسانی ایرانی هر عزیزی و هر بزرگی و هر میهمانی را به نیکویی میپذیرد و پیشواز میکند، آنگاه به نیکویی مینوازد و گرامی میدارد و سرانجام آنکه وی را به نیکویی هم بدرقه میکند. نوروز بزرگ را هم با چهارشنبه سوری استقبال مینماید و آنگاه با سیزده بدر که آخرین روز جشنهای نوروزی است بدرود میگوید. در این روز غم و غصه و رنج و خمودی حرام است و همه میخواهند که سیزده نوروز بگذرد و زندگی عادیشان را آغاز کنند. در این زمینه هرگاه که روز سیزدهم فروردین ماه بهاری با سیزدهم ماه قمری برابر میافتاد منجمان آن روز را بسیار نحس میشماردند. زیرا ستارهشناسان روزی را که ماه و خورشید روبروی هم قرار میگرفتند نحس میدانستند و معتقد بودند که باید در این روز دست از کار کشید و از خانه بیرون شد. هماکنون نیز در بعضی از نقاط کشور آنقدر از عدد سیزده وحشت دارند که به هنگام شمارش واژه «زیاده» را بکار میبرند گروهی اعتقاد دارند که اگر کودکی در روز سیزده نوروز متولد شود همیشه بیمار است و اگر دختری در این روز شوهر کند هوو بر سرش میآید. سیزدهبدر از مهمترین وجوه اشتراک فرهنگی سرتاسر ایران زمین است و با تفاوتی اندک در همه جا و در همه شهرها و روستاها یکسان برگذار میشود. اصل بر این است که در این روز همه مردم از خانه بیرون بروند و سر به دامان کوه و دشت بگذارند و نحوست سیزده را به صحرا بیندازند. به همین جهت در روز سیزدهبدر، خانهها،کوچهها، خیابانها، روستاها و شهرها همه خالی است و مردم رو به باغستانها، گلزارها، کنار رودها و چشمهها مینهند. در روز سیزده بدر هر کس بر خود میهمان است. از روز دوازدهم که دید و بازدیدهای نوروزی پایان مییابد، همگان به تهیه مقدمات سیزده، مشغول میشوند. چه فردا را باید در صحرا بگذرانند و صبحانه و ناهارشان را بیرون از خانه بخورند. بر طبق عادت هر ساله، چند خانواده نزدیک با هم به سیزدهبدر میروند. آنان در ایام نوروز که یکدیگر را ملاقات میکنند قرار و مدارهای روز سیزدهشان را میگذارند. معمولاً غذا را از روز و شب قبل در خانه درست میکنند و با خود برمیدارند فقط آش رشته را که حتماً باید بر سر سفره سیزدهبدر باشد در صحرا میپزند و این امر معلوم میکند که از هر خانه چه وسایلی را باید با خود بردارند. ناهار ظهر سبزی پلو با کوکو وقورمهسبزی است.
شب سیزدهبدر تنورها داغ است و اجاقها گرم در روستاهای خراسان و یزد و خور که قلیفپختن (نان ضخیمی از آرد سمنو و روغن و کنجد) معمول است برایسیزدهبدر هم درست میکنند. دختران شیرازی از شب قبل یک نخ تابیده هفت رنگ ابریشمی را به کمر میبندند و صبح روز سیزده پیش از طلوع آفتاب، پسربچه نابالغی را وادار میکنند کهگره از کمرشان باز کند، تابختشان گشوده شود.
در ساری دختران صبح سحر از خواب برمیخیزند و به نزدیکترین جوی کنار خانه میروند، هفت بار از جوی آب میپرند و هر بار با خود نیت میکنند که سال دگر، در خانه شوهر باشند مادرها همیشه به فرزندانشان سفارش میکنند که صبح روز سیزده بدر بعد از بیدارشدن به آسمان نگاه کنند تا زندگیشان مثل آسمان درخشان و عمیق و زیبا گردد. در اهواز دختران برای بختگشایی صبح زود یک کوزه سفالین پر از آب شب مانده را پای در میشکنند. بعضی از مردم عقیده دارند که اگر زنی نازا باشد روز سیزدهبدر باید به سر چشمهای که آسمان را نبیند برود و چند جام از آن آب به سر بریزد. سپس غسل کند دو رکعت نماز بخواند تاگره از مشکلش گشوده شود. صبح روز سیزده بدر جادهها و کوچهباغم هیجان زده و شلوغ است. مردم از هر شهر و روستا، دستهدسته گروهگروه به بیرون از محدودهی دیوارها میروند. با ماشین با اسب با الاغ و یا شتر و بعضی هم با پای پیاده به دامن طبیعت پناه میبرند. در روستای حسن لنگی، بندرعباس، با شتر به سیزدهبدر میروند. مردم از سحرگاهان برمیخیزند و شترهای جوان را زینت میبندند. منگولههایی از ابریشم هفت رنگ به نام گل گلوم نپگ به شتر میآویزند و زنگ به گردنش میبندند. زنها و بچهها بر شترها سوار میشوند. آنان در راه سیزده بدر هم لحظهای آرام ندارند صدای سازهای محلی به آسمان میرسد همه میزنند و میخوانند. بعد از رسیدن به جایی که قصد کردهاند، سماورها را روشن میکنند. زنان دیگها را برای پختن آش رشته روی آتش میگذارند، و شیرینیها و آجیلهای مانده از نوروز را میآورند. بازار رقص و آواز داغ است و از هر گوشه فریادهای شادی به گوش میرسد. جوانان بر دو درخت نزدیک به هم با طناب تاب میبندند و تاب میخورند.
به هنگام تاب بازی ترانه میخوانند و دست میزنند. دخترها و پسرهای جوان به نوبت در تاب مینشینند و معتقدند که با تاب خوردن نحوست و خستگیها دور ریخته میشود. در خراسان و نواحی مرکزی ایران مانند خور تاببازی را باد خوردن مینامند و دختران خراسانی به هنگام تاب خوردن این ترانهها را میخوانند.
ای بادبه نوم برارم (ای باد به نام برادرم)
شکر به کوم برارم (شِکر به کام برادرم)
خودم غلام برارم
همه دخترا بگردن به دور برارم
ای باد به نوم پدرم
دنیا به کوم پدرم
کسی بشه غلامش
هم دخترک مهربونش
به هنگام ظهر بعد از آنکه همه ناهار خوردند،باز رقص و آواز شروع میشود و همان نشاط و شادی تا عصر، ادامه مییابد دخترها برای بختگشایی سبزههای نورسته بهاری یا شاخههای تازه دمیده درختان را به همگره میزنند با این امید که زندگیشان به دلخواهشان پیوند یابد. دختران خراسانی به هنگام سبزهگرهزدن رو به قبله مینشینند و میگویند: «سیزدهبدر، چارده به تو سال دگه خَنهِی شوهاکوت کوتوهاکوت کوتو» سپس مقداری شیرینی در پای سبزهایکهگره زدهاند میریزند و از آن جا دور میشوند. در گناباد رسم است که در روز سیزده بدر دختران دمبخت ملکهای برای خود انتخاب میکنند و به رقص و پایکوبی میپردازند و هر کس که از راه برسد او را به رقص وامیدارند. به جز تاب بازی در مناطقی هم به چوب بازی و کشتی گرفتن میپردازند، الکدولک،گرگم به هوا و الاغ سواری از سرگرمیهای رایج بچهها در روز سیزدهبدر است.
نیز نگاه کنید به
- سیزده به در چارده به جا
- سبزههای نوروزی و به آبافکندن آنها در مراسم سیزده
- سیر تاریخی نوروز
- نوروز در ایران باستان
منبع اصلی
شعبانی، رضا (1379). آداب و رسوم نوروز. تهران: موسسه فرهنگی، هنری و انتشاراتی بین المللی الهدی.
نویسنده مقاله
رضا شعبانی