پرش به محتوا

ایل بختیاری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''بختياري'''، از گروه‌هاي ايلي كوچنده و لُر زبان و شیعه مذهب جنوب غربي ايران كه اكنون بخش بزرگي از خانوارهاي آن در نقاط ييلاقي و قشلاقي يكجانشين شده‌اند. دربارة نام و خاستگاه بختياري‌ها نظرات مختلفي وجود دارد. برخي بر اساس روايت‌هاي افسانه...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''بختياري'''، از گروه‌هاي ايلي كوچنده و لُر زبان و شیعه مذهب جنوب غربي ايران كه اكنون بخش بزرگي از خانوارهاي آن در نقاط ييلاقي و قشلاقي يكجانشين شده‌اند.  
[[پرونده:2021-11-f7266869-eb80-43c8-87a2-90ff26897c1c-67c4610dc1067c5ba767a5b2.gif|بندانگشتی|ایل بختیاری برگرفته ازوبسایت کجارو قابل بازیابی از<nowiki/>https://www.kojaro.com/history-art-culture/192618-bakhtiari-history-features/]]
'''[[ایل بختیاری|بختیاری]]'''، از گروه‌های ایلی کوچنده و لُر زبان و شیعه مذهب جنوب غربی [[کشور ایران|ایران]] که اکنون بخش بزرگی از خانوارهای آن در نقاط ییلاقی و قشلاقی یکجانشین شده‌اند.  


دربارة نام و خاستگاه بختياري‌ها نظرات مختلفي وجود دارد. برخي بر اساس روايت‌هاي افسانه‌اي آنها را از بازماندگان جواناني مي‌دانند كه از چنگ ضحاك گريختند و به بيابان و كوهستان‌هاي زردكوه و كوه رنگ پناه بردند و خود را لُر، يعني بياباني خواندند<sup>1</sup> و چون بخت با آنها ياري كرد خود را «بخت‌يار» ناميدند.<sup>2</sup>
درباره نام و خاستگاه [[بختیاری|بختیاری‌ها]] نظرات مختلفی وجود دارد. برخی بر اساس روایت‌های افسانه‌ای آنها را از بازماندگان جوانانی می‌دانند که از چنگ ضحاک گریختند و به بیابان و کوهستان‌های زردکوه و کوه رنگ پناه بردند و خود را لُر، یعنی بیابانی خواندند<ref>خواندمیر، غیاث‌الدین. '''''حبیب‌السیر.''''' به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: 1333، جلد1، ص.180. </ref><ref>ظل‌السلطان، مسعودمیرزا. '''''تاریخ مسعودی'''''. تهران، 1362، ص 239-240.</ref> و چون بخت با انها یاری کرد خود را «بخت‌یار» نامیدند<ref>ویلسن، ارنولد. «عشایر بختیاری»، '''''سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان'''''. ترجمه مهراب امیری، تهران: 1371، ص 245. </ref>.


برخي از نیز از روي شباهت لفظ بختياري با «باختري» آنها را از اعقاب يونانيان مي‌دانند<sup>3</sup> بختياري‌ها خود نامشان را از كلمة بختياروند مشتق دانسته‌آند. بختيار يكي از بزرگان لر بزرگ بوده كه اولادش گروهي به نام بختياروند را پديد آوردند.  
برخی از نیز از روی شباهت لفظ بختیاری با «باختری» انها را از اعقاب یونانیان می‌دانند<ref>رشیدیاسمی، غلامرضا. '''''کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او'''''. تهران: 1363، ص 8. </ref> [[بختیاری|بختیاری‌ ها]] خود نامشان را از کلمه بختیاروند مشتق دانسته‌اند. بختیار یکی از بزرگان لر بزرگ بوده که اولادش گروهی به نام بختیاروند را پدید آوردند. در منتخب‌التواریخ نطنزی (816ق/ 1413م) به برخی از طوایف بختیاری اشاره شده است. از این زمان به بعد نام بختیاری در متون مختلف راه می‌یابد<ref>نطنزی، معین‌الدین. '''''منتخب‌التواریخ'''''. به کوشش ژان اوبن، تهران: 1336، ص 40-41</ref>.  


در منتخب‌التواریخ نطنزي (816ق/ 1413م) به برخي از طوايف بختياري اشاره شده است. از اين زمان به بعد نام بختياري در متون مختلف راه می‌یابد.<sup>4</sup>  
قلمرو بختیاری با وسعت تقریبی 7500 کمـ 2 در ناحیه‌ای بین استان‌های [[استان اصفهان|اصفهان]] و [[استان خوزستان|خوزستان]] واقع است. کوه‌های مرکزی جبال زاگرس از میان خاک بختیاری می‌گذرد و ان را به دو بخش کوهستانی «ییلاق» و بخش جلگه‌ای «گرمسیر» تقسیم می‌کند<ref>کریمی، اصغر. «بختیاری‌ها، فرهنگ‌پذیری و فرهنگ‌زدایی»، '''''فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب'''''. تهران: 1367، شمـ 5، ص 16-17.</ref>. در زمان شاه طهماسب (حک 930-984ق / 1524-1576م) و در زمان حکمرانی جهانگیرخان بختیاری، به سبب مالیات‌بندی بر مبنای واحد مادیان، ایل به دو بخش هفت لَنْگ و چهار لَنْگ تقسیم شد<ref>بدلیسی، شرف خان. '''''شرف‌نامه'''''. به کوشش محمد عباسی، تهران: 1343، ص 74.</ref><ref>اوژن بختیاری، ابوالفتح. «تاریخ بختیاری»، وحید، تهران: 1344، شمـ 11، ص 27.</ref>. بخش هفت لنگ به چند باب تقسیم شده است که چهارلنگ چنین تقسیماتی ندارد.


قلمرو بختياري با وسعت تقريبي 7500 كمـ 2 در ناحيه‌اي بين استان‌هاي اصفهان و خوزستان واقع است. كوه‌هاي مركزي جبال زاگرس از ميان خاك بختياري مي‌گذرد و آن را به دو بخش كوهستاني «ييلاق» و بخش جلگه‌اي «گرمسير» تقسيم مي‌كند.<sup>5</sup>
در گذشته، در رأس ایل، [[ایلخان]] قرار داشت که برقراری نظم و امنیت و نظام تشکیلاتی و اداری بر عهده او بود. در 1332ش عنوان ایلخانی و امتیازات ان لغو شد. سازمان اجتماعی بختیاری را به ترتیب ایل طایفه، تیره، تش، اولاد، فامیل و خانوار تشکیل می‌دهد<ref>کریمی، اصغر. «عملکرد ساختار انشعابی و ساختار قدرت در جامعه ایلی و کوچ‌نشین بختیاری»، '''''فصلنامه تحقیقات جغرافیایی'''''. تهران: 1368، س 4، شمـ 4، ص 185.</ref><ref>امان، دیتر. '''''بختیاری‌ها: عشایر کوه‌نشین ایرانی در پویه تاریخ'''''. ترجمه محسن محسنیان، مشهد، 1367، ص 86.</ref>. در ایل بختیاری چند نوع گروه‌بندی وجود دارد.


در زمان شاه طهماسب (حك 930-984ق / 1524-1576م) و در زمان حكمراني جهانگيرخان بختياري، به سبب ماليات‌بندي بر مبناي واحد ماديان، ايل به دو بخش هفت لَنْگ و چهار لَنْگ تقسيم شد.<sup>6</sup> بخش هفت لنگ به چند باب تقسيم شده است كه چهارلنگ چنين تقسيماتي ندارد.
# گروه‌بندی براساس قومیت که در آن لرهای بختیاری در اکثریت و [[لکی|لک]] و عرب و [[ترک]] در اقلیت قرار گیرند.
# گروه‌بندی بر اساس اقتدار سیاسی و اجتماعی که در هرم سلسله مراتب قدرت آن، نخست [[ایلخان]] و سپس به ترتیب کلانتران و کدخدایان و ریش‌سفیدان قرار دارند و دامنه هرم را توده مردم ایلیاتی تشکیل می‌دهند.
# گروه‌بندی دیگر بر اساس شغل بختیاری‌هاست که در این گروه‌بندی بختیاریها به دامداران و غیردامداران تقسیم می‌شوند. غیردامداران شامل: توشمال‌ها (نوازندگان ایل) غربت‌ها یا غربتی‌ها (کولی‌های ایل)، تَخْتِ‌‌کِش‌ها (سازندگان تخت گیوه)، کلاه مال‌ها و نمد مال‌ها و عرب کَمَری و سادات هستند<ref>کریمی، اصغر. '''''سفر به دیار بختیاری'''''. تهران: 1368، ص 273، 163، 57-58. </ref><ref>کریمی، اصغر، «نگاهی به زندگی و اداب و سنن در ایلات هفت لنگ و چهار لنگ»، '''''هنر و مردم'''''. تهران: 1357، شمـ 189 و 190، ص 35-36.</ref>.


در گذشته، در رأس ايل، ايلخان قرار داشت كه برقراري نظم و امنيت و نظام تشكيلاتي و اداري بر عهدة او بود. در 1332ش عنوان ايلخاني و امتيازات آن لغو شد. سازمان اجتماعی بختیاری را به ترتیب ايل طايفه، تيره، تش، اولاد، فاميل و خانوار تشكيل مي‌دهد.<sup>7</sup> در ايل بختياري چند نوع گروه‌بندي وجود دارد.  
بختیاری‌ها درون گروهی ازدواج می‌کنند و تعدد زوجات در بین آنها مرسوم است. پس از فوت سرپرست خانواده یک هشتم دارایی و ثروت او به غیر از اموال غیرمنقول به همسران و بقیه دارایی (منقول و غیرمنقول) به پسران به ارث می‌رسد<ref>کریمی، اصغر، «دامداری در ایل بختیاری»، '''''هنر و مردم'''''. تهران: 1352، شمـ 129 و 130، ص 77. </ref>.


1. گروه‌بندي براساس قوميت كه در آن لرهاي بختياري در اكثريت و لك و عرب و ترك در اقليت قرار گیرند. 2. گروه‌بندي بر اساس اقتدار سياسي و اجتماعي كه در هرم سلسله مراتب قدرت آن، نخست ايلخان و سپس به ترتیب كلانتران و كدخدايان و ريش‌سفيدان قرار دارند و دامنة هرم را تودة مردم ايلياتي تشكيل مي‌دهند. 3. گروه‌بندي ديگر بر اساس شغل بختياري‌هاست كه در این گروه‌بندی بختیاریها به دامداران و غيردامداران تقسيم مي‌شوند. غيردامداران شامل: توشمال‌ها (نوازندگان ايل) غربت‌ها يا غربتي‌ها (كولي‌هاي ايل)، تَخْتِ‌‌كِش‌ها (سازندگان تخت گيوه)، كلاه مال‌ها و نمد مال‌ها و عرب كَمَري و سادات هستند.<sup>8</sup>
دامداری سنتی نگهداری و پرورش با دام‌های کوچک، فعالیت اقتصادی و تولیدی مهم بختیاری‌هاست. کوچ‌نشینان بختیاری دام‌های گوشتی و شیرده (گوسفند و بز) در گله‌های بزرگ و معدودی گاو پرورش می‌دهند. فقط عرب کمری‌ها گاومیش‌دارند<ref>کریمی، اصغر. '''''سفر به دیار بختیاری'''''. تهران: 1368، ص 63 و 64.</ref>.


بختياري‌ها درون گروهي ازدواج مي‌كنند و تعدد زوجات در بين آنها مرسوم است. پس از فوت سرپرست خانواده يك هشتم دارايي و ثروت او به غير از اموال غيرمنقول به همسران و بقية دارايي (منقول و غيرمنقول) به پسران به ارث مي‌رسد.<sup>9</sup>
زنان بختیاری در اوقات فراغت به ریسندگی و بافندگی فرش و گلیم مشغولند. بختیاری‌ها به ویژه کوچندگان و به هنگام ییلاق‌نشینی در «بهون» (سیاه چادر بافته شده از موی بز) زندگی می‌کنند. در ییلاقات و قشلاقات مساکن ثابت دارند که بیشتر این مساکن در گرمسیر است<ref>کریمی، اصغر، «نگاهی به زندگی و اداب و سنن در ایلات هفت لنگ و چهار لنگ»، '''''هنر و مردم'''''. تهران: 1357، شمـ 189 و 190.</ref><ref>دیگار، ژان پیر. '''''فنون کوچ‌نشینان بختیاری'''''. ترجمه اصغر کریمی، مشهد: 1366، ص 146، 147-169.</ref>.


دامداري سنتي نگهداری و پرورش با دام‌هاي كوچك، فعاليت اقتصادي و توليدي مهم بختياري‌هاست. کوچ‌نشینان بختیاری دام‌های گوشتی و شیرده (گوسفند و بز) در گله‌های بزرگ و معدودی گاو پرورش می‌دهند. فقط عرب کمری‌ها گاومیش‌دارند.<sup>10</sup>
بختیاری‌ها شیعه اثنی عشری هستند زیارتگاه‌های زیادی در سرزمین آنها وجود دارد که مورد احترام و تقدس بختیاری‌هاست<ref>کریمی، اصغر. '''''سفر به دیار بختیاری'''''. تهران: 1368، ص 254-255.</ref>. جمعیت بختیاری‌ها 570 هزار نفر گزارش شده است<ref>'''''Iranica''''', III/559.</ref> و کوچندگان انها 183174 نفر برابر با 27492 خانوار آمده است<ref>'''''سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1377 ش ، استان چهارمحال و بختیاری'''''. تهران: 1378، ص 15. </ref><ref>بهرامی، عسگر، " بختیاری"، '''''دایره المعارف بزرگ اسلامی'''''، قابل بازیابی از: https://www.cgie.org.ir/fa/article/228391/%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C</ref>.


زنان بختياري در اوقات فراغت به ريسندگي و بافندگي فرش و گليم مشغولند. بختياري‌ها به ویژه کوچندگان و به هنگام ییلاق‌نشینی در «بهون» (سياه چادر بافته شده از موي بز) زندگي مي‌كنند. در ییلاقات و قشلاقات مساكن ثابت دارند که بیشتر این مساکن در گرمسير است.<sup>11</sup>
== نیز نگاه کنید به ==


بختياري‌ها شيعة اثني عشري هستند زيارتگاه‌هاي زيادي در سرزمين آنها وجود دارد كه مورد احترام و تقدس بختياري‌هاست.<sup>12</sup>
* [[بختیاری]]
 
* [[لکی]]
جمعيت بختياري‌ها 570 هزار نفر گزارش شده است<sup>13</sup> و كوچندگان آنها 183174 نفر برابر با 27492 خانوار آمده است.<sup>14</sup>
* [[ترک]]
 
* [[ایلخان]]
تلخيص از مقالة بختياري '''''دايرة‌المعارف بزرگ اسلامي'''''
 
 
 
'''مآخذ:'''
 
1-    خواندمير، غياث‌الدين. '''''حبيب‌السير.''''' به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: 1333، ص 1/180؛ ظل‌السلطان، مسعودميرزا. '''''تاريخ مسعودي'''''. تهران، 1362، ص 239-240.
 
2-    ويلسن، آرنولد. «عشاير بختياري»، '''''سيري در قلمرو بختياري و عشاير بومي خوزستان'''''. ترجمة مهراب اميري، تهران: 1371، ص 245.
 
3-    رشيدياسمي، غلامرضا. '''''كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او'''''. تهران: 1363، ص 8.
 
4-    نطنزي، معين‌الدين. '''''منتخب‌التواريخ'''''. به كوشش ژان اوبن، تهران: 1336، ص 40-41
 
5-    ديگار، ژان پير؛ كريمي، اصغر. «بختياري‌ها، فرهنگ‌پذيري و فرهنگ‌زدايي»، '''''فصلنامة عشايري ذخاير انقلاب'''''. تهران: 1367، شمـ 5، ص 16-17.
 
6-    بدليسي، شرف خان. '''''شرف‌نامه'''''. به كوشش محمد عباسي، تهران: 1343، ص 74؛ اوژن بختياري، ابوالفتح. «تاريخ بختياري»، وحيد، تهران: 1344، شمـ 11، ص 27.
 
7-    ديگار، ژان پير؛ كريمي، اصغر. «عملكرد ساختار انشعابي و ساختار قدرت در جامعة ايلي و كوچ‌نشين بختياري»، '''''فصلنامة تحقيقات جغرافيايي'''''. تهران: 1368، س 4، شمـ 4، ص 185؛ امان، ديتر. '''''بختياري‌ها: عشاير كوه‌نشين ايراني در پوية تاريخ'''''. ترجمة محسن محسنيان، مشهد، 1367، ص 86.
 
8-    كريمي، اصغر. '''''سفر به ديار بختياري'''''. تهران: 1368، ص 273، 163، 57-58؛ همو، «نگاهي به زندگي و آداب و سنن در ايلات هفت لنگ و چهار لنگ»، '''''هنر و مردم'''''. تهران: 1357، شمـ 189 و 190، ص 35-36.
 
9-    همو، «دامداري در ايل بختياري»، '''''هنر و مردم'''''. تهران: 1352، شمـ 129 و 130، ص 77.
 
10-  كريمي. سفر.... ص 63 و 64.
 
11-  کریمی، «نگاهی ...»، 37؛ ديگار، ژان پير. '''''فنون كوچ‌نشينان بختياري'''''. ترجمة اصغر كريمي، مشهد: 1366، ص 146، 147-169.
 
12-  كريمي، سفر...، ص 254-255.
 
13-  '''''Iranica''''', III/559.
 
14-  '''''سرشماري اجتماعي ـ اقتصادي عشاير كوچنده 1377 ش ، استان چهارمحال و بختياري'''''. تهران: 1378، ص 15.


== مآخذ ==
<references />
== منبع اصلی ==
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
اصغر کریمی
اصغر کریمی


تلخیص معصومه ابراهیمی
تلخیص معصومه ابراهیمی
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:مردم شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۱:۰۱

ایل بختیاری برگرفته ازوبسایت کجارو قابل بازیابی ازhttps://www.kojaro.com/history-art-culture/192618-bakhtiari-history-features/

بختیاری، از گروه‌های ایلی کوچنده و لُر زبان و شیعه مذهب جنوب غربی ایران که اکنون بخش بزرگی از خانوارهای آن در نقاط ییلاقی و قشلاقی یکجانشین شده‌اند.

درباره نام و خاستگاه بختیاری‌ها نظرات مختلفی وجود دارد. برخی بر اساس روایت‌های افسانه‌ای آنها را از بازماندگان جوانانی می‌دانند که از چنگ ضحاک گریختند و به بیابان و کوهستان‌های زردکوه و کوه رنگ پناه بردند و خود را لُر، یعنی بیابانی خواندند[۱][۲] و چون بخت با انها یاری کرد خود را «بخت‌یار» نامیدند[۳].

برخی از نیز از روی شباهت لفظ بختیاری با «باختری» انها را از اعقاب یونانیان می‌دانند[۴] بختیاری‌ ها خود نامشان را از کلمه بختیاروند مشتق دانسته‌اند. بختیار یکی از بزرگان لر بزرگ بوده که اولادش گروهی به نام بختیاروند را پدید آوردند. در منتخب‌التواریخ نطنزی (816ق/ 1413م) به برخی از طوایف بختیاری اشاره شده است. از این زمان به بعد نام بختیاری در متون مختلف راه می‌یابد[۵].

قلمرو بختیاری با وسعت تقریبی 7500 کمـ 2 در ناحیه‌ای بین استان‌های اصفهان و خوزستان واقع است. کوه‌های مرکزی جبال زاگرس از میان خاک بختیاری می‌گذرد و ان را به دو بخش کوهستانی «ییلاق» و بخش جلگه‌ای «گرمسیر» تقسیم می‌کند[۶]. در زمان شاه طهماسب (حک 930-984ق / 1524-1576م) و در زمان حکمرانی جهانگیرخان بختیاری، به سبب مالیات‌بندی بر مبنای واحد مادیان، ایل به دو بخش هفت لَنْگ و چهار لَنْگ تقسیم شد[۷][۸]. بخش هفت لنگ به چند باب تقسیم شده است که چهارلنگ چنین تقسیماتی ندارد.

در گذشته، در رأس ایل، ایلخان قرار داشت که برقراری نظم و امنیت و نظام تشکیلاتی و اداری بر عهده او بود. در 1332ش عنوان ایلخانی و امتیازات ان لغو شد. سازمان اجتماعی بختیاری را به ترتیب ایل طایفه، تیره، تش، اولاد، فامیل و خانوار تشکیل می‌دهد[۹][۱۰]. در ایل بختیاری چند نوع گروه‌بندی وجود دارد.

  1. گروه‌بندی براساس قومیت که در آن لرهای بختیاری در اکثریت و لک و عرب و ترک در اقلیت قرار گیرند.
  2. گروه‌بندی بر اساس اقتدار سیاسی و اجتماعی که در هرم سلسله مراتب قدرت آن، نخست ایلخان و سپس به ترتیب کلانتران و کدخدایان و ریش‌سفیدان قرار دارند و دامنه هرم را توده مردم ایلیاتی تشکیل می‌دهند.
  3. گروه‌بندی دیگر بر اساس شغل بختیاری‌هاست که در این گروه‌بندی بختیاریها به دامداران و غیردامداران تقسیم می‌شوند. غیردامداران شامل: توشمال‌ها (نوازندگان ایل) غربت‌ها یا غربتی‌ها (کولی‌های ایل)، تَخْتِ‌‌کِش‌ها (سازندگان تخت گیوه)، کلاه مال‌ها و نمد مال‌ها و عرب کَمَری و سادات هستند[۱۱][۱۲].

بختیاری‌ها درون گروهی ازدواج می‌کنند و تعدد زوجات در بین آنها مرسوم است. پس از فوت سرپرست خانواده یک هشتم دارایی و ثروت او به غیر از اموال غیرمنقول به همسران و بقیه دارایی (منقول و غیرمنقول) به پسران به ارث می‌رسد[۱۳].

دامداری سنتی نگهداری و پرورش با دام‌های کوچک، فعالیت اقتصادی و تولیدی مهم بختیاری‌هاست. کوچ‌نشینان بختیاری دام‌های گوشتی و شیرده (گوسفند و بز) در گله‌های بزرگ و معدودی گاو پرورش می‌دهند. فقط عرب کمری‌ها گاومیش‌دارند[۱۴].

زنان بختیاری در اوقات فراغت به ریسندگی و بافندگی فرش و گلیم مشغولند. بختیاری‌ها به ویژه کوچندگان و به هنگام ییلاق‌نشینی در «بهون» (سیاه چادر بافته شده از موی بز) زندگی می‌کنند. در ییلاقات و قشلاقات مساکن ثابت دارند که بیشتر این مساکن در گرمسیر است[۱۵][۱۶].

بختیاری‌ها شیعه اثنی عشری هستند زیارتگاه‌های زیادی در سرزمین آنها وجود دارد که مورد احترام و تقدس بختیاری‌هاست[۱۷]. جمعیت بختیاری‌ها 570 هزار نفر گزارش شده است[۱۸] و کوچندگان انها 183174 نفر برابر با 27492 خانوار آمده است[۱۹][۲۰].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. خواندمیر، غیاث‌الدین. حبیب‌السیر. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: 1333، جلد1، ص.180.
  2. ظل‌السلطان، مسعودمیرزا. تاریخ مسعودی. تهران، 1362، ص 239-240.
  3. ویلسن، ارنولد. «عشایر بختیاری»، سیری در قلمرو بختیاری و عشایر بومی خوزستان. ترجمه مهراب امیری، تهران: 1371، ص 245.
  4. رشیدیاسمی، غلامرضا. کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او. تهران: 1363، ص 8.
  5. نطنزی، معین‌الدین. منتخب‌التواریخ. به کوشش ژان اوبن، تهران: 1336، ص 40-41
  6. کریمی، اصغر. «بختیاری‌ها، فرهنگ‌پذیری و فرهنگ‌زدایی»، فصلنامه عشایری ذخایر انقلاب. تهران: 1367، شمـ 5، ص 16-17.
  7. بدلیسی، شرف خان. شرف‌نامه. به کوشش محمد عباسی، تهران: 1343، ص 74.
  8. اوژن بختیاری، ابوالفتح. «تاریخ بختیاری»، وحید، تهران: 1344، شمـ 11، ص 27.
  9. کریمی، اصغر. «عملکرد ساختار انشعابی و ساختار قدرت در جامعه ایلی و کوچ‌نشین بختیاری»، فصلنامه تحقیقات جغرافیایی. تهران: 1368، س 4، شمـ 4، ص 185.
  10. امان، دیتر. بختیاری‌ها: عشایر کوه‌نشین ایرانی در پویه تاریخ. ترجمه محسن محسنیان، مشهد، 1367، ص 86.
  11. کریمی، اصغر. سفر به دیار بختیاری. تهران: 1368، ص 273، 163، 57-58.
  12. کریمی، اصغر، «نگاهی به زندگی و اداب و سنن در ایلات هفت لنگ و چهار لنگ»، هنر و مردم. تهران: 1357، شمـ 189 و 190، ص 35-36.
  13. کریمی، اصغر، «دامداری در ایل بختیاری»، هنر و مردم. تهران: 1352، شمـ 129 و 130، ص 77.
  14. کریمی، اصغر. سفر به دیار بختیاری. تهران: 1368، ص 63 و 64.
  15. کریمی، اصغر، «نگاهی به زندگی و اداب و سنن در ایلات هفت لنگ و چهار لنگ»، هنر و مردم. تهران: 1357، شمـ 189 و 190.
  16. دیگار، ژان پیر. فنون کوچ‌نشینان بختیاری. ترجمه اصغر کریمی، مشهد: 1366، ص 146، 147-169.
  17. کریمی، اصغر. سفر به دیار بختیاری. تهران: 1368، ص 254-255.
  18. Iranica, III/559.
  19. سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده 1377 ش ، استان چهارمحال و بختیاری. تهران: 1378، ص 15.
  20. بهرامی، عسگر، " بختیاری"، دایره المعارف بزرگ اسلامی، قابل بازیابی از: https://www.cgie.org.ir/fa/article/228391/%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر کریمی

تلخیص معصومه ابراهیمی