پرش به محتوا

خیشخانه: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی «'''خيشخانه،''' کلیه‌خانه یا خیمة مخصوص خنک کنندة هوا.''' ''' خشیشانه كهن‌ترين شيوة ابداعي در گرما‌زدایی و تهوية فضاي خانه در معماري ايران بوده است. واژة خيش صورت ديگر واژة فارسي كيش و به معناي پارچة كتاني ستبر و خشن است. پرده‌اي از اين پارچه را م...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''خيشخانه،''' کلیه‌خانه یا خیمة مخصوص خنک کنندة هوا.''' '''  
'''[[خیشخانه]]،''' کلیه‌خانه یا خیمه مخصوص خنک کننده هوا.''' '''  


خشیشانه كهن‌ترين شيوة ابداعي در گرما‌زدایی و تهوية فضاي خانه در معماري ايران بوده است. واژة خيش صورت ديگر واژة فارسي كيش و به معناي پارچة كتاني ستبر و خشن است. پرده‌اي از اين پارچه را معمولاً از سقف فضاي تابستان‌نشين خانه‌ها مي‌آويختند و با ريسماني كه به آن بسته شده بود، آن را به حركت در مي‌آوردند تا باد برخاسته از آن فضاي نشيمن را تهويه و خنك كنند. گاهي خيش را خيس مي‌كردند تا هواي خنك‌تري در هوا بپراكند.<sup>1</sup> خانه‌هايي كه بر سقفشان خيش نصب كرده‌ بودند و اتاق‌هاي خيش‌دار را خيشخانه مي‌ناميدند.<sup>2</sup>  
خیشخانه کهن‌ترین شیوه ابداعی در گرما‌زدایی و تهویه فضای خانه در معماری [[کشور ایران|ایران]] بوده است. واژه خیش صورت دیگر واژه فارسی کیش و به معنای  پارچه کتانی  ستبر و خشن است. پرده‌ای  از این پارچه را معمولاً از سقف فضای  تابستان‌نشین خانه‌ها می آویختند و با ریسمانی که به آن بسته شده بود، آن را به حرکت در می آوردند تا باد برخاسته از آن فضای نشیمن را تهویه و خنک کنند. گاهی خیش را خیس می کردند تا هوای خنک‌تری در هوا بپراکند<ref>خلف‌تبريزی، محمدحسين'''''. برهان قاطع'''''. به کوشش محمد معين، تهران: اميرکبير، 1361، ذيل «خيش».</ref><ref>طبيب‌هروی، محمد بن يوسف. '''''بحرالجواهر'''''. تهران: 1288ق، ذيل «خيش».</ref><ref>مناظر احسن، محمد. '''''زندگی اجتماعي در حکومت عباسيان'''''. ترجمه مسعود رجب‌نيا، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1369ش، ص. 220.</ref>. خانه‌هایی که بر سقفشان خیش نصب کرده‌ بودند و اتاق‌های  خیش‌دار را خیشخانه می نامیدند<ref>بلوکباشی، علی. «خيشخانه: ابتدايی ترين شکل و وسيله تهويه مطبوع در تاريخ معماري ايران»، '''''فصلنامه معماری و فرهنگ'''''. تابستان 1378ش، 1(1)، ص. 80.</ref>.


خيشخانه به شكل‌هاي گوناگون آن احتمالاً از پيش از دورة اسلامي در ايران كاربرد داشته است. در سده‌هاي آغازين دورة اسلامي، طبقات بالاي اجتماعي در خانه‌هاي تابستانی خود فضايي را به خيشخانه اختصاص مي‌دادند.<sup>3</sup> ابن‌بطلان (د. 455ق/ 1063م) به خيشخانه در خانه‌هاي ساخته شده در نشيب كوه كه تابستان‌هايي سخت گرم داشت، اشاره مي‌كند.<sup>4</sup> خيشخانه انواع مختلف داشت كه معروف‌ترين آن‌ها عبارت بودند از:
خیشخانه به شکل‌های گوناگون آن احتمالاً از پیش از دوره اسلامی در [[کشور ایران|ایران]] کاربرد داشته است. در سده‌های آغازین دوره اسلامی، طبقات بالای  اجتماعی در خانه‌های  تابستانی خود فضایی را به خیشخانه اختصاص می دادند<ref>بلوکباشی، علی. «خيشخانه: ابتدايی ترين شکل و وسيله تهويه مطبوع در تاريخ معماري ايران»، '''''فصلنامه معماری و فرهنگ'''''. تابستان 1378ش، 1(1)، ص. 82.</ref>. ابن‌بطلان (د. 455ق/ 1063م) به خیشخانه در خانه‌های ساخته شده در نشیب کوه که تابستان‌هایی سخت گرم داشت، اشاره می کند<ref>ابن‌بطلان، مختار. '''''تقويم‌الصحّه''''' (ترجمه فارسی). به کوشش غلامحسين يوسفی، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1350ش، ص168.</ref>. خیشخانه انواع مختلف داشت که معروف‌ترین آن‌ها عبارت بودند از:


1. خَشَن‌خانه، كلبة تابستانيِ برآمده و ساخته شده با خارشتر يا ني (خَشَن) در كنار نهر يا جوي آبي كه پيوسته با آب جوي آن را مرطوب نگه مي‌داشتند.<sup>5</sup> در مناطق گرم ايران، به ويژه در سيستان و بلوچستان، كومه‌هاي كَپَري را كه براي تهويه مي‌ساختند «خارخانه» و «آدوربند» (آدور: خارشتر) مي‌ناميدند.<sup>6</sup> پيرنيا به «كلبه» يا «دارآفرين» هايي كه پيرامون آن را مانند خارخانه با بوته‌هاي خار يا سفال مي‌پوشاندند و با دست به آن آب مي‌پاشيدند اشاره مي‌كند.<sup>7</sup> 2. خيشخانة خيمه‌اي، چادري كه دورادور درون آن را شاخه  و برگ درخت مي‌چيدند و بالا مي‌آوردند و آن را پيوسته با آب مرطوب نگه مي‌داشتند تا با گذر باد از منافذ چادر به شاخ و برگ‌هاي خيس شده هواي برخاسته از آنها درون خيمه را خنك کند.<sup>8</sup> 3. گُنبد خيش، يا قُبَّةُالخيش، خيشي كه درون گنبد بام‌خانه مي‌آويختند و آن را با پاشيدن آب خيس مي‌كردند.<sup>9</sup> گُنبَد خيش شكل تحول يافتة خيش يا بادزن سقفي بود كه در خانه‌هاي طبقات مرفه به كار مي‌رفت.<sup>10</sup> در خانة عضدالدولة ديلمي (338- 372ق/ 949- 982م) پيشرفته‌ترين نوع قبةالخيش را به كار برده بودند. اين گنبد خيش با آب كاريزي كه بر پشت بام خانه‌ها روان بود خيس مي‌شد.<sup>11</sup> مسعود غزنوي (حك. 421- 432ق/ 1030- 1040م) نيز در كوشكِ باغ عدناني خود در هرات از اين نوع قبةالخيش استفاده مي‌كرد.<sup>12</sup> سلطان محمود نيز در هواي گرم تابستان خواب نيم روزي قيلوله را ظاهراً در اين نوع خيشخانه‌ها مي‌گذراند.<sup>13</sup> 4. خيش ديواري، كلبه‌اي كه بر ديوارهاي داخل آن نمد مي‌آويختند و يك لولة آب سوراخ سوراخ مشبك را از بالاي نمدها به طور افقي مي‌گذراندند. آب از سوراخ‌هاي لوله بر نمدها مي‌ريخت و با وزش باد بر نمدها هواي خنك و مطبوع در فضاي خانه پخش مي‌شد.<sup>14</sup>
# خَشَن‌خانه، کلبه تابستانی ِ برآمده و ساخته شده با خارشتر یا نی (خَشَن) در کنار نهر یا جوی آبی که پیوسته با آب جوی آن را مرطوب نگه می داشتند<ref>خلف‌تبريزی، محمدحسين'''''. برهان قاطع'''''. به کوشش محمد معين، تهران: اميرکبير، 1361، ذيل «خشن‌خانه».</ref>. در مناطق گرم [[کشور ایران|ایران]]، به ویژه در [[استان سیستان و بلوچستان|سیستان و بلوچستان]]، کومه‌های  کَپَری  را که برای  تهویه می ساختند «خارخانه» و «ادوربند» (ادور: خارشتر) می نامیدند<ref>باستانی پاريزی، ابراهيم. '''''از پاريز تا پاريس'''''. تهران: اميرکبير، 1357ش، ص347.</ref>. پیرنیا به «کلبه» یا «دارافرین»هایی که پیرامون آن را مانند خارخانه با بوته‌های خار یا سفال می پوشاندند و با دست به آن آب می پاشیدند اشاره می کند<ref>پيرنيا، محمدکريم. «بادگير و خيشخانه»، '''''باستان‌شناسی و هنر ايران'''''. تهران: 1348ش، ش4، ص49، حاشيه 3.</ref>.  
# خیشخانه خیمه‌ای، چادری که دورادور درون آن را شاخه و برگ درخت می چیدند و بالا می آوردند و آن را پیوسته با آب مرطوب نگه می داشتند تا با گذر باد از منافذ [[چادر]] به شاخ و برگ‌های خیس شده هوای  برخاسته از آنها درون خیمه را خنک کند<ref>خلف‌تبريزی، محمدحسين'''''. برهان قاطع'''''. به کوشش محمد معين، تهران: اميرکبير، 1361، ذيل‌ «خيشخانه.</ref><ref>پادشاه، محمد. '''''آنندراج'''''. به کوشش محمد دبيرسياقی، تهران: 1335- 1336ش، ذيل «خيشخانه»، جلد 2، ص. 120.</ref><ref>داعی الاسلام، محمدعلی. '''''فرهنگ نظام'''''. تهران: دانش، 1362ش، جلد 2، ص. 626.  </ref><ref>متز، آدام. '''''تمدن اسلامی در قرون چهارم هجری'''''. ترجمه علی ذکاوتی قزاگزلو، تهران: 1362ش.</ref>.
# گُنبد خیش، یا قُبَّهُ الخیش، خیشی که درون گنبد بام‌خانه می آویختند و آن را با پاشیدن آب خیس می کردند<ref>ثعالبی، عبدالملک. '''''لطائف المعارف'''''. ترجمه اکبر شهابی، مشهد: 1368ش، ص66.</ref>. گُنبَد خیش شکل تحول یافته خیش یا بادزن سقفی بود که در خانه‌های  طبقات مرفه به کار می رفت<ref>بلوکباشی، علی. «خيشخانه: ابتدايی ترين شکل و وسيله تهويه مطبوع در تاريخ معماري ايران»، '''''فصلنامه معماری و فرهنگ'''''. تابستان 1378ش، 1(1)، ص83.</ref>. در خانه عضدالدوله دیلمی  (338- 372ق/ 949- 982م) پیشرفته‌ترین نوع قبه الخیش را به کار برده بودند. این گنبد خیش با آب کاریزی  که بر پشت بام خانه‌ها روان بود خیس می شد<ref>مقدسی، محمد. '''''احسن‌التقاسیم'''''. ترجمه علینقی  منزوی، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1361ش، 2/669.</ref>. مسعود غزنوی  (حک. 421- 432ق/ 1030- 1040م) نیز در کوشکِ باغ عدنانی  خود در هرات از این نوع قبه الخیش استفاده می کرد<ref>بیهقی، ابوالفضل. '''''تاریخ بیهقی''''' . به کوشش علی اکبر فیاض و قاسم غنی، تهران: 1324ش، ص121.</ref>. سلطان محمود نیز در هوای گرم تابستان خواب نیمروزی قیلوله را ظاهراً در این نوع خیشخانه‌ها می گذراند<ref>نظام‌الملک. '''''سیرالملوک'''''. به کوشش هیوبرکد، تهران: انتشارات علمی  و فرهنگی ، 13ش، ص113.</ref>.  
# خیش دیواری، کلبه‌ای  که بر دیوارهای  داخل آن نمد می آویختند و یک لوله آب سوراخ سوراخ مشبک را از بالای  نمدها به طور افقی  می گذراندند. آب از سوراخ‌های  لوله بر نمدها می ریخت و با وزش باد بر نمدها هوای خنک و مطبوع در فضای خانه پخش می شد<ref>Mazahéri, A., '''''La vie quotidience des Musulmans au moyen àgs'''''. Paris, 1951, 88.</ref>.   


== نیز نگاه کنید به ==


* [[استان سیستان و بلوچستان]]
* [[بادگیر]]


'''''مآخذ:'''''
== مآخذ ==
 
<references />
                                   1.     طبيب‌هروي، محمد بن يوسف. '''''بحرالجواهر'''''. تهران: 1288ق، ذيل «خيش»؛ خلف‌تبريزي، محمدحسين'''''. برهان قاطع'''''. به كوشش محمد معين، تهران: اميركبير، 1361، ذيل «خيش»؛ نيز مناظراحسن، محمد. '''''زندگي اجتماعي در حكومت عباسيان'''''. ترجمة مسعود رجب‌نيا، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 1369ش، 220.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
                                   2.     بلوكباشي، علي. «خيشخانه: ابتدايي‌ترين شكل و وسيلة تهوية مطبوع در تاريخ معماري ايران»، '''''فصلنامة معماري و فرهنگ'''''. تابستان 1378ش، س1، ش1، ص80.
 
                                   3.     همو، ص82.
 
                                   4.     ابن‌بطلان، مختار. '''''تقويم‌الصحّه''''' (ترجمة فارسي). به كوشش غلامحسين يوسفي، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1350ش، ص168.
 
                                   5.     خلف‌تبريزي، همانجا، ذيل «خشن‌خانه».
 
                                   6.     باستاني‌پاريزي، ابراهيم. '''''از پاريز تا پاريس'''''. تهران: اميركبير، 1357ش، ص347.
 
                                   7.     پيرنيا، محمدكريم. «بادگير و خيشخانه»، '''''باستان‌شناسي و هنر ايران'''''. تهران: 1348ش، ش4، ص49، حاشية 3.
 
                                   8.     خلف‌تبريزي، ذيل‌ «خيشخانه»؛ پادشاه، محمد. '''''آنندراج'''''. به كوشش محمد دبيرسياقي، تهران: 1335- 1336ش، ذيل «خيشخانه»، داعي‌الاسلام، محمدعلي. '''''فرهنگ نظام'''''. تهران: دانش، 1362ش، 2/626؛ نيز: متز، آدام. '''''تمدن اسلامي در قرون چهارم هجري'''''. ترجمة علي ذكاوتي قزاگزلو، تهران: 1362ش، 2/120.
 
                                   9.     ثعالبي، عبدالملك. '''''لطائف المعارف'''''. ترجمة اكبر شهابي، مشهد: 1368ش، ص66.
 
                                 10.    بلوكباشي، همانجا. ص83.
 
                                 11.    مقدسي، محمد. '''''احسن‌التقاسيم'''''. ترجمة علي‌نقي منزوي، تهران: شركت مؤلفان و مترجمان ايران، 1361ش، 2/669.
 
                                 12.    بيهقي، ابوالفضل. '''''تاريخ بيهقي'''''. به كوشش علي‌اكبر فياض و قاسم غني، تهران: 1324ش، ص121.
 
                                 13.    نظام‌الملك. '''''سيرالملوك'''''. به كوشش هيوبرك د، تهران: انتشارات علمي و فرهنگي، 13ش، ص113.
 
14.     Mazahéri, A., '''''La vie quotidience des Musulmans au moyen àgs'''''. Paris, 1951, 88.


== نویسنده مقاله ==
علی بلوکباشی
علی بلوکباشی
[[رده:جامعه و نظام اجتماعی]]
[[رده:مردم شناسی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۰۰

خیشخانه، کلیه‌خانه یا خیمه مخصوص خنک کننده هوا. 

خیشخانه کهن‌ترین شیوه ابداعی در گرما‌زدایی و تهویه فضای خانه در معماری ایران بوده است. واژه خیش صورت دیگر واژه فارسی کیش و به معنای پارچه کتانی ستبر و خشن است. پرده‌ای از این پارچه را معمولاً از سقف فضای تابستان‌نشین خانه‌ها می آویختند و با ریسمانی که به آن بسته شده بود، آن را به حرکت در می آوردند تا باد برخاسته از آن فضای نشیمن را تهویه و خنک کنند. گاهی خیش را خیس می کردند تا هوای خنک‌تری در هوا بپراکند[۱][۲][۳]. خانه‌هایی که بر سقفشان خیش نصب کرده‌ بودند و اتاق‌های خیش‌دار را خیشخانه می نامیدند[۴].

خیشخانه به شکل‌های گوناگون آن احتمالاً از پیش از دوره اسلامی در ایران کاربرد داشته است. در سده‌های آغازین دوره اسلامی، طبقات بالای اجتماعی در خانه‌های تابستانی خود فضایی را به خیشخانه اختصاص می دادند[۵]. ابن‌بطلان (د. 455ق/ 1063م) به خیشخانه در خانه‌های ساخته شده در نشیب کوه که تابستان‌هایی سخت گرم داشت، اشاره می کند[۶]. خیشخانه انواع مختلف داشت که معروف‌ترین آن‌ها عبارت بودند از:

  1. خَشَن‌خانه، کلبه تابستانی ِ برآمده و ساخته شده با خارشتر یا نی (خَشَن) در کنار نهر یا جوی آبی که پیوسته با آب جوی آن را مرطوب نگه می داشتند[۷]. در مناطق گرم ایران، به ویژه در سیستان و بلوچستان، کومه‌های کَپَری را که برای تهویه می ساختند «خارخانه» و «ادوربند» (ادور: خارشتر) می نامیدند[۸]. پیرنیا به «کلبه» یا «دارافرین»هایی که پیرامون آن را مانند خارخانه با بوته‌های خار یا سفال می پوشاندند و با دست به آن آب می پاشیدند اشاره می کند[۹].
  2. خیشخانه خیمه‌ای، چادری که دورادور درون آن را شاخه و برگ درخت می چیدند و بالا می آوردند و آن را پیوسته با آب مرطوب نگه می داشتند تا با گذر باد از منافذ چادر به شاخ و برگ‌های خیس شده هوای برخاسته از آنها درون خیمه را خنک کند[۱۰][۱۱][۱۲][۱۳].
  3. گُنبد خیش، یا قُبَّهُ الخیش، خیشی که درون گنبد بام‌خانه می آویختند و آن را با پاشیدن آب خیس می کردند[۱۴]. گُنبَد خیش شکل تحول یافته خیش یا بادزن سقفی بود که در خانه‌های طبقات مرفه به کار می رفت[۱۵]. در خانه عضدالدوله دیلمی (338- 372ق/ 949- 982م) پیشرفته‌ترین نوع قبه الخیش را به کار برده بودند. این گنبد خیش با آب کاریزی که بر پشت بام خانه‌ها روان بود خیس می شد[۱۶]. مسعود غزنوی (حک. 421- 432ق/ 1030- 1040م) نیز در کوشکِ باغ عدنانی خود در هرات از این نوع قبه الخیش استفاده می کرد[۱۷]. سلطان محمود نیز در هوای گرم تابستان خواب نیمروزی قیلوله را ظاهراً در این نوع خیشخانه‌ها می گذراند[۱۸].
  4. خیش دیواری، کلبه‌ای که بر دیوارهای داخل آن نمد می آویختند و یک لوله آب سوراخ سوراخ مشبک را از بالای نمدها به طور افقی می گذراندند. آب از سوراخ‌های لوله بر نمدها می ریخت و با وزش باد بر نمدها هوای خنک و مطبوع در فضای خانه پخش می شد[۱۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. خلف‌تبريزی، محمدحسين. برهان قاطع. به کوشش محمد معين، تهران: اميرکبير، 1361، ذيل «خيش».
  2. طبيب‌هروی، محمد بن يوسف. بحرالجواهر. تهران: 1288ق، ذيل «خيش».
  3. مناظر احسن، محمد. زندگی اجتماعي در حکومت عباسيان. ترجمه مسعود رجب‌نيا، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1369ش، ص. 220.
  4. بلوکباشی، علی. «خيشخانه: ابتدايی ترين شکل و وسيله تهويه مطبوع در تاريخ معماري ايران»، فصلنامه معماری و فرهنگ. تابستان 1378ش، 1(1)، ص. 80.
  5. بلوکباشی، علی. «خيشخانه: ابتدايی ترين شکل و وسيله تهويه مطبوع در تاريخ معماري ايران»، فصلنامه معماری و فرهنگ. تابستان 1378ش، 1(1)، ص. 82.
  6. ابن‌بطلان، مختار. تقويم‌الصحّه (ترجمه فارسی). به کوشش غلامحسين يوسفی، تهران: بنياد فرهنگ ايران، 1350ش، ص168.
  7. خلف‌تبريزی، محمدحسين. برهان قاطع. به کوشش محمد معين، تهران: اميرکبير، 1361، ذيل «خشن‌خانه».
  8. باستانی پاريزی، ابراهيم. از پاريز تا پاريس. تهران: اميرکبير، 1357ش، ص347.
  9. پيرنيا، محمدکريم. «بادگير و خيشخانه»، باستان‌شناسی و هنر ايران. تهران: 1348ش، ش4، ص49، حاشيه 3.
  10. خلف‌تبريزی، محمدحسين. برهان قاطع. به کوشش محمد معين، تهران: اميرکبير، 1361، ذيل‌ «خيشخانه.
  11. پادشاه، محمد. آنندراج. به کوشش محمد دبيرسياقی، تهران: 1335- 1336ش، ذيل «خيشخانه»، جلد 2، ص. 120.
  12. داعی الاسلام، محمدعلی. فرهنگ نظام. تهران: دانش، 1362ش، جلد 2، ص. 626.
  13. متز، آدام. تمدن اسلامی در قرون چهارم هجری. ترجمه علی ذکاوتی قزاگزلو، تهران: 1362ش.
  14. ثعالبی، عبدالملک. لطائف المعارف. ترجمه اکبر شهابی، مشهد: 1368ش، ص66.
  15. بلوکباشی، علی. «خيشخانه: ابتدايی ترين شکل و وسيله تهويه مطبوع در تاريخ معماري ايران»، فصلنامه معماری و فرهنگ. تابستان 1378ش، 1(1)، ص83.
  16. مقدسی، محمد. احسن‌التقاسیم. ترجمه علینقی منزوی، تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، 1361ش، 2/669.
  17. بیهقی، ابوالفضل. تاریخ بیهقی . به کوشش علی اکبر فیاض و قاسم غنی، تهران: 1324ش، ص121.
  18. نظام‌الملک. سیرالملوک. به کوشش هیوبرکد، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی ، 13ش، ص113.
  19. Mazahéri, A., La vie quotidience des Musulmans au moyen àgs. Paris, 1951, 88.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

علی بلوکباشی