امام علی النقی هادی(ع): تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''هادی (ع)'''، امام علیالنقی (212ـ254 ق)، امام دهم از ائمـه اثنیعشر. مادرش امولد و از مردم مغرب و معروف به «سمانه مغربیه» بوده است. امام در حین وفات پدر بزرگوارش شش سال و پنج ماه داشتند و در مدینه بودند. | '''هادی (ع)'''، امام علیالنقی (212ـ254 ق)، امام دهم از ائمـه اثنیعشر. مادرش امولد و از مردم مغرب و معروف به «سمانه مغربیه» بوده است. امام در حین وفات پدر بزرگوارش شش سال و پنج ماه داشتند و در [[مدینه]] بودند. | ||
امام هادی از جانب خدا و رسول و پدر بزرگوار خود، به امامت «منصوص» بوده است و علاوه بر این، هیچکس پس از وفات حضرت جواد مدعی امامت نگردید و آن حضرت تنها شخصی بود که به اجماع اصحاب و بزرگان شیعه شایستگی تصدی این مقام را داشت. | امام هادی از جانب خدا و رسول و پدر بزرگوار خود، به [[امامت]] «منصوص» بوده است و علاوه بر این، هیچکس پس از وفات حضرت جواد مدعی امامت نگردید و آن حضرت تنها شخصی بود که به اجماع اصحاب و بزرگان شیعه شایستگی تصدی این مقام را داشت. | ||
آن حضرت در مدینه اقامت داشتند و در دوره خلافت معتصم و واثق مورد تعقیب و ایذاء واقع نشد، تا اینکه متوکل در سال 232 ق به خلافت رسید و بر اثر سعایت دشمنان، او را در 233 ق نخست به بغداد و سپس به سامرا احضار کرد<ref>مسعودی. '''''مروجالذهب'''''. ج 2، ص 379.</ref><ref>طباطبایی، سید محمدحسین. '''''شیعه در اسلام'''''. ص 145. </ref>. امّا همین امر که آن حضرت در بیست سالگی در مدینه چنان مورد توجه خاص و عام بوده است که والی مدینه متوکل را از آن حضرت بیم داده است، دلیل جلالت قدر و رفتار بزرگمنشانـه آن حضرت است که در آن سن جوانی اینچنین مرجع عامه بوده است تا آنجا که دستگاه خلافت از او ترسیده و او را به پایتخت احضار کرده است. امّا نامـه مؤدبانه و محترمانـه متوکل میرساند که بر او نتوانستهاند خردهیی بگیرند<ref>كلینی. '''''اصول كافی'''''. ج 1، ص 497-502.</ref><ref>شیخ مفید. '''''ارشاد'''''. ص 307. </ref>. | آن حضرت در [[مدینه]] اقامت داشتند و در دوره خلافت معتصم و واثق مورد تعقیب و ایذاء واقع نشد، تا اینکه متوکل در سال 232 ق به خلافت رسید و بر اثر سعایت دشمنان، او را در 233 ق نخست به بغداد و سپس به سامرا احضار کرد<ref>مسعودی. '''''مروجالذهب'''''. ج 2، ص 379.</ref><ref>طباطبایی، سید محمدحسین. '''''شیعه در اسلام'''''. ص 145. </ref>. امّا همین امر که آن حضرت در بیست سالگی در [[مدینه]] چنان مورد توجه خاص و عام بوده است که والی [[مدینه]] متوکل را از آن حضرت بیم داده است، دلیل جلالت قدر و رفتار بزرگمنشانـه آن حضرت است که در آن سن جوانی اینچنین مرجع عامه بوده است تا آنجا که دستگاه خلافت از او ترسیده و او را به پایتخت احضار کرده است. امّا نامـه مؤدبانه و محترمانـه متوکل میرساند که بر او نتوانستهاند خردهیی بگیرند<ref>كلینی. '''''اصول كافی'''''. ج 1، ص 497-502.</ref><ref>شیخ مفید. '''''ارشاد'''''. ص 307. </ref>. | ||
پس از وفات امام هادی، معتز خلیفه برادر خود احمد بن متوکل را فرستاد تا بر جنازه امام نماز بخواند و چون مردم بسیار گرد آمدند و گریه و شیون آنان بسیار شد، نعش او را به خانهاش بازگرداندند و در همانجا در سامرا او را دفن کردند<ref>يعقوبی. '''''تاريخ يعقوبی'''''. ترجمـه دكتر محمدابراهيم آيتی، ج 2، ص 535-536. </ref>. از آن حضرت کرامات و خوارق عادات بسیار نقل کردهاند و از جملـه آنها تجسّم تصویر شیری بود که شعبدهبازی را در مجلس متوکل بلعید<ref>جامی. '''''شواهدالنبوه'''''. ص 400.</ref>. | پس از وفات امام هادی، معتز خلیفه برادر خود احمد بن متوکل را فرستاد تا بر جنازه امام نماز بخواند و چون مردم بسیار گرد آمدند و گریه و شیون آنان بسیار شد، نعش او را به خانهاش بازگرداندند و در همانجا در سامرا او را دفن کردند<ref>يعقوبی. '''''تاريخ يعقوبی'''''. ترجمـه دكتر محمدابراهيم آيتی، ج 2، ص 535-536. </ref>. از آن حضرت کرامات و خوارق عادات بسیار نقل کردهاند و از جملـه آنها تجسّم تصویر شیری بود که شعبدهبازی را در مجلس متوکل بلعید<ref>جامی. '''''شواهدالنبوه'''''. ص 400.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | |||
* [[اسلام]] | |||
* [[امامت]] | |||
* [[مدینه]] | |||
== مآخذ == | == مآخذ == | ||
<references /> | <references /> | ||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
دانشنامه ایران | [https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
سید حسن امین | سید حسن امین | ||
[[رده:علوم اسلامی و حقوق فقهی]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۴ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۸:۱۶
هادی (ع)، امام علیالنقی (212ـ254 ق)، امام دهم از ائمـه اثنیعشر. مادرش امولد و از مردم مغرب و معروف به «سمانه مغربیه» بوده است. امام در حین وفات پدر بزرگوارش شش سال و پنج ماه داشتند و در مدینه بودند.
امام هادی از جانب خدا و رسول و پدر بزرگوار خود، به امامت «منصوص» بوده است و علاوه بر این، هیچکس پس از وفات حضرت جواد مدعی امامت نگردید و آن حضرت تنها شخصی بود که به اجماع اصحاب و بزرگان شیعه شایستگی تصدی این مقام را داشت.
آن حضرت در مدینه اقامت داشتند و در دوره خلافت معتصم و واثق مورد تعقیب و ایذاء واقع نشد، تا اینکه متوکل در سال 232 ق به خلافت رسید و بر اثر سعایت دشمنان، او را در 233 ق نخست به بغداد و سپس به سامرا احضار کرد[۱][۲]. امّا همین امر که آن حضرت در بیست سالگی در مدینه چنان مورد توجه خاص و عام بوده است که والی مدینه متوکل را از آن حضرت بیم داده است، دلیل جلالت قدر و رفتار بزرگمنشانـه آن حضرت است که در آن سن جوانی اینچنین مرجع عامه بوده است تا آنجا که دستگاه خلافت از او ترسیده و او را به پایتخت احضار کرده است. امّا نامـه مؤدبانه و محترمانـه متوکل میرساند که بر او نتوانستهاند خردهیی بگیرند[۳][۴].
پس از وفات امام هادی، معتز خلیفه برادر خود احمد بن متوکل را فرستاد تا بر جنازه امام نماز بخواند و چون مردم بسیار گرد آمدند و گریه و شیون آنان بسیار شد، نعش او را به خانهاش بازگرداندند و در همانجا در سامرا او را دفن کردند[۵]. از آن حضرت کرامات و خوارق عادات بسیار نقل کردهاند و از جملـه آنها تجسّم تصویر شیری بود که شعبدهبازی را در مجلس متوکل بلعید[۶].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
سید حسن امین