حقیقت: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
'''[[حقیقت]]،''' در لغت به معنی راستی و درستی و نیز به معنی اصل هر چیز و واقع امر است. از دیدگاه فلسفی و عرفانی، حقیقت در چهار معنی به کار میرود: | '''[[حقیقت]]،''' در لغت به معنی راستی و درستی و نیز به معنی اصل هر چیز و واقع امر است. از دیدگاه فلسفی و عرفانی، حقیقت در چهار معنی به کار میرود: | ||
=== 1) در معنی هستیشناسی === | |||
حقیقت در این معنی عبارت است از حقیقت مطلق، یا وجود مطلق که در دین از آن به خدا تعبیر میشود. در فلسفه با روش عقلی ـ استدلالی و در عرفان با روش شهودی از ذات و صفات و افعال وجود مطلق (= حقیقت مطلق = خدا) بحث میشود. از منظر عرفانی، حقیقت مطلق دارای دو چهره است: چهره نهان که واحد است و چهره اشکار که کثیر مینماید،<ref>لاهیجی، '''''شرح گلشنراز'''''. چاپ زوّار، ص416.</ref> امّا این کثرت، که عبارت است از جهان یا موجودات گوناگون، کثرتی ظاهری است، نه واقعی و این از آن روست که وجود یگانه مطلق، یک حقیقت است که به صور گوناگون متجلی میشود<ref>لاهیجی، '''''شرح گلشنراز'''''<nowiki/>'''''.''''' ص17، 320، 414.</ref>. اهل عرفان، به ویژه شاعران عارف از حقیقت مطلق یگانه به آ'''فتاب''' و به '''خورشید''' تعبیر کردهاند و از آفتاب یا خورشید حقیقت سخن گفتهاند:<blockquote>«... تا به خلوتگه خورشید [= حقیقت] رسی چرخ زنان»<ref>حافظ، '''''دیوان.''''' چاپ قزوینی – غنی، غزل 387 بیت 3.</ref> و «...که به خورشید [= حقیقت] رسیدیم و غبار [= شک و کثرت] آخر شد»<ref>حافظ، '''''دیوان'''''<nowiki/>'''''.''''' چاپ سلیم نیساری، غزل.</ref></blockquote> | |||
=== 2) در معنی جهانشناسی === | |||
حقیقت در این معنی عبارت است از عالم ملکوت، که همان عالَم غیب و عالم معناست و در برابر عالم ملک، عالم شهادت و عالم صورت قرار دارد<ref>رازی، نجمالدین. '''''مرصادالعباد'''''. چاپ ریاحی، ص46.</ref><ref>لاهیجی، '''''شرح گلشنراز'''''. ص435.</ref> و از آن به عالم مجردات نیز تعبیر میشود. | |||
=== 3) در معنی معرفتشناسی === | |||
از این دیدگاه، حقیقت، عین معرفت است و سالک در سیر و سلوک باطنی و معنوی خود از شریعت به طریقت میرسد و با طی طریقت، به معرفت [[حق]]، که همان حقیقت است نائل میآید<ref>لاهیجی، '''''شرح گلشنراز'''''<nowiki/>'''''.''''' ص246 – 248، 252، 260.</ref><ref>رازی، نجمالدین. '''''مرصادالعباد'''''. ص216.</ref>. شریعت، آداب و احکام دینی است که به وسیله پیامبر به مردم ابلاغ میشود و سالک راه [[حق]] باید نخست، این آداب و احکام را به طور کامل رعایت کند. طریقت، روشی است که سالک باید در سیر به سوی حقیقت در پیش گیرد [←طریقت] تا به حقیقت [= معرفت] برسد<ref>لاهیجی، '''''شرح گلشنراز'''''. ص26- 27، 246 – 247. </ref>. | |||
== | == نیز نگاه کنید به == | ||
== | * [[اسلام]] | ||
* [[حق]]<br /> | |||
== مآخذ == | |||
<references /> | |||
== منبع اصلی == | == منبع اصلی == | ||
دانشنامه ایران | [https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]، | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
اصغر دادبه | اصغر دادبه | ||
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۲
حقیقت، در لغت به معنی راستی و درستی و نیز به معنی اصل هر چیز و واقع امر است. از دیدگاه فلسفی و عرفانی، حقیقت در چهار معنی به کار میرود:
1) در معنی هستیشناسی
حقیقت در این معنی عبارت است از حقیقت مطلق، یا وجود مطلق که در دین از آن به خدا تعبیر میشود. در فلسفه با روش عقلی ـ استدلالی و در عرفان با روش شهودی از ذات و صفات و افعال وجود مطلق (= حقیقت مطلق = خدا) بحث میشود. از منظر عرفانی، حقیقت مطلق دارای دو چهره است: چهره نهان که واحد است و چهره اشکار که کثیر مینماید،[۱] امّا این کثرت، که عبارت است از جهان یا موجودات گوناگون، کثرتی ظاهری است، نه واقعی و این از آن روست که وجود یگانه مطلق، یک حقیقت است که به صور گوناگون متجلی میشود[۲]. اهل عرفان، به ویژه شاعران عارف از حقیقت مطلق یگانه به آفتاب و به خورشید تعبیر کردهاند و از آفتاب یا خورشید حقیقت سخن گفتهاند:
«... تا به خلوتگه خورشید [= حقیقت] رسی چرخ زنان»[۳] و «...که به خورشید [= حقیقت] رسیدیم و غبار [= شک و کثرت] آخر شد»[۴]
2) در معنی جهانشناسی
حقیقت در این معنی عبارت است از عالم ملکوت، که همان عالَم غیب و عالم معناست و در برابر عالم ملک، عالم شهادت و عالم صورت قرار دارد[۵][۶] و از آن به عالم مجردات نیز تعبیر میشود.
3) در معنی معرفتشناسی
از این دیدگاه، حقیقت، عین معرفت است و سالک در سیر و سلوک باطنی و معنوی خود از شریعت به طریقت میرسد و با طی طریقت، به معرفت حق، که همان حقیقت است نائل میآید[۷][۸]. شریعت، آداب و احکام دینی است که به وسیله پیامبر به مردم ابلاغ میشود و سالک راه حق باید نخست، این آداب و احکام را به طور کامل رعایت کند. طریقت، روشی است که سالک باید در سیر به سوی حقیقت در پیش گیرد [←طریقت] تا به حقیقت [= معرفت] برسد[۹].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ لاهیجی، شرح گلشنراز. چاپ زوّار، ص416.
- ↑ لاهیجی، شرح گلشنراز. ص17، 320، 414.
- ↑ حافظ، دیوان. چاپ قزوینی – غنی، غزل 387 بیت 3.
- ↑ حافظ، دیوان. چاپ سلیم نیساری، غزل.
- ↑ رازی، نجمالدین. مرصادالعباد. چاپ ریاحی، ص46.
- ↑ لاهیجی، شرح گلشنراز. ص435.
- ↑ لاهیجی، شرح گلشنراز. ص246 – 248، 252، 260.
- ↑ رازی، نجمالدین. مرصادالعباد. ص216.
- ↑ لاهیجی، شرح گلشنراز. ص26- 27، 246 – 247.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اصغر دادبه