پرش به محتوا

رضا: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Maedeh (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
'''[[رضا]]،''' در لغت به معنی خشنودی و خوشدلی است و در اصطلاح، اخرین مقام از مقامات هفت‌گانه عارفان در سلوک الی‌الله است<ref>سراج نیشابوری. '''''اللمع''''' '''''فی''''' '''''التصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن، 1914، ص53.</ref>. سالک پس از ان‌که یگانگی خدا را باور داشت و دانست که حق، سرچشمه خیر و برکت است و تنها اوست که بر هر کار توانا و به هر چیز داناست (= توحید) کار خود را بدو وامی‌گذارد (= توکّل) و همان می‌خواهد که او خواسته است، یعنی به قضا رضا می‌دهد و بر استانه تسلیم سر می‌نهد و باور می‌دارد که «در طریقت هر چه پیش سالک اید خیر اوست»<ref>  حافظ. '''''دیوان'''''. به کوشش محمد قزوینی، قاسم غنی، غزل 71، بیت2.</ref> و یقین می‌کند که «بر قلم صنع خطایی نرفته»<ref>همو. '''''همان'''''. غزل 105، بیت3.</ref> و «هر چیز که هست ان‌چنان می‌باید». سالکی که به مقام رضا می‌رسد'''،''' نه دل به اینده می‌بندد، نه خود را به گذشته سرگرم می‌دارد، بلکه صوفی‌ای است «ابن الوقت» که دم را غنیمت می‌شمرد و می‌داند که «فردا گفتن <ref>هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. به کوشش دکتر محمود عابدی، 1383، ص267- 268.</ref>از شرط طریق نیست»<ref>مولوی، '''''مثنوی''''' '''''معنوی'''''. به کوشش نیکلسن، تهران:      .</ref>. این همه موجب می‌شود تا سالک لب از شکوه و شکایت فرو بندد، بدبینی را به یک‌سو نهد و به خوش‌بینی روی اورد، از صفات ناپسندیده و نیز از اندوه برهد و به شادی و سرور و ازادگی برسد و به ارامش کامل دست یابد. چنین است که توحید، توکل و رضا را سه اصل بنیادی سلوک شمرده‌اند. سه اصلی که میان ان‌ها پیوندی علت و معلولی برقرار است. یعنی از توحید، توکل به بار می‌اید و از توکل، رضا حاصل می‌گردد<ref>سراج نیشابوری. '''''اللمع....''''' . ص53؛ لاهیجی. مفاتیح الاعجاز. چاپ زوار، ص223- 225.</ref>.  
'''[[رضا]]،''' در لغت به معنی خشنودی و خوشدلی است و در اصطلاح، آخرین مقام از مقامات هفت‌گانه عارفان در سلوک الی‌الله است<ref>سراج نیشابوری. '''''اللمع''''' '''''فی''''' '''''التصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن، 1914، ص53.</ref>. سالک پس از آن‌که یگانگی خدا را باور داشت و دانست که [[حق]]، سرچشمه خیر و برکت است و تنها اوست که بر هر کار توانا و به هر چیز داناست (= توحید) کار خود را بدو وامی‌گذارد (= [[توکل|توکّل]]) و همان می‌خواهد که او خواسته است، یعنی به قضا رضا می‌دهد و بر آستانه تسلیم سر می‌نهد و باور می‌دارد که «در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست»<ref>  حافظ. '''''دیوان'''''. به کوشش محمد قزوینی، قاسم غنی، غزل 71، بیت2.</ref> و [[یقین]] می‌کند که «بر قلم صنع خطایی نرفته»<ref>حافظ. '''''دیوان'''''. به کوشش محمد قزوینی، قاسم غنی، غزل 105، بیت3.</ref> و «هر چیز که هست آن‌چنان می‌باید». سالکی که به مقام رضا می‌رسد'''،''' نه دل به آینده می‌بندد، نه خود را به گذشته سرگرم می‌دارد، بلکه صوفی‌ای است «ابن الوقت» که دم را غنیمت می‌شمرد و می‌داند که «فردا گفتن <ref>هجویری. '''''کشف''''' '''''المحجوب'''''. به کوشش دکتر محمود عابدی، 1383، ص267- 268.</ref>از شرط طریق نیست»<ref>مولوی، '''''مثنوی''''' '''''معنوی'''''. به کوشش نیکلسن، تهران:      .</ref>. این همه موجب می‌شود تا سالک لب از شکوه و شکایت فرو بندد، بدبینی را به یک‌سو نهد و به خوش‌بینی روی آورد، از صفات ناپسندیده و نیز از اندوه برهد و به شادی و سرور و آزادگی برسد و به آرامش کامل دست یابد. چنین است که توحید، [[توکل]] و رضا را سه اصل بنیادی سلوک شمرده‌اند. سه اصلی که میان آن‌ها پیوندی علت و معلولی برقرار است. یعنی از توحید، [[توکل]] به بار می‌آید و از [[توکل]]، رضا حاصل می‌گردد<ref>سراج نیشابوری. '''''اللمع''''' '''''فی''''' '''''التصوف'''''. به کوشش نیکلسن، لیدن، 1914، ص53.</ref><ref>لاهیجی. مفاتیح الاعجاز. چاپ زوار، ص223- 225.</ref>.  


طبق نظر برخی مشایخ صوفیه، رضا، حال و طبق نظر برخی دیگر، رضا، مقام است. چنان‌چه فرقه محاسبیّه، رضا را از جمله احوال به شمار اورده‌اند و بر خلاف ان‌ها، صوفیان عراق رضا را از جمله مقامات دانسته‌اند.  
طبق نظر برخی مشایخ صوفیه، رضا، حال و طبق نظر برخی دیگر، رضا، مقام است. چنان‌چه فرقه محاسبیّه، رضا را از جمله احوال به شمار آورده‌اند و بر خلاف آن‌ها، صوفیان عراق رضا را از جمله مقامات دانسته‌اند.  


چنین می‌نماید که از قرن چهارم هجری قمری به بعد، نظریه صوفیان عراق در باب رضا پذیرفته شد. چنان‌که ابونصر سرّاج (متوفی 387ق / ؟م) صاحب کتاب اللّمع، رضا را هفتمین مقام شمرد و هجویری (متوفی 465ق / ؟م) در ''کشف المحجوب''، رضا را «نهایت مقامات و بدایت احوال»<ref>همو، '''''همان'''''. ص276.</ref> به شمار اورد و کوشید تا میان دو نظریه را به گونه‌ای اشتی دهد.
چنین می‌نماید که از قرن چهارم هجری قمری به بعد، نظریه [[صوفیه|صوفیان]] [https://dmelal.ir/index.php?title=%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%82 عراق] در باب رضا پذیرفته شد. چنان‌که ابونصر سرّاج (متوفی 387ق / ؟م) صاحب کتاب اللّمع، رضا را هفتمین مقام شمرد و هجویری (متوفی 465ق / ؟م) در ''کشف المحجوب''، رضا را «نهایت مقامات و بدایت احوال»<ref>لاهیجی. مفاتیح الاعجاز. چاپ زوار، ص276.</ref> به شمار آورد و کوشید تا میان دو نظریه را به گونه‌ای آشتی دهد.


== نیز نگاه کنید به ==
== نیز نگاه کنید به ==


* [[حق]]
* [[توکل]]
* [[یقین]]<br />


 
== مآخذ ==
== ماخذ ==
<references />
<references />
== منبع اصلی ==
== منبع اصلی ==
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،


== نویسنده مقاله ==
== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۱۳

رضا، در لغت به معنی خشنودی و خوشدلی است و در اصطلاح، آخرین مقام از مقامات هفت‌گانه عارفان در سلوک الی‌الله است[۱]. سالک پس از آن‌که یگانگی خدا را باور داشت و دانست که حق، سرچشمه خیر و برکت است و تنها اوست که بر هر کار توانا و به هر چیز داناست (= توحید) کار خود را بدو وامی‌گذارد (= توکّل) و همان می‌خواهد که او خواسته است، یعنی به قضا رضا می‌دهد و بر آستانه تسلیم سر می‌نهد و باور می‌دارد که «در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست»[۲] و یقین می‌کند که «بر قلم صنع خطایی نرفته»[۳] و «هر چیز که هست آن‌چنان می‌باید». سالکی که به مقام رضا می‌رسد، نه دل به آینده می‌بندد، نه خود را به گذشته سرگرم می‌دارد، بلکه صوفی‌ای است «ابن الوقت» که دم را غنیمت می‌شمرد و می‌داند که «فردا گفتن [۴]از شرط طریق نیست»[۵]. این همه موجب می‌شود تا سالک لب از شکوه و شکایت فرو بندد، بدبینی را به یک‌سو نهد و به خوش‌بینی روی آورد، از صفات ناپسندیده و نیز از اندوه برهد و به شادی و سرور و آزادگی برسد و به آرامش کامل دست یابد. چنین است که توحید، توکل و رضا را سه اصل بنیادی سلوک شمرده‌اند. سه اصلی که میان آن‌ها پیوندی علت و معلولی برقرار است. یعنی از توحید، توکل به بار می‌آید و از توکل، رضا حاصل می‌گردد[۶][۷].

طبق نظر برخی مشایخ صوفیه، رضا، حال و طبق نظر برخی دیگر، رضا، مقام است. چنان‌چه فرقه محاسبیّه، رضا را از جمله احوال به شمار آورده‌اند و بر خلاف آن‌ها، صوفیان عراق رضا را از جمله مقامات دانسته‌اند.

چنین می‌نماید که از قرن چهارم هجری قمری به بعد، نظریه صوفیان عراق در باب رضا پذیرفته شد. چنان‌که ابونصر سرّاج (متوفی 387ق / ؟م) صاحب کتاب اللّمع، رضا را هفتمین مقام شمرد و هجویری (متوفی 465ق / ؟م) در کشف المحجوب، رضا را «نهایت مقامات و بدایت احوال»[۸] به شمار آورد و کوشید تا میان دو نظریه را به گونه‌ای آشتی دهد.

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. سراج نیشابوری. اللمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن، 1914، ص53.
  2.   حافظ. دیوان. به کوشش محمد قزوینی، قاسم غنی، غزل 71، بیت2.
  3. حافظ. دیوان. به کوشش محمد قزوینی، قاسم غنی، غزل 105، بیت3.
  4. هجویری. کشف المحجوب. به کوشش دکتر محمود عابدی، 1383، ص267- 268.
  5. مولوی، مثنوی معنوی. به کوشش نیکلسن، تهران:      .
  6. سراج نیشابوری. اللمع فی التصوف. به کوشش نیکلسن، لیدن، 1914، ص53.
  7. لاهیجی. مفاتیح الاعجاز. چاپ زوار، ص223- 225.
  8. لاهیجی. مفاتیح الاعجاز. چاپ زوار، ص276.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه