استواء: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''[[استواء]]'''، در لغت به معنی نشستن، برابری و چیرگی است. استواء در نه | '''[[استواء]]'''، در لغت به معنی نشستن، برابری و چیرگی است. استواء در نه آیه از [[قرآن]] ذكر شده كه مشهورتر از همه آیه «الرّحمنُ علی العرشِ استوی» (طه/5) است. این اصطلاح در طول تاریخ كلام و فرق از دو دیدگاه ظاهری و باطنی تفسیر شده است: | ||
==== 1) تفاسیر ظاهری ==== | ==== 1) تفاسیر ظاهری ==== | ||
استواء از دیدگاه ظاهری دارای سه تفسیر است: | استواء از دیدگاه ظاهری دارای سه تفسیر است: | ||
الف) '''نشستن خدا بر عرش'''، كه درست مثل نشستن پادشاه است بر تخت پادشاهی (دیدگاه كرامیه) | الف) '''نشستن خدا بر عرش'''، كه درست مثل نشستن پادشاه است بر تخت پادشاهی (دیدگاه كرامیه)<ref>بغدادی، عبدالقاهر. '''''الفرق بین الفرق'''''. تحقیق محمد محیالدین عبدالحمید، قاهره: مكتبه محمدعلی صبیح و اولاده، بیتا، ص 216-217. </ref><ref>شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالكریم بن ابی بكر احمد. '''''الملل و النحل.''''' تحقیق سید محمد گیلانی، بیروت: دارالمعرفه، 1395ق / 1975م، ص 1/108-109.</ref>؛ | ||
ب) '''راستی قامت خداوند'''، یعنی خدا مثل انسان دارای قد و قامت است و استوا به معنی راستی قامت اوست (دیدگاه برخی از پیروان ابنكُلاّب)،<ref> ابن حزم. '''''الفصل فی الملل و الاهواء و النحل'''''. بیروت: دارالمعرفه، 1975م، ص 2/123.</ref> | ب) '''راستی قامت خداوند'''، یعنی خدا مثل انسان دارای قد و قامت است و استوا به معنی راستی قامت اوست (دیدگاه برخی از پیروان ابنكُلاّب)،<ref> ابن حزم. '''''الفصل فی الملل و الاهواء و النحل'''''. بیروت: دارالمعرفه، 1975م، ص 2/123.</ref> | ||
ج''') استقرار بلاكیف خداوند بر عرش''' یعنی اینكه خدا بر عرش نشسته است، اما چگونگی این نشستن بر بشر روشن نیست (دیدگاه اشاعره و اصحاب حدیث) | ج''') استقرار بلاكیف خداوند بر عرش''' یعنی اینكه خدا بر عرش نشسته است، اما چگونگی این نشستن بر بشر روشن نیست (دیدگاه اشاعره و اصحاب حدیث)<ref>اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل. '''''مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین'''''. تحقیق محمد محیالدین عبدالحمید، مصر: مكتبه النهضه المصریه، 1389ق/1969م، 1/285.</ref><ref>غزالی، ابوحامد محمد. '''''الاقتصاد فی الاعتقاد'''''. تحقیق الشیخ محمد مصطفی ابوالعلاء، مصر: مكتبه الجندی، 1973م/1392ق، ص 52-56.</ref><ref>فخر رازی. '''''البراهین در علم كلام'''''. تصحیح سید محمدباقر سبزواری، تهران: دانشگاه تهران، 1341، 1/89-95.</ref>. | ||
==== 2) تفاسیر باطنی ==== | ==== 2) تفاسیر باطنی ==== | ||
از دیدگاه باطنی، استواء دارای چهار تفسیر است: | از دیدگاه باطنی، استواء دارای چهار تفسیر است: | ||
الف) '''قصد آفرینش | الف) '''قصد آفرینش آسمانها'''، یعنی در برخی از آیههای قرآن كه «استواء» با حروف «الی» آمده است به این معناست كه خداوند قصد كرد تا آسمانها را خلق كند. (دیدگاه برخی از امامیه و اشاعره)<ref> رازی، ابوالفتوح. '''''روح (= روض) الجنان و روح الجنان'''''. تصحیح حاجی میرزا ابوالحسن شعرانی، تهران: كتابفروشی اسلامیه، بی تا، ص 1/121-122.</ref><ref>غزالی، ابوحامد محمد. '''''الاقتصاد فی الاعتقاد'''''. ص 56.</ref>؛ | ||
ب) '''تساوی نسبت خداوند''' در علم و قدرت و قهر و لطف نسبت به موجودات، یعنی كه علم و قدرت و ... خداوند به موجودات یكسان و مساوی است (دیدگاه برخی از امامیه) | ب) '''تساوی نسبت خداوند''' در علم و قدرت و قهر و لطف نسبت به موجودات، یعنی كه علم و قدرت و ... خداوند به موجودات یكسان و مساوی است (دیدگاه برخی از امامیه)<ref>ابن بابویه (صدوق). '''''كتابالتوحید'''''. تهران: مكتبه الصدوق، 1398ق، ص 315-317. </ref>؛ | ||
ج) '''استیلا و قهر خداوند بر عرش'''، یعنی در صورتی كه استواء با حرف «علی» به كار رود به معنی استیلا و تسلط است و استواری بر عرش هم به معنی استیلا و تسلط خداوند بر عرش است (دیدگاه معتزله، جهمیه، برخی از امامیه و غزالی) | ج) '''استیلا و قهر خداوند بر عرش'''، یعنی در صورتی كه استواء با حرف «علی» به كار رود به معنی استیلا و تسلط است و استواری بر عرش هم به معنی استیلا و تسلط خداوند بر عرش است (دیدگاه معتزله، جهمیه، برخی از امامیه و غزالی)<ref>اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل. '''''مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین'''''. ص 1/285.</ref><ref>ابن حزم. '''''الفصل فی الملل و الاهواء و النحل'''''. ص 2/123.</ref>؛ | ||
د) '''پایان كار آفرینش جهان با آفرینش عرش''' یعنی استوا در برخی از آیات بدین معناست كه خداوند با | د) '''پایان كار [[آفرینش(در اسلام)|آفرینش جهان]] با [[آفرینش(در اسلام)|آفرینش عرش]]''' یعنی استوا در برخی از آیات بدین معناست كه خداوند با [[آفرینش(در اسلام)|آفرینش عرش]]، كار [[آفرینش(در اسلام)|آفرینش]] جهان را به پایان رساند (دیدگاه برخی از متكلمان و ابن حزم)<ref> ابن حزم. '''''الفصل فی الملل و الاهواء و النحل'''''. ص 2/125.</ref>. | ||
== نیز نگاه کنید به == | == نیز نگاه کنید به == | ||
* [[اسلام]] | |||
* [[امامت]] | |||
* [[آفرینش(در اسلام)]]<br /> | |||
== مآخذ == | == مآخذ == | ||
<references /> | <references /> | ||
| خط ۳۲: | خط ۳۴: | ||
== نویسنده مقاله == | == نویسنده مقاله == | ||
اصغر دادبه | اصغر دادبه | ||
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]] | |||
نسخهٔ کنونی تا ۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۲۸
استواء، در لغت به معنی نشستن، برابری و چیرگی است. استواء در نه آیه از قرآن ذكر شده كه مشهورتر از همه آیه «الرّحمنُ علی العرشِ استوی» (طه/5) است. این اصطلاح در طول تاریخ كلام و فرق از دو دیدگاه ظاهری و باطنی تفسیر شده است:
1) تفاسیر ظاهری
استواء از دیدگاه ظاهری دارای سه تفسیر است:
الف) نشستن خدا بر عرش، كه درست مثل نشستن پادشاه است بر تخت پادشاهی (دیدگاه كرامیه)[۱][۲]؛
ب) راستی قامت خداوند، یعنی خدا مثل انسان دارای قد و قامت است و استوا به معنی راستی قامت اوست (دیدگاه برخی از پیروان ابنكُلاّب)،[۳]
ج) استقرار بلاكیف خداوند بر عرش یعنی اینكه خدا بر عرش نشسته است، اما چگونگی این نشستن بر بشر روشن نیست (دیدگاه اشاعره و اصحاب حدیث)[۴][۵][۶].
2) تفاسیر باطنی
از دیدگاه باطنی، استواء دارای چهار تفسیر است:
الف) قصد آفرینش آسمانها، یعنی در برخی از آیههای قرآن كه «استواء» با حروف «الی» آمده است به این معناست كه خداوند قصد كرد تا آسمانها را خلق كند. (دیدگاه برخی از امامیه و اشاعره)[۷][۸]؛
ب) تساوی نسبت خداوند در علم و قدرت و قهر و لطف نسبت به موجودات، یعنی كه علم و قدرت و ... خداوند به موجودات یكسان و مساوی است (دیدگاه برخی از امامیه)[۹]؛
ج) استیلا و قهر خداوند بر عرش، یعنی در صورتی كه استواء با حرف «علی» به كار رود به معنی استیلا و تسلط است و استواری بر عرش هم به معنی استیلا و تسلط خداوند بر عرش است (دیدگاه معتزله، جهمیه، برخی از امامیه و غزالی)[۱۰][۱۱]؛
د) پایان كار آفرینش جهان با آفرینش عرش یعنی استوا در برخی از آیات بدین معناست كه خداوند با آفرینش عرش، كار آفرینش جهان را به پایان رساند (دیدگاه برخی از متكلمان و ابن حزم)[۱۲].
نیز نگاه کنید به
مآخذ
- ↑ بغدادی، عبدالقاهر. الفرق بین الفرق. تحقیق محمد محیالدین عبدالحمید، قاهره: مكتبه محمدعلی صبیح و اولاده، بیتا، ص 216-217.
- ↑ شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالكریم بن ابی بكر احمد. الملل و النحل. تحقیق سید محمد گیلانی، بیروت: دارالمعرفه، 1395ق / 1975م، ص 1/108-109.
- ↑ ابن حزم. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل. بیروت: دارالمعرفه، 1975م، ص 2/123.
- ↑ اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل. مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین. تحقیق محمد محیالدین عبدالحمید، مصر: مكتبه النهضه المصریه، 1389ق/1969م، 1/285.
- ↑ غزالی، ابوحامد محمد. الاقتصاد فی الاعتقاد. تحقیق الشیخ محمد مصطفی ابوالعلاء، مصر: مكتبه الجندی، 1973م/1392ق، ص 52-56.
- ↑ فخر رازی. البراهین در علم كلام. تصحیح سید محمدباقر سبزواری، تهران: دانشگاه تهران، 1341، 1/89-95.
- ↑ رازی، ابوالفتوح. روح (= روض) الجنان و روح الجنان. تصحیح حاجی میرزا ابوالحسن شعرانی، تهران: كتابفروشی اسلامیه، بی تا، ص 1/121-122.
- ↑ غزالی، ابوحامد محمد. الاقتصاد فی الاعتقاد. ص 56.
- ↑ ابن بابویه (صدوق). كتابالتوحید. تهران: مكتبه الصدوق، 1398ق، ص 315-317.
- ↑ اشعری، ابوالحسن علی بن اسماعیل. مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین. ص 1/285.
- ↑ ابن حزم. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل. ص 2/123.
- ↑ ابن حزم. الفصل فی الملل و الاهواء و النحل. ص 2/125.
منبع اصلی
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،
نویسنده مقاله
اصغر دادبه