پرش به محتوا

حقیقت: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی ایران
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
صفحه‌ای تازه حاوی « '''حقيقت،''' در لغت به معني راستي و درستي و نيز به معني اصل هر چيز و واقع امر است. از ديدگاه فلسفي و عرفاني، حقيقت در چهار معني به كار مي‌رود: '''1) در معني هستي‌شناسي:''' حقيقت در اين معني عبارت است از حقيقت مطلق، يا وجود مطلق كه در دين از آن به خدا ت...» ایجاد کرد
 
Samei (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
   
   
'''حقيقت،''' در لغت به معني راستي و درستي و نيز به معني اصل هر چيز و واقع امر است. از ديدگاه فلسفي و عرفاني، حقيقت در چهار معني به كار مي‌رود:
'''[[حقیقت]]،''' در لغت به معنی راستی و درستی و نیز به معنی اصل هر چیز و واقع امر است. از دیدگاه فلسفی و عرفانی، حقیقت در چهار معنی به کار می‌رود:


'''1) در معني هستي‌شناسي:''' حقيقت در اين معني عبارت است از حقيقت مطلق، يا وجود مطلق كه در دين از آن به خدا تعبير مي‌شود. در فلسفه با روش عقلي ـ  استدلالي و در عرفان با روش شهودي از ذات و صفات و افعال وجود مطلق (= حقيقت مطلق = خدا) بحث مي‌شود. از منظر عرفاني، حقيقت مطلق داراي دو چهره است: چهرة نهان كه واحد است و چهرة آشكار كه كثير مي‌نمايد،<sup>1</sup> امّا اين كثرت، كه عبارت است از جهان يا موجودات گوناگون، كثرتي ظاهري است، نه واقعي و اين از آن روست كه وجود يگانة مطلق، يك حقيقت است كه به صور گوناگون متجلي مي‌شود.<sup>2</sup> اهل عرفان، به ويژه شاعران عارف از حقيقت مطلق يگانه به '''آفتاب''' و به '''خورشيد''' تعبير كرده‌اند و از آفتاب يا خورشيد حقيقت سخن گفته‌اند: «... تا به خلوتگه خورشيد [= حقيقت] رسي چرخ زنان»<sup>3</sup> و «...كه به خورشيد [= حقيقت] رسيديم و غبار [= شك و كثرت] آخر شد»<sup>4</sup>  
=== 1) در معنی هستی‌شناسی ===
حقیقت در این معنی عبارت است از حقیقت مطلق، یا وجود مطلق که در دین از آن به خدا تعبیر می‌شود. در فلسفه با روش عقلی ـ  استدلالی و در عرفان با روش شهودی از ذات و صفات و افعال وجود مطلق (= حقیقت مطلق = خدا) بحث می‌شود. از منظر عرفانی، حقیقت مطلق دارای دو چهره است: چهره نهان که واحد است و چهره اشکار که کثیر می‌نماید،<ref>لاهیجی، '''''شرح گلشن‌راز'''''. چاپ زوّار، ص416.</ref> امّا این کثرت، که عبارت است از جهان یا موجودات گوناگون، کثرتی ظاهری است، نه واقعی و این از آن روست که وجود یگانه مطلق، یک حقیقت است که به صور گوناگون متجلی می‌شود<ref>لاهیجی، '''''شرح گلشن‌راز'''''<nowiki/>'''''.''''' ص17، 320، 414.</ref>. اهل عرفان، به ویژه شاعران عارف از حقیقت مطلق یگانه به آ'''فتاب''' و به '''خورشید''' تعبیر کرده‌اند و از آفتاب یا خورشید حقیقت سخن گفته‌اند:<blockquote>«... تا به خلوتگه خورشید [= حقیقت] رسی چرخ زنان»<ref>حافظ، '''''دیوان.''''' چاپ قزوینی – غنی، غزل 387 بیت 3.</ref> و «...که به خورشید [= حقیقت] رسیدیم و غبار [= شک و کثرت] آخر شد»<ref>حافظ، '''''دیوان'''''<nowiki/>'''''.''''' چاپ سلیم نیساری، غزل.</ref></blockquote>


'''2) در معني جهان‌شناسي:''' حقيقت در اين معني عبارت است از عالم ملكوت، كه همان عالَم غيب و عالم معناست و در برابر عالم ملك، عالم شهادت و عالم صورت قرار دارد<sup>5</sup> و از آن به عالم مجردات نيز تعبير مي‌شود.  
=== 2) در معنی جهان‌شناسی ===
حقیقت در این معنی عبارت است از عالم ملکوت، که همان عالَم غیب و عالم معناست و در برابر عالم ملک، عالم شهادت و عالم صورت قرار دارد<ref>رازی، نجم‌الدین. '''''مرصاد‌العباد'''''. چاپ ریاحی، ص46.</ref><ref>لاهیجی، '''''شرح گلشن‌راز'''''. ص435.</ref> و از آن به عالم مجردات نیز تعبیر می‌شود.  


'''3) در معني معرفت‌شناسي:''' از اين ديدگاه، حقيقت، عين معرفت است و سالك در سير و سلوك باطني و معنوي خود از شريعت به طريقت مي‌رسد و با طي طريقت، به معرفت حق، كه همان حقيقت است نائل مي‌آيد.<sup>6</sup> [نيزنك: حق، شريعت، آداب و احكام ديني است كه به وسيلة پيامبر به مردم ابلاغ مي‌شود و سالك راه حق بايد نخست، اين آداب و احكام را به طور كامل رعايت كند. طريقت، روشي است كه سالك بايد در سير به سوي حقيقت در پيش گيرد [←طريقت] تا به حقيقت [= معرفت] برسد.<sup>7</sup>  
=== 3) در معنی معرفت‌شناسی ===
از این دیدگاه، حقیقت، عین معرفت است و سالک در سیر و سلوک باطنی و معنوی خود از شریعت به طریقت می‌رسد و با طی طریقت، به معرفت [[حق]]، که همان حقیقت است نائل می‌آید<ref>لاهیجی، '''''شرح گلشن‌راز'''''<nowiki/>'''''.''''' ص246 – 248، 252، 260.</ref><ref>رازی، نجم‌الدین. '''''مرصادالعباد'''''. ص216.</ref>. شریعت، آداب و احکام دینی است که به وسیله پیامبر به مردم ابلاغ می‌شود و سالک راه [[حق]] باید نخست، این آداب و احکام را به طور کامل رعایت کند. طریقت، روشی است که سالک باید در سیر به سوی حقیقت در پیش گیرد [←طریقت] تا به حقیقت [= معرفت] برسد<ref>لاهیجی، '''''شرح گلشن‌راز'''''. ص26- 27، 246 – 247. </ref>.


'''مآخذ:'''
== نیز نگاه کنید به ==


1.   لاهيجي، '''''شرح گلشن‌راز'''''. چاپ زوّار، ص416.
* [[اسلام]]
* [[حق]]<br />


2.   همو، '''''همان.''''' ص17، 320، 414.
== مآخذ ==
<references />


3.   حافظ، '''''ديوان.''''' چاپ قزويني – غني، غزل 387 بيت 3.
== منبع اصلی ==
 
[https://icro.ir/ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی] (1398). دانشنامه ایران. تهران: [https://alhoda.ir/ موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی]،
4.   همو، '''''همان.''''' چاپ سليم نيساري، غزل.
 
5.   رازي، نجم‌الدين. '''''مرصاد‌العباد'''''. چاپ رياحي، ص46؛ لاهيجي، '''''شرح گلشن‌راز'''''. ص435.
 
6.   همو، '''''همان.''''' ص246 – 248، 252، 260؛ رازي، نجم‌الدين. '''''مرصادالعباد'''''. ص216.
 
7.   لاهيجي، '''''شرح گلشن‌راز'''''. ص26- 27، 246 – 247.  


== نویسنده مقاله ==
اصغر دادبه
اصغر دادبه
[[رده:عرفان، فلسفه و کلام]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۲:۵۲

حقیقت، در لغت به معنی راستی و درستی و نیز به معنی اصل هر چیز و واقع امر است. از دیدگاه فلسفی و عرفانی، حقیقت در چهار معنی به کار می‌رود:

1) در معنی هستی‌شناسی

حقیقت در این معنی عبارت است از حقیقت مطلق، یا وجود مطلق که در دین از آن به خدا تعبیر می‌شود. در فلسفه با روش عقلی ـ  استدلالی و در عرفان با روش شهودی از ذات و صفات و افعال وجود مطلق (= حقیقت مطلق = خدا) بحث می‌شود. از منظر عرفانی، حقیقت مطلق دارای دو چهره است: چهره نهان که واحد است و چهره اشکار که کثیر می‌نماید،[۱] امّا این کثرت، که عبارت است از جهان یا موجودات گوناگون، کثرتی ظاهری است، نه واقعی و این از آن روست که وجود یگانه مطلق، یک حقیقت است که به صور گوناگون متجلی می‌شود[۲]. اهل عرفان، به ویژه شاعران عارف از حقیقت مطلق یگانه به آفتاب و به خورشید تعبیر کرده‌اند و از آفتاب یا خورشید حقیقت سخن گفته‌اند:

«... تا به خلوتگه خورشید [= حقیقت] رسی چرخ زنان»[۳] و «...که به خورشید [= حقیقت] رسیدیم و غبار [= شک و کثرت] آخر شد»[۴]

2) در معنی جهان‌شناسی

حقیقت در این معنی عبارت است از عالم ملکوت، که همان عالَم غیب و عالم معناست و در برابر عالم ملک، عالم شهادت و عالم صورت قرار دارد[۵][۶] و از آن به عالم مجردات نیز تعبیر می‌شود.

3) در معنی معرفت‌شناسی

از این دیدگاه، حقیقت، عین معرفت است و سالک در سیر و سلوک باطنی و معنوی خود از شریعت به طریقت می‌رسد و با طی طریقت، به معرفت حق، که همان حقیقت است نائل می‌آید[۷][۸]. شریعت، آداب و احکام دینی است که به وسیله پیامبر به مردم ابلاغ می‌شود و سالک راه حق باید نخست، این آداب و احکام را به طور کامل رعایت کند. طریقت، روشی است که سالک باید در سیر به سوی حقیقت در پیش گیرد [←طریقت] تا به حقیقت [= معرفت] برسد[۹].

نیز نگاه کنید به

مآخذ

  1. لاهیجی، شرح گلشن‌راز. چاپ زوّار، ص416.
  2. لاهیجی، شرح گلشن‌راز. ص17، 320، 414.
  3. حافظ، دیوان. چاپ قزوینی – غنی، غزل 387 بیت 3.
  4. حافظ، دیوان. چاپ سلیم نیساری، غزل.
  5. رازی، نجم‌الدین. مرصاد‌العباد. چاپ ریاحی، ص46.
  6. لاهیجی، شرح گلشن‌راز. ص435.
  7. لاهیجی، شرح گلشن‌راز. ص246 – 248، 252، 260.
  8. رازی، نجم‌الدین. مرصادالعباد. ص216.
  9. لاهیجی، شرح گلشن‌راز. ص26- 27، 246 – 247.

منبع اصلی

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مرکز مطالعات راهبردی روابط فرهنگی (1398). دانشنامه ایران. تهران: موسسه فرهنگی هنری و انتشارات بین المللی الهدی،

نویسنده مقاله

اصغر دادبه